//
اطلاعیه ها

Zaniar Moradi’s letter from prison:

To all the people of the world who are in my age group:

I despise thinking about my death; I do not want to take my life aspiration to the grave with me.

My name is Zaneyar Moradi.

Currently, I am sitting in a death row cell, my prison cell in Karaj, Iran, and I want to talk to you young people in Europe and America, I want to speak to people, who are my age who are living in Japan, Australia, France, and Africa and all over the globe.

Please DO NOT LET THEM HANG ME!

Is this world so cruel, to watch both my cousin and I hang in public from a crane on the street? And not say anything? And not do anything?

I realize that it is only through the Internet that I am voicing to you my fear and my plea to you. So please be patient with me and give me few minutes and seconds of your time and hear me. It is hard to be twenty-one and to face my death. To live everyday with the nightmare of death, to shiver every time I hear their footsteps coming to take me to my death.

It has been three years since I have been imprisoned. I am Zaneyar Moradi and my co-defendant is Loghman Moradi, we were tortured for nine months. They would beat us so hard that we could not walk, even today I still suffer from side effects of torture—my back is hurting and I have two fractured vertebrate.  The torturers told us that if we did not confess to everything they told us that they would rape us and we just signed whatever they put in front of us. And now we are waiting for the hanging rope of death while standing or hanging on the streets of Tehran or Urūmiyeh (where we were born). They tell us now plans are being set for our execution, and the hang man has been sick for the past four days and I can’t sleep at nights. So I decided to help myself by writing this letter.

Whatever you can do, please don’t let them execute us. Please use your youth, your creativity, and let this regime know that we are not alone. Please voice your protest to this verdict. If you protest, if you complain to them we will here it!

I am waiting to hear YOUR voices of protest

Zenyar Moradi

Raja-e-shar Prison

January 4, 2013

Human rights lawyer Nasrin Sotoudeh

On April 13, 2011 the U.S. PEN Association awarded Nasrin Sotoudeh their American PEN Award for 2011 for her work in defending human rights and freedom of expression in Iran. There was no acceptance speech as the recipient of the award was being held in Evin prison, the most notorious torture centre in Iran for the same work which she was awarded the prestigious PEN award.

Nasrin Sotoudeh, a prominent human rights lawyer, was arrested on September 4, 2010, and on 8 January 2011, she was sentenced to 11 years in prison, 20 years’ ban on her legal practice, and 20 years ban on foreign travel on charges of “acting against national security,” “collusion and propagation against the Islamic Republic,” and “membership in the Defenders of Human Rights Center.” Perhaps due to International out cry the appeals court reduced her imprisonment to six years, but the ban on her legal practice and foreign travel remain unchanged.

During her imprisonment in Evin, Ms. Sotoudeh has gone through long periods of solitary confinement, has had very rare, random, short visits and phone calls with her family and has gone on long hunger strikes to protest the unlawful charges against her. It is also widely believed that she has been tortured in Evin as this is routine practice for all prisoners.

In Oct 2011, Rea Khandan, Ms. Sotoudeh’s husband was summoned to Evin prison for simply writing a letter to the prosecutor’s office describing his wife’s poor condition. Furthermore, a security court in Tehran ruled a ban on foreign travel for both Ms. Sotoudeh’s husband and 13 year old daughter, Mehraveh Khandan. Reza and Mehraveh Khandan each received a ruling and summons notice from Branch Two of Tehran’s Shahid Moghaddas Court, located next to Evin Prison, which is dedicated to handling security cases. This is the first such ruling against a minor child of a political prisoner.

Additionally, Ms. Sotoudeh was deprived of furlough and telephone contact with her family during the Persian New Year, her husband Reza Khandan told the International Campaign for Human Rights in Iran in an interview.

“Unfortunately, after two years of imprisonment, her leave was denied and she and the other women in her ward were not even allowed to make telephone calls to their families during the holidays. Some male political prisoners were allowed to spend Nowruz near their families, but none of the female political prisoners were allowed even hourly leave during these special days. We did not hear from Ms. Sotoudeh from 19 through 29 March. Ten days after Nowruz, they finally allowed visitation, and the kids and I were able to see her,” said Khandan.

Khandan added that this is the second year Sotoudeh’s family is spending the Persian New Year without her. “We regard Ms. Sotoudeh’s sentence as one without any legitimacy, and we also [object to] the lack of observation of her basic rights in prison. She has been denied the right to make telephone calls for almost a whole year. Many non-political prisoners have telephone sets above their beds and they can call whomever they want daily. They can even take care of their business affairs by phone. But female political prisoners, even on our most important celebration, Nowruz, were deprived from having simple phone calls to their families.”

For Campaign to Free Political Prisoners in Iran(CFPPI)

By: Shadi Paveh

18 /10/2012 ___________________________________________________

همه باهم بسوی ده اکتبر روز جهانی عليه اعدام

 ایران دومین کشور در جهان به لحاظ تعداد موارد اجرای مجازات اعدام است. جمهوری اسلامی در نقض مستمر حقوق اوليه انسانی يعنی آزاديهای فردی و اجتماعی و داشتن حق حيات و در کل پايمال کردن ارزش و کرامت انسانی گوی سبقت را از همگان ربوده است. رژيم جمهوری اسلامی ابتدا اعدام‌ها رادر پشت بام مدرسه علوی و سپس به بيمارستان‌ها ، خيابان‌ها و فرودگاه کردستان انتقال داد. به مدت چند روز بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ترور و اعدام در ترکمن صحرا آغازگرديد،ترور فعالين پيشرو کارگری که از پيش شناسائی شده بودند، سرکوب زنان, بستن دانشگاه‌ها به بهانه انقلاب فرهنگي، سرکوب و کشتار دانشجويان در تهران، تبريز، اهواز… در ادامه ۳۰خرداد ۶۰  و بعد ازآن سالهای۶۷-۶۰با نسل کشی و اعدام هزاران آزاديخواه ، و همچنين قتل‌های زنجيره ا ی  و وقايع کوی دانشگاه ودهها فاجعه انسانی ديگر ازجمله اعدام جرايم غير سياسی و اعدام دگرانديشان, کشتن و به قتل رساندن تعداد بيشماری که در تظاهرات‌های تابستان سال ۸۸ شرکت داشتند، بخشی از عملکرد این رژیم جنایت کار میباشد و این جانیان اسلامی به این اعمال وحشیانه و غیر انسانی‌ تا به امروز ادامه داده اند

طبق آمار سازمان عفو بین الملل در طی سال ۲۰۱۱ تعداد ۳۶۰ نفررسما و ۲۷۴ نفراعلام نشده و در مجموع ۶۳۴ نفر در ایران اعدام شده اند. در میان محکومین و اعدام شدگان تعدادی کودک که کمتر از ۱۸ سال داشتند گزارش شده است که از جمله آنان می توان از شایان امیدی، علیرضا ملاسلطانی نام برد.اضافه بر آن، صدور دستِ کم ۱۵۶ حکم تازه اعدام رسماً تایید و اما امسال بعد از اعدامهای بی‌وقفه هم اکنون تعداد زیادی از عزیزان در بند در خطر قریب الوقوع اعدام قرار دارند از جمله: زانیار مرادی، لقمان مرادی، شیرکو معارفی، بختیار معماری، سیروان نژاوی، على نعامی، سلمان میایی،  سید سامی حسینی، غلامرضا خسروی سوادجانی، سمکو خورشیدی، هادی راشدی، انور رستمی، عبدالوهاب ریگی، مهر الله ریگی، حبیب ریگی نژاد، عبدالغنی زنگی زهی، هوشنگ رضایی، رشید آخکندی، منصور آروند، جابر آلبوشوکه، مختار آلبوشوکه، عبدالرضا امیر خنافره، شریفی امیر معاوی،عبدلله ‌سروریان، مصطفی سلیمی، نوید شجاعی، هاشم شعبانی نژاد، عبدالرحیم صحرازهی، شهاب عباسی، غازی عباسی، رحمان عساکره، محمد علی عموری، ابراهیم عیسی پور، عبد الرضا قنبری، حبیب الله‌ گلپری پور، عبدالامیر مجدمی، عزیز محمدزاده‌، سید جمال محمدی، و حبیب الله ‌لطیفی  

اين دستگاه سرکوب وتوحش قانونی ورسمی برای گرفتن و زير پا گذاشتن هر چه که انسانی است به روی مردم شمشير کشيده است و خشونت دولتی را بمنظور ويرانی جامعه انسانی بر پايه تحقير وفرودستی ،زور وخشونت وتير و دار و درفش بر جامعه تحميل کرده است و برای حفظ نظام قرون وسطايی بر پايه مجازات دولتی و قوانين اسلامی با کمک ارگانهای نظامی و امنيتی و نيروی بسيج ولباس شخصی‌ها وبا کمک رسانه‌ها و مطبوعات وابسته امر بگير و ببند،سنگسار و قصاص،تجاوز و کشتار را به امر بديهی تبديل کرده اند. رژيم جمهوری اسلامی صحنه‌های سنگسار واعدام را همچون سيرک وتئاتر تبليغ وترويج می کند.  اقدام ومبارزه برای سرنگونی رژیم و به طریق اولا  الغای مجازات اعدام در ايران را باید بطور مداوم و جدی در دستور کار روزانه قرار داد تا بدین وسیله دستيابی به جامعه‌ای انسانی ، برای حال و آينده گان میسر شود. این بهترین و سریعترین راه رسیدن به یک جامعه انسانی‌ میباشد

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در ایران  همگام با کمیته بین المللی  علیه اعدام اعلام میدارد : اعدام لکه ننگي بر دامن بشريت در قرن بيست و يک است! اعدام يعني کشتن انسانها و سازمان دادن قتل خونسردانه توسط حاکمين که هدفش نه دفاع از امنيت و نه مقابله با جرم و جنايت در جامعه٬ بلکه انجام جنايت بر عليه مردم و ايجاد وحشت در بين مردم است

امروز جنبش عليه اعدام در ايران يک جنبش مهم٬ قوي و روشن و راديکال است که ميتواند در منطقه خاورميانه نقش مهمي بازي کند. با وجود اينکه حکومت اسلامي ايران بيشترين اعدامها را انجام ميدهد و نماينده سياهي و تباهي و مرگ و جنايت مقدس است٬ جنبش عليه اعدام در ايران پاسخ روشن تئوريک و سياسي و انساني به اين معضل داده و اعلام کرده است که اعدام قتل عمد دولتي است و براي هميشه بايد در همه جاي جهان ممنوع شود. هيچ باند و جريان و حزب و فردي اجازه ندارد هيچکس را به هيچ عذر و بهانه اي به » اعدام» محکوم کند و او را به قتل برساند.
ايران آينده ايراني عاري از اعدام و سنگسار و جنايت و شکنجه و زنداني سياسي خواهد بود. امروز اما بايد عليه اعدامها در ايران بسيار بيش از اينها کار کرد. امروز بايد بپا خاست و مانع کشتار جواناني شد که روزانه به دست مشتي جلاد بيرحم و فاشيست به قتل ميرسند .فراخوان ما  به همه سازمانهاي اپوزيسيون جمهوري اسلامي اينست که متحدانه عليه اين اعدامها بپا خيزيم.

پیام و فراخوان ما به مردم و جوانان به پا خواسته این است که با تمرکز روی خواست آزادی زندانیان سیاسی و بر علیه اعدام ، سرنگونی رژیم را تسریع نمایند. شرایط امروز که رژیم در سطح بین المللی و داخلی‌ منزوی تر از همیشه است این امکان را بوجود میاورد که در اولین فرصت ممکن به درب زندان‌ها هجوم آوریم. شکستن در زندانها و به آتش کشیدن چوبه‌های دار  مساوی است با شکستن موجودیت ننگین جمهوری اسلامی. خانواده زندانیان سیاسی به همراه مردم به پا خواسته نقش کلیدی را در این نبرد سرنوشت ساز بازی خواهند کرد.

سرنگون باد رژیم ننگین جمهوری اسلامی

سرور کاردار
مسئول کمیته مبارزه برای آزادی زندانیا‌ن سیاسی در ایران CFPPI

______________________________________________________

كوچكترين اعتراض و درخواست  ما

 با زندان شكنجه و اذيت و آزار براى خودمان و خانواده هايمان همراه است

نامه ضميمه , نامه كارگر زندانى افشين اسانلو از زندان گوهردشت ميباشد. افشين برادر منصور اسانلو ميباشد; وى فعال كارگرى و  يكى از اعضاى سنديكاى شركت واحد تهران ميباشد.

ما از شما دعوت ميكنيم كه با ارسال نامه حمايتى  از سازمان جهانى كار كه رژيم جمهورى اسلامى را به عنوان يكى از اعضايش پذيرفته است بخواهيد كه جهت آزادى افشين رژيم اسلامى را تحت فشار قرار دهد. نمونه نامه حمايتى در زير ضميمه ميباشد. اگر عضو اتحاديه , انجمن و يا سازمانى هستيد از آنها نيز بخواهيد از افشين حمايت كنند.

متن نامه افشين اسانلو:

من افشين اسانلو از فعالين جنبش كارگرى ايران و راننده اتوبوس حمل و نقل بين شهرى هستم و هم اكنون در زندان گوهردشت كرج ( رجايى شهر) بسر ميبرم . در پاييز ١٣۸۹ هنگام استراحت در خوابگاه مخصوص رانندگان مستقر در ترمينال مسافرى   توسط افراد مسلح كه همگى لباس شخصى بودند ربوده و به بند وزارت اطلاعات يا همان بند ٢٠9 زندان اوين منتقل شدم. به مدت پنج ماه در سولهاى انفرادى ٢٠۹ در زندان اطلاعات شهر سنندج تحت بازجوى و شكنجه قرار گرفتم. ,, شكنجه هاى نظير زدن كابل به كف پا , وادار كردن به دويدن با همان پاهاي زخمى و كابل خورده , بازجوييهاي طولانى مدت به مدت هفده – هجده  ساعته, فحشهاي ركيك و ضرب و شتم اين جانب به صورت دسته جمعى كه باعث شكسته شدن چند تا از دنده ها و همينطور دندانهايم شد, در طى اين پنج ماه خانواده ام هيچگونه خبرى از من نداشته و پيگيريهايشان هم به جايى نرسيد به من حتى اجازه تلفن زدن به مادر سالخورده و رنجكشيده كه غم زندانى شدن پسر ديگرش آقاى منصور اسانلو رئيس هيئت مديره  سنديكاى شركت واحد تهران را هم بر دوش ميكشيد را هم ندادند.

من متاهل و داراى دو فرزند پسر ميباشم و همان اغاز تشكليل خانواده به مدت ٢ سال در قرارگاه سازندگى خاتم الانبيا سپاه مشغول به كار شدم و به بعنوان راننده ماشين الات سنگين در شهرستانهاى محروم و جنگزده در جنوب كشور در پروژه هاى مهم از قبيل ساخت خط خاكى كرخه و اسكله سنگى بندر ماهشهر, كانال كشى آب از سد كرخه تا حميده اهواز كار كردم. عشق به وطن باعث ميشد كه دورى از خانواده را تحمل كنم و به هيچ بگيرم. بعد از دو سال با  تمام راننده گانى كه استخداميشان قرردادى و موقت بود تسويه حساب كردند و همه ما بيكار شديم, در سال ١٣٧٦ به استخدام شركت واحد اتوبوسرانى تهران در آمدم , در شلوغترين خطوط اتوبوسرانى به صورت ١٢ ساعت در روز و يا در خطوط شبانه روزى با تمايل و درخواست خودم مشغول خدمت راساني به مردم كشورم شدم,در مدت ٤ سالى كه در شركت واحد بودم همواره به همراه كارگران و رانندگان صديق و با سابقه در كنار كار روزانه به جهت بهبود شرايط كار و كارامد تر شدن سيستم مديريتى و جلوگيرى از فساد  خيلى از مديران و مسولين بخشها و مناطق مختلف به شركت و حتى خود نمايندگان شوراى اسلامى كار و پيگيرى معوقه هاي عيدى و پاداش و بن هاى كارگرى , لباس كار و يا قرارگرفتن شركت جزو مشاغل سخت و زيان آور و از بين بردن قرارداهاي موقت , كه در بعضى از موارد به ٤ الي ٥ سال هم ميرسيد تلاش ميكردم .

با اينكه در خيلى موارد موفق هم نميشديم ولى خارى بوديم در چشم زياده خواهان, آنها تلاش ميكردند به هر نحوى كه شده ما را از ميدان بدر كنند. ما دائما از سوى مديرت و مامورانشان   تحت فشار و تهديد به اخراج بوديم.

متاسفانه در سال ١٣۸٠ به هنگام جابجايى مسافر در يكى از خطوط شركت واحد با فردى تصادف كردم كه موجب فوت وى شد, در اين رابطه از مديريت شركت طلب مسادعت و ياري جهت توديع ديه  فرد متوفى را كردم كه مديريت و مددكارى وقت ان زمان با تبانى با شركت بيمه و خانواده متوفى به عمد باعث شدند كه مبلغ ديه  ١٥ ميليون تومانى  در آن زمان به هجده ميليون در سال بعد تبديل شود كه در صورت پرداخت نشدن مبلغ ٣ ميليون تومان مابالتفاوت من به زندان ميافتادم و قانونا بيمه هم از پرداخت اين  مبلغ معاف بود.

مراجعه به اداره كار و طرح شكايت هم راه به جايى نبرد تا اينكه مديريت شركت  واحد پرداخت اين مبلغ را منوط به استعفاى من كردند. و من هم كه اين مقدار پول را نداشتم مجبور به استعفا شدن كه اين امر باعث به هدر رفتن چهار سال سابقه كاريم شد و من ميبايست پس از ٤ سال كار سخت و طاقت فرسا از صفر شروع ميكردم. انها به اين وسيله لطمه بزرگى به من و      خانواده ام وارد آوردند و تا مدتها همسرم كه در آنزمان باردار هم بود به بيماري عصبى مبتلا شد. از ان زمان به بعد تا لحظه دستگيري در بخش حمل و نقل برون شهرى مشغول به كار شدم     خصوصى بودن مالكيت اين ناوگان عظيم و دير بودن پيش از پيش رانندگان از سهم و نداشتن اتحاديه قوى و مستقل مانند بسيارى از رانندگان زحمتكش و باشرف به سختى چرخه زندگى را ميچرخانم و با مشكلات بيشمارى روبرو بودند و خالبا با گفتگو و همفكرى با ديگر راننگان در پى بهتر شدن شرايط كار و زندگيمان بوديم. در زندگى همواره در چهارچون قانون و احترام به ان زندگى كرده ام, قانع بوده و به كارم افتخار ميكردم سعى كردم همواره به ديگران احترام بگذارم و به وطن ومردمم عشق بورزم و تمام عمر در حال كار و خدمت به  جامعه ام باشم و فرزندانم را خوب و مفيد تربيت كنم.

بعد از حدود يكسال بلاتكليفى در بندهاى ٢٠۹ و ٣٥٠ در شعبه ١٥ دادگاه انقلاب به رياست قاضى صلواتي به اتهام اقدام عليه امنيت محاكمه شدم در پروسه دادرسى ازداشتن وكيل محروم بودم و دادگاهى اين جانب ظرف چند دقيقه انجانب انجام گرفت و بعد از يك هفته حكم ٥ سال حبس تعزيرى به من ابلاغ شد من به حكم صادره اعتراض نمودم اما هيچگاه به من و خانواده ام در خصوص بررسى پرونده ام در دادگاه تجديد نظر و كم و كيف ان اطلاعى داده نشد. من به اتهام واهى و بى پايه و اساسى به ٥ سال زندان محكوم شدم كه دقيقا ٢ سال ان را گذرانده ام مگر من چه اقدامى عليه امنيت كشور انجام داده ام؟ اينجانب نه فعاليت سياسي ميكرده ام و نه وابسته به گروه حزب و سازمانى بوده ام و تمامى فعاليت اينجانب نيز قانونى و صنفى بوده است. تنها گناه من پيگيري خواسته هاى به حقى است كه كارگران شركت واحد به ان واقف شده و ان را مطالبه ميكنند كه با دستگيرى و زندانى آنها اين خواسته ها از بين نميرود. ضرورتهايى مانند به وجود آمدن يك نهاد  صنفى مستقل كارگرى جهت احقاق حقوق حقه و قانونى طبق موازين وزارت كار در جهت تامين امنيت شغلى , بهبود دستمزدها متناسب با ميزان تورم جلوگيرى از پرداخت سليقه اى  حقوق و مزايا , عقد قراردادهاي دائم بين كارگر و كارفرما , پايبند كردن دولت در كمك و تسهيل پرداخت بيمه تامين اجتماعى, نظارت در تعاونيهاى حمل و نقل كه ديگر كاملا خصوصى شده و انحصاري بهره برداري ميشود و تنها نام تعاونى را يدك ميكشند, غير قابل انكار ميباشد. همچنين نظارت در پيگيرى اعمال پليس, راهها ونيروى انتظامى در وزارت راه و ترابرى و مسائل صنفى از اين دست كه طبق موازين قانون كار بوده و اگر اجرايى شود نه تنها امنيت ملى به خطر نميافتد بلكه سبب رشد و بهره ورى هر چه بيشتر اين صنعت سود ده و ملى ميشود, تمام جرم من و امثال من خلاصه شده در واگويى اين مسايل و معضلات و مطرح شدن ان در بين رانندگان و كارگران و حتى بعضى مديران هوشمند و لايق ناوگان حمل و نقل كسانى كه به واقع گوشه اي از چرخ صنعت اين مملكت را دلسوزانه بدوش گرفته و ميچرخانند.  اين جانت با شرح مطالب گفته شده از فدراسيون بين المللى كارگران حمل و نقل(آ تى اف)  و سازمان جهانى كار (آ ال او) كه همواره دلسوزانه و برادرانه دردها و رنجهاى برادران خود را در سراسر دنيا شنيده و درك كرده و همياري ميكنند ميخواهم كه وضعيت نابسامان ما كارگران  بخش حمل و نقل و همينطور صدور چنين حكم ناعادلانه اى براي من و اجرايى كردن آن  كه تاكنون به ناحق و غير قانونى  است را از طريق نهادهى بين المللى و حقوق بشرى پيگيرى كرده و به گوش ديگر كارگران جهان به خصوص بخش حمل و نقل برسانند تا  جهانيان بدانند كه در كشور ما به هيچ وجه حقوق  اساسى و انسانى ما كارگران و زحمتكشان رعايت نميشود و كوچكترين اعتراض و درخواست  ما با زندان شكنجه و اذيت و آزار براى خودمان و خانواده هايمان همراه است

با ارزوى فرداى بهتر براى همه

افشين اسانلو  –      ٧ آگوست ٢٠١٢

نامه دريافت شده فوق از سوى  افشين اسانلو توسط كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  به انگليسى ترجمه شده و  به همراه نامه اى از سوى  اين كميته و كمپين براى آزادى كارگران زندانى  به ليست وسيعى از سازمانها  و افراد بشردوست و آزاديخواه, پارلمان اروپا, رسانه هاى عمومى, سازمان جهانى كار ( آى ال او) ,دبير كل فدراسيون بين المللى كارگران ترانسپورت (آ تى اف) و اتحاديه هاى كشورهاى مختلف از جمله اتحاديه هاى زير ارسال گرديده است :

NFT-Norway Federation of Transport, CGT ADDSEA, Besançon – France,  CGT PEP -Lyon – France, LO – Sweden, several unions in Vancouver – Canada, International Labour Solidarity in Australia, SNUipp-FSU – France, Initiative Communiste-Ouvrière – France, Unione Sindacale di Base (USB) – Italy,  Solidarité Irak, France, Workers Party of America – USA, Réseau international syndical et associatif Transnationals Information Exchange (TIE), Central Sindical e Popular Conlutas (CSP-Conlutas) – Brazil, Union Syndicale Solidaires – France, Spain, Confederación General del Trabajo (CGT) – Spain, Organisation Démocratique du Travail (ODT) – Marocco Observatoire des Droits des Travailleurs et des Libertés Syndicales  (ODTLSM) – Marocco, Organizzazione Sindacati autonomi e di base (Or.S.A.) – Italy, Confederación Intersindical – Spain, Intersindical Alternativa de Cataluña (IAC) – Catalunia, Spain, Syndicat Unique des Travailleurs des Transports Aériens et Activités – Senegal, Syndicat national des travailleurs des services de la santé humaine (SYNTRASESH) – Benin, Emancipation, SNES/FSU – France, Confederación de Sindicatos de Trabajadores y Trabajadoras de la Enseñanza ; Intersindical – Spain Sindicato Trabajadores del Metal – Intersindical Valenciana, Spain, Union syndicale Solidaires du Var – France, Syndicat National du Ministère de l’Agriculture et de la Pèche et des établissements publics CGT (SYAC CGT) – France , Alain Baron, member of the international commission internationale of the Union syndicale Solidaires – France,

س ژت، اتحادیه کارگران ساختمانی و ترانسپورت در استرالیا. شورای   اتحاديه سراسری کارگران ونکور. اتحادیه کارکنان بخش خدمات دولتی استان بریتیش کلمبیا

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

كمپين براى آزادى كارگران زندانى

٣٠  سپتامبر ٢٠١٢

نمونه نامه جهت حمايت ازآزادى افشين اسانلو و ساير كارگران زندانى به سازمان جهانى كار:

Take an action by sending a letter to theInternational Labour Organisation (ILO)

To: ilo@ilo.org

Cc:

info_leader@leader.ir

catherine.ashton@ec.europa.eu

npillay@ohchr.org

urgent-action@ohchr.org

freepoliticalprisoners@gmail.com

I express my great concern in regards to the situation of jailed worker Afshin Osanloo. I/we demand that International Labour Organisation (ILO) to put pressure on the government in Iran to free Afshin Osanloo and other jailed workers immediately.

Name:

Country:

متن انگليسى و نامه ارسالى به اتحاديه ها:

Date: 26 September 2012

To: All unions

Re: Jailed worker Afshin Osanloo (brother of  Mansour Osanloo)

 

We do not need to introduce Mansour Osanloo to you. Mansour, an Iranian trade union activist, fought tirelessly trying to improve the appalling working conditions of bus drivers in Iran, nor do we need to explain how the situation is for many workers in Iran. Harassment, threats and fear of losing their jobs forces most people to remain silent. Those who do dare to speak up against unfairness are quickly silenced.

However, despite the regime’s efforts to keep the outside world out, people in Iran still manage to send news out. Over and over again we hear about how union leaders and members, are put through sham courts, charged for «acting against national security» and sentenced to years in prison where torture becomes a daily routine. Despite the risks, Mansour continued fighting for what he believed in and for this he spent almost four years in prison, under horrendous conditions. Although the situation seemed hopeless, Mansour was finally freed earlier this year.

We should be celebrating this great victory but this is not possible since Mansour’s brother is also in prison, purely for following the same steps of his brother and trying to improve the dreadful working conditions that he was surrounded by.

Attached is a letter we received from Afshin Osanloo (translated by Shadi Paveh, CFPPI-Public Relations) which gives more information about his, and many other workers›, situation in Iran right now.

We fear that if immediate action is not taken, Afshin’s situation will get worse, just as it has for so many other unionists in Iran. On behalf of Afshin we are asking ITF, ILO and all other unions to once again use their power to come together and put pressure on the regime in Iran to release Afshin whose only «crime» has been to fight for his and his colleagues basic rights.

The regime in Iran might be able to keep a single organisation out but no walls can withstand the force of the international trade union community.

Should you require any further information, please do not hesitate to contact us at any time. We look forward hearing from you.

In solidarity,

Shiva Mahbobi

Spokesperson- Campaign to Free Political Prisoners in Iran (CFPPI)

Tel: +44(0) 7572356661     Email: shiva.mahbobi@gmail.com

Shahla Daneshfar

Coordinator -Free Them Now! Campaign to Free Jailed Workers in Iran

Tel: +44(0) 7779 898968    Email: Shahla_daneshfar@yahoo.com

 

A letter from AFSHIN OSANLOO, labor activist, from prison

 

I am Afshin Osanloo of the labor movement in Iran; I drive a transport truck between cities and am now in Gohardasht (Rajai Shahr) prison in Iran.  In autumn of 2010, while resting in the dormitory for drivers in the passenger terminal, I was arrested by armed persons wearing casual clothing and not uniforms and was taken to Section 209 of Evin prison.  For five months I was kept in solitary confinement and was interrogated and tortured. The tortures included beatings of the soles of my feet with cables, forcing me to run on the beaten feet which were covered in sores and cuts, gross verbal insults and swearing, weeklong interrogations-18 hours at a time, being beaten by a group of men which resulted in my ribs and some teeth to be broken. During these five months my family had no information about me whatsoever, and their inquiries were not answered. I was not even permitted one phone call to my elderly mother who also was suffering from my brother’s imprisonment (Mansour Osanloo, Chairman of Syndicate of Workers of Tehran and Suburbs Bus Company).

I am married and have two sons. When I first started my family I began working at the Construction Base at Khatam in the isolated, war torn provinces of Southern Iran on important projects in the name of a driver for 2 years. The work was hard labor, such as building dirt roads through the KarkheRiver, making docks out of rocks in the Port of Mahshahr and building water pipes from KarkheRiver all the way to Hamide in Ahwaz. The love for my country helped me endure being so far away from my family and I dismissed the sorrow.

After 2 years, all the drivers whether they were temporary hires or contract workers were let go. In 1997, I was hired by the bus Company of Tehran and worked 12 hour shifts both during the day and night on the busiest routes in the city. During the time that I worked at the unit, along with my most experienced and truly sincere co-workers, we tried to improve and modernize our working conditions and tried to prevent corruption at the expense of being humiliated/ridiculed by management and bosses from different sectors and regions and even the representatives of the Islamic Labor Council, we still pursued our outstanding arrears, bonuses, uniforms, prevention of hard, harmful and unsafe labor along with abolishment of temporary contracts, some of which had lasted 4-5 years.

Although we were not successful in many issues, and were seen as greedy, ungrateful workers by the higher ups, we still tried in any way we could. We were threatened with the loss of our jobs by the management.

Unfortunately, in 2001, while I was transferring passengers during my shift at work, I had an accident that sadly caused the death of another person. I asked my company’s insurance for assistance in the matter but after some talks between the insurance company and the family of the deceased the sum I was asked to pay was changed from 10 million to 18 million Tomans (Iranian currency). And the insurance company from work was legally exempt and not responsible.

My complaints to the Department of labor were of no use until the bosses of the company agreed to pay the entire sum conditional on my resignation. And since I did not have such large sum of money I was forced to resign, which caused me to lose the 4 years of seniority and experience I had in the field; not to mention the years of enduring the hard labor and the harsh conditions. This also dealt a large blow to my family. My wife who was pregnant at the time, suffered from a nervous breakdown. From that time onwards, I was busy working in Transportation and Shipping. The fact that this sector was owned privately, along with the lack of strong, independent unions and late paychecks made it hard for the drivers to make ends meet and they suffered from so many different work related issues. As a result, all of us were communicating about how to better our work situation.

I had four rules in my life for myself which I have lived by all my life: I was proud of my work, I tried to respect all my peers, loved my country and its people and  served the society by bringing up my children well so that they could be useful.

After one year of being in prison without knowing my fate in sections 209 and 380, I was sentenced to 5 years in prison by branch 15 of the Revolutionary Court led by Judge Salevati (The Hanging Judge). In just a few minutes I was accused of being “a national threat to security” and was not given the right to be represented by a lawyer. I objected to the proceedings but there was no way at all for myself or my family to review or even see my file or my charges.

I was sentenced on baseless accusations and charges to five years, two of which I have already served. What did I do against national security? I had no political affiliations and did not belong to any organizations or groups and all my actions were legal and had to do with trade workers. The only crime I committed was pursuing workers’ rights and unions and arresting us is not going to stop us from wanting our rights. It is necessary to create legitimate, independent labor unions for legal rights that are in accordance with the Ministry of Labor.

And to provide job security, improved wages commensurate with the inflation rate, to prevent late payment of salary, permanent contracts between worker and employer, payment of social security by the government, insurance coverage for workers and to stop privatization of the transportation and shipping trade which are all privately owned in order to stop employers from taking advantage of the workers. If such issues are pursued by the police force and the Ministry of Transportation it will allow the trade business to run with accordance to the law. If these laws are implemented it will benefit public safety and increase productivity and the industry as a whole will be more profitable. My crime and all others like me are the same and repetitive on this issue.

These issues and problems are discussed among drivers and workers, and even amongst some honest and competent transport managers who work for the industry.

These issues should be first addressed to The International Transport Workers› Federation (ITF) and also the International Labor Organization (ILO); who have always been sympathetic and have supported their brothers all across the world and who understand our pain and suffering. We want them to take this issue to the international bodies and communities and also to the human rights organizations.   We want all other workers, especially those in transportation to hear how I and so many other workers have been unfairly and illegally convicted. We want you to tell them how in our country we have no labor or human rights, and how unjust and illegal it all is and how the smallest complaint about our working conditions causes us to be severely tortured and imprisoned.

In hopes of a better tomorrow for all.

Afshin Osanloo

August 7, 2012

Rajai Shahr Prison,Iran

[END]

Sample letter:

Take an action by sending a letter to theInternational Labour Organisation (ILO)

To: ilo@ilo.org

Cc:

info_leader@leader.ir

catherine.ashton@ec.europa.eu

npillay@ohchr.org

urgent-action@ohchr.org

freepoliticalprisoners@gmail.com

I express my great concern in regards to the situation of jailed worker Afshin Osanloo. I/we demand that International Labour Organisation (ILO) to put pressure on the government in Iran to free Afshin Osanloo and other jailed workers immediately.

Name:

Country:

_______________________________________________________

يك موفقيت آخرين خبر از دسترسى زندانيان سياسى زندان رجايى شهر به امكانات درمانی

بدنبال تلاش كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى درطى دو ماه اخير با كميسيون حقوق بشر پارلمان اروپا  زندانيان سياسى  زندان  رجايى شهر به امكانات پزشكى دسترسى پيدا كردند۔

بر اساس گزارش رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ,  در طى چند هفته اخير زندانيان زندان رجايى شهر در حد معينى به امكانات درمانى و پزشكى دسترسى پيدا كرده اند.  اين موفقيت و مجبور شدن مسولين زندان به مداواى زندانيان بيمار بدنبال  ملاقات و تماس مداوم كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى درطى دو ماه اخير با كميسيون حقوق بشر پارلمان اروپا در رابطه با زندانيان رجايى شهر و محروم بودنشان از امكانات پزشكى و درمانى صورت گرفته است

زم به يادآورى است كه به مناسبت برگزارى بيستم ژوئن روز جهانى در حمايت از زندانيان سياسى در تاريخ هجدهم ژوئن ٢٠١٢ شيوا محبوبى سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى و سرور كاردار مسول اين كميته با هيئتى از بخش حقوق بشر پارلمان اروپا ديدار كردند. در اين ملاقات گزارشى از وضعيت زندان رجايى شهر و محروميت آنها از امكانات پزشكى و حذف فيزيكى آنها توسط رژيم با توصل به محروم كردنشان از دارو و درمان ارائه داده شد و اقدامات لازم مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت .گزارش كامل

هيئت مربوطه متعاقبا گزارش رجايى شهر را به تمام سفيران كشورهاى اتحاديه اروپا در ايران ارسال داشت. اقدامات در رابطه با وضعيت درمانى زندانيان رجايى شهر همچنان ادامه دارد.

مجبور كردن رژيم به  تحت مداوا قرار دادن  زندانيان سياسى  زندان رجايى شهر  يك موفقيت بزرگ است. ما تلاش خود در رابطه با تحت فشار گذاشتن رژيم و اعتراض به محروميت زندانيان سياسى از امكانات درمانى و پزشكى را  با تمام نيرو ادامه ميدهيم . در عين حال ما اميدواريم و  تلاش ميكنيم تا اين اقدام موفق كمك كند  زندانيان سياسي در ساير زندانها به امكانات پزشكى و درمانى دسترسى پيدا كنند.

ما  از تمامى آزاديخواهان و مدافعان آزادى زندانيان سياسى دعوت ميكنيم كه در ايران   با  تجمع در مقابل زندانها و در خارج از ايران با فشار به دولتهاى كشور  محل اقامتشان نگذارند صداى زندانيان سياسي خاموش بشود.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

١ آگوست ٢٠١٢ برابر با يازدهم  مرداد ١٣٩١

http://www.iranpoliticalprisoners.com

http://www.youtube.com/watch?v=jwRguO4ZUxU&feature=player_embedded

_______________________________________________________

نامه سرگشاده  شيوا محبوبى به بنكى مون- دبيركل سازمان ملل در رابطه با برگزارى كنفرانس كشورهاى غير متعهد در ايران

{ ترجمه فارسى- نامه انگليسى ضميمه ميباشد}

 

http://20juneiran.wordpress.com/

 

آقاى بنكى مون

من در رابطه با برگزارى كنفرانس كشورهاى غير متعهد كه شما نيز به اين كنفرانس دعوت شده ايد اين نامه را مينويسم. اين كنفرانس قرار است با ميزبانى رژيم جمهورى اسلامى در تاريخ ٣٠ آگوست ٢٠١٢ در تهران برگزار گردد . برگزارى اين كنفرانس شرايط بسيار مناسبى را براى شما به عنوان دبيركل سازمان ملل  جهت دفاع از مردم ايران فراهم ميكند.

من از شما ميخواهم كه با قاطعيت نگرانى تان را از زندان و شكنجه و اعدام هزاران زندانى سياسي  به دست رژيم اعلام داريد. محكوم كردن  عمل وحشيانه سنگسار در ايران حد اقل انتظاريست كه از دبير كل  سازمان ملل ميرود. تبعيض وسيع جنسى,  تبعيض عليه همجنسگرايان و اقليت هاى مذهبى و ساير تبعيضات تحميل شده به مردم ايران بايد توسط سازمان مللل قويا محكوم شود.

در طول ٣٣ سال اخير , كوچكترين صداى مخالفت  توسط  رژيم سركوب شده است و هزاران زن و مرد و حتى كودك به زندانها افكنده شده اند, شكنجه شده اند, مورد تجاوز قرار گرفته اند و اعدام شده اند. در تابستان ١٣٦٧  در عرض تنها چند هفته پنج هزار زندانى در حالى كه در دادگاههاي نمايشى چند دقيقه اى محاكمه شدند توسط رژيم  اعدام شدند. اين اعدام شدگان در گورستانهاى دسته جمعى  كه بعضا توسط خانواده زندانيان اعدام شده شناسايى شده اند دفن شده اند. گزارش جفرى رابرتسون در رابطه با قتل عام زندانيان سياسي در سال ١٣٦٧ ضميمه ميباشد. (گزارش ضميمه ١)

ما ليست ده ها نفر از زندانيان سياسي ر اكه  تنها به دليل اينكه خواهان آزادى بيان بوده اند و در تظاهراتها شركت كرده اند به اعدام محكوم شده اند را در دسترس داريم. (ضميمه ٢)

خانواده هاي زندانيان سياسى بشدت تحت فشار رژيم بوده, مورد اذيت و آزار قرار ميگيرند و  تهديد به دستگيرى ميشوند . رژيم جهت خاموش كردن صداي خانواده زندانيان سياسي , جلوگيرى از انعكاس وضعيت فرزندانشان و جهت شكنجه روانى اين خانواده ها , به آنها اطلاعاتي در مورد محل نگهدارى عزيزان زندانيشان نميدهد.

در سال ٢٠٠٩ و در جريان اعتراضات مردم عليه مضحكه انتخاباتى رژيم,  هزاران نفر از مردم از جمله نوجوانان ١٢ ساله دستگير شدند; در اين مقطع بالاترين آمار تجاوز به زندانيان سياسي صورت گرفت, بسيارى از اين زندانيان هنوز در زندان در شرايطى غير انسانى و غير قابل تصور بسر ميبرند.

اخيرا رژيم در تلاشش جهت حذف فيزيكى زندانيان سياسى,  زندانيانى را كه از قبل از بيماريهاى مختلف رنج ميبردند را از دسترسى به دارو و درمان محروم كرده اند كه اين  به مرگ تعدادى از ندانيان سياسى منجر گرديد. در ملاقاتى كه ما با نمايندگان پارلمان اروپا داشتيم موفق شديم كه توجه نمايندگان را به  اين مسئله قتل عمدى و خاموش زندانيان سياسى جلب كنيم. ( لطفا ضميمه هاى  ٣ و ٤  را ملاحظه نماييد)

كنفرانسى كه در ماه آگوست   در تهران قرار است برگزار شود بزرگترين كنفرانس كشورهاى مختلف در طول  چهارده سال اخير ميباشد و سران بيش از چهل كشور دنيا به اين كنفرانس دعوت شده اند. اين كنفرانس در حالى برگزار ميشود كه رژيم در سطح علنى و  بين المللى تمامى كنوانسيونهاى جهانى را زير پا گذاشته است.

من مجددا مايلم توجه شما را به استفاده از امكانى كه برگزارى اين كنفرانس فراهم آورده است جلب كنم. اين بهترين فرصتى است كه شما نقض حقوق انسانى مردم ايران را توسط رژيم جمهورى اسلامى محكوم نماييد. سازمان ملل بايد به جنايات رژيم عليه مردم ايران با صداى بلند اعتراض كند. سازمان ملل نميتواند از اين جنايات مطلع باشد و ساكت بماند.

ما از پشتيبانى شما استقبال ميكنيم و خوشحال ميشويم كه در صورت لزوم مدارك بيشترى در زمينه نقض حقوق انسانى در ايران به شما ارائه بدهيم.

با احترام

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

٢٢ آگوست ٢٠١٢

_______________________________________________________

جان ارژنگ  داودى و هوشنگ رضايى در خطر است

وضعيت سعيد ملك پور, حميد قاسمى شال و زانيار مرادى

بنابر گزارش رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى, در اوايل تير ماه ١٣٩١, ارژنگ داودى و هوشنگ رضايى  را  به بند ٢٠9 زندان اوين منتقل كردند  و تا كنون  از وضعيت آنها اطلاعي در دست نميباشد۔

ارژنگ داودى , معلم, شاعرو نويسنده  و فعال حقوق بشر از سال ٢٠٠٣ در زندان بسر ميبرد. ارژنگ  از بيماريهاى جسمى از جمله افت فشار خون،ضعف شديد ،سر درد، سرگيجه، كم شدن قدرت بينايى و ساير عوارض رنج مى برد. وى تا حال دو بار در اعتراض به شرايط زندان دست به اعتصاب غذا زده است  و اين وضعيت جسميش را وخيمتر كرده است.  وى قبلا طى نامه ايى به مجامع سازمانهاى بينالمللى و حقوقبشرى حكم اعدامعلى صارمىاز زندانيان سياسى زندان گوهر دشت كرج را محكوم و از مجامع بينالمللى خواسته بود كه جلو اعدامها را بگيرند. همسر وى نازنين داودى نيز از سوى رژيم تحت فشار قرار گرفته است تا نتواند صداى ارژنگ را به گوش مردم برساند. ارژنگ راكه  ١٦ سال حكم زندان قطعى داشت  اخيرا با اتهام   » محاربه»  به بند ٢٠9 اوين منتقل كرده اند و با توجه به اتهام «محاربه» و فشارى كه روى وى قرار دارد, وضعيتش به شدت نگران كننده  ميباشد.

هوشنگ رضايى, در اوایل سال ۱۳۸۹ با یورش مامورین وزارت اطلاعات در غرب کشور بازداشت شد و  به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل گرديد. وى به مدت طولانى تحت شكنجه هاى جسمى و روحى بود قرار گرفته بود. پس از مدتى هوشنگ را به بند ٣٥٠ منتقل كردند. وى در شعبۀ 15 دادگاه انقلاب توسط  صلواتی معروف به قاضی مرگ ,  به اعدام محكوم شد. هوشنگ رضایی از وضعيت جسمى مناسبى به سر نميبرد و مسئولین بهداری زندان اوین از رساندن امكانات درمانى به وى خوددارى كرده اند.  جان هوشنگ در حال حاضر با توجه به حكم اعدامش و انتقال ناگهانيش به بند ٢٠9 در خطر ميباشد.

وضعيت سعيد ملك پور, حميد قاسمى شال و زانيار مرادى

سعيد ملك پور اقامت دائم كشور كانادا را داشته و در سال ١٣٨٧ در حالى كه براي ديدن اقوامش به ايران رفته بود دستگير و پس از مدتى حكم اعدم وى را صادر كردند.  مزدوران رژيم جهت وارد آوردن فشارهاى بيشتر روحى و جسمى به سعيد , وى را از ساير زندانيان سياسى جدا كرده و به انفرادى بند سپاه اوين منتقل كرده اند.  طبق همين گزارش حميد قاسمى شال كه شهروند كشور كانادا ميباشد و در سال ١٣٨٧ در ايران دستگير و به اعدام محكوم شد در زندان اوين بسر برده و وضعيت روحيش هر روز به وخامت ميگرايد. لازم به اشاره ميباشد كه برادر حميد , البرز قاسمى شال در سال ١٣٨٧ دستگير و در زندان جانش را از دست داد.

وضعيت جسمى زانيار مرادى , كه در سال ١٣٨٨  دستگير و  در سال ١٣٨٩ بهمراه با لقمان مرادى به اعدام محكوم شد, در خطر ميباشد. زانيار بشدت مورد شكنجه قرار گرفته است, چندينن مهره ستون فقرات وى جابجا شده است و غده اى  كه دارد بايد سريعا عمل شود. با توجه به موفقيت  اخير در تحت فشار گذاشتن رژيم بدنبال ملاقات كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي با پارلمان اروپا, اخيرا اجازه داده اند پزشك قانونى زانيار را مورد معاينه قرار بدهد.

در رابطه با  وضعيت سعيد ملك پور, حميد قاسمى شال و زانيار مرادى و الغا حكم اعدامشان  اعتراضات بسيار زيادى صورت گرفته است  و تا حال رژيم قادر به اعدام اين سه زندانى نبوده است.  وضعيت سعيد ملك پور و حميد قاسمى شال و زانيار مرادى به همراه تعداد ديگرى از زندانيان سياسى  در ملاقات كميته مبارزه  براى آزادى زندانيان سياسى با پارلمان اروپا در خرداد ماه ٢٠١٢ مطرح گرديد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى با ارسال نامه اى به كميسيون حقوق بشر پارلمان اروپا, از آنها درخواست كرده است كه هر چه سريعتردر رابطه با وضعيت  زندانيان  فوق اقدام كنند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

٣ آگوست ٢٠١٢ برابر با ١٣  مرداد ١٣9١

www.iranpoliticalprisoners.com

http://www.youtube.com/watch?v=jwRguO4ZUxU&feature=player_embedded

_______________________________________________________

سفارتخانه های جمهوری اسلامی در خارج کشور باید برچیده شوند.

حميد محمدی، کنسول و فرستاده فرهنگی سفارت ایران در اتاوا  اخيرا در مصاحبه اى با سايت «ایرانیان خارج از کشور»  در مورد فعالیت های احتمالی سفارت ایران در اتاوا برای «جذب ایرانیان مهاجر» و پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی زیر پوشش برنامه های فرهنگی و آموزشی در کانادا صحبت كرده است.  اين سخنان با واكنش وسيعى در سطح رسانه هاي كانادا و همچنين دولت كانادا روبرو شده است.

جمهورى اسلامى  تحت لواى فعاليتهاي فرهنگى  هر بار بودجه وسيعى را به جاسوسى در خارج كشور اختصاص داده است  و در حالى كه پايه هاى لزران حكومتش در داخل ايران  روى شكنجه و زندان و اعدام قرار دارد و در سطح بين المللى هر چه بيشتر افشا شده و  تحت فشار بين المللى ميباشد  در خارج از ايران مذبوحانه تلاش دارد تحت لواى فعاليتهاى فرهنگى  فعاليتهاى جاسوسى خود را ادامه بدهد.  وقايع نشان داده است كه هر بار رژيم سعى در برگزارى مراسمهاى به اصطلاح فرهنگيش داشته است  با اعتراض آزاديخواهان روبرو شده است.  اينبار نيز افشا اين سخنان و سياستهاى پشت آن ابتدا توسط شبنم اسداللهى  يكى از فعالين حقوق بشر و شادى پاوه نماينده كميته مبارزه براى آزادى  زندانيان سياسي در كانادا  صورت گرفت و سپس به رسانه هاي كانادايى كشيده شد. به دنبال  پخش وسيع اين خبر, دولت كانادا  و به طور مشخص وزیر امور خارجه اش مجبور شد اظهار نظر كرده و اعلام كند كه فعالیت های سفارت ایران در اتاوا را از نزدیک دنبال خواهد کرد.

سفارت ايران در كانادا در حالى فعاليت ميكند كه سه تن از شهروندان ايرانى –كانادايى  به نامهاى سعيد ملك پور , حميد قاسمى- شال و حسين درخشان  همچنان در زندانهاى جمهورى اسلامى بوده و حكم اعدامشان صادر شده است. كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  بارها  به دولت كانادا اعلام كرده است كه آزادى سه شهروند ايرانى –كانادايى فوق و هزاران زندانى سياسي ديگر تنها با فشار  مستقيم  و عملى  از جمله  قطع روابط سياسي با رژيم جمهورى اسلامى و منزوى كردن اين رژيم در سطح جهانى امكان پذير ميباشد.

افشا فعاليتهاى رژيم در خارج كشور و  مقابله با سياست ها و مراسمهاى رژيم وظيفه تك تك كسانى است كه قلبشان براى آزادى ميتپد و از دست جنايات اين رژيم به خارج از ايران گريخته اند.

كميته مبارزه براي آزادى زندانيان سياسي به تمامى ايرانيان مقيم كانادا فراخوان ميدهد كه با ارسال نامه به وزير خارجه كانادا  خواستار بسته شدن سفارت رژيم در اتاوا بشوند. بستن سفارتخانه هاى رژيم گام مهمى در راه منزوى كردن رژيم در سطح بين المللى و تقويت مبارزه مردم ايران عليه جمهورى اسلامى ميباشد.

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي در ايران

هجدهم جولاى ٢٠١٢

www.iranpoliticalprisoners.com

 

______________________________________________________

اعتراض به تبعيض جنسى در المپيك ٢٠١٢

لندن انگلستان

روز ٢٣ جولاى ٢٠١٢  مراسم جلسه افتتاحيه المپيك از سوى كميته بين المللى برگزارى المپيك با شركت سفيران دولتهاى مختلف و  وزرا و نخست وزير انگلستان برگزار شد. در همين روز در اعتراض به تبعيض جنسى در المپيك اعتراضى در مقابل  محل برگزارى اين  مراسم  در ساختمان اپرا لندن برگزار شد.

اين اعتراض به فراخوان بنياد پيتر تاچل فعال سرشناس حقوق بشر فراخوان داده شده بود و از شيوا محبوبى سخنگوى كميته مبارزه  براى آزادى زندانيان سياسى و فعالين اين كميته  دعوت شده بود كه در اين اعتراض شركت نمايند.

در اين اعتراض پلاكاردهايى در رابطه با محكوميت كميته بين المللى المپيك در رابطه با چشم پوشى كردن از تبعيض جنسى در المپيك عليه زنان در كشورهايى مانند ايران و عربستان  به چشم ميخورد. در اين اعتراض عكس برخى از زندانيان سياسي زن در ايران نيز توجه عابرين را به خود جلب ميكرد.  اين اعتراض توسط آسوشيتد پرس و رسانه هاى ديگر تحت پوشش قرار داده شد.

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

٢٤ جولاى ٢٠١٢

_______________________________________________________

بيستم ژوئن 2012 برابر سي و يك خرداد 1391

صداى زندانيان سياسي در زندان رجايى شهر باشيد

نگذاريد قتلهاى خاموش رژيم قربانى ديگرى بگيرد

وضعيت صالح كهندل زندانى سياسي در زندان رجايى شهر بشدت نگران كننده مي باشد

بنابر اخبار رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى، در روز  بيستم خرداد 1391 زندانى سياسى صالح كهندل كه از خونريزى معده رنج برده ، پلاكت خونش بالا بوده و مشكوك به مبتلا بودن به سرطان خون ميباشد را به بيمارستان جهت آزمايشهاى مربوطه انتقال دادند۰ صالح را پس از مدتى و بدون اينكه آزمايشات كامل را برايش انجام دهند به زندان برگرداندند۰ در بيمارستان به  پاى صالح پابند زده بودند كه مورد اعتراض خودش و خانواده اش قرار گرفت چرا كه پابند را معمولا براى زندانيان عادى استفاده ميكنند۰ مزدوران رژيم در جواب به اين اعتراض  برخوردهاى توهين آميزى با خانواده صالح ميكنند۰

وقتى صالح كهندل را از بيمارستان به زندان بر ميگردانند ، جلو درب زندان مامورين به طور تحقير آميزى وى را تحت تفتيش بدنى قرار ميدهند و از او ميخواهند كاملا لخت شود ، صالح عليرغم وضعيت وخيم جسميش مقاومت ميكند و از اين كار سر باز ميزند ، سپس مامورين زندان او را به زور لخت كرده  و تفتيش بدنى ميكنند۰ صالح كهندل با توجه به اينكه ميدانست هر بار بعد از برگرداندنش از بيمارستان با او چنين برخوردى خواهد كرد در اعتراض به اين تعرض مامورين زندان اعلام كرده است كه  حاضر به ادامه درمان بيمارى خود نيست۰

وضعيت صالح كهندل بشدت نگران كننده مي باشد۰ محروم كردم زندانيان از امكانات درمانى و تحقير و فشار بر آنان در ازاى دريافت حد اقل درمان و دارو  شكنجه هميشگى رژيم عليه زندانيان بوده است اما در دوره اخير رژيم از اين راه  وسيعا و مداوما  زندانيان را شكنجه كرده و به قتل ميرساند۰

ما اعلام ميكنيم با تمام امكاناتى كه در اختيار داريم اين جنايات رژيم را افشا كرده و همبستگى تشكلها و انسانهاى آزاديخواه را به وضعيت زندانيان سياسى در زندان رجايى شهر و جهت فشار به رژيم جنايتكار اسلامى جلب خواهيم كرد۰

بياييد در روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى توجه جهانيان را به وضعيت زندانيان سياسى در زندان  رجايى شهر و ساير زندانها جلب كنيم۰

ليست تظاهراتها و مراسمها را در زير ملاحظه نماييد۰ اگر شهر شما در ليست موجود نميباشد ما از شما دعوت ميكنيم كه دست به برپايى تجمع در شهر خود بزنيد۰ حتى اگر يكنفر هستيد ميتوانيد با در دست گرفتن عكس يك زندانى سياسي در مركز شهرتان در روز بيستم ژوئن 2012 برابر سي و يك خرداد 1391

صداى يك زندانى سياسي باشيد۰

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي در ايران

يازدهم ژوئن 2012 برابر با 22 خرداد 1391

_______________________________________________________

يك قتل خاموش ديگر  در زندان رجايى شهر

مهدی زالیه روز ١٤ خرداد در بيمارستان درگذشت۰

مهدى زارعيه  در روز ١٤ خرداد ١٣٩١ در بيمارستان رجايه كرج به دليل عفونت شديد ريوى و عفونت كليه  جانش را از دست داد۰

مهدي زارعيه از اعضاى كومله بود كه در سال ١٣٧١ توسط اطلاعات  مهاباد دستگير شد و مدت ٢٤ ماه در اطلاعات مهاباد و عمدتا در سلول انفرادى نگه داشته شد۰ در سال ١٣٧٣ در دادگاه انقلاب اروميه توسط قاضى جليلى زاده حكم اعدامش صادر شد و در سال ١٣٨١ حكم مهدي از اعدام به حبس ابد تغيير كرد۰

در سال ١٣٨٦ مهدى را از زندان اروميه به زندان رجايى شهر تبعيد كردند۔

مهدى زاليه بيست سال را در سياهچالهاى رژيم به جرم آزاديخواهى سپرى كرد, مهدى روزها و شبها را به اميد اينكه آزاد بشود و دوباره به آغوش خانواده اش برگردد گذراند و  بعد از بيست سال جنايتكاران جمهورى اسلامى در كمال قساوت او را كشتند۰

بنابر گزارشهاى رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى وضعيت زندانيان رجايى شهر روز بروز به  وخامت ميگرايد و جان زندانيان سياسى در اين زندان در خطر جدي ميباشد۔ ما از تمامى آزاديخواهان دعوت ميكنيم كه با اعتراض وسيع به اين قتلهاى خاموش زندانيان سياسى ، رژيم جنايتكار اسلامى را افشا كنند و كمك كنند جان اين عزيزان را نجات دهيم۰

بياييد همه با هم در بيستم ژوئن 2012 برابر با سي و يكم خرداد 1391 اين قتلهاى خاموش را افشا كنيم و اجازه ندهيم دولتها و مقامات بين المللى چشمشان  را بر اين جنايات ببندند۰

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

پنجم  ژوئن  2012 برابر با شانزدهم  خرداد ١٣٩١

براى اطلاعات در رابطه با روز جهانى در حمايت از زندانيان سياسي لطفا به وبلاگ  زير مراجعه نماييد

http://20juneiran.wordpress.com

_______________________________________________________

قتل خاموش در زندان رجايى شهر

بنابر گزارش رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى، منصور رادپور غروب دوشنبه 21 مى 2012 برابر با   يكم ارديبهشت 1391 در زندان در گذشت۰

زندانى سياسى منصور رادپور در سلولهاى سالن 12- بند چهار زندان رجايى شهر بود كه در اثر سكته مغزى جان خود را از دست داد۰ منصور ناراحتي كليه، ناراحتى قلبى و فشار خون بالا داشت و بارها اين وضعيت را به مسولين زندان اطلاع و تقاضاى معالجه كرده بود اما مسولين اقدام جدى به عمل نياورده و مدتى وى را  به بهدارى كه هيچگونه امكاناتى براى معالجه وى نداشت منتقل كردند۰ منصور رادپور پنج سال بود كه در زندان رجايى شهر زندانى بود ،  حكم اوليه اش 3 سال بود  اما نزديك به زمان  آزاديش مسولين زندان مجددا براى او پرونده سازى جديد كرده  تا او را در زندان نگه دارند۰ اين زندانى سياسى علاوه بر بيماريهاى فوق دچار افسردگى شديد شده بود و كما اينكه چندين بار تقاضاى ملاقات حضورى  با دختر خردسالش را كرده بود به وى اجازه ملاقات حضوري نداده بودند۰

منصور رادپور بعد از پنج سال بسر بردن در شرايط بسيار بد زندان رجايى شهر و بدليل عدم رسيدگى مسئولين زندان در گوشه يك تك سلولى زندان جانش را از دست داد۰

هر بار كه رژيم اسلامى در ايران دست به اعدام زندانيان سياسي زده است با موجى از اعتراض جهانى رو برو شده است ، اينبار  اين رژيم جهت خاموش كردن زندانيان سياسى و كشتن آنها به روشهاى ديگرى دست ميزند و  با محروم كردن زندانيان سياسى از امكانات درمانى و پزشكى و عدم رسيدگى به وضعيت اين زندانيان كمر به قتل آنها بسته است۰

 اين جنايتها نبايد خاموش بماند! اين قتلهاى خاموش بايد افشا شود!

زندانيان زندان رجائى شهر تحت بسيار زيادى هستند ، در بند چهار – سالن دوازده اين زندان جان تعداد زيادى از زندانيان در خطر است۰ از جمله زندانيان سياسى كه در شرايط وخيم جسمى قرار دارند و مسولين زندان به معالجه آنها هيچگونه توجهى نميكنند:

ابراهيم بابايى، توكلى ( زندانى بهايى )، ماشالله حائرى، ميثاق يزدان نژاد، صالح كهنده  و حدود سى نفر ديگر از زندانيان اين بند هستند۰

لازم به ذكر است كه محسن دكمه چى در همين زندان در اثر عدم رسيدگى درمانى در حالى كه سه ماه با سرطان و تحت بدترين  شرايط جسمى با مرگ دست به گريبان بود، جان خود را از دست داد۰

ما از تمامى آزاديخواهان دعوت ميكنيم كه با اعتراض وسيع به اين قتلهاى خاموش زندانيان سياسى ، رژيم جنايتكار اسلامى را افشا كنند و كمك كنند جان اين عزيزان را نجات دهيم۰

در بيستم ژوئن 2012 برابر با سي و يكم خرداد 1391 همصدا هر كجا كه هستيد به خيابانها بياييد ، در مقابل زندانها گردهمايى كنيد و صداى زندانيان سياسى را به گوش دنيا برسانيد۰اين رژيم جنايتكار را تنها با مبارزه وسيع و مدام ميتوانيم به عقب برانيم۰

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

22 مى 2012 برابر با سوم خرداد ١٣٩١

براى اطلاعات در رابطه با روز جهانى در حمايت از زندانيان سياسي لطفا به وبلاگ  زير مراجعه نماييد

http://20juneiran.wordpress.com

_______________________________________________________

کارزار آزادی کارگران زندانی

پنجم نوامبر2011  – چهاردهم آبان ١٣٩٠

يكصدا در سراسر دنيا صداى كارگران زندانى باشيم

آنها بخاطر این زندانی هستند که حقوق های معوقه خود را درخواست کرده اند، برای این برای مدتهای طولانی تحت شکنجه قرار دارند که خواستار برپایی تشکل های کارگری هستند، برای این ماهها از دیدن خانواده خود محروم هستند که خواستار اضافه حقوق شده اند، به این دستگیر و زندانی شده اند که  درصدد برگزاری مراسم روز خود، روز کارگر، بوده اند. اینها دلایل حبس صدها نفر از کارگرانی هستند که در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می برند. هزاران کارگر دیگر نیز در «جرائم» این زندانیان شریک هستند و در معرض تهدید حملات رژیم اسلامی قرار دارند.

کارگران همواره بخشی زیادی از زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی را تشکیل داده اند. خواست های بحق و انسانی آنها مخالف مبانی ضد انسانی و ضد کارگری رژیم بوده است. نامهای رضا شهابی، منصور اسانلو، ابراهیم مددی، شاهرخ زمانی، محمد جراحی، نیما پور یعقوب، ساسان واهبی وش، رضا رخشان، شاهرخ زمانی، بهروز ملازاده، غلامرضا غلامحسینی، بهروز نیکوفرد، علیرضا سعیدی و بسیاری از فعالین کارگری ایران در لیست زندانیان سیاسی دشمنی عمیق حکومت اسلامی را با کارگران و خواست های آنها نشان می دهد. بسیاری از کارگران زندانی چندین سال است که در شکنجه گاه ها بسر می برند و عوارض جسمی و روانی وارد شده بر آنها جبران ناپذیر است زندگی بعضی از کارگران زندانی در معرض خطرات جدی قرار دارد . فشار به خانواده های زندانیان سیاسی همواره بخشی از سیاست های جمهوری اسلامی بوده است. خانواده های کارگران زندانی همواره تحت فشارهای روانی سخت بوده و از نظر اقتصادی در شرایط بسیار دشواری بسر می برند. بسیاری از کارگران بخاطر خواست های خود مورد تهدید و ارعاب نیروهای سرکوب رژیم قرار دارند. بسیاری از کارخانه های بزرگ تحت کنترل شدید نیروهای نظامی و جاسوسان قرار دارند و بخاطر فضای پلیسی نام بسیاری از کارگران زندانی منتشر نمی شود. بسیاری از کارگران با پرونده سازی و اتهامات ساختگى نظیر اقدام علیه امنیت کشور به حبس های طولانی مدت محکوم می شوند. آنها برای مدتهای طولانی در سلول های انفرادی زندانی شده و تحت شکنجه های شدید قرار می گیرند، از تماس با خانواده های خود محروم می شوند، از غذای و امکانات بهداشتی و درمانی محرومند و حتی برای آزادی هم مجبور به پرداخت وثیقه های سنگینی هستند که کمتر کارگری امکان تهیه آن را دارد.

کارگران زندانی باید آزاد شوند!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی همصدا با ساير سازمانها و گروههاى مدافع آزادى كارگران زندانى در كارزارى كه برای آزادی کارگران زندانی اعلام شده است و تا پنجم نوامبر ٢٠١١ برابر با ١٤ آبان ١٣٩ ادامه دارد فعالانه شركت ميكند.

ما از همه مردم آزادیخواه و نهاد های انسادوست و مترقى، از همه احزاب، سازمانها و تشکل های کارگری، سازمانهای دانشجویی و از همه رسانه ها می خواهیم که در این کارزارشرکت نمایند و صداى كارگران زندانى و خانواده هايشان باشند۔

اگر خواسته های این زندانیان «جرم» است، تمامی کارگران جهان و اکثریت مردم دنیا در این جرم شریکند. قلب های آنها همنوا با کارگران زندانی ایران می تپد و در این کمپین بزرگ با ما همراه هستند.

ما اعلام ميكنيم :

- كارگران زندانى بدون قيد شرط بايد آزاد گردند۔

- رژيم اسلامى از سازمان جهانى كار بايد اخراج شود۔

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

٣٠ سپتامبر ٢٠١١ برابر با هشتم مهر ماه ١٣٩٠

______________________________________________________

حكم اعدام سعيد ملكپور لغو شد
وكيل پرونده  سعید ملک پور اعلام كرده است كه حكم  اعدام سعید ملک پور در دیوان عالی کشور لغو شده است۔

سعيد ملك پور  اقامت كانادا را دارد  در  اكتبر ٢٠٠٨ زمانى كه به ديدن خانواده اش رفته بود توسط  رژيم جمهورى اسلامى دستگير شد۔  رژيم سعيد را به بهانه  و اتهام جرم اينترنتى دستگير  و تحت شكنجه قرار داد و در دسامبر ٢٠١٠  وى را به اعدام محكوم كردند۔ وى در بخشى از نامه اى كه به بيرون از زندان فرستاده بود گفته بود:
…. به مدت ۲۰ روز نیمه چپ بدنم بی‌حس بود و کنترل کمی روی ماهیچه‌های دست و پای چپم داشتم. بنابراین به سختی راه می‌رفتم. علاوه بر این شکنجه‌ها یک بار هم در تاریخ ۵ بهمن ۱۳۸۷ در دفتر فنی پس از ضرب و شتم جدید یکی از بازجوها با انبردست تهدید به کشیدن دندانم کرد که منجر به شکستن یکی از دندان‌هایم و در رفتن فکم در اثر لگد به صورتم شد. البته شکنجه‌های جسمی و بدنی، در مقابل شکنجه‌های روحی و روانی ناچیز بود. زندان‌های طویل المدت انفرادی (بیش از یک سال) بدون حق تماس تلفنی و امکان ملاقات عزیزانم، تهدیدات مکرر به دستگیری و شکنجه همسر و خانواده‌ام در صورت عدم همکاری، تهدید به قتل و دادن اخبار دروغ از جمله دستگیر کردن همسرم و این قبیل تهدیدها باعث آشفتگی روحی و بحرانی شدن سلامت روان من شده بود ..

در ادامه تلاش براى آزادى سعيد ملك پور كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسي در ايران  وضعيت سعيد ملك پور را از طريق كارزار» من صداى او هستم» منعكس كرده  و به دولت كانادا نامه نوشت۔  به مناسبت  بيستم  ژوئن  ٢٠١١ ( ٣٠ خرداد ١٣٩٠) روز جهانى حمايت از زندانيان سياسي نيز اين كميته مجددا به دولت كانادا در رابطه  با وضعيت سعيد ملك پور و حميد قاسمى – شال زندانى سياسي ديگرى كه شهروند كانادا بوده و در معرض خطر اعدام در زندان رژيم قرار دارد نامه نوشت۔

فشارهاى بين المللى رژيم  جمهورى اسلامى را مجبور كرد حكم سعيد ملك پور را لغو كند۔ اين يك پيروزى است۔  اما سياستهاى رژيم اسلامى شناخته شده است و احكامش هم ضمانتى ندارد, مبارزات براى آزادى زندانيان سياسي بايد تا آزادى همه آنها ادامه پيدا كند۔ تنها با تداوم مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ميتوانيم رژيم را مجبور به آزادى زندانين و توقف  اعدامها كنيم۔

بيستم  ژوئن  ٢٠١١ ( ٣٠ خرداد ١٣٩٠) روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران, بهترين فرصت براى رساندن صداى زندانيان سياسي و خانواده هايشان, فشار بين الملى روى رژيم  جهت آزادى زندانيان سياسي و توقف اعدامها ميباشد۔

تا حال ٤١ كشور به تظاهراتها و مراسمهاى اين روز پيوسته اند۔ كمك كنيد كه  صداى سعيد ملك پور و حميد قاسمى شال و هزاران زندانى سياسي ديگر به گوش دنيا برسد۔

به اعتراضات روز جهانى در حمايت از زندانيان بپيونديد۔ در تظاهراتهاى اين روز شركت كنيد۔  اگر در ايران هستيد در مقابل زندانها تجمع كنيد و در خاوران همراه با خانواده هاى زندانيان سياسي اين روز را گرامى بداريد,

براى اطلاعات بيشتر به سايت اينترنتى اين روز مراجعه نماييد:

http://www.iranpoliticalprisoners.com

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براي آزادى زندانيان سياسى

پنجم ژوئن  ٢٠١١ برابر با پانزدهم خرداد ١٣٩٠

_______________________________________________________

در روز اول مه

صداى ده ها كارگر زندانى باشيد؛ صداى زندانيان سياسي باشيد

برای میلیونها انسانی که نسل اندر نسل خفقان و دیکتاتوری را تجربه کرده اند٬ پاسخ حق خواهی شان٬ زندان و شکنجه و اعدام بوده است٬ برای میلیونها انسانی که آزادی فقط رویایی دور از دسترس بوده است که فقط دولتها و حاکمین زورگو دراختیار دارند٬ برای صدها هزار انسانی که برای داشتن آزادی بیان٬ تشکل و  اجتماعات٬ دستگیرو شنکنجه و تبعید واعدام شده اند. آزادی وحرمتش گرامی و عزیز است و اول ماه مه پیام آوری حق آزادی است. حق در بند نبودن٬ حق اعتراض٬ حق تشکل٬ حق ابراز نظر و اعمال اراده!

اول ماه مه در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی همیشه خونین بوده است. در سحرگاهانش کودکان را به دار کشیده اند٬ تا جامعه را مرعوب کنند و نیمروزش آزادیخواهان و تظاهرات کنندگان اول مه را به بند کشیده اند و خیابانها را خونین کرده اند! و شبانگاهانش در زندانها عزیزان ما راسلاخی کرده اند!

امسال اول ماه مه اما برای میلیونها مردمی که نبردی سرنوشت ساز را با هیولای جمهوری اسلامی به پیش میبرند٬ رنگ و بوی دیگری دارد. فریادی از دل هزاران زندان سیاسی است٬ از دل سیاهچالها٬ شکنجه گاهها٬ زندانهای مخوف و بیشمار٬ کشتارگاههای آشکار و نهانی که حکومت اسلامی برای بقای عمر پر نکبتش برپا کرده است. فریادی از قلب هزاران خانواده زندانیان سیاسی٬ نگران و مضطرب٬ در پشت حصارهای زندان بی خبراز عزیزانشان٬ مانده اند است!

اول ماه روز ارجگذاری و عزت به آزادی انسان است! روز همبستگی جهانی برای حرمت و کرامت بشریت است. حرمت و کرامتی که در زندانهای و شکنجه گاههای حکومت اسلامی شلاق کش میشود٬  به دار آویخته میشود!

حکومت اسلامی برای خونین کردن اول ماه مه امسال٬ از پیش تهدید کرده است که دهها زندانی سیاسی سرشناس را به دار خواهد آویخت تا از جامعه به پا خواسته ایران و فریاد آزادیخواهی مردمی که جمهوری اسلامی را نمی خواهند٬ آنها انتقام بگیرد!

اول ما مه برای ما مردم شریف و آزادیخواه٬ روز حضور یکپارچه و متحد در دفاع از آزادی و حرمت و کرامت بشریت است. روز دفاع از ده ها كارگر زندانى است؛  روز آزادی کلیه زندانیان سیاسی و در هم شكستن  درب زندانها  است.

برای دفاع از آزادی زندانیان سیاسی٬ در صفوف متحد و یکپارچه راهپیمایی ها و تجمعات اول ماه مه شرکت کنید و همه جا فریاد  زندانی سیاسی آزاد باید گردد سربدهید! جهان باید صدای آزادیخواهی ما را رساتر از هر وقت دیگر بشنود.

کمیته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

۲۸ آوریل ۲۰١١

_______________________________________________________

 جمعه  ٢٢ آوريل ٢٠١١ عليه اعدامها در ايران به خيابانها بياييد

در آستانه اول مى رژيم جنايت كار اسلامى  قصد اعدام تعداد ديگرى از زندانيان را دارد. ما با اعتراضمان بارها توانسته ايم جلو احكام اعدام را بگيريم و رژيم را به عقب نشينى وادار كنيم. اينبار نيز با تمام قدرت بايد به ميدان آمد و با اعتراض خود توجه جهانيان را به اعدامها در ايران جلب كرده و جلو اجراى احكام اعدام را بگيريم!

روز جمعه ٢٢ آوريل ٢٠١١ عليه اعدامها  يكصدا , هر جا كه هستيم در مراكز عمومى وميادين شهر و در مقابل سفارتخانه هاى رژيم جنايتكار اسلامى  تجمع ميكنيم.

احكام اعدام هر چه سريعتر ملغى بايد گردد!

زندانيان سياسى فورى و بدون قيد و شرط آزاد بايد گردند!

 

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

١٠ آوريل ٢٠١١  برابر با  ٢١ فروردين ١٣٩٠

_______________________________________________________

 

در روز ٧ آوريل زندانيان سياسى را از ياد نبريم

زندان، شکنجه و اعدام، ابزارهای جمهوری اسلامی  طی 32 سال گذشته برای ادامه بقاء بوده اند. با اوجگیری اعتراضات مردم در دوسال اخیر ، برای شکستن مقاومت زندانیان و در واقع مرعوب کردن کل جامعه، فشار برزندانیان ابعاد گسترده تر و وحشیانه تری به خود گرفته است. عدم رسیدگی هایی پزشکی  به زندانیان بیمار، محروم کردن آنها از امکانات درمانی، افزایش شکنجه های روحی و جسمی بر این زندانیان ودر واقع قتل تدریجی و سازمان یافته آنها، درماههای اخیر نگرانیهای زیادی در میان خانواده های این زندانیان بوجود آورده است.

زندانی سیاسی هادی عابدی اخیرا طی نامه ای شرایط زندان و برخوردهای قرون وسطایی مسئولان زندان را توضیح داده است. او که  ازسال 60 بر اثر اصابت گلوله دچار قطع نخاع و فلج بخشی از بدن است ، از  آبان 1388 برا ی گذارندن حکم 2 سال زندان به زندان لاکان رشت که يک زندان عادی است منتقل شده است. در این مدت به دلیل شرایط زندان و عدم رسیدگی های پزشکی یکی از کلیه هایش نیز از کار افتاده و مثانه اش نیز دچار مشکلات جدی شده است که نیاز فوری به عمل جراحی دارد. اما مقامات زندان بدون توجه به بیماری ها و شرایط جسمی هادی،نه تنها اورا همچنان در زندان نگه داشته اند، بلکه مانع عمل جراحی او و برخورداری از سایر امکانات پزشکی میشوند.

حامد روحی نژاد زندانی دیگری است که از سال 1387 دستگیرو به ده سال زندان و تبعید به زندان شهر زنجان محکوم شده است. حامد  دچاربیماری ام اس میباشد ودر این مدت به دلیل شرایط نامناسب زندان زنجان، بینایی خود را نیزاز دست داده و تدریجا در حال فلج شدن است، بدون برخوردار از ابتدایی‌ترین حقوق یک زندانی یعنی  درمان بیماری در بیرون از زندان.

هادی و حامد تنها زندانیانی نیستند که با وجود بیماری در شرایط قرون وسطایی زندانهای ایران نگه داری میشوند. جان باختن زندانی سیاسی محسن دگمه چی در فروردین ماه امسال،  در حالی که مدتها به سرطان پانکراس مبتلا بود،اما مقامات رژیم تا آخرین هفته ها مانع استفاده او ازامکانات درمانی شدند، نشان میدهد جمهوری اسلامی بطور سیستماتیک قصد نابودی این  زندانیان را دارد.

جان سایر زندانیان بیمار در خطر است

 

اسامی برخی از زندانیان دیگری که در حال حاضردر زندانها با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم میکنندو به معالجات پزشکی در بیرون زندان نیاز فوری دارند:

1- زهرا جباری : محکوم به 4 سال حبس تعزیری،  مبتلا به رماتیسم پیشرفته و پوکی استخوان و مشکلات شدید قلبی . وی در حال حاضر در حالت کما در بیمارستان بستری است.

2- آرش صادقی:  محکوم به  ۵ سال حبس تعزیری، دچار   شکستگی دنده‌ها به دلیل شکنجه‌های سخت و دچارحالت  کما بر اثر اعتصاب غذا است.

3- فرح واضحان:   محکوم به  ۱۷  سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج.دارای ناراحتی قلبی.

4- کبری بنازاده  :   محکوم به  5 سال، زندان رجایی‌شهر مبتلا به  هپاتیت بی.

5- حسین رونقی ملکی :   محکوم به 15 سال زندان، مبتلابه عفونت شدید کلیه.

6- منصور اسانلو  :  محکوم به  5  سال، زندان رجایی‌شهر. دارای ناراحتی حاد قلبی.

7-  مهدی محمودیان   : محکوم به  ۵ سال حبس تعزیری. دچار بیماری ریوی و مشکل تنفسی.

8- شیرمحمد رضایی : محکوم به  4 سال زندان در رجایی‌شهر. مبتلا به ناراحتی‌های گوارشی.

9- علی عجمی :  بیماری حاد سینوزیت، به ۲ سال تبعید در یکی‌ از شهرستان‌های استان البرز.

10-  ماشالله حائری :  محکوم به  ۱۵  سال حبس تعزیری و تبعید به زندان رجایی شهر. دارای بیماری قلبی

مانع قتلهای تدریجی زندانیان شویم

مردم شریف و آزادیخواه ؛

باید در برابر این جنایت سازمان یافته رژیم اسلامی اعتراض کرد. تنها مبارزه متحد وگسترده  ما میتواند جان زندانیان را نجات دهد.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى با تمام توان برای متوقف کردن اعمال ضد انسانی و وحشیانه علیه زندانیان، تلاش میکند و مردم شریف و آزادیخواه را فرامی خواند از هرطریق ممکن به شرایط قرون وسطایی درزندانهای ایران اعتراض کنند. با برپایی تجمعات اعتراضی در برابر زندانها وشرکت در آکسیونهای اعتراضی درداخل و خارج ازایران خواهان آزادی کلیه زندانیان سیاسی شوید.

ما همچنین از  سازمانها و مجامع بین المللی و سازمانهای مدافع حقوق انسانی می خواهیم اقدامات موثری را برای پایان دادن به شکنجه و  قتل وحشیانه زندانیان در ایران در دستور کار خود قرار دهند.

جان زندانیان بیشتری در خطر است، باید سریعا اقدام کنیم.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

18 فروردین 1390

٧ آوریل 2011

_______________________________________________________

(International Criminal Court)نامه به  رئيس  دادگاه جهانى آى سى سى,

آقاى هيون

آى سى سى  در حال فراهم آوردن مقدمات محاكمه  مومر قذافى به جرم كشتار مردم ليبى ميباشد۔ اين دادگاه معتقد است كه قذافى مرتكب جنايت شده است۔آ

رهبران رژيم اسلامى در ايران ٣٢ سال است كه  دست به جنايت عليه بشريت زده اند۔ در طول اين ٣٢ سال هزاران زن و مرد, دختر و پسر جوان را ربوده و  شكنجه و زندان كرده و مورد تجاوز قرار داده  و اعدامشان كرده اند۔ در سال ١٣٦٠ رژيم دست به دستگيرى وسيعى زد و هر كسى را  كوچكترين مخالفتى با رژيم داشت  دستگير , شكنجه و اعدام كرد۔  كودكانى بودند كه شبها و روزهايشان را در سلولهاى انفرادى با مادرشان بسر بردند۔

بنابر گفته ايران تريبيونال » تعداد اعدام شده گان در سالهاى ٦٠ بين ٤٠٠٠ تا ٧٠٠٠ زندانى بود۔ اين  اوج كشتار از سال ١٣٦٠ تا ١٣٦٧ بود و روى هم رفته  رژيم  ٢٠٠٠٠ تن از مخالفين را از بين برد؛ اين افرا يا زير شكنجه جان باختند و يا به جوخه هاى اعدام سپرده شدند»

من همچنين مايلم توجه شما را به گزارش ١٤٥ صفح هاى  آقاى جفرى رابرتسون  يكى از قاضيان عاليرتبه سازمان ملل جلب كنم۔ آقاى رابرتسون در اين گزارش به تفصليل در رابطه با قتل عام سال ١٣٦٧ و همينطور كسانى كه مسول اين جنايات بوده اند نوشته است۔ يك نسخه از گزارش ضميمه ميباشد۔

شكنجه و اعدام هزاران نفر در ايران تنها به دو مقطع بالا محدود نميشود, اين جنايات هنوز ادامه دارد۔ روزى نيست  كه مردم در ايران به دست رژيم كشته نشوند؛ مردمى كه تنها جرمشان شركت در تظاهرات است۔ دو سال پيش در سال ٢٠٠٩ دنيا شاهد اين بود كه چگونه مزدوران رژيم مردم را در تهران و ساير شهرهاى ايران  دستگير و مورد ضرب و شتم قرار دادند۔ دنيا چهره ندا , دختر جوانى كه بيرحمانه به دست رژيم در خيابان كشته شد,  را هنوز به ياد دارد؛ جرم ندا تنها اين بود كه آزادى بيانش را ابراز كرد۔

ژيم اسلامى ايرن هنوز در قدرت است و هنوز مردم را هر روزه شكنجه كرده و ميكشد۔ سوال اينست كه چرا آى سى سى هيچگونه اقدامى در اين زمينه نكرده است؟ ماشين كشتار رژيم در ايران همچنان فعال است و  تا حال هزاران نفر را كشته است۔ در ٣٢ سال گذشته شكنجه و اعدام  تنها روش رژيم در تقابل با مردم بوده است- چندين  نفر ديگر بايد كشته شود تا آى سى سى قانع شود كه مردم ايران بايد حمايت شوند؟ چه درجه اى از جنايت را رژيم در ايران بايد مرتكب شود؟ چند ميليون نفر ديگر بايد كشته شود   تا اسامى رهبران رژيم  جزو ليست عاملين جنايت عليه بشريت قرار بگيرد و محاكمه شوند؟

از جانب هزاران زندانى سياسى و خانواده هايشان در ايران از شما ميخواهم كه دست به اقدام ببريد و رهبران رژيم اسلامى ايران را بجرم ٣٢ سال جنايت عليه بشريت دستگير و محاكمه نماييد۔

با احترام

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

١٠ مارس ٢٠١١

_______________________________________________________

زندانيان سياسى آزاد بايد گردند

همزمان با پيشروى انقلاب در مصر و تونس و ليبى ٬ تظاهراتها و اعتصابات بسيارى شهرهاى ايران را فراگرفته است.  مردم در خيابانها با تمام قدرت تماميت رژيم اسلامى ايران را هدف قرار داده اند.

رژيم اسلامى با موج  اعدامهايى كه چندى قبل شروع كرد به خيال خود تلاش ميكرد اعتراضات مردم را سركوب كرده و جو رعب و وحشت را ايجاد كند.  تظاهراتهاى روز ٢٥ بهمن و امروز اول اسفند نشان داد كه مردم هر چه بيشتر عزم خود را جزم كرده اند تا ا ين رژيم شكنجه و زندان و اعدام را سرنگون كنند.

در طول اعتراضات اين چند روزه  رژيم  جهت سركوب مردم تعداد بسيارى را دستگير كرده است٬  اما اين خللى در عزم مردم و اعتراضشان وارد نكرده است؛ در بسيارى از مواقع مردم دستگيرشدگان را از دست مزدوران رژيم  در آورده اند. رژيم  در اين چند روزه و بالاخص امروز  اول اسفند ماه با ارسال نيروهاى سركوبگرش و ممانعت از ورود خبرگزاريهاى خارجى سعى بر اين دارد كه جلو تجمعات بيشتر و خبر رسانى را بگيرد؛  در مقابل  مردم از طريق فيس بوك و تويتر و تلفن اخبار را مرتبا منعكس كرده اند؛ اين اخبار بلافاصله در تمام دنيا منعكس شده است.

مردم آزاديخواه٬ خانواده هاى زندانيان سياسى

عزيزان ما در زندانها هستند؛ بايد تظاهراتها را به مقابل زندانها كشيد٬  در مقابل زندانها در شهرهاى مختلف ايران تجمع كرد و رژيم را وادار كرد زندانيان را آزاد كند. سال گذشته در اوج اعتراضات در ايران  خانواده هاى زندانيان سياسى به همراه  ساير مردم  با تجمع مداوم و گسترده خود در مقابل زندان اوين رژيم را مجبور به آزادى تعدادى از زندانيان كردند۔  قدرت  تجمعات در مقابل زندانها در اين است كه  همزمان و به طور وسيع  در مقابل تمام زندانها در شهرهاى مختلف ايران صورت بگيرد.

شعار زندانيان سياسى آزاد بايد گردند و مردم درهاى زندانها را بشكنيد  بايد هر چه وسيعتر پخش شود.

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

اول اسفند  ١٣٨٩  برابر با ٢٠ فوريه ٢٠١١

_______________________________________________________

يورى روزنتال وزير خارجه هلند, سفير هلند در ايران را فراخواند

دولت هلند در اعتراض به اعدام زهرا بهرامى و دفن وى بدون حضور و اطلاع خانواده اش سفيرش را از ايران فراخواند۔  فراخواندن سفير هلند از ايران بدنبال  نامه هاى اعتراضى  مكرر  كميته مبارزه براى آزاد زندانيان سياسى و همينطور نامه هاى افراد و سازمانهاى بشردوست  به سهل انگارى اين دولت در نجات جان زهرا بهرامى بود۔  اقدام دولت هلند در فراخواندن سفيرش از ايران و چندى قبل معلق كردن ارتباطات با دولت ايران نشان ميدهد كه با فشارمستمر به  دولتها ميتوانيم آنها را  وادار به فشار به  رژيم اسلامى  جهت جلوگيرى از اعدامها و آزادى زندانيان سياسى نماييم۔ در حال حاضر  سعيد ملك پور و حمید قاسمی شال كه  به ترتيب مقيم و شهروند كانادا ميباشند در زندان بسر برده و حكم اعدامشان صادر شده است۔ تا حال دولت كانادا اقدام موثرى براى نجاتشان انجام نداده است۔  بايد به دولت كانادا فشار بياوريم كه جان اين دو زندانى سياسي را نجات دهد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  در حال  تدارك اقداماتى در رابطه با دو كيس فوق و مجبور كردن دولت كانادا براى اقدام موثر و فورى ميباشد۔

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

9 فوريه ٢٠١١ برابر با ٢٠ بهمن

_______________________________________________________

رژيم اسلامى جسد زهرا بهرامى را مخفيانه در سمنان دفن كرد

بنابر خبرى از » فعالين حقوق بشر و دمكراسى در ايران» امروز يكشنبه ١٧ بهمن مامورين رژيم در تماسى با دختر زهرا بهرامى, بنفشه نایب پور,  به وى گفته اند كه جسد زهرا را در سمنان دفن ميكنند؛ اين در حالى است كه بدليل مسافت راه عملا دخترش نميتوانست به سمنان برود و در دفن مادرش شركت كند۔ ماموران رژيم  دختر زهرا را تهديد كرده اند كه حق برگزارى مراسم براى زهرا را در اماكن عمومى ندارد و همينطور گفته اند كه حق ندارند به سفارت هلند اطلاع بدهند۔

واقعيت اينست كه رژيم  از ترس اعتراضات مردم  و فشار جهانى حتى جرات اين را ندارد كه رسما جسد زهرا را به خانواده اش تحويل بدهد۔ رژيم سعى كرد با گفتن اينكه زهرا قاچاقچى مواد مخدر است اعدام اين زندانى سياسى را توجيه  كند و حال با دفن مخفيانه جسد زهرا و تهديد خانواده اش ترس و وحشت خود را از اعتراضات مردم عليه خود نشان ميدهد۔

اگر رژيم صداى زهرا را خاموش كرد و با تهديد و ارعاب سعى در خاموش كردن صداى خانواده اش دارد, ما صداى زهرا و خانواده اش را به گوش دولتها , سازمانهاى جهانى و مردم دنيا رسانده و خواهيم رساند۔

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

٦ فوريه ٢٠١١ برابر با ١٧ بهمن ١٣٨٩

_______________________________________________________

 

زهرا بهرامى  به دليل فعاليت سياسى عليه رژيم اسلامى اعدام شد نه قاچاق مواد مخدر!

 

در هلند اعلام كرد كه زهرا  nieuwsuur  روز دوشنبه ٣١ ژانويه, دو روز بعد از اعدام زهرا بهرامى , شبكه تلويزيونى

بهرامى در سال ٢٠٠٣ به جرم وارد كردن موارد مخدر به هلند توسط دولت هلند محكوميت گرفته است۔ اين خبر اساسا خبر شكنجه و زندان و اعدام زهرا را عملا تحت الشعاع قرار دارد۔  گويى  شكنجه وحشيانه و اعدام زهرا  مهم نيست۔ گويى مهم نيست كه رژيم جنايتكار هنوز جرات نكرده است كه جنازه اش  را تحويل خوانواده اش بدهد۔

پس از اعلام اين خبر از رسانه هاى هلندى  و تكرار مكررش از رسانه هاى ديگر, سران رژيم اسلامى از اين سو استفاده كرده و گستاخانه  اعلام كردند كه اين دليل بر بر حق بودن اعدام زهرا توسط رژيم است۔ گويى اين اولين بارى است كه رژيم از ترس اعترضات مردم زندانيان سياسى را تحت لواى قاچاق مواد مخدر اعدام ميكند۔ حتى خود سران رژيم  هم ميدانند كه اتهام قاچاق مواد مخدر به ايران توسط زهرا كاملا بي اساس بوده و تنها دسيسه اى براى كشتنش بود۔ جرمى كه زهرا در هلند مرتكب شده است هيچ ربطي به حكمى كه رژيم اسلامى برايش  صادر كرد  ندارد۔

زهرا در ايران بر عليه ژيم جنايتكار اسلامى مبارزه كرد, در اعتراضات روزهاى عاشورا شركت كرد و كما اينكه ميدانست ممكن است زندان و شكنجه شود چندين بار بر عليه جنايات رژيم با راديوهاى نيروهاى اپوزيسيون رژيم در خارج مصاحبه كرده و افشاگرى كرد۔

ممكن است بسيارى از شما آخرين مصاحبه زهرا را كه خشم و انزجار از اين جانيان اسلامى در صحبتهاى او  فوران ميكرد را  شنيده  باشيد۔   زهرا به دليل عقايد و فعاليتهاى سياسيش در ايران دستگير شكنجه و اعدام شد۔ تلاش براى تحت الشعاع قرار دادن فعلايتهاى زهرا و زندانى سياسى بودنش تنها در خدمت رژيم و توهين به مبارزات مردم براى آزادى زندانيان سياسى است۔

و سايت رسانه ها كه سعى در تحت الشعاع قرار دادن شكنجه و اعدام زهرا بهرامى دارند بايدnieuwsuur  شبكه تلويزيونى

از خانواده زهرا بهرامى و تمامى كسانى كه براى نجات جان زهرا و هزاران زندانى سياسى تلاش كرده و ميكنند معذرت خواهى كنند۔

شيوا محبوبى

سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

سوم فوريه ٢٠١١

Nieuwsuur  رونوشت به:

_______________________________________________________

 

زهرا بهرامى شنبه ٢٩ ژانويه ٢١١ به دار آويخته شد

احزاب  پارلمانی هلند خواهان بسته شدن سفارت جمهوری اسلامی شدند

 

وزير امور خارجه هلند , يورى روزنتال,  اعلام كرده است كه بشدت از اعدام زهرا بهرامی شوکه شده است و تمامى ارتباطات رسمى را با ايران را در اعتراض به حكم اعدام زهرا بهرامى به حالت تعليق در آورد۔

حكم اعدام زهرا بهرامى اعتراض و خشم بسيارى از مردم و سازمانهاى آزاديخواه را بر انگيخته است,  رسانه هاى هلند خبر به دار آويختن زهرا را در سطح وسيعى انتشار دادند؛ همه علاوه بر محكوم كردن حكم اعدام  زهرا, سوالشان اين بود كه چرا دولت هلند جان زهرا را نجات نداد؟

زهرا بهرامى ٤٥ ساله،  كه  شهروند هلند نيز بود به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. وى چند روز پس از تظاهرات ششم دی (عاشورا) ١٣٨٨ دستگير شد, تحت شديدترين شكنجه هاى روحى و جسمى قرار گرفت و مجبورش كردند به عليه خود دست به مصاحبه تلويزيونى بزند۔ در اين اواخر زهرا در سلول انفرادى و تحت فشار شديد بود۔

از همان ابتدا خبر احتمال صدور حكم اعدام زهرا در رسانه هاى هلندى بسرعت پخش شد وبدنبال اطلاع رسانى و ارسال نامه هاى متعدد از سوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  و برخى از ر سازمانهاى حقوق بشر به وزير امور خارجه هلند و اتحاديه اروپا, دولت هلند با جمهورى اسلامى  در رابطه با  پرونده زهرا بهرامى تماس گرفت. در ماه آگوست  ٢٠١٠ نمايندگان  هلند ى پارلمان اروپا  از  مسئول سیاست خارجی پارلمان اروپا خواستند تا   در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى اقدام شود. اين فشارها رژيم و وزرات اطلاعاتش را برآن داشت تا با وارد کردن جرم دیگری در پرونده زهرا دستگيرى و حكم وى را توجيه كنند٬ اینبار اعلام گردید که وی به هنگام بازداشت کوکائين و هروئين به همراه داشته است! اين سياست را رژيم بارها براى توجيه اعدام زندانيان سياسى بكار برده است.  دختر زهرا بهرامى , بنفشه ناجب پور بارها از دولت هلند تقاضا كرد كه مادرش را نجات دهند۔

در تاريخ ١١ ژانويه ٢٠١١ شيوا محبوبى نامه ديگرى همراه با طومار امضا شده توسط بيش از ٧٠٠ نفر را به آقاى روزنتال وزير امور خارجه هلند ارسال كرده و روى   در خطر بودن جان زهرا تاكيد كرده , دولت هلند را مسول حفظ جان زهرا اعلام كرد و خواستار عكس العمل موثر و فورى دولت هلند شد۔ ما بارها تاكيد كرديم كه  خطر اعدام زهرا به محض فروكش كردن فشارها روى رژيم اسلامى ايران بيشتر ميشود۔    در روز ٢٧ ژانويه  ٢٠١١ در ملاقات با چند تن از مسولين كميته حقوق بشر پارلمان اروپا وضعيت زهرا بهرامى مطرح و نامه اى در اين رابطه  از سوى شيوا محبوبى و طومار امضا شده به آنها تحويل داده شد۔ تمامى اين فعاليتها كمك كرد كه اعدام زهرا مرتبا به تعويق بيافتد و رژيم نتواند زهرا را اعدام كند۔  در ادامه دور جديد اعدامها از سوى رژيم , با كم شدن فشار بر روى  رژيم در رابطه با وضعيت زهرا بالاخص از جانب دولت هلند, رژيم طرح شوم خود را براى كشتن  زهرا عملى كرد۔

عليرغم نامه هاى مكرر  كميته كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى به دولت هلند, اين دولت اقدام موثرى جهت نجات جان زهرا بهرامى انجام نداد۔ اقدام دولت هلند مبنى بر تعليق  ارتباطات رسمى با ايران در اعتراض به حكم اعدام زهرا بهرامى  اقدام مثبتى است اما

 

به هيچ عنوان كافى نيست۔ دولت هلند بايد سفيرش را از  ايران فرابخواند و سفارت رژيم اسلامى را در هلند ببندد۔

ما از همه مردم آزاديخواه دعوت ميكنيم كه به آقاى روزنتال وزير امور خارجه هلند نامه نوشته و خواهان بستن  سفارت رژيم اسلامى در هلند بشوند۔

 دولت هلند و ساير دولتها بايد احكام صادر شده توسط رژيم  را و خطرى را كه متوجه جان زندانيان سياسى است  جدى بگيرند و اقدام موثرى در اين رابطه انجام دهند۔ نبايد اجازه داد دولتها و سازمانهاى جهانى از زير بار مسوليت شانه خالى كنند۔

 

تنها راه توقف اعدام زندانيان سياسى اعتراض مداوم و موثر عليه جمهورى ااسلامى ايران ۔

 

نامه اعتراضى به انگليسى و فارسى  ضميمه ميباشد۔

——-

آقاى يورى روزنتال

من  اعتراض و خشم خود را نسبت به اعدام زهرا بهرامى ابراز ميدارم۔ زهرا بهرامى شهروند هلند بود و بايد توسط دولت شما حمايت ميشد۔  در اعتراض به اعدام زهرا بهرامى ما از شما ميخواهيم ه سفير خود در تهران را فراخوانده و سفارت رژيم اسلامى در هلند بسته شود۔

نام:

كشور :

 

The Netherlands Ministry of Foreign Affairs

Mr. Uri Rosenthal

PO Box 20061,2500 EB The Hague, The Netherlands

Telephone: +31 70 3486486 , Fax: + 31 70 3484848

Email form: http://www.minbuza.nl/en/The_Ministry/Contact_the_Ministry/Contact_us/General_questions_and_comments

Or email address:  u.rosenthal@minbuza.nl

رونوشت:  catherine.ashton@ec.europa.eu  , eastgulf@amnesty.org

لطفا رونوشت نامه را براى ما نيز ارسال داريد: freepoliticalprisoners@gmail.com

_______________________________________________________

 

زهرا بهرامى شنبه ٢٩ ژانويه ٢١١ به دار آويخته شد

احزاب  پارلمانی هلند نیز خواهان بسته شدن سفارت جمهوری اسلامی شدند

 

وزير امور خارجه هلند , يورى روزنتال,  اعلام كرده است كه بشدت از اعدام زهرا بهرامی شوکه شده است و تمامى ارتباطات رسمى را با ايران را در اعتراض به حكم اعدام زهرا بهرامى به حالت تعليق در آورد۔

 

حكم اعدام زهرا بهرامى اعتراض و خشم بسيارى از مردم و سازمانهاى آزاديخواه را بر انگيخته است۔  رسانه هاى هلند خبر به دار آويختن زهرا را در سطح وسيعى انتشار دادند۔ همه علاوه بر محكوم كردن حكم اعدام  زهرا سوالشان اين بود كه چرا دولت هلند جان زهرا را نجات نداد؟

 

زهرا بهرامى ٤٥ ساله،  كه  شهروند هلند نيز بود به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. وى چند روز پس از تظاهرات ششم دی (عاشورا) ١٣٨٨ دستگير شد, تحت شديدترين شكنجه هاى روحى و جسمى قرار گرفت و مجبورش كردند به عليه خود دست به مصاحبه تلويزيونى بزند۔ در اين اواخر زهرا در سلول انفرادى و تحت فشار شديد بود۔

از همان ابتدا خبر احتمال صدور حكم اعدام زهرا در رسانه هاى هلندى بسرعت پخش شد وبدنبال اطلاع رسانى و ارسال نامه هاى متعدد از سوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى و سازمانهاى حقوق بشر به وزير امور خارجه هلند و اتحاديه اروپا, دولت هلند با جمهورى اسلامى  در رابطه با  پرونده زهرا بهرامى تماس گرفت. در ماه آگوست  نمايندگان  هلند ى پارلمان اروپا  از  مسئول سیاست

خارجی پارلمان اروپا خواستند تا   در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى اقدام شود.

اين فشارها رژيم و وزرات اطلاعاتش را برآن داشت تا با وارد کردن جرم دیگری در پرونده زهرا دستگيرى و حكم وى را توجيه كنند٬ اینبار اعلام گردید که وی به هنگام بازداشت کوکائين و هروئين به همراه داشته است! اين سياست را رژيم بارها براى توجيه اعدام زندانيان سياسى بكار برده است.  دختر زهرا بهرامى , بنفشه ناجب پور بارها از دولت هلند تقاضا كرد كه مادرش را نجات دهند۔

در تاريخ ١١ ژانويه ٢٠١١ شيوا محبوبى نامه ديگرى همراه با طومار امضا شده توسط بيش از ٧٠٠ نفر را به آقاى روزنتال وزير امور خارجه هلند ارسال كرده و به اهميت و در خطر بودن جان زهرا تاكيد كرده , دولت هلند را مسول حفظ جان زهرا اعلام كرد و خواستار عكس العمل موثر و فورى دولت هلند شد۔ ما بارها تاكيد كرديم كه  خطر اعدام زهرا با فروكش كردن فشارها روى رژيم اسلامى ايران بيشتر ميشود۔    در روز ٢٧ ژانويه  ٢٠١١ در ملاقات با چند تن از مسولين كميته حقوق بشر پارلمان اروپا وضعيت زهرا بهرامى مطرح و نامه اى در اين رابطه  از سوى شيوا محبوبى و طومار امضا شده به آنها تحويل داده شد۔

عليرغم نامه هاى مكرر  كميته كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى دولت هلند اقدام موثرى جهت نجات جان زهرا بهرامى انجام نداد۔ اقدام دولت هلند مبنى بر تعليق  ارتباطات رسمى با ايران در اعتراض به حكم اعدام زهرا بهرامى  اقدام مثبتى است اما به هيچ عنوان كافى نيست۔ دولت هلند بايد سفيرش را از  ايران فرابخواند, سفير رژيم در هلند را اخراج كند و سفارت رژيم اسلامى را در هلند ببندد۔

ما از همه مردم آزاديخواه دعوت ميكنيم كه به آقاى روزنتال وزير امور خارجه هلند نامه نوشته و از آنها بخواهند سفيرهلند در ايران را از ايران فرابخوانند, سفير رژيم در هلند را اخراج كند و سفارت رژيم اسلامى را در هلند ببندد۔

 دولت هلند و ساير دولتها بايد احكام صادر شده توسط رژيم و خطرى را كه متوجه جان زندانيان سياسى است  را جدى بگيرند و اقدام موثرى در اين رابطه انجام دهند۔ نبايد اجازه داد دولتها و سازمانهاى جهانى از زير بار مسوليت شانه خالى كنند۔

نامه اعتراضى به فارسى و انگليسى ضميمه ميباشد۔

_______________________________________________________

ملاقات هیئت كمیته بین المللی علیه اعدام و كمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با مسئولین كمیسیون حقوق بشر پارلمان اروپا

 درمورد گسترش اعدام در ایران و وضعیت زندانیان سیاسی

روز پنجشنبه ٢٧ ژانویه مینا احدی و شیوا محبوبی با سه نفر از مسئولین كمیسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا، هایدی هوتالا، كونسیاكو گونكاله وس و اوا هایكیلیا، در مقر پارلمان اروپا ملاقات كردند. مینا احدی و شیوا محبوبی در این نشست درمورد گسترش اعدام در ایران و اینكه جمهوری اسلامی در هفته های گذشته هر هشت ساعت یك نفر را اعدام کرده است و بطور مشخص درمورد اعدام فعالین سیاسی و خطر اجرای حكم اعدام تعداد قابل توجهی از فعالین سیاسی گزارشی یه مسئولین اتحادیه اروپا ارائه دادند و خواهان بایکوت سیاسی و دیپلماتیک جمهوری اسلامی، ممنوعیت سفر مقامات این حکومت به کشورهای اروپائی و بستن سفارتخانه های آن شدند.

در این ملاقات نمایندگان كمیته علیه اعدام و كمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی، بسنده کردن اتحادیه اروپا به صرف بیانیه علیه جمهوری اسلامی را مورد انتقاد تند خود قرار دادند و انتظار مردم ایران از نهادهای بین المللی از جمله اتحادیه اروپا برای انزوای سیاسی کامل جمهوری اسلامی و فشار به جمهوری اسلامی برای پایان دادن به اعدام ها و آزادی زندانیان سیاسی را با آنها در میان گذاشتند. شيوا محبوبى از طرف كمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی, ٩ كيس زندانيان سياسى را كه در طول ٩ هفته كارزار » من صداى او هستم» تهيه و پخش شده بود و كيس زهرا بهرامى و طومار حمايت از او را به مسولين كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا ارايه داد.

مسئولین كمیسیون حقوق بشر در پاسخ به این خواست، به پیچیدگی اجرای این سیاست در عمل اشاره کردند اما در عین حال علاقمندی خود را برای اقدامات سیاسی تندتر علیه حكومت اسلامی اعلام کردند. مسئولین حقوق بشر اتحادیه اروپا در عین حال بطور مشخص از مسئولین کمیته علیه اعدام و کمیته مبارزه آزادی زندانیان سیاسی خواستند که لیست زندانیان سیاسی مشخصی را که خطر اعدام آنها را تهدید میکند، به آنها ارائه دهند تا جمهوری اسلامی را برای لغو احکام اعدام آنها تحت فشار قرار دهند. این لیست در اختیار آنها قرار داده شد.

بدنبال این ملاقات، كاترین اشتون مسئول روابط خارجی اتحادیه اروپا روز گذشته در بیانیه ای از جمهوری اسلامی خواست کلیه اعدام ها را بلافاصله متوقف کند و در اسرع وقت مهلتی را برای خاتمه دادن به اعدام تعیین کند.

ما این بیانیه را هرچند ناکافی اما اقدام مثبتی میدانیم و کماکان از اتحادیه اروپا میخواهیم سفر همه مقامات حكومت اسلامی به اروپا را ممنوع كرده، سفارتخانه هایش را ببندد و این حكومت را به عنوان یك حكومت جنایتكار و قاتل مردم ایران٬ تحت فشار کامل سیاسی و دیپلماتیک قرار دهد.

مینا احدی سخنگوی کمیته بین المللی عیه اعدام

شیوا محبوبی سخنگوی کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

٢٨ ژانویه ٢٠١١

_______________________________________________________

حكم اعدام زهرا بهرامى صادر شد

زهرا هر لحظه ممكن است اعدام شود۔

زهرا بهرامى ٤٥ ساله،  كه  شهروند هلند نيز ميباشد به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. چند روز پس از تظاهرات ششم دی (عاشورا) ١٣٨٨، وی در اتومبيلی همراه با سه نفر دیگر درحال تردد در تهران توسط ماموران وزرات اطلاعات دستگير شد. ابتدا به زندان اوين٬ سپس به  زندان گوهردشت منتقل شد و پس از مدتی برای باز جویی بیشتر به زندان اوین و به بند مخوف ۲۰۹ منتقل گردید.

مدتهای طولانی وی در سلول انفرادی محبوس بود. از ملاقات با خانواده‌اش محروم گردید و طی مدت بازداشت وی اجازه یافته است صرفا چند دقيقه با خانواده‌اش تلفنی صحبت کند. مامورین وزرات اطلاعات به خانواده‌ زهرا فشار آوردند که از هرگونه افشاگری و اطلاع ‌رسانی به خبرگزاریهای خارجی پرهیز کنند. شکنجه‌های جسمی و روانی ممتد و فشار روانی در سلول انفرادی٬ محروم بودن از وکيل و حيله‌گریهای کثیف بازجويان وزرات اطلاعات او را وادار به اعترافات تلويزيونی علیه خودش کرد. «اعترافات» زهرا بلافاصله عليه وی بکار گرفته شد.

از همان ابتدا خبر احتمال صدور حكم اعدام زهرا در رسانه هاى هلندى بسرعت پخش شد وبدنبال اطلاع رسانى و ارسال نامه هاى متعدد از سوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى و سازمانهاى حقوق بشر به وزير امور خارجه هلند و اتحاديه اروپا, دولت هلند با جمهورى اسلامى  در رابطه با  پرونده زهرا بهرامى تماس گرفت. در ماه آگوست  نمايندگان  هلند ى پارلمان اروپا  از  مسئول سیاست خارجی پارلمان اروپا خواستند تا   در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى اقدام شود. اين فشارها  رژيم و وزرات اطلاعاتش را برآن داشت تا با وارد کردن جرم دیگری در پرونده زهرا دستگيرى و حكم وى را توجيه كنند٬ اینبار اعلام گردید که وی به هنگام بازداشت کوکائين و هروئين به همراه داشته است! اين سياست را رژيم بارها براى توجيه اعدام زندانيان سياسى بكار برده است.

يورى روزنتال وزیر امور خارجه هلند٬ اخيرا از سفیر ایران در هلند خواست تا سريعا سرنوشت زهرا بهرامی را مشخص كرده و به دولت هلند اطلاع دهند. كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى بارها از دولت هلند درخواست كرده ايم كه جهت نجات جان زهرا بهرامى اقدامات موثرى به عمل بياورند, زهرا شهروند هلند نيز ميباشد و دولت هلند مسئول حفظ سلامتى و جان او ميباشد.

زهرا در وضعیت جسمی و روانی بسیار درناکی است.

همانطور كه قبلا به اطلاع رسانديم کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با پیگیری وبکار گرفتن همه توان خود برای آزادی زهرا از چنگال خونین این جانیان بکار برده و خواهد گرفت. زهرا درانتظار اقدامات فوری همه ماست.

ما مصرانه از شما مردم آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم که دفاع از زندانیان و دستگیر شدگان مبارزات اخیر را در سرلوحه فعالیتهای خود قرار دهید٬ جمهوری اسلامی با ریختن خون زندانیان سیاسی و ایجاد فضای رعب و وحشت تلاش دارد روحیه آنان را در زندانها بشکند و هم تاثیرات مبارزات مردم در داخل و خارج برای رهایی زندانیان سیاسی را خنثی کند. تلاشهاى مذبوحانه رژيم و این پرونده سازی کثیف و ضد بشری باید از جهان متمدن پاسخ دندان شکن بگیرد.

با ارسال نامه به وزير امور خارجه هلند و امضا طومار حمايت از زهرا بهرامى به كمپين نجات جان زهرا بپيونديد. زندگى زهرا در خطر است!

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

دوازدهم  ژانويه ۲۰١١, ٢٣ ديماه ١٣٨٩

براى امضا كردن طومار به سايت كميته مراجعه كنيد: www.iranpoliticalprisoners.com

( اين طومار به يورى رزنتال , وزير امور خارجه هلند و پارلمان اروپا ارسال ميشود)

نامه اعتراضى ضميمه ميباشد.

لطفا يك كپى از نامه اعتراضى خود را به ما ارسال داريد

Dear Mr Uri Rosenthal

I/we express concern for the situation of Zahra Bahrami. I/we urge the Dutch government to put pressure on the Islamic Regime of Iran to overturn Zahra’s dead sentence and release Zahra Bahrmai immediately and unconditionally.

Name/ organization . . . . . . . . . . . . . . . . . .
City/country . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

The Netherlands Ministry of Foreign Affairs
Mr. Uri Rosenthal

PO Box 20061,2500 EB The Hague, The Netherlands
Telephone: +31 70 3486486
Fax: + 31 70 3484848

فرم ايملى: http://www.minbuza.nl/en/The_Ministry/Contact_the_Ministry/Contact_us/General_questions_and_comments

ايمل:  u.rosenthal@minbuza.nl

كپى به:

catherine.ashton@ec.europa.eu  , eastgulf@amnesty.org , info@leader.ir

Mr Cees J. Kole , Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran, Email: teh@minbuza.nl

شما ميتوانيد نامه اعتراضى خود را به سفير هلند در تهران به آدرس زير نيز ارسال داريد:

Mr Cees J. Kole
Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran

Email: teh@minbuza.nl

Fax: +98 21 2366 00190

_______________________________________________________

 

حکم دادگاه تجدید نظر رژيم اسلامى برای شیوا نظرآهاری! تبعید، زندان و شکنجه

شیوا نظرآهاری، فعال حقوق بشرو وبلاگنويس  به ۴ سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهر کرج و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

حكم شيوا در ابتدا  شش سال حبس تعزیری، تبعید به زندان شهرستان ایذه و ۷۴ ضربه شلاق بود كه توسط ابتدا شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب بهي وى ابلاغ شده بود۔

شیوا در مرداد ماه ۱۳۸٧ در تجمع کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی همراه با خانواده‌های زندانیان سیاسی در مقابل سازمان ملل بازداشت شد. پس از مدتی از زندان آزاد گردید و مجددا در سال گذشته برای دومین بار در روز یکشنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ توسط نیروهای وزرات اطلاعات در محل کارش بازداشت گردید٬ منزل شخصی وی مورد یورش و  تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت٬ وسایل شخصی اش ضبط گردید  و روانه زندان شد.

شيوا نظرآهاری که از سال گذشته ، بیش از یکسال در زندان بوده است، بیش از ۳ ماه در سلول انفرادی به سر برده است. شیوا  از جمله دانشجویان ستاره‌داری است که پس از بازداشت با اتهام “محاربه” مواجه شده بود.

رژيم  اسلامى نه تنها هر روژه و به انحا مختلف زندانيان را شكنجه و مورد تعرض قرار ميدهد بلكه اخيرا  با صدور حكم شلاق براى زندانيان سياسى عملا و علنا شكنجه را رسمى اعلام ميكند. اين بيشرمى بايد از سوى سازمانها و افراد آزاديخواه و بشر دوست محكوم شود.

زندان و اعدام پاسخ جمهوری اسلامی به هر نوع عدالت خواهی در طول بیش از سه دهه بوده است . اين حكومت  برای هر روز بقای خود از هیچ جنایتی رویگردان نیست و سنگسار، اعدام و شکنجه جزء قوانین رسمیش و مهمترین ابزاربرای  سرپا ماندنش در تمام طول حیاتش بوده اند.  افزایش احکام ضد انسانی زندان، شکنجه و اعدام علیه فعالین سیاسی و کل جامعه، نه نشانه قدرت بلكه  نشانه هراس  حکومت از خشم مردمی است که برای بزیر کشیدنش در تلاشند.

شیوا اولین قربانی جنایتکاران حاکم بر ایران نیست و آخرین آن هم نخواهد بود. باید در مقابل این توحش اسلامی ایستاد. شیوا و کلیه زندانیان سیاسی باید فورا وبدون قید و شرط آزاد شوند و احکامی که علیه آنها صادر شده باید ملغا شوند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از شما مردم آزاديخواه دعوت ميكند به احکام صادره علیه شیوا نظر آهارى و کلیه  زندانیان سیاسی اعتراض کنید.

 

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

١١ ژانويه ٢٠١١ برابر با ٢١ ديماه ١٣٨٩

_______________________________________________________

حکم اعدام برای زهرا بهرامی

بر اساس اخبار رسیده، زندانی سیاسی زهرا بهرامی به اتهام محاربه و تبليغ عليه نظام امروز، 14 آذر، محاکمه می شود. همانطور که در اطلاعیه های قبلی به اطلاعتان رساندیم، زهرا سال گذشته از هلند برای دیدار فرزندش به ایران سفر کرد  و روز 6 دى ماه ١٣٨٨  در جریان تظاهراتهای تهران دستگیر شد. او طی یکسال گذشته تحت شدیدترین  شكنجه ها و رفتارهاى غیر انسانی قرار داشته وتحت این فشارها جسمى و روانى مجبور به اعتراف تلويزيونى علیه خودش شده است. او در حال حاضر در بند متادون زندان اوین همراه با سایر زندانیان سیاسی زن در بازداشت بسر می برد

پس از نزدیک به یک سال در زندان،  محاکمه زهرا در حالی برگزار می شود که او اتهاماتی که تحت فشار به آنها اعتراف کرده بود، را رد می کند. با توجه به اتهام محاربه در پرونده به احتمال زیاد دادگاه حکم اعدام برای زهرا صادر خواهد کرد.

اتهام محاربه و اعترافات تلوزیونی روشهای شناخته شده  جمهوری اسلامی برای صدورحکم اعدام زندانیان سیاسی هستند. جمهوری اسلامی ماشین کشتار و جنایتی است که تنها در یک سال گذشته صدها انسان بی گناه را بقتل رسانده است. برای سرکوب و مرعوب کردن مردم از هیج جنایتی رویگردان نیست وتنها با اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی  به این رژیم میتوان مانع  قربانی شدن زهرا و دیگر زندانیان شد.

زهرا باید فورا آزاد شود

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از شما مردم آزاديخواه دعوت ميكند به محاکمه و ادامه بازداشت زهرا بهرامى اعتراض کنید. شمامیتوانید با ارسال نامه به وزير امور خارجه هلند و امضا طومار حمايت از زهرا بهرامى به كمپين نجات جان زهرا بپيونديد.

زندگى زهرا در خطر است! او و فرزندانش منتظر حمایتهای شما هستند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

١٤ آذر ماه ١٣۸۹٬

پنجم دسامبر ۲۰١۰

براى امضا كردن طومار به سايت كميته مراجعه كنيد:

 http://cfppi.blogspot.com

نامه اعتراضى ضميمه ميباشد.

لطفا يك كپى از نامه اعتراضى خود را به ما ارسال داريد

براى اطلاعات بيشتر لطفا با شماره هاى زير تماس بگيريد

پريسا پوينده:          +31 645 711 919

شيوا محبوبى: +44 (0) 7572356661

Dutch Ministry of Foreign Affairs
Mr. Uri Rosenthal
PO Box 20061
2500 EB The Hague
The Netherlands
Telephone: +31 70 3486486
Fax: + 31 70 3484848

Email: m.verhagen@minbuza.nl

Dear Mr Rosenthal

I/we express concern for the situation of Zahra Bahrami. I/we urge the Dutch government to put pressure on the Islamic Regime of Iran to release Zahra Bahrmai immediately and unconditionally.

Name/ organization . . . . . . . . . . . . . . . . . .
City/country . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شما ميتوانيد نامه اعتراضى خود را به سفير هلند در تهران به آدرس زير نيز ارسال داريد:

Catherine Ashton,

EU High Representative for Foreign Affair

catherine.ashton@ec.europa.eu

Mr Cees J. Kole
Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran

Email: teh@minbuza.nl

Fax: +98 21 2366 00190

_______________________________________________________

جمهوری اسلامی دو زندانی دیگر را بقتل رساند

روز سه شنبه 7 دی ماه سال 89  برابر با 28 ماه دسامبر٬ علي صارمي  زندانی سیاسی 62 ساله که به دلیل عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران به محاربه متهم شده بود به همراه یک زندانی دیگر به نام علی اکبر سیادت به اتهام جاسوسی برای دولت اسرائیل؛ در زندان اوین اعدام شدند.

علی صارمی اولین باردر سال 1361 به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد. او مجددا در سال 68 به همین اتهام دستگیر و به ده سال حبس تعزیری محکوم شد و بار دیگر در سال 84 به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به یک سال حبس محکوم شد.علی صارمی آخرین بار  در شهریور 86 به دلیل شرکت در مراسم یاد بود جانباختگان 67 در خاوران و سخنرانی در آن مراسم، دستگیر و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد.

از هویت علی اكبر سیادت و علل واقعی اعدام او هنوز اطلاعاتی در دست نیست.

براساس گزارشات رسیده پس از اجرای حکم اعدام علی صارمی ، خانواده او و چند تن از افرادی که در مقابل زندان اوین برای اطلاع از وضعیت بستگان زندانیشان تجمع کرده بودند، بازداشت شدند.

این جنایت زمانی صورت گرفت که قصدجمهوری اسلامی برای اعدام دانشجوی زندانی حبیب لطیفی با اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی روبرو شد و تحت فشار این اعتراضات رژیم ناچار حکم اعدام این دانشجورا به تعویق انداخت . همان روز نیروهای امنیتی  با حمله به خانه پدر حبیب لطیفی حدود بیست تن از اعضائ خانواده و دوستانش را دستگیر کرده و به دنبال آن دهها فعال سیاسی و اجتماعی نیز درسطح شهرسنندج دستگیر شدند.

جان سایرزندانیان سیاسی در خطر است

جمهوری اسلامی در هراس از اعتراضات مردم در اوج ضعف و استیصال ، با گسترش اعدام و کشتار زندانیان سياسى،  قصد مرعوب کردن مردم را دارد. اعلام مقامات قضایی برای سرعت بخشیدن به اعدامها در هفته گذشته، آزار وشکنجه سیستماتیک زندانیان برای وادار کردن آنها به اعتراف علیه خودشان، افزایش فشار به خانواده های زندانیان وبلاخره صدور و درخواست ١٠ حکم اعدام  ازجمله اقدامات ماشین کشتار و اعدام رژیم اسلامی هستند که نگرانیهای جدی رادر مورد سرنوشت زندانیان درمیان خانواده های آنها، مردم و مجامع    بین المللی بوجود آورده است.

مردم شریف و آزادیخواه ؛

هم اکنون دهها زندانی محکوم به اعدام  دربرزخ مرگ وزندگی بسر می برند. نباید زندانیان و خانواده های آنها را در این روزها تنها گذاشت. باید در برابر این جنایت سازمان یافته رژیم اسلامی اعتراض کرد. تنها سد مبارزه متحد ما میتواند این ماشین جنایت علیه بشریت را متوقف کند.  نمونه سکینه محمدی و حبیب لطیفی نشان داد با مبارزه ای گسترده برای نجات آنها، میتوان جانیان اسلامی را وادار به عقب نشینی کرد. جمهوری اسلامی باید متوجه شود هر حکم اعدامی که صادر میکند خشم وانزجارملیونها نفر در داخل و خارج از ایران را بر می انگیزد و به مبارزه ای گسترده علیه دستگاه کشتار و شکنجه و کل حکومت اسلامی تبدیل میشود.

از هرطریق ممکن به احکام غیر انسانی اعدام در ایران اعتراض کنید. با برپایی تجمعات اعتراضی در برابر زندانها وشرکت در آکسیونهای اعتراضی در خارج ازایران خواهان لغو احکام اعدام و آزادی کلیه زندانیان سیاسی شویم.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

هشتم دی ۱۳۸۹

بيست و نهم دسامبر ۲۰۱۰

_______________________________________________________

نسرین ستوده باید بیدرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردد!

 

جمهوری اسلامی نسرین ستوده وکیل مدافع زندانیان سیاسی و از فعالین اجتماعی را از سیزدهم شهریور ماه ١٣۸۹ تا کنون در سلول انفرادی بعنوان گروگان نگهداشته است.

نسرین در مقابله با بدرفتاری و اتهامات واهی که به او نسبت داده شده بود٬ دست به اعتصاب غذا زد٬ با بی پاسخ ماندن اعتراضاتش و عدم اجرای وعده‌هایی که مقامات و مسئولان اطلاعاتی و امنیتی برای پایان دادن به اعتصاب غذا و اجرای خواسته های برحقیش داده بودند٬ بمدت ۹ روز اقدام به اعتصاب غذای خشگ کرد!

نسرین و وکلای مدافعش در دو جلسه دادگاه٬ به حکم ناعادلانه قرار بازداشت اعتراض کردند و خواهان لغو این حکم گردیدند٬ اما قاضی پرونده حکم قرار بازداشت را مجددا تمدید کرد.

در پی این اقدام و در اعتراض به انواع بدرفتاری وخشونت علیه خودش و سایر زندانیان سیاسی از روز دوشنبه پانزدهم آذر ماه اعلام كرد مجددا برای بار دوم دست به اعتصاب غذای خشك خواهد زد! او اعلام کرد در اعتراض به وضعيت بازداشت خودش و ديگر زندانيانی كه با احكام ناعادلانه در زندان به سر می‌برند تا رسيدن به خواسته‌های هایش اعتصاب غذای خشك را مجدد از سر میگرد!

برخی خواستهای نسرین ستوده که در سایتهای اینترنتی هم منعکس گردیده تماما خشونت و بدرفتاری غیر انسانی درزندانهای جمهوری اسلامی را برملا میسازد!

او به وضعیت باز داشت خود اعتراض دارد و اعلام کرده است:

١ــ بازداشت موقت او کماکان پس از نود و پنج روز با داشتن دو فرزند خردسال همچنان ادامه دارد.

۲ــ وعده‌های چندين مسئول امنيتی و قضايی مبنی بر تبديل قرار بازداشت و آزادی و عدم اجرای آنها.

٣ــ برگزاری جلسه دادگاه با تخلفات و موضعگيری‌های جانبدارانه قاضی رسيدگی كننده در حضور وكلا و روسای كانون وكلا, , اتحاديه سراسری كانونهای وكلا و ديگر همكاران, خارج شدن دادگاه از دايره بیطرفی و در واقع اعلام عملی مجرم بودن وی قبل از اتمام رسيدگی و ختم جلسات دادگاه.

٤ــ ناپديد شدن دوازده فقره نامه و لايحه ارائه شده توسط وی كه در پرونده مفقود شده است!

٥ــ تهديد وكلای مدافعش در جلسات دادگاه.

٦ــ اعلام سنگين‌تر شدن جرم نسبت داده شده به وی  بدليل انتخاب وكلايی كه به زعم مسئولان دستگاه قضایی مورد قبول يا اعتماد دادگاه نيستند!

۷ــ نگهداری و اعمال فشار از طريق تحميل شرايط طاقت فرسای سلول انفرادی در بند ۲۰۹ اطلاعات٬ زندان اوین٬ از زمان بازداشت تاكنون بمدت ۹٥ روز, در حاليکه كه او از سلول انفرادی به دادگاه اعزام شده و عليرغم اتمام جلسات دادگاه مجددا به انفرادی بازگردانده شده است.

۸ــ جلوگيری از ملاقات حضوری فرزندان خردسالش كه امكان ملاقات كابينی با وی را ندارند بجز یک مورد در طول ۹٥ روز بازداشتش كه آنهم بدليل درگيری مامورين با خانواده اش موجبات آزار و اذیت بيشتر آنها گرديده است.

۹ــ اعمال محدوديت‌های مختلف از جمله محروم کردن وی از داشتن قلم و كاغذ.

١۰ــ مخفی کردن فوت پدرشان و ممانعت از دادن مرخصی در مراسم خاكسپاری. در حاليكه در يازدهمين روز از فوت پدرشان٬ بازپرس شعبه با آگاهی و وقوف از فوت ايشان در جلسه بازپرسی آن را مخفی كرد.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی٬ تمامی تلاش خود را در سطح بین المللی بكار خواهد بست تا با افشای رفتارهای ضد بشری جمهوری اسلامی نسبت به زندانیان سیاسی موجبات فشار جهانی برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی فراهم بياورد. این حکومت خونریز برای بقای خود دست به هر جنایتی خواهد زد!

مردم شرافتمند! آزادیخواهان!

برای آزادی فرزندانمان از چنگال هیولای جمهوری اسلامی راهی جز اعتراض علنی و حضور مستمر و شبانه روزی درمقابل زندانها و بیدادگاهها و پافشاری برای رهایی آنها نیست!

ما صدای رسای همه زندانیان سیاسی هستیم٬ این بخشی از مصاف سرنوشت ساز ما با حاکمیت ضد بشری و قرون وسطایی جمهوری اسلامی است.

ما از همه نهادهای مدافع حقوق بشر می خواهیم جمهوری اسلامی را برای آزادی بی قید وشرط نسرین ستوده و کلیه زندانیان سیاسی تحت فشار قرار دهند!

نسرین ستوده باید بیدرنگ آزاد گردد و تحت مراقبتهای ویژه پزشکی قرار گیرد!

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

هفدهم آذرماه ١٣۸۹ ٬ هشتم دسامبر ۲۰١۰

_______________________________________________________

زندانی سیاسی بهروز جاوید طهرانی را آزاد کنید!

بنا بر اخبار تکان دهنده ای که به کمیته مبارزه برای زندانیان سیاسی رسیده است٬ ساعت ده صبح  روز چهارشنبه نوزدهم آبانماه بهروز جاوید طهرانی زندانی سیاسی شناخته شده٬ مجددا توسط حسن آخریان٬ شکنجه گر مخوف و منفور زندان رجایی شهر٬ هفتاد و چهار ضربه شلاق زده شد. طبق اخبار منتشر شده٬ بهروز را به بند اجرای احکام آوردند و در آنجا بازجوی شکنجه گر حسن آخریان که بخاطر وحشیگری و بدرفتاری غیر قابل تصور با زندانیان سیاسی و سازمان دادن  حمله به بندهای زندانیان سیاسی و شکنجه آنان تا سر حد مرگ و زجرکش کردن زندانیان سیاسی به سمت رئیس اجرای احکام در زندان گوهردشت منصوب شده٬ شلاق زده شد.

بهروز آخرین زندانی مبارزات هیجدهم تیرماه سال١٣۷۸ کماکان در بدترین شرایط ممکن و در وضعیتی شدیدا غیر انسانی در زندان نگهداشته شده است ماههای متمادی را در سلول های انفرادی بسر برده است٬ مورد وحشیانه ترین شکنجه ها توسط شکنجه گران زندان مخوف اوین بسر برده است و اکنون بیش از دو سال است که در زندان گوهردشت٬ معروف به زندان «آخر خطی ها » منتقل شده است. او همچنان زیر شکنجه های طاقت فرسا بسر می برد و ماهها در سلول های انفرادی بند یک زندان گوهردشت معروف به سگدونی که محل شکنجه زندانیان است بسر برده است.

بهروز جاوید تهرانی در خرداد ماه سال ۱۳۸۴ بازداشت شد. وی پس از مدتی از سوی دادگاه بدوی به اتهام واهی تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری همکاری با سازمنهای اپوزیسیون مخالف رژیم در مجموع به تحمل هفت سال حبس تعزیری محکوم شد.

در تاریخ  شانزدهم اسفند ماه ۱۳۸۸ وی به سلول انفرادی زندان رجایی شهر منتقل گردید. سپس از ششم فروردین ۱۳۸۹ وی در شرایط غیرانسانی و خطرناکی در سلول‌های انفرادی زندان رجایی شهر تحت آزار و د اذیت مداوم قرار گرفت.

در تاریخ دهم فروردین ماه ۱۳۸۹ مسئولان زندان رجایی‌شهر به بهروز جاوید تهرانی ابلاغ کردند که او را در سلول انفرادی نگه خواهند داشت و یا به بند مجرمان خطرناک  منتقل خواهند کرد. وی به همین دلیل دست به اعتصاب غذا زد. روز دوشنبه بیست و سوم فروردین ماه ١٣۸۹ پس از سیزده روز اعتصاب غذا و بیش از یکماه در سلولهای انفرادی معروف به سگدونی٬ زندانبانان را وادار به تن دادن به خواسته های خود کرد. وی از سلولهای انفرادی (سگدونی) خارج و به بند یک معروف به بند آخر خطیها است منتقل شد.

پس از تنشها و شکنجه های مداوم  و برخوردهای ضد بشری مسئولان زندان٬ در تاریخ ۷ اردیبهشت ماه در محل بهداری زندان رجائی شهر کرج که بر سر درخواست دارو توسط نیروهای گارد زندان مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به نقطه ای نامعلوم منقل گردید. علیرغم تمام محدودیتها طی یادداشتی کوتاه از سلول، از وضعیت بغرنج خود خبر داد که  در روز مذکور بصورت نیمه بیهوش به سلول انفرادی مشهور به سوئیت ویژه شماره ۱ زندان رجای شهر کرج منتقل شده است.

در تاریخ یازدهم تیرماه مسئولین زندان رجایی شهر کرج بنا به درخواست وزارت اطلاعات، نگهداری بهروز جاوید تهرانی در سلول انفرادی را تا پایان سالگرد هیجده تیر ماه٬ بمدت نامعلومی تمدید کردند.

بهروز در آخرین یادداشتی که توانست از زندان خارج کند اعلام کرد که او را تهدید به مرگ کرده اند و جانش در خطر جدی  است.

علیرغم بیماری های متعددی که در زندان بدان مبتلا گردیده است٬ بویژه بدلیل ضربه مغزی مورخه سال ۸۴ در بند ۲۰۹ زندان اوین تمامی داروهای مورد نیاز وی تا کنون قطع گردیده است . نامبرده از هرگونه تماس تلفنی، ملاقات با خانواده، ملاقات با وکیل ممنوع شده است. در طی ضرب و شتم و کتک کاری٬ وی دچار شکستگی سر گردیده است همینطور برای اعمال فشار بیشتر به نامبرده اجازه رفتن به دستشویی تنها دو بار در طی ۲۴ ساعت داده میشود.

تمامی شواهد بدون تردید٬ حاکی از آنست که سربازجوی وزارت اطلاعات سعید شیخان٬ بازجو ومسئول پرونده سازی علیه  بهروز جاوید طهرانی در پشت پرده حذف فیزیکی این زندانی سیاسی است. کسانی که مامور به اجرا در آوردن این طرح پلید و غیر انسانی هستند عبارتند از٬ علی حاج کاظم رئیس زندان، علی محمدی معاون زندان، کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و حسن آخریان رئیس بند یک و اجرای احکام. حسن آخریان سال گذشته با ایراد ضرب وشتم و کتک کاری٬ بهروز جاوید طهرانی را به سلولهای انفرادی بند یک معروف به سگدونی انتقال داد و بیش از هفت ماه وی را تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار داد و علیرغم گذشت یک سال همچنان در بند یک محبوس نگهداشت. تا بحال هیچ زندانی سیاسی برای مدتی طولانی در این بند اسیر نبوده است. حسن آخریان از سازمان دهندگان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی بند دو بود این فرد از جمله مسببین قتل امیر حسین حشمت ساران است.

شلاق زدن بهروز جاوید تهرانی بخاطر استقامت و افشاگریهای بی وقفه اش٬ جز ضعف و زبونی رژیم آدمکش جمهوری اسلامی نیست! این حکومت با شلاق و شکنجه و طناب دار زنده است. شکنجه بهروز جاوید تهرانی یک جرم جنایی غیر قابل تردید است و باید توسط نهادهای جهانى ذیصلاح بعنوان جنایت علیه بشریت مورد تعقیب قانونی قرار گیرد.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی از همه نهادهای مدافع حقوق بشر می خواهد با تحت فشار گذاشتن جمهوری خون و جنون اسلامی ایران٬ مانع اجرای جنایات بیشتری توسط این رژیم مخوف ضد بشری گردند.

 

بهروز جاوید تهرانی و همه زندانیان سیاسی باید بدون قید شریط آزاد گردند و زندانبانان آنان بعنوان جانیان و دژخیمان علیه بشریت مورد محاکمه علنی قرار گیرند.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

بیستم آبانماه ١٣۸۹

یازدهم نوامبر ۲۰١۰

_______________________________________________________

نسرین ستوده باید بدون قید وشرط آزاد گردد و بطور اضطراری تحت مراقبتهای ویژه درمانی قرار گیرد!

 

 

نسرین ستوده کارشناس ارشد حقوق بین الملل٬ حقوق دان٬ وکیل دادگستری فعال اجتماعی٬ عضوکانون مدافعان حقوق بشر، فعال جنبش زنان٬ فعال حمایت از کودکان٬ برنده جایزه حقوق بشر سازمان حقوق بشر بین‌الملل٬ وکیل مدافع بسیاری از زندانیان سیاسی و کودکان محکوم به اعدام٬ پیش از بازداشت، بارها بخاطر فعالیتهای حقوقی‌اش مورد تهدید قرار گرفته بود. گروه‌های فشار تحت امر وزرات اطلاعات از وی خواسته بودند که از وکالت موکلینش دست بردارد.

نسرین ستوده وکیل زندانی سیاسی آرش رحمانی نژاد٬ جوانی که برای زهر چشم گرفتن از مردم به دار آویخته شد٬ ابتدا در کلانتری نارمک مورد بازجویی قرار گرفت. سپس نسرین ستوده در سیزدهم شهریور۱۳۸۹(چهارم سپتامبر ۲۰۱۰) پس از دریافت احضاریه از سوی دفتر دادستان انقلاب با جرم سه اتهام واهی تبلیغ برضد نظام و تبانی و تجمع به هدف اغتشاش برضد امنیت ملی به دادسرای ویژه زندان اوین فراخوانده شد. وی به همراه وکيل اش، نسيم غنوی به دادسرای اوين مراجعه کردند. دادسرای اوین از حضور وکیل نسرین در جلسه بازپرسی ممانعت بعمل آورد٬ وی پس از بازپرسی کوتاهی دستگیر و روانه زندان اوین گردید۰

نسرین در طی مدت بازداشت امکان ارتباط با وکلای مدافع خود را نداشته است. داشتن ملاقات با بستگان نیز برای او بشدت محدود بوده است. پیش از احضار به دادسرا٬ روز شنبه ۶ شهريورماه، ماموران امنيتی از سوی وزرات اطلاعات به دفتر کار و منزل نسرين ستوده مراجعه کرده و ضمن تفتش اين دو محل و ضبط برخی از اسناد و پرونده ها و وسايل شخصی و کامپيوتر او و همسرش را با خود بردند.

نسرین ستوده در اعتراض به بازداشت خود و رفتار غیر انسانی بازجویان در زمان حبس و شکنجه های طاقت فرسا و بازجویی دربند ٬۲۰۹ زندان اوین٬ اقدام به اعتصاب غذا نمود. وی تنها برای اولین بار در تاریخ سیزدهم آبانماه ۱۳۸۹ (چهارم نوامبر ۲۰۱۰) اجازه یافت دو فرزند کوچک، سه و یازده ساله و همچنین مادر و خواهرش را برای مدت بسیار ناچیزی ملاقات نماید. همسر وی آقای رضا خندان اجازه ملاقات با او را نیافت. درمدت بازداشت نسرین ستوده تنها بمدت سه ثانیه توانسته است با همسرش مکالمه تلفنی داشته باشد.

وی بعد از ملاقات اعتصاب خود را پس از بیست و هشت روز شکست. براساس گزارشهایی که از درون زندان بدست آمده، وزن وی بشدت کاهش یافته، رنگ پوست اش تیره شده و قوای جسمی اش بشدت تحلیل رفته است٬ بطوریکه قدرتی برای در آغوش گرفتن فرزندانش را نداشته است.

نسرین تهديد کرده بود که اگر شرايط بهمان شکل قبل باشد، اعتصاب غذای خود را از سر خواهد گرفت. و به فاصله کوتاهی٬ روز نهم آبانماه (سی ویکم اکتبر۲۰۱۰) مجددا بدلیل ادامه رفتارهای وحشیانه بازجویان بند ۲۰۹ دست به اعتصاب غذای خشک زد.

عباس جعفری دولت آبادی دادستان منفور و خونریز تهران طی روزهای گذشته به زندان اوین رفت تا با دیدار با نسرین ستوده تلاش کند وی به اعتصاب غذای خود که چند ساعت پيش از حضور وی شروع شده بود پابان بدهد. اما این ملاقات تصميم وی را تغيير نداد، اين اعتصاب غذای خشک همچنان ادامه دارد.

وکلای نسرین ستوده، برای خواندن پرونده وی به دادگاه مراجعه کرده اند و از سوی قاضی «پیرعباسی» به آنها ابلاغ گردیده است که بیست و چهارم آبانماه دادگاه نسرین ستوده در شعبه ۲٦ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.

 رفتار غیر انسانی بازجویان وزارت اطلاعات در بند ۲۰۹ زندان اوین با نسرین ستوده یک جرم جنایی آشکار است و باید همه مسببین این بازداشت٬ دستگیری و بازجویان و شکنجه گران وی از سوی مجامع صلاحیت دار بین المللی تحت تعقیب قرار گیرند.

تا کنون سازمان‌های حقوق بشری بسياری نظير عفو بين‌الملل، ديده‌بان حقوق بشر،‌گزارشگران بدون مرز و همچنين شخصيت‌های سياسی نظير واسلاو هاول، رئيس جمهور پيشين جمهوری چک به وضعیت فوق اضطراری نسرین ستوده اعتراض کرده اند و خواستار آزادی وی گردیده اند.

جمهوری اسلامی نسرین را به گروگان گرفته است٬ شکنجه میکند٬ دیدار با فرزندان و همسر و بستگانش را ممنوع میکند تا با ترساندن وکلای دیگر و خانواده های زندانیان سیاسی که وی وکالتشان را بعهده داشته است٬ با ایجاد جو رعب و وحشت چند روزی بیشتر به حیات ننگین خود ادامه دهد.

بدون تردید این پرونده سازی کثیف دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی٬ بخشی از موج دستگیری ها و اذیت و آزارهایی است که در قبال شماری از وکلای فعال و مدافع حقوق بشر٬ از جمله محمد اولیایی فر؛ آقای محمدعلی دادخواه، آقای عبدالفتاح سلطانی و آقای محمد سیف زاده. واعضای کانون مدافعان حقوق بشر صورت میگیرد.

برای نمونه آقای سیف زاده روز هشتم آبان ۱۳۸۹ (۳۰ اکتبر ۲۰۱۰) پس از برگزاری دادگاهی بشدت مخدوش و فرمایشی و مملو از بی قاعدگی و اشتباهات فاحش قضایی به ۹ سال زندان و ۱۰ سال ممنوعیت از انجام وکالت محکوم شد.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن همدردی عمیق با فرزندان خردسال٬ همسر٬ مادر و بستگان نسرین ستوده از همه مجامع دفاع از حقوق بشر می خواهد با تحت فشار قرار دان حاکمیت جمهوری اسلامی نسرین ستوده را آزاد و بلافاصله به بیمارستان منتقل نمایند تا تحت درمان و مراقبتهای ویژه قرار گیرد. ما صمیمانه از نسرین ستوده می خواهیم برای حفظ سلامتی اش و رفع نگرانی فرزندان و بستگانش به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

پانزدهم آبانماه ١٣۸۹

ششم نوامبر ۲۰١۰

_______________________________________________________

 ما خواهان لغو حکم اعدام و آزادی بیدرنگ و بی قید وشرط سکینه محمدی و رهایی

 سجاد قادرنژاد و هوتن کیان که بعنوان گروگان در زندانهای مخفی در اسارتند هستیم!

سجاد قارد نژاد٬ فرزند سیکنه محمدی٬ زنی که از سوی دستگاه قضایی قرون وسطایی جمهوری اسلامی به مجازات سنگسار محکوم گردید و حدود سه ماه است ممنوع و ملاقات گردیده٬ و وکیل پرونده او هوتن کیان و دو خبرنگار آلمانی همچنان در اسارت نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بسر میبرند!

عوامل وزرات اطلاعات شهر تبریز روز یکشنبه دهم اکتبر حوالی ساعت ٧ عصر بوقت ایران به دفتر کار وکیل سیکنه محمدی وحشیانه هجوم بردند. خبرنگاران آلمانی که مشغول مصاحبه با سجاد پسر سکینه و هوتن کیان وکیل سکینه بوند را در محل را دستگیر کردند و به مکان نامعلومی انتقال دادند.

سجاد پسر بیست و دو ساله سکینه و هوتن کیان وکیل سکینه در زندانی در تبریز تحت فشار و شکنجه قرار گرفته اند. هوتن کیان و دو خبرنگار آلمانی روز سه شنبه ٢۶ اکتبر پس از ١۶ روز به زندان تبریز منتقل شده اند و از محل نگهداری سجاد خبری در دست نیست. سجاد و هوتن به دلیل ارتباط با شبکه های خبری خارج از کشور و کمپین جهانی نجات سکینه در بازداشتگاه مخفی تحت بازجویی های وحشیانه قرار گرفتند٬ شدیدا مورد آزار و کتکاری شدند

دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی ملاقات با سجاد و هوتن را ممنوع کرد تا خبری درمورد آنها و دو خبرنگار آلمانی در رسانه ها منتشر نشود.

روز سی و یکم اکتبر دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی از قول سجاد قادرنژاد اعترافاتی از او علیه خودش را منتشر کرد و عملا نشان داد که او را تحت شکنجه و بازجویی قرار داده است.به فاصله یک هفته از این نمایش مشمٸز کننده خبر ارجاع حکم اعدام سکینه محمدی آشتیانی به دایره اجرای احکام زندان تبریز انتشار یافت.

اقدامات افشاگرانه و بسیج افکار عمومی جهانی علیه توحش دستگاه قضایی جمهوری اسلامی٬ سبب گردیده رژیمی که سه دهه است خون میریزد و دست وپا قطع میکند٬ مجبور گردد با آزمایش تاکتیکهای گوناگون٬ عملی کردن نقشه شوم خود را سبک وسنگین کند! هجوم افکار مترقی جهانی نسبت به اعدام سکینه محمدی٬ جمهوری اسلامی را به عقب نشینی مجدد واداشت.

جمهوری اسلامی سجاد بیست و دو ساله را شکنجه میکند تا بجرم سنگین دفاع و رهانیدن مادرش از چاله سنگسار و یا طناب دار اعتراف کند٬ هوتن کیان را بازداشت میکند و در زندان مخفی تحت بازجویی و آزار قرار میدهد که چرا

موکل سکینه است! چرا میگوید موکلش بی گناه است و از او دفاع می کند. چه جرم مخوفی! وکیلی که از موکلش دفاع کند درسیستم قضایی جمهوری اسلامی مجرم است و باید تحت پیگرد قرار گیرد!

جهان متمدن دراوج احساس مسٸولیت نسبت به این پرونده٬ با حساسیت تحسین برانگیز غرور آفرینی آنرا دنبال میکند. افشاگری در مورد پرونده سکینه محمدی آشتیانی کل دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را به تکاپو انداخته است!

مردم شریف و انساندوست!

روزهای فراموش نشدنی در راه است! روزهای به زانو در آمدن کل دستگاه آدمکشی جمهوری اسلامی!

بانگ رسای و یک صدای میلیونها نفر که فریاد میزنند من صدای زندانی سیاسی هستم جهان را خواهد لرزاند!

تا همین جا٬ پیروز این میدان ما مردم متمدنیم که با برگزاری تـظاهراتهای وسیع دربیش از  صد شهر جهان و براه انداختن موج شورانگیز انساندوستی بین المللی توانسته ایم جمهوری اسلامی منزوی تر از هر وقت به چالشی سرنوشت ساز بکشیم! اما این فقط شروع کارماست! تا آزادی  بی قید وشرط همه زندانیان سیاسی و بستن همه زندانهای سیاسی و این پرچم همچنان در اهتزاز است! فرزندان ما در چنگال هیولای کریه جمهوری اسلامی در بند هستند! آزادی آنها اولین پیمانی است که ما با هم داریم! تحصن در مقابل زندانها و بیدادگاههای رژیم یکی از موثر ترین راههای خلاصی فرزندان ماست! افشای جنایات رژیم اسلامی و دستگاه فاسد و خونریز امنیتی و قضاییش و جنایات بیشمارش در زندانها و تهدید خانواده ها و به سکوت کشاندن آنها یک امر تعطیل ناپذیر ماست!

جهان به ما و به مبارزات ما چشم دوخته است! آینده از آن ماست! خورشید آزادی در دستان پیکارجوی ما طلوع خواهد کرد!

ما خواهان لغو حکم اعدام و آزادی بیدرنگ و بی قید وشرط سکینه محمدی و رهایی

 سجاد قادرنژاد و هوتن کیان که بعنوان گروگان در زندانهای مخفی در اسارتند هستیم!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

دوازدهم آبان ماه ١٣۸۹٬

سوم نوامبر ۲۰١۰

_______________________________________________________

جان یک گروگان دیگر درزندان اوین در خطر فوری است!

زهرا بهرامى ٤٥ ساله،  كه  شهروند هلند نيز ميباشد به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. چند روز پس از تظاهرات ششم دی (عاشورا) ١٣٨٨، وی در اتومبيلی همراه با سه نفر دیگر درحال تردد در تهران توسط ماموران وزرات اطلاعات دستگير شد. ابتدا به زندان اوين٬ سپس به  زندان گوهردشت منتقل شد و پس از مدتی برای باز جویی بیشتر به زندان اوین و به بند مخوف ۲۰۹ منتقل گردید.

مدتهای طولانی وی در سلول انفرادی محبوس بود. از ملاقات با خانواده‌اش محروم گردید و طی مدت بازداشت وی اجازه یافته است صرفا چند دقيقه با خانواده‌اش تلفنی صحبت کند. مامورین وزرات اطلاعات به خانواده‌ زهرا فشار آوردند که از هرگونه افشاگری و اطلاع ‌رسانی به خبرگزاریهای خارجی پرهیز کنند. شکنجه‌های جسمی و روانی ممتد و فشار روانی در سلول انفرادی٬ محروم بودن از وکيل و حيله‌گریهای کثیف بازجويان وزرات اطلاعات او را وادار به اعترافات تلويزيونی علیه خودش کرد. «اعترافات» زهرا بلافاصله عليه وی بکار گرفته شد.

در ٢٦ مرداد ١٣٨٩ وی در بيدادگاه رژيم اسلامى بدون آنکه وکیلی بتواند از او دفاع کند٬ در پشت دربهای بسته محاكمه شده و قاضى صلواتى (قاضی پرونده زهرا) اعلام کرد که پس از ده روز حکم وی اعلام خواهد گردید. زهرا  بارها درطول دادگاه به نداشتن وكيل اعتراض كرد.

خبر احتمال صدور حكم اعدام زهرا در رسانه هاى هلندى بسرعت پخش شد وبدنبال اطلاع رسانى و ارسال نامه هاى متعدد از سوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى و سازمانهاى حقوق بشر به وزير امور خارجه هلند و اتحاديه اروپا, دولت هلند با جمهورى اسلامى  در رابطه با  پرونده زهرا بهرامى تماس گرفت۔ در ماه آگوست  نمايندگان  هلند ى پارلمان اروپا  از  مسئول سیاست خارجی پارلمان اروپا خواستند تا   در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى اقدام شود. اين فشارها   دژخیمان وزرات اطلاعات را برآن داشت تا با وارد کردن جرم دیگری در پرونده زهرا دستگيرى و حكم وى را توجيه كنند٬ اینبار اعلام گردید که وی به هنگام بازداشت نيم‌ کيلو کوکائين همراه داشته است!

شنبه ششم شهريور ماه، زهرا بهرامی، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب محاکمه شد. قاضی صلواتی، رئيس دادگاه، بطور شفاهی به زهرا بهرامی گفت که وی به اعدام يا حبس ابد محکوم خواهد شد. نسرين ستوده كه وکالت زهرا را قبول کرد در تاريخ ٥ سپتامبر ١٣٨٩دستگير شد. او هرگز نتوانست و اجازه نيافت موکلش را ملاقات کند وی فقط طی تماس تلفنی با او گفتگو کرده بود.

در حال حاضر زهرا در انتظار محاكمه مجدد و صدور حكم قطعى ميباشد.

زهرا در وضعیت جسمی و روانی بسیار درناکی است٬ طبق آخرین خبر وی در تلاش برای روشن شدن وضعیت نابسامانش در زندان اوین٬ با دادستان استان تهران٬ عباس جعفری دولت آبادی یک از دژخیمان سرشناس٬ بیرحم و قصی القلب دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ملاقات کرد٬ این در حالی است که وی بدون وکیل و با اتهامات واهی و اعترافاتی که تحت شکنجه های جسمی و روانی شدید وی را وادار به اعتراف علیه خودش کرد٬ به محاربه و اجتماع و اقدام علیه امنیت کشور و حمل مواد مخدر سنگین محکوم گردیده است.

همانطور كه قبلا به اطلاع رسانديم کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی با پیگیری وبکار گرفتن همه توان خود برای آزادی زهرا از چنگال خونین این جانیان بکار برده و خواهد گرفت. زهرا درانتظار اقدامات فوری همه ماست.

ما مصرانه از شما مردم آزادیخواه در سراسر جهان میخواهیم که دفاع از زندانیان و دستگیر شدگان مبارزات اخیر را در سرلوحه فعالیتهای خود قرار دهید٬ جمهوری اسلامی با ریختن خون زندانیان سیاسی و ایجاد فضای رعب و وحشت تلاش دارد روحیه آنان را در زندانها بشکند و هم تاثیرات مبارزات مردم در داخل و خارج برای رهایی زندانیان سیاسی را خنثی کند. تلاشهاى مذبوحانه رژيم و این پرونده سازی کثیف و ضد بشری باید از جهان متمدن پاسخ دندان شکن بگیرد.

با ارسال نامه به وزير امور خارجه هلند و امضا طومار حمايت از زهرا بهرامى به كمپين نجات جان زهرا بپيونديد. زندگى زهرا در خطر است!

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

١۹ شهریور ماه ١٣۸۹٬

دهم سپتامبر ۲۰١۰

 

براى امضا كردن طومار به سايت كميته مراجعه كنيد: www.iranpoliticalprisoners.com

نامه اعتراضى ضميمه ميباشد.

لطفا يك كپى از نامه اعتراضى خود را به ما ارسال داريد

براى اطلاعات بيشتر لطفا با شماره هاى زير تماس بگيريد

پريسا پوينده:          ٠٠٣١٦٤٥٧١١٩١٩

شيوا محبوبى: ٠٠٤٤٧٩٨٤٤٤٥٢٧٨

Dutch Ministry of Foreign Affairs
Mr. Maxime Verhagen
PO Box 20061
2500 EB The Hague
The Netherlands
Telephone: +31 70 3486486
Fax: + 31 70 3484848

Email: m.verhagen@minbuza.nl

Dear Mr Verhagen

I/we express concern for the situation of Zahra Bahrami. I/we urge the Dutch government to put pressure on the Islamic Regime of Iran to release Zahra Bahrmai immediately and unconditionally.

Name/ organization . . . . . . . . . . . . . . . . . .
City/country . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
شما ميتوانيد نامه اعتراضى خود را به سفير هلند در تهران به آدرس زير نيز ارسال داريد:

Mr Cees J. Kole
Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran

Email: teh@minbuza.nl

Fax: +98 21 2366 00190

_______________________________________________________

شیوا نـظرآهاری بیدرنگ و بدون قید وشرط باید آزاد گردد

برای نجات شیوا نظرآهاری  وقت زیادی باقی نیست!

شیوا نظرآهاری فعال اجتماعی٬ وبلاگ نویس٬ مدافع حقوق زنان و کودکان٬ دانشجوی محروم از تحصیل در رشته کارشناسی ارشد مهندسی عمران٬ در معرض خطر جدی است. دستگاه قضایی جمهوری اسلامی وی را به اتهام واهی محاربه و اقدام علیه امنیت کشور در زندان به گروگان گرفته است. تاریخ محاکمه وی روز شنبه ١٣ شهریور (چهارم سپتامبر) ماه٬ تعیین گردیده است و قرار است این حکم در بیدادگاههای جمهوری اسلامی قطعی گردد.

این دانشجوی مبارز و مدافع حقوق زنان و کودکان آخرين بار در ۲۹ آذر ۱۳۸۸ دستگير گردید و از آن تاریخ تا بحال در بلاتکليفی بسر می برد قوه قضاييه و وزرات اطلاعات تامدتها از دادن جزييات در باره اتهامات وی  سر باز می زد. تا اینکه در اواسط تیرماه امسال وی را محارب اعلام کرد!

شیوا نظرآهاری ۹ ماه است که در زندان اوین در بلاتکلیفی مطلق بسر میبرد. مدتهاست امکان ملاقات وی با خانواده اش بکلی متوقف گردیده است.

وی به مدد تلاشهای بین المللی  به یک چهره شناخته شده بدل گردیده است. شیوا در مرداد ماه ۱۳۸٧ در تجمع کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی همراه با خانواده‌های زندانیان سیاسی در مقابل سازمان ملل بازداشت شد. پس از مدتی از زندان آزاد گردید و مجددا در سال گذشته برای دومین بار در روز یکشنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸ توسط نیروهای وزرات اطلاعات در محل کارش بازداشت گردید٬ منزل شخصی وی مورد یورش و  تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت٬ وسایل شخصی اش ضبط گردید  و روانه زندان شد. پس از ۸۰ روز بازداشت وتحمل فشار و بازجویی های طاقت فرسا٬ در دهم شهریور ماه ١٣۸۸ برای آزادی وی قرار وثیقه سنگین پانصد میلیون تومانی صادر گردید٬ خانواده شیوا که قادر به پرداخت چنین مبلغ گزافی نبودند به قرار صادره از سوی بازپرس سبحانی (بازپرس پرونده شیوا) اعتراض کردند پس از مدتی وی با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومان موقتا در اول  مهر ماه ١٣۸۸از زندان آزاد گردید. وی در طی بازداشت خود٬ ۳۳ روز در سلول انفرادی بند ۲۰۹ محبوس بود.

پس از آزادی موقت از  زندان٬ خاطرات خود را از ملاقات با عاطفه نبوى در زندان اوین منتشر کرد. در این خاطرات، او از جنایات و تعرض و شکنجه جسمی و جنسی نسبت به عاطفه نبوی در زندان پرده برداشت. این  افشاگری جسورانه خشم مزدوران وزرات اطلاعات را برانگیخت و مجددا وی برای سومین بازداشت گردید و به محاربه، اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم و تبليغ عليه جمهوری اسلامی متهم گردید. این پرونده سازی کثیف چیزی جز انتقامگیری از وی نیست. جمهوری اسلامی با اعلام اتهامات چنین سنگینی٬ قصد دار نقشه شوم خود را برای نابودی مخالفان و زندانیان سیاسی عملی کند. این حکومتی است که جز با قتل و کشتار و زندان و شکنجه یک روز هم قادر به حفظ حیات شوم خودو نیست!

مردم شریف و آزاده؛

 

 برای نجات شیوا نظرآهاری  وقت زیادی باقی نیست! تلاشهای بین المللی بی وقفه ای در جریان است تا جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وا دارد٬ این تلاشها با اعتراض وسیع ما در داخل و خارج باید همراه گردد.

کمیته مبارزه برای آزادی سیاسی از همه شما درخواست میکند که با این تلاش بین المللی همراه شوید.

در داخل باید در مقابل زندان اوین تجمع اعتراضی شبانه روزی برپا کنیم. خانواده مضطرب شیوا را نباید تنها گذاشت.

درخارج کشور درتجمعاتى كه براى آزادی شیوا برگزار ميشود شركت كنيد۔ همین حالا دست بکار شوید و در هر کجا که هستید با تجمع های اعتراضی درمقابل سفارتخانه هاى رژيم اسلامى, پارلمانها و وزرات امورخارجه کشور محل سکونت خود تلاش کنید تا فشار سیاسی به جمهوری اسلامی برای آزادی شیوا وسیعتر گردد. به هر طریق ممکن جهانیان را از جنایتی که جمهوری اسلامی درحال تکوین آن است مطلع کنید.

درکشورهای متعددی این تظاهراتها اعلام گردیده است٬ نوبت شماست که در کشورهای محل سکونت خود اعلام تظاهرات کنید.

 

شیوا نظرآهاری بیدرنگ و بدون قید شرط باید از زندان آزاد گردد

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

دوم سپتامبر ۲۰١۰

_______________________________________________________

انعكاس خبر  حکم اعدام زهرا بهرامی در رسانه هاى هلندى و فشار به دولت هلند جهت اقدام در اين رابطه

همانطور كه قبلا به اطلاع رسانديم زهرا بهرامى ٤٥ ساله،  در جريان اعتراضات ششم دى ماه ١٣٨٨ در ايران دستگير شد. بهرامى كه  شهروند هلند نيز ميباشد به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. در تاريخ ٢٦ مرداد ١٣٨٩ زهرا بهرامى در بيدادگاه رژيم اسلامى بدون داشتن وكيل محاكمه شد۔ دادگاه قرار است حكم اعدام وى را صادر كند.

به محض اطلاع از اين خبر كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى فورا دست به اقدام زده, طومار اينترنتى را در حمايت از زهرا تهيه و در سطح وسيعى در دسترس عموم قرار داده  و با ارسال اطلاعيه به سازمانهاى جهانى و مردم, از آنها خواست در رابطه با وضعيت زهرا به دولت هلند فشار بياورند كه هرچه سريعتر در اين زمينه اقدام كند.  كميته همچنين به مگزيم ورهاگن وزير امور خارجه هلند و سفير هلند در ايران  نامه نوشته و از آنها خواست كه در اين رابطه اقدام فورى به عمل آورند.

از روز دوشنبه ٢٣ آگوست اعتراضات در رابطه با حكم اعدام زهرا بهرامى شروع شده است۔

كه يك سازمان حقوق بشر هلندى است و در رابطه با وضعيت نقض حقوق انسانى در ايران كار ميكند در تماس با  IRAN COMITE

پريسا پوينده, مسول كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى گفته اند كه اين خبر و طومار اعتراضى را در سطح وسيعى پخش كرده , به  وزير امور خارجه هلند نامه نوشته و خواستار اقدام فورى شده اند و همچنين از اعضاى پارلمان هلند تقاضاى همكارى كرده اند.

روز سه شنبه ٢٤ آگوست  نمايندگان  هلند ى پارلمان اروپا  از  مسئول سیاست خارجی پارلمان اروپا خواسته‌اند تا   در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى اقدام شود. خبر حكم اعدام زهرا بهرامى سريعا در رسانه هاى هلند منعكس شده است۔ كانال يك هلند سه شنبه شب برنامه يكساعته  مستندى را  در رابطه با زهرا بهرامى  پخش كرد.

روز چهارشنبه ٢٥ آگوست پريسا پويند با عفو بين الملل هلند نشستى در رابطه با اقدامات وسيعتر در رابطه با وضعيت زهرا بهرامى خواهد داشت۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از شما مردم آزاديخواه دعوت ميكند كه  طومار اعتراضى را امضا كرده , نامه هاى اعتراضى خود را هر چه سريعتر به دولت هلند ارسال داشته و از آنها بخواهيد به جمهورى اسلامى فشار بياورند تا فورى و بدون قيد و شرط  زهرا بهرامى را آزاد كند۔

زندگى زهرا در خطر است!

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

24 آگوست ٢٠١٠

براى امضا كردن طومار به سايت كميته مراجعه كنيد: www.iranpoliticalprisoners.com

نامه اعتراضى ضميمه ميباشد.

لطفا يك كپى از نامه اعتراضى خود را به ما ارسال داريد

براى اطلاعات بيشتر لطفا با شماره هاى زير تماس بگيريد

  .

Dutch Ministry of Foreign Affairs
Mr. Maxime Verhagen
PO Box 20061
2500 EB The Hague
The Netherlands
Telephone: +31 70 3486486
Fax: + 31 70 3484848

Email: m.verhagen@minbuza.nl

Dear Mr Verhagen

I/we express concern for the situation of Zahra Bahrami. I/we urge the Dutch government to put pressure on the Islamic Regime of Iran to release Zahra Bahrmai immediately and unconditionally.

Name/ organization . . . . . . . . . . . . . . . . . .
City/country . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شما ميتوانيد نامه اعتراضى خود را به سفير هلند در تهران به آدرس زير نيز ارسال داريد:

Mr Cees J. Kole
Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran

Email: teh@minbuza.nl

Fax: +98 21 2366 00190

_______________________________________________________

احتمال  صدور حکم اعدام برای زهرا بهرامی

زهرا بهرامى ٤٥ ساله، در جريان اعتراضات ششم دى ماه ١٣٨٨ دستگير شد. بهرامى كه  شهروند هلند نيز ميباشد به قصد ديدن فرزندش به ايران رفته بود. وى پس از دستگيرى به زندان اوين منتقل شد و بيش از شش ماه در بدترين   شرايط در بند ٢٠٩ زندان اوين نگهدارى شد. از زمان دستگيرى تا كنون، زهرا بهرامى مرتبا تحت فشار و شكنجه هاى جسمى و روانى بوده است. جمهورى اسلامى وى را متهم به محاربه و تبليغ عليه نظام كرده و با شكنجه و رفتارهاى  غيرانسانى وى را مجبور به اعتراف تلويزيونى كردند تا به اين وسيله به بهرامى فشار بيشترى آورده و جو رعب و وحشت در ميان مردم بوجود بياورند.

در تاريخ ٢٦ مرداد ١٣٨٩ زهرا بهرامى در بيدادگاه رژيم اسلامى بدون داشتن وكيل محاكمه شده و قاضى صلواتى قصد دارد حكم اعدام وى را صادر كند.  زهرا  بارها درطول دادگاه به نداشتن وكيل اعتراض كرد اما در جواب به تقاضاى وى ، قاضى صلواتى اعلام كرد كه حكم قطعى  وى ١٠ روز پس از دادگاهى اعلام خواهد شد.

زندگى زهرا در خطر است!

جمهورى اسلامى از هر وسيله اى براى فشار آوردن به  زندانيان سياسى  و از هر فرصتى براى صدور احكام اعدام استفاده ميكند. بايد با تمام نيرو جمهورى اسلامى را به عقب رانده و با اعتراضات سراسرى و بين المللى رژيم را وادار كنيم احكام اعدام را سريعا لغو كرده و زندانيان سياسى را آزاد كند.

زهراو دو فرزندش به كمك شما نياز دارند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از شما مردم آزاديخواه دعوت ميكند كه نامه هاى اعتراضى خود را هر چه سريعتر به دولت هلند ارسال داشته و از آنها بخواهيد به جمهورى اسلامى فشار بياورند تا فورى و بدون قيد و شرط  زهرا بهرامى را آزاد كند۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

20 آگوست ٢٠١٠ – 29 مرداد ١٣٨٩

نامه اعتراضى ضميمه ميباشد.

لطفا يك كپى از نامه اعتراضى خود را به ما ارسال داريد

Dutch Ministry of Foreign Affairs
Mr. Maxime Verhagen
PO Box 20061
2500 EB The Hague
The Netherlands
Telephone: +31 70 3486486
Fax: + 31 70 3484848

Email: m.verhagen@minbuza.nl

Dear Mr Verhagen

I/we express concern for the situation of Zahra Bahrami. I/we urge the Dutch government to put pressure on the Islamic Regime of Iran to release Zahra Bahrmai immediately and unconditionally.

Name/ organization . . . . . . . . . . . . . . . . . .
City/country . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

شما ميتوانيد نامه اعتراضى خود را به سفير هلند در تهران به آدرس زير نيز ارسال داريد:

Mr Cees J. Kole
Ambassador of the Kingdom of the Netherlands in Tehran

Email: teh@minbuza.nl

Fax: +98 21 2366 00190

_______________________________________________________

مردم آزادیخواه و شرافتمند!

جای فرزندان  ما در زندان نیست!

 

اعتراض وسیع علیه رفتارهای غیر انسانی با زندانیان سیاسی اسیر در سیاهچالهای مخوف جمهوری اسلامی در سراسر جهان رو به افزایش است! نگرانی عمیق از رفتارهای خشن٬ غیر انسانی و سرکوب وحشیانه ابتدایی ترین خواسته ای زندانیان سیاسی از سوی دستگاههای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی شدت بیسابقه ای یافته است. ماههاست که حاکمیت سیاه اسلامی در وحشت از اوجگیری مبارزات مردم٬ برای فرونشاندن صدای رسای میلیونها مردمی که جمهوری اسلامی را نمی خواهند٬ دور تازه ای از خشونتهای سازمان یافته دولتی را در زندانها آغاز کرده است. اینک فقط این خیابانها نیستند که با حکومت نظامی اعلام نشده وحشت بی پایان جمهوری اسلامی را از سقوط حتمی نمایان میکنند. بلکه زندانهایی که ابزار اصلی حکومت ترور و سرکوب هستند نیز برای جمهوری اسلامی به عرصه ای دیگر از رو در روریی و نبردی جدی بدل شده است! مبارزه قهرمانانه صدها زندانی سیاسی دیوارهای قطور ارعاب را درهم می شکند و جمهوری را به مصاف میطلبد! جهان متمدن با شگفتی و تحسین بی مانند شاهد نمایش اقتدار فرزندان مردم در سیاهچالهای مخوف حکومت اسلامی است!

تمامی دستگاه سرکوب وتجربه خونین بد رفتاری و آزار و اذیت سیستماتیک با زندانیان سیاسی بسیج شده است تا موج اعتراض ومقاومت قهرمانانه عظیمی را که مبارزات مردم دارد به پیش میراند٬ با تهاجم و کشتار٬ خاموش سازد. اما نبرد بی امان مردم درداخل و خارج  زندانهای اسلامی یکدم فروکش نمی کند!

رفتارهای توهین آمیز زندانبانان و عوامل وزرات اطلاعات در سازمان دادن انواع تحقیر و حتک حرمت٬ زیر پا گذاشتن ابتدایی ترین نرمهای شناخته شده در رفتار با زندانیان بارھا زندانيان را مجبور به اعتصاب غذا كرده است. سه هفته پيش هفده زندانی سیاسی در بند ٣٥۰ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زدند كه هفته گذشته همه  اين زندانيان به جز کیوان صميمى ۶۲ ساله كه به  شش سال حبس تعزیری محکوم شده است به اعتصاب غذاى خود پايان دادند. كيوان  صميمى اعلام كرده است تا انتقال هم بنديهايش به بند عمومى و اجازه ملاقات به آنها به اعتصاب غذايش ادامه خواهد داد. جان كيوان درخطر جدی قرار دارد.   لازم به ذكر است است از ١٦ نفر زندانى سياسى كه اخيرا به اعتصاب غذايشان پايان دادند خبرى در دست نيست و تا حال با خانواده هايشان ملاقات نداشته اند۔

 شروطی ابتدایی که زندانیان سیاسی برای پایان دادن به اعتصاب غذای خود اعلام کرده بودند گواه رفتار خشن و غیر انسانی است که در زندانهای جمهوری اسلامی حاکم است!

اولین شرط زندانیان ، رعايت کامل حقوق زندانيان براساس آيين نامه سازمان زندانها و خاتمه دادن به سرکوب٬ شکنجه جسمی و روانی زندانیان و پایان دادن به توهين و بی حرمتی است؛از جمله آزادی سريع و بدون قيد و شرط «بابک بردبار» است. وی عکاس خبری است٬ پیشتر اعلام شده بود که  قرار آزادی وی صادرشده است.

دومین شرط؛ بازگرداندن کلیه زندانیان از سلول انفرادی به بندهای عممومی و حق استفاده از نشريه و کتاب است.

سومین شرط؛ کلیه زندانبانان متجاوز باید مجازات گردند. همه آنان شناسايى شده اند و شاکی خصوصی دارند.

چهارمین شرط زندانیان، کاهش تعداد زندانیان در سلولها و بندها٬ افزایش زمان استفاده از تلفن برای تماس با بستگانشان و تامین امکانات بهداشتی و درمانی برای همه زندانیان است.

پنجمین شرط٬ اجرای فوری و کامل قوانین مربوط با زندانیان است.

این پنج شرط ابتدایی و پیش پا افتاده اعلام شده از جانب زندانیان در بند٬ بدون هیچ گفتگویی گواه وحشیگری زندانبانان جمهوری اسلامی است.

بنا به اخباری که از زندان اوین به ما رسیده است٬ مامورین بهداری٬ بجای درمان و رسیدگی به وضعیت اضطراری زندانیان سیاسی اعتصاب کننده به  توهین و آزار آنان  پرداخته اند و به آنها اجازه ملاقات و تماس تلفنى  با خانواده هايشان داده نشده است.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی  از اعتراض و مبارزه زندانيان عليه شرايط غير انسانى زندان قاطعانه حمايت ميكند اما در عين حال اعلام ميكند كه اعتصاب غذا روش اعتراض مناسبى نيست۔ اعتصاب غذا جز اینکه  زندانيان را به سوى مرگ تدريجى سوق داده و نیروی مقاومت زندانیان را کاهش بدهد٬ تاثیر دیگری نخواهد داشت!

 مردم شرافتمند! خانواده زندانیان سیاسی؛

رژیمی که با بند وشلاق و انفرادی و سرکوب خود را سرپا نگهداشته است٬ از وحشت حضور ما در مقابل بیدادگاهها و اسارتگاههایش برخود می لرزد٬ تاب مقاومت در مقابل هجوم ما را نخواهد داشت. جای فرزندان ما درزندان نیست!

جمهوری اسلامی مسٸول مستقیم عواقب و اتفاقاتی ست که در زندانهایش در شرف تکوین است. تجمع  و اعتراض هر چه وسیعتر و شبانه روزی در مقابل زندانها  و گسترش اعتراضات جهانى  موثرترين راه حمايت از زندانيان سياسى و خواسته هايشان ميباشد.

اعزام تیمهای پزشکی بین المللی برای رسیدگی به نيازهاى پزشکی در زندانها یک فوریت اضطراری است! حضور فوری نهاد حقوق بشر سازمان ملل برای رسیدگی اضطراری به وضعیت زندانها در ایران و معرفی عاملین و آمرین این توحش لجام گسیخته و محاکمه آنان در دادگاههای صالحه بین المللی اولین اقدامی است که میتواند خانواده های زندانیان سیاسی را اندکی آرامش بخشد.

 

آزادی بیدرنگ و بی قید وشرط کلیه زندانیان سیاسی اولین خواست خانواده های آنان است!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

٢٣ مرداد ماه ١٣۸۹

چهاردهم  اوت ۲۰١۰

_______________________________________________________

تظاهرات در دفاع از زندانيان سياسى

شنبه ٧ آگوست   ساعت ٢ بعدازظهر                    

جان ده ها زندانى سياسى در خطر جدى  است

 جعفر كاظمى   در خطر اجراى فورى حكم اعدام قرار دارد

 محمدعلی صارمی،  محمدعلی حاج‌آقایی، عبدالرضا قنبری٬ محسن و احمد دانشپور مقدم، به اعدام محکوم شده اند.

 زینب جلالي زاده یک زندانی سیاسی دیگر در معرض خطر است.

 جواد لاری كه  در پروسه بازداشت بازاریان در شهریور ماه سال گذشته دستگير شد محكوم به اعدام شده است۔

برزو نوزری، دانش‌آموز ۱۷ ساله و از بازداشت‌شدگان روز عاشورا، از سوی دادگاه ویژه اطفال، به دو سال حبس تعلیقی به مدت سه سال محکوم شد.

 بهنام ابراهيم زاده فعال حقوق كودك  كه در ٢٢ خرداد مورد ضرب وشتم قرار گرفت و دستگير شد از وى همچنان خبرى نيست۔

 كارگران دستگير شده مهدی فراخی شاندیز , منصور اسانلو,  رضا شهابيان, ابراهيم مددى در زندان بسر برده و در بشدت تحت  فشار ميباشند۔

 مجيد توكلى و بهروز جاويد تهرانى از دانشجويان زندانى  شناخته شده همچنان در زندان بسر ميبرند۔

بیتا صمیمی زاد دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک تهران به ۵ سال حبس تعلیقی محکوم شد.

 معلمان زندانى هاشم خواستار، رسول بداقي، عبدالله مؤمني، محمود بهشتي لنگرودي، علي اکبر باغاني، محمد داوري، عليرضا هاشمي،حسين باستاني نژاد و قربان احمدي  همچنان در زندان بسر ميبرند۔

اين ليست ادامه دارد . . . . . . . . . . . . 

صدها زندانى سياسى هر روزه تحت شكنجه قرار داشته و جانشان در خطر جدى ميباشد.

 زندانيان سياسى و خانواده هايشان به كمك فورى شما نياز دارند۔

روز شنبه ٧ آگوست  ٢٠١٠ ساعت ٢ بعدازظهر در دفاع از زندانيان سياسى  يكصدا در مراكز عمومى وميادين شهر تجمع ميكنيم۔  و هر چه رساتر صداى زندانيان سياسى را به گوش جهانيان ميرسانيم و اعلام ميكنيم:

احكام اعدام هر چه سريعتر ملغى بايد گردد!

زندانيان سياسى فورى و بدون قيد و شرط آزاد بايد گردند!

 

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

٤ آگوست ٢٠١٠ برابر با  ١٦ مرداد ١٣٨٩

_______________________________________________________

جان جعفر کاظمی  و دهها زندانی سیاسی دیگر درمعرض خطر جدی است.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی٬ جعفر کاظمی زندان سیاسی شناخته شده را به اتهام واهی محاربه و اقدام علیه امنیت  به اعدام محکوم کرد.

جعفر کاظمی چهل و شش ساله٬ از زندانیان سیاسی سابق است که در دهه ۱۳۶۰ به جرم هواداری از سازمان مجاهدین خلق ۱۰ سال از بهترین سالهای عمر خود را در زندان گذراند و در سال ۱۳۷۰ آزاد شد.

جعفر کاظمی در ۲۸ شهريورماه ۱۳۸۸ ساعت شش صبح در ميدان هفت حوض نارمک در حالىكه به سمت منزلش میرفت توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام همكارى با سازمان مجاهدين دستگیر شد. در زندان و درجریان بازجویی بشدت تحت فشار و آزار قرار گرفت. در یازدهم بهمن ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب محاکمه شد. دادگاه  بدوی به ریاست جانیان شناخته شده ای مانند مقيسه اى و زرگر که دستشان به خون صدها زندان سیاسی آغشته است٬ وی را محکوم به اعدام کردند! پس از اعتراض٬ این پرونده در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران رسیدگی گردید و بار دیگر حکم اعدام تایید شد. وکلا نسبت به رای صادر شده اعتراض کردند و در نتیجه پرونده به شعبه ۳۱ دیوان ارجاع شد اما این شعبه درخواست اعاده دادرسی را رد کرد.

عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان جنایتکار تهران در اردیبهشت ماه امسال، اعلام داشت که شش تن از متهمان به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین محکوم به اعدام شده‌‌اند. نام جعفر کاظمی نیز در میان اسامی اعلام شده قرار داشت. وی در آن هنگام اعلام نمود که برای محمدعلی صارمی، جعفر کاظمی و محمدعلی حاج‌آقایی، عبدالرضا قنبری محسن و احمد و دانشپور مقدم، که پس از تظاهراتهای ٦ دی ماه (عاشورا)  بازداشت شده‌اند، حکم اعدام صادر شده است. درحالیکه تمامی این افراد پیشتر از این دستگیر گردیده بودند.

تاکنون دو نفر از محکومین این دادگاه ها به نامهای آرش رحمانی‌پور و محمدرضا علی‌زمانی، به دار آویخته شدند درحالیکه مدتها پیش از تـظاهراتهای اخیر دستگیر و زندانی گردیده بودند.

بعد از دستگيرى جعفر کاظمی٬ مامورین وزارت اطلاعات برای تفتیش بمنزل مادر وی یورش میبرند٬ در آنجا چيزى نمى یابند٬ سپس به منزل شخصی خود وی حمله می برند همه جا را بهم می ریزند چيزى نمی یابند، سپس جعفر كاظمى را به زندان اوين منتقل مینمایند.

در زندان و ضمن بازجویی های وحشیانه و رفتار غیر انسانی وی را شدیدا تحت فشار قرار می دهند بطوری طی بازجویی ها و اعتراف گیری های عذاب آور و فشار برای انجام مصاحبه٬ سه تا از دندانهایش را خرد میکنند تا با مصاحبه تلویزیونی به شرکت خود در تظاهراتهای ششم دی ماه (عاشورا) اعتراف کند! او علیرغم فشارهای طاقت فرسا نمی پذیرد و در اعتراض اعلام میکند که سه ماه قبل از حوادث عاشورا دستگير گردیده است، بابت چه چيزى بايد اعتراف و مصاحبه کند!؟ اين در حالى است كه وی چهار ماه پيش از آن تاريخ  و در ۲۸ شهریور ماه دستگير شده بود

رودابه اكبرى٬ همسر جعفر کاظمی در تماس با رسانه های خارج کشوری ضمن استمداد از عموم مردم٬ مراجع حقوق بشری و كميسارياى عالى حقوق بشر می خواهد تا صداى او و ساير خانواده های زندانیان سیاسی را به اطلاع جهانیان برسانند. وی اعلام میدارد که فرزند كوچك این خانواده به سبب فشارهای اخیر دچار وضعيت روانى نگران کننده ای گردیده است.

جمهوری اسلامی از سر استیصال و درماندگی به هر جنایتی روی می آورد تا چند صباحی به عمر ننگین خود بیافزاید.

جعفر کاظمی و صدها زندانی سیاسی دیگر بدون درنگ باید از زندان آزاد گردند٬ به آغوش خانواده خود برگردند و تحت مراقبتهای پزشکی ویژه قرار گیرند.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن ابراز همدردی عمیق با خانواده های زندانیان سیاسی٬ ضمن تلاش بی وقفه برای آزادی بی قید وشرط زندانیان سیاسی از عموم مردم آزادیخواه و شرافتمند می خواهد تا با تجمع درمقابل زندانها و بیدادگاههای جمهوری اسلامی با فریاد زندانی سیاسی آزاد باید گردد٬ خواهان آزادی فوری فرزندان خود گردند.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

اول آگوست ۲۰١۰- ١٠ مرداد ١٣٨٩

 

کلیه زندانیان سیاسی بی قید وشرط و بیدرنگ باید آزاد گردند!

_______________________________________________________

 نگرانى از وضعيت بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال حقوق کودک وجمعیت دفاع ازحقوق کار

بنابر گزارش رسيده از وضعيت  بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال حقوق کودک و جمعيت دفاع ازحقوق کار خبرى در دست نيست۔  در تاريخ ١ مرداد  خانواده بهنام به زندان اوين مراجعه كردند  اما مزوران رژيم از دادن اطلاعات به آنها در مورد محل نگهدارى بهنام خوددارى كرده اند۔

بهنام ابراهيم زاده در تاريخ ٢٢ خرداد دستگیرشده  و بشدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت. در اثر اين ضرب و شتم وى از ناحيه پا  و قفسه سينه  دچار شكستگى استخوان شد.  در ابتدا به خانواده  بهنام گفته بودند  كه وى دربند هفت زندان اوین بسر ميبرد اما به خانواده اش اجازه ملاقات داده نشده بود. بهنام در تماس كوتاه تلفنى كه با خانواده اش  در ابتداى دستگيريش داشت  از درد قفسه سينه و وضعيت نامناسب جسمى اش  گفته است. بهنام از زمان دستگيريش تا حال  در بلاتكليفى و در وضعيت نامعلومى بسر ميبرد.

كمپين مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ضمن ابراز نگرانى از وضعيت بهنام ابراهيم زاده ,از  تمامی سازمانها  و افراد بشردوست خواسته است  كه با نامه هاى اعتراضى خود رژيم اسلامى را تحت فشار قرار بدهند كه بهنام ابراهيم زاده را  سريعا از زندان آزاد كنند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

 

5 مرداد ۱۳۸۹ – 27 جولاى ۲۰۱۰

_______________________________________________________

از  کمپین برای آزادی کارگران زندانی در ایران حمايت كنيد

از سوى تعدادى از فعالين كارگرى  در هفته گذشته كمپينى در دفاع از كارگران زندانى اعلام شده است۔ اين كمپين در نظر دارد كه با حركات  و فعاليتهاى متمركز در رابطه با كارگران زندانى توجه مردم در سطح جهان را  به  ضرب و شتم و دستگيرى كارگران,  شكنجه و تحت فشار گذاشتن  كارگران در زندانها به اشكال مختلف  و فشارهايى كه به خانواده هايشان از طرف جمهورى اسلامى تحميل گرديده است جلب نمايد۔ اين كمپين همچنين تلاش دارد با جلب حمايت جهانى جمهورى اسلامى را مجبور كند دستگيرى و ضرب شتم كارگران را متوقف كند و تمامى  كارگران و فعالين كارگى زندانى را فورى و بدون قيد و شرط آزاد نمايد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران اعلام ميكند كه از كمپين آزادى كارگران زندانى  قويا حمايت كرده و اقدامات وسيعى را در حمايت از كارگران زندانى در دستور قرار ميدهد۔  ما از همه شما مردم آزاديخواه دعوت ميكنيم به اين كمپين پيوسته و به هر شكل  و ابتكارى از اين كمپين حمايت كنيد۔

متن اعلام موجوديت اين كمپين ضميمه ميباشد۔

شيوا محبوبى

مسئول  و سخنگوى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

١٠ جولاى ٢٠١٠ – ١٩ تير  ١٣٨٩

 

 

_______________________________________________________

اعلام کمپین

برای آزادی کارگران زندانی در ایران

(متن فارسی و انگلیسی)

فشار بر روی فعالین و رهبران کارگری شدت یافته است. جمهوری اسلامی در تلاش برای بقاء  فعالین و رهبران کارگری را زیر فشار قرار میدهد و دستگیر و زندانی میکند تا سازمانیابی و رهبری مبارزات کارگری را سد کند.  مراکز کارگری از اعتراض و مبارزه حالتی انفجاری بخود گرفته است و جمهوری اسلامی میداند که جلوی صحنه آمدن کارگران با قدرت تشکل و اعتصابشان یعنی چه، میداند که روی دادن این اتفاق در دل شرایط پر تب و تاب جامعه چگونه تکلیف اوضاع را یکسره خواهد کرد. از اینرو بر فشارش بر فعالین کارگری شدت داده است. در همین ماه سعید ترابیان و رضا شهابی از رهبران شناخته شرکت واحد دستگیر شدند و هم اکنون در بند ٢٠٩ اوین بسر میبرند و جمهوری اسلامی مانع ملاقات خانواده هایشان با این کارگران و درز هر گونه خبر از آنان به بيرون از زندان  میشود. در ١٩ و ٢٢ خرداد ماه  بهنام ابراهیم زاده و مهدی فراخی شاندیز از فعالین کارگری دستگیر شدند. بر روی این کارگران آنچنان فشاریست که قفسه سینه بهنام ابراهیم زاده آسیب دیده و پای او شکسته است. اين در حاليست كه منصور اسانلو و ابراهيم مددي دو تن ديگر از رهبران سرشناس شركت واحد از قبل در زندان جمهوري اسلامي بسر ميبرند. و در هفته های اخیر خبرهایی از فشار بر خانواده و وابستگان منصور اسانلو بود. همچنین تعدادي از معلمان به اسامي عبدالرضاقنبري  (که به اعدام محکوم شده است )، سيد هاشم خواستار، رسول بداقي، عبدالله مؤمني، محمود بهشتي لنگرودي، علي اکبر باغاني، محمد داوري، عليرضا هاشمي،حسين باستاني نژاد و قربان احمدي دستگير و زنداني شده اند.

ما امضا کنندگان زیر با اعلام کمپین برای آزادی  کارگران زندانی همگان را دعوت میکنیم که در داخل و خارج از کشور وسعیا به این کمپین بپیوندند. همه مراکز کارگری و همه تشکلهایی که به همت خود کارگران تشکیل شده اند و اتحادیه های کارگری در سراسر جهان و حمایت وسیع مردم،  نیروی عظیم این کمپین هستند.  ما همه کارگران، معلمان، دانشجویان و همه بخش های جامعه و تمامی ایرانیان خارج از کشور  را فرامیخوانیم که در اشکال مختلف، با طومارهای اعتراضی خود، با شركت در تجمعات اعتراضي خانواده هاي كارگران زنداني، با حمایت از خانواده هایی که عزیزانشان در زندان اند، با مطرح کردن مساله کارگران زندانی در رسانه های مختلف و  با مبارزات متحد خود كارزار قدرتمندي را براي آزادي كارگران زنداني بر پا داریم. ما در اطلاعیه ای جداگانه جهانیان را به حمایت از این کمپین فراخوانده و تلاش داریم تا صدای اعتراض کارگران ایران در سطح بین المللی باشیم و وسیعا افکار عمومی را به پشتیبانی از این کمپین فرابخوانیم.

 کمپین براي آزادي كارگران زنداني  تا آزادی همه کارگران زندانی ادامه دارد و آنرا گام مهمی در باز کردن درب زندانها و آزادی همه زندانیان سیاسی و عزیزان در بندمان میدانیم. به هر شکل که میتوانید به این کمپین کمک کنید و خود را فعال این کمپین بدانید.

 كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي بايد فورا از زندان آزاد شوند!

امضا كنندگان:

محمد امیری: فعال در عرصه جنبش کارگری عضو اتحاديه SKTF سوئد

فروغ ارغوان: عضو اتحاديه كارگري در كانادا

داود آرام: عضو اتحادیه کارگری در کانادا

مسعود ارژنگ: عضو اتحادیه کارگری در کانادا

ناصر اصغری: فعال کارگری و اتحادیه کارگران خدمات عمومی کانادا

ديو بيلكيني: مسئول بخش آموزش  اتحاديه كارگران پست كانادا.

فرشاد حسيني: فعال كارگري

مهران  خورشيدي:  فعال كارگري و عضو اتحاديه كارگران ترانسپورت

شهلا دانشفر: فعال در عرصه جنبش کارگری

پاسكال دی کام: عضو اتحاديه كارگران س ژت فرانسه

صابر رحيمي: فعال كارگري عضو اتحاديه مهندسی و تکنولوژی نروژ

رضا رشيدي: عضو كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري در ايران

عباس زماني: فعال كارگري

بهرام سروش: فعال در عرصه جنبش كارگري

مرتضي فاتح: فعال كارگري

احمد فاطمي : عضو اتحاديه يونيونن سوئد

رضا فتحي: فعال كارگري

یدی کوهی: عضو اتحادیه کارگری س ژت، فرانسه

عباس ماندگار: فعال كارگري و عضو اتحاديه كارگران ترانسپورت در كانادا

شهناز مرتب: عضو اتحاديه پست در آلمان

شيوا محبوبي: سخنگوي كميته مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي

مهران محبوبي: فعال كارگري و عضو اتحاديه كارگري در كانادا

منوچهر مهدوي تبار: عضو سابق سنديكاي كارگران شركت واحد

ارسلان ناظري: فعال در عرصه جنش كارگري در استراليا

محمد نعمتي: عضو سابق اتحاديه آزاد كارگران ايران

سخنگويان كمپين و تلفن هاي تماس

شهلا دانشفر:

0044-77798 98968

Shahla_Daneshfar@yahoo.comآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

بهرام سروش:

0044-7852 338334

Bahram.Soroush@gmail.comآدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید

١٧ تير ٨٩، ٨ ژوئيه ٢٠١٠

_______________________________________________________

 

آزادی بی قید وشرط کلیه زندانیان سیاسی اولین خواست هیجدهم تیر است!

 تظاهرات در لندن

زمان: جمعه ٩ جولاى- از ساعت ٦ الى ٩ شب

 Princes Gate, Kensington, London SW7 مكان: مقابل سفارت رژيم اسلامی

High Street Kensington ,Knightsbridge : نزديكترين ايستگاه قطار

 هیجدهم تیر٬ سالگرد حمله خونین جمهوری اسلامی به صف مبارزات پر شور جوانان٬ دانشجویان و مردمی است که برای پایان دادن به حکومت کشتار و شکنجه به خیابانها آمدند. هیجده تیرماه برای ما میلیونها مردمی که به کمتر از سرنگونی جمهوری اسلامی رضایت نمیدهیم٬ نقطه عطف مهمی در تاریخ مبارزاتمان است. جمهوری اسلامی مانند همیشه نتوانست با خون پاشیدن به صف اعتراضی ما با سرکوب و وحشیگری که تنها در ظرفیت هیولای جمهوری اسلامی است ذره ای از این اعتراضات بکاهد. شش روز تابناکی که جمهوری اسلامی را لرزاند برای همیشه در تاریخ مبارزات مردم برای رهایی از شر حکومت سرکوب و کشتار ثبت شد.

از آن تاریخ خواست آزادی کلیه زندانیان سیاسی درایران٬ به خواستی کلیدی٬سراسری و جهانی بدل گردید. جهان متمدن بقدرت٬ اعتبار و ظرفیت مبارزاتی ما مردم  برای سرنگونی جمهوری اسلامی پی برد. هیجدهم تیر٬ پاسخ و حضور توانمنند ما مردم آزادیخواه٬ به کشتارها و قتلهای زنجیره ای سیستماتیکی بود که به عمر جمهوری اسلامی جریان داشت!

پس از هیجدهم تیر هفتاد و هشت٬ هرگز جمهوری اسلامی به موقعیت سابقش باز نگشت. مبارزات مردم چنان عظیم و انعکاس آنچنان جهانی شد که دیگر آشکار گردید که خواستهای بحق و اعتراضات رو به گسترش مردم دیگر مهار کردنی نیست!

هیجدهم تیر٬ مانند کابوسی به جان جمهوری اسلامی افتاد و از آن زمان تاکنون همچنان جمهوری اسلامی و کل دستگاه سرکوب و ماشین آدم کشی اش را می لرزاند و به نبردی سرنوشت ساز می طلبد!

هر سال هیجدهم تیر با رنگ و بوی آشنای سرنگون باد حکومت خون و جنون جمهوری اسلامی به مبارزات مردم گره میخورد و دستاوردهایش را وسیعتر و عمیق تر می کند.

هیجدهم تیر به صفی گره خورده است که میرود تا به این تاریخ خونبار و سبعیت بی مانند پایان دهد!

فریاد رسای هیجدهم تیر ماه در درون زندانها٬ درسلولهای مرگ٬ در»سگدونی» و «زیر هشت» دربند ۲۰۹ و ٣٥۰ و اوین و گوهردشت و عادل آباد و دیزل آباد و ساهیچالهای بی نام ونشان وزرارت اطلاعات و سپاه پاسداران٬ طنین افکن است. در استقامت شورانگیز و غرورآفرین هزاران زندانی سیاسی که توحش جمهوری اسلامی و درنده خویی اش را به چالش گرفته اند و در خارج از زندان با خروش و حضور خانواده های نگران و مضطربی که ایستاده اند تا عزیزانشان را از چنگال خفاشان خون و جنون رهایی بخشند!

مردم٬ خانواده های زندانیان سیاسی!

اکنون جهان نظاره نگر مبارزات ماست! در سالروز هیجدهم تیرماه٬ چشم جهان به ما خیره میشود تا ما را در مبارزه حق طلبانه ای که پیش رو داریم یاری دهد و در کنار ما برای پشتبانی از خواستهایمان با ما هم صف شود! این یک شعار و آرزو نیست٬ این یک اتفاق نیست٬ این حقیقت مسلمی است که ما مردم با سالها مبارزه و ایستادگی آنرا خلق کرده ایم!

محل ملاقات ما آزادیخواهان٬ ما داغداران ما شکست نخوردگان٬ درخیابانهاست! در خارج کشور باید برای بستن لانه های تروریستی که به نام سفارتخانه های جمهوری اسلامی برپا شده است عزم جزم کرد و در داخل با تجمع وسیع و گسترده٬ درمقابل زندانها برای آزادی عزیزانمان از همین حالا دست بکار شویم!

ما همگی خانواده زندانیان سیاسی هستیم! ما خانواده اسانلو٬ توکلی٬ ابراهیم زاده٬ بهشتی شيرازی، مومنی، باستانی‌نژاد٬ عرب مازیاری، صميمی، دری، امويی، نورانی نژاد، شهابی٬ مددی٬ ترابی٬ عبدالله نژاد، اشرفی٬ فتاح بخش، نبوی، مددزاده، تاجرنيا، داشاب، زاهد، کريمی، بهزاديان نژاد و . . . و هزاران عزیز دیگریم!

مردم این حکومت رفتنی است! این روزهای تلخ و سیاه پایان خواهد یافت! آینده روشن و جهانی پر از آزادی و سعادت و خوشبختی زیر چکمه های خونین جمهوری اسلامی است!

فریاد هیجدهم تیر امسال باید در سراسر جهان طنین افکند!

 

آزادی بی قید وشرط و بیدرنگ کلیه زندانیان سیاسی اولین خواست هیجدهم تیر است!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

۹ تیرماه ١٣۸۹٬

٣۰ جون ۲۰١۰

 

_______________________________________________________

بلاتکلیفی بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال حقوق کودک وجمعیت دفاع ازحقوق کار

بنابر گزارش رسيده  بهنام ابراهیم زاده وبلاگ نویس وفعال حقوق کودک و جمعيت دفاع ازحقوق کار در تاريخ ٢٢ خرداد دستگیرشده  و بشدت مورد ضرب وشتم قرار گرفت و در بلاتكليفى بسر ميبرد. در اثر اين ضرب و شتم وى از ناحيه پا  دچار شكستگى استخوان شده است و  از ناراحتی قفسه سینه رنج می برد. گفته ميشود كه بهنام  دربند هفت زندان اوین به سر می برد و تا حال به خانواده اش اجازه ملاقات داده نشده است.  بهنام در تماس كوتاه تلفنى كه با خانواده اش داشت از درد قفسه سينه و وضعيت نامناسب جسمى اش  گفته است.

لازم به ذكر است كه بهنام ابراهيم در روز جهاني كارگر سال ۱۳۸۸  در پارك لاله دستگير ومدتي در اوين در بازداشت بود.

كمپين مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ضمن ابراز نگرانى از وضعيت بهنام ابراهيم زاده  از  تمامی سازمانها  و افراد بشردوست ميخواهد كه با نامه هاى اعتراضى خود رژيم اسلامى را تحت فشار قرار بدهند كه بهنام ابراهيم زاده را  سريعا تحت مداواى پزشكى قرار داده و از زندان آزاد كنند۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

 

۸ تير ۱۳۸۹ – ٢٩ ژوئن ۲۰۱۰

 

 نامه هاى اعتراضى خود را به ادرسهاى زير ارسال كنيد:

Mahmoud Ahmadinejad,

The Presidency,

Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection,

Tehran, Islamic Republic of Iran

Fax:  + ۹۸۲۱۶۴۹۵۸۸۰

E-mail: dr-ahmadinejad@president.ir

Leader of the Islamic Republic:

Ali Khamenei

The Office of the Supreme Leader

Shoahada Street

Qom, Islamic Republic of Iran

Fax: + ۹۸۲۵۱۷۷۷۴۲۲۲۸

E-mail: info@leader.ir

_______________________________________________________

یکسال از پس اوجگیری اعتراضات عظیم توده ای برای به زیر کشیدن حکومت خون و جنون جمهوری اسلامی٬ جهان شاهد بزرگترین مقاومتهای شجاعانه زندانیان سیاسی و جلب حمایت وسیع بین المللی از مبارزات مردم در ایران است.

جمهوری اسلامی مانند مار زخمی بر خود می پیچد و بیرحمانه تر از هر وقت با دستگیری و بازداشت و شکنجه٬ برای بقای حکومت متحضرش زمان می خرد!

بازداشت و دستگیری کارگران و آموزگاران و دهها تن از فعالین سیاسی و اجتماعی در هفته های اخیر و صدور احکام زندان و اعدام برای مخالفین بطور چشمگیری گسترش می یابد٬ این تقلای مذبوحانه ضعف و زبونی جمهوری اسلامی را بیشتر از هر زمان دیگر آشکار می کند.

رشادت زندانیان سیاسی اما از دیوار سانسور و خفقانی که جمهوری اسلامی ساخته است میگذرد و فریاد حق طلبی خود را به گوش جهانیان میرساند.

صدها زندانی سیاسی با ارسال نامه ها و طومارهای اعتراضی از درون سیاهچالهای و شکنجه گاهها٬ جو ارعاب و وحشت جمهوری اسلامی را بر سرش خراب میکنند. زندانیان سیاسی علیرغم هر خطر سنگینی که متوجه آنها بشود٬ حتی علنا نامه های اعتراضی به مراحع بین المللی را به نام خود امضا میکنند و با عزم جسورانه محکم تر از هر زمان دیگر درمقابل دژخیمان وحشی حکومت اسلامی سنگر بندی میکنند.

طی هفته های اخیر معلم در بند آقای عبدالرضاقنبری به جرمهای واهی و با پرونده سازی قلابی به اعدام محکوم شده است٬ آموزگاران زندانی از جمله سید هاشم خواستار، رسول بداقی، عبدالله مؤمنی، محمود بهشتی لنگرودی، علی اکبر باغانی، محمد داوری، علیرضا هاشمی، حسین باستانی نژاد و قربان احمدی تحت شرایط غیر انسانی و فشارهای روانی و جسمی قرار دارند.

منصور اسانلو زندانی سیاسی شناخته شده و رئيس سنديکای اتوبوسرانی تهران را که در اثر بدرفتاری شدید در زندان دچار صدمان جسمی جدی گردیده است و جان وی در معرض خطر جدی قرار دارد٬ عمدا و با نقشه و طرح قبلی برای فشار و آزار بیشتر به بندهای زندانیان عادی و خطرناک انتقال دادند٬ این اعمال جنایتکارانه مورد اعتراض جدی دهها تشکل و نهاد مداقع حقوق بشر قرار گرفت. جمهوری اسلامی با پرونده سازی مجدد وی را به بند اطلاعات زندان رجایی شهر منتقل کرده است تا از آزادی و یممانعت بعمل آورد.

آقای «ديوید کرافت» رئيس فدراسيون بين المللی کارگران حمل و نقل٬ با ارسال نامه اعتراضی شدید الحنی به محمود احمدی نژاد٬ خواستار آزادی بی درنگ منصور اسانلو از زندان گردید. این در حالی است که ابراهیم مددی معاون سندیکای کارگران شرکت واحد نیز همچنان در حبس بسر میبرد و سعید ترابیان یکی دیگر از فعالین شناخته شده و عضو هيئت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران وحومه در نوزدهم خرداد ماه ماه سال جاری دستگیر و به زندان انتقال داده شده است.

علیرضا اخوان از فعالین و همکاران کانون مدافعان حقوق کارگران توسط عوامل وزارت اطلاعات دستگیر و روانه زندان گردیده است.

علی نجاتی، فريدون نيکوفر، قربان عليپور، محمد حيدری، جليل احمدی و رضا رخشان٬ از کارگران نيشکر هفت تپه بخاطر تلاش برای ايجاد سنديكای نيشكر هفت تپه و مبارزه برای خواستهايشان از كار اخراج شده اند.

مهدی فراحی شانديز معلم و فعال كارگری که هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین محبوس شده است پیشتر در اول ماه مه سال پیش بدليل شركت در مراسم روزجهانی كارگر در پارك لاله تهران دستگير و٩ ماه در سلول انفرادی بسر برده بود٬ وی بعد از رهایی از زندان برای باز پس گرفتن لوازم شخصی و گوشی موبايلش چندین بار به دادگاه انقلاب شعبه ١٢ دادياری مراجعه كرد اما ماموران از پس دادن وسایل وی خود داری میکردند٬ هنگامی که وی برای چندمين بار به دادگاه انقلاب مراجعه كرد به اتهام توهين به رهبری دستگير و روانه زندان اوين گرديد وهم اكنون در زندان اوين بند ٢٠٩ زندانی است.

پژمان رحيمی از فعالين کارگری خوزستان به اتهام اخلال در نظم به يک سال حبس و ۴۰ ضربه شلاق محکوم گرديد٬ وی قبلا نيز به اتهام واهی تحريک کارگران هفت تپه و کارگران لوله سازی اهواز به ۵سال حبس محکوم شده بود.

کاوه گل محمدی از فعالین کارگری و عضو کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل کارگری و برادر ۱۸ ساله اش کيانوش گل محمدی٬ توسط ماموران سپاه و وزارت اطلاعات شهر کامیاران در پاسگاه روستای گاذرخانی بازداشت و مورد تهدید و بی حرمتی قرار گرفتند.

اذیت و آزار فعالین کارگری و دستگیری فعالین اجتماعی در سطحی وسیع جریان دارد. جمهوری اسلامی مذبوحانه در سدد است تا با توصل به زور و ارعاب مسیر انقلاب مردم را عوض کند.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ضمن انتشار اخبار مبارزات مردم و زندانیان سیاسی برای جلب توجه افکار مترقی جهانیان همچنان کارزار بین المللی برای نجات جان زندانیان سیاسی را وسیعا پیش می برد.

مردم آزاده و شرافتمند٬خانواده های زندانیان سیاسی؛

جمهوری اسلامی ناتوان تر از آنست که بتواند درمقابل طوفان خشم و انزجار ما مردم مقاومت کند. این حکومتی است که با شکافهای عمیق و اختلافات عظیم و خرد کننده در دستگاه رهبری حکومتش و تنها به کمک شلاق و شکنجه سرپا مانده است.

رفتار ضد بشری با زندانیان سیاسی و تحت فشار قرار دادن خانوادهای نگران آنها شدیدا محکوم است و باید وسیعا مورد اعتراض مجامع جهانی قرار بگیرد.

تجمع اعتراضی درمقابل اسارتگاههای رژیم اسلامی یکی از راههای موثر نجات جان عزیزان ماست.

ما همه انسانهای شریف و آزادیخواه را به پیوستن به صف مبارزاتی دفاع از زندانیان سیاسی فرامیخوانیم.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

22 جون ۲۰١۰

١ارديبهشت ١٣۸۹

_______________________________________________________

٢٠ ژوئن ٢٠١٠ روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان زندانيان سياسى ٢٠ ژوئن را روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران اعلام كرده است

 

از زمان روى كار آمدن رژيم اسلامى در سال ۱۳۵۷ مردم ايران از حقوق انسانى خود از جمله حق آزادى بيان محروم بوده اند.  هزاران نفر در زندان بسر برده و تحت شكنجه قرار گرفته اند. رژيم اسلامى هيچ مخالفتى را برسميت نشناخته  وكوچكترىن اعتراض مردم  به حاكميت  را با  زندان و اعدام جواب داده است.  در طول اين ٣٠ سال در زندانها, مادرانى بوده اند كه كودكانشان را در زندان بدنيا آورده اند, مادران و پدارانى بوده اند كه فرزندانشان جلو چشمانشان شكنجه شده اند, كودكان خردسالى  بوده اند كه روزها و شبها را در آغوش  مادر شكنجه شده شان در زندان سپرى كرده اند. تعداد زيادى از  زندانيان سياسى ماه ها از ديدن خانواده شان محروم بوده اند و ماه ها و سالها در سلولهاى انفرادى نگه داشته شده اند. در اين زندانها  صدها زندانى سياسى جان خود را زير شكنجه از دست داده اند بدون اينكه فرصت اين را داشته باشند كه به دنيا بگويند چه بر سرشان آوردند. بيش از ٣٠ سال است اين وضعيت ادامه دارد.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى اعلام ميكند كه تا آزادى تمامى زندانيان سياسى در ايران هر ساله ٢٠ ژوئن را به عنوان روز حمايت از زندانيان سياسى برگزار ميكند . اين روز امكانى  فراهم ميكند كه نيروهايمان را يكى كنيم, فريادهايمان را يكصدا كنيم و با تمام قدرت و توان صداى  زندانى سياسى را در دنيا منعكس كنيم. ما از همه آزاديخواهان و مدافعان حقوق انسانى دعوت ميكنيم كه در اين روز با هر ابتكار و حركتى كه امكان پذير است شركت كنند.

در ٢٠ ژوئن امسال يكبار ديگر اعلام ميكنيم:

زندانيان سياسى بايد بلادرنگ و بدون قيد و شرط آزاد گردند.

 اعدامها بايد فورا متوقف شوند.

_______________________________________________________

کارزار جهانی برای آزادی کلیه زندانیان سیاسی

روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران

در اعتراض به کشتار٬ آزار و سرکوب سیستماتیک زندانیان سیاسی٬كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى ٢٠ ژوئن را روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران اعلام  كرده است.

اوجگیری مبارزات و شکوفایی انقلاب مردم٬ جمهوری اسلامی را در تنگنایی جدی قرار داده است.  این رژیمی است که جز با ادامه سرکوب و کشتار یکروز هم قادر به حکومت کردن نیست!

سرکوب و شکنجه در زندانها درحد غیر قابل تصوری افزایش یافته است. اخبار وحشیگریهای دستگاههای اطلاعاتی و انتظامی با همکاری قوه قضاییه در راس اخبار نقض خشن حقوق بشر در سراسر جهان قرار دارد. کسی نیست که خوی درنده جمهوری اسلامی را نشناخته باشد. درحالیکه قدرت انقلاب مردم٬ رژیم تبهکار جمهوری اسلامی را به عقب نشینی آشکار مجبور کرده است٬ جنایت علیه زندانیان و گروگانهایی که در سیاهچالهای رژیم هیچ قدرتی برای دفاع از خود ندارند٬ مرزهای سبعيت و درندگی را در هم نوردیده است.

سیاهچالهای مخوف این رژیم علیرغم همه دردنده خویی زندانبانان و عوامل اطلاعاتی رژیم٬ صحنه  های پر شور استقامت و بی باکی فرزندان اسیر و بی دفاع انقلاب است.

زندانها به عرصه دیگری از نبرد بی امان با جمهوری اسلامی بدل شده است. در سالروز تظاهراتهای پرشکوه مردم٬ تعداد بیش از هفتصد نفر از زندانیان بند یک زندان گوهردشت در اعتراض به توحش لجام گسیخته و آزار و اذیت سیستماتیک زندانیان سیاسی توسط گارد زندان و ممانعت از ارتباط زندانیان با خانواده هایشان و جهان خارج از زندان٬ اقدام به اعتصاب غذای عمومی کرده اند.

زندانیان سالنهای یک تا سه بند یک٬ معروف به بند «آخر خطیها» زندان گوهردشت به محل رسمی شکنجه زندانیان سیاسی و عادی بدل شده است. همچنین در سالن شماره دو معروف به «سگدونی» محل سلولهای انفرادی است که  زندانیان مورد شدیدترین و وحشیانه ترین شکنجه های جسمی و جنسی قرار می گیرند. زندانیان بی دفاع  دستبند، پابند و چشم بند زده تا سرحد مرگ شکنجه میشوند و روزها بدون درمان باید دردهای طاقت فرسای تعرض به جسم و جانشان را که خود شکنجه ای مضاعف است تحمل کنند. زندانبانان و عوامل اطلاعاتی برای مخفی ماندن جنایاتشان از اعزام این زندانیان آسیب دیده به درمانگاه زندان و نیز ملاقات با خانواده و کلا جهان خارج زندان نیز ممانعت میکنند.

جنایتکاران شناخته شده ای مانند حسن آخریان٬ رئیس بند شماره یک٬ کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان٬ علی حاج کاظم و علی محمدی رئیس و معاون زندان و افسران پاسدار به اسامی میرزا آقایی٬ یوسفی و شیرخوانی و خیل گله پاسداران وگاردهای زندان٬ مسٸول مستقیم این جنایات غیر قابل تصور هستند که بصورت روزانه به زندانیان بی دفاع و اسیر این بند با استفاده از انواع  وسایل از قبیل باتوم الکتریکی٬ کابل و باتوم معمولی حمله می برند و آنها را مورد شکنجه قرار می دهند.

بهروز جاوید تهرانی و دهها نفر از زندانیان سیاسی و عادی به اسامی٬ شیرمحمد محمدی،احمد اشکان، رضا جلاله ،مجید افشار، حسن شریفی٬ نقی نظری، مهدی سورانی٬ قیصر اسماعیلی، مجید محمودی، ناصر قوچان لو و حمید اشکی مورد شدیدترین آزارها و شکنجه ها قرار گرفته اند.

مجید توکلی زندانی سیاسی دیگری است که برای تکذیب نوشته هایش «برای تغییر» و «ما آینده را میسازیم» از زندان به دادستانی احضار گردیده است. مامورین امنیتی صراحتا به وی گفتند: «ما هر بلایی بخواهیم می توانیم برسرت بیاوریم. فراموش نکن که تو فعلا در زندانی٬ هنوز نمیدانی اسبتداد و بیداد کی و چه کاری می تواند انجام دهد»

سعید ترابیان از مسئولین این سندیکای شرکت واحد روز چهارشنبه ١٩ خرداد توسط مامورین امنیتی بازداشت گردیده است بنا به خبر سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه٬ «ساعت ٩ صبح چهارشنبه ١٩ خرداد ماه، چهار نفر از مامورین امنیتی با وارد شدن به منزل سعید ترابیان در مقابل چشمان اعضای خانواده اش بر دستهای وی دستبند زدند٬ سپس بمدت سه ساعت منزل ایشان را مورد تفتیش قرار دادند٬ با جمع آوری وسایل شخصی و کیس کامپیوتر و وارد کردن اتهامات واهی، وی را حدود ساعت ١٢ ظهر از منزلش به نقطه نامعلومی منتقل کردند. بازداشت سعید ترابیان درحالی صورت گرفته است که نامبرده پس از چهار سال بلاتکلیفی و تحمل مشقات فراوان حدود چهار ماه پیش بسر کار بازگشته بود. درحال حاضر منصور اسانلو و ابراهیم مددی رئیس و نایب رئس سندیکای شرکت واحد در زندان بسر می برند.

وضعیت وخیم بهداشتی در زندانها بخصوص در بند زندانیان سیاسی بشدت نگران کننده است و امکان سرایت انواع بیماریهای مسری و خطرناک را ممکن کرده است. غذای نامناسب و استاندارد بسیار پایین نگهداری از زندانیان٬ به یک خطر جانی جدی بدل گردیده است.

این گوشه کوچکی از جنایات هر روزه حکومتی است که مردم عزم جزم کرده اند به حیات ننگینش خاتمه بدهند.

تا آزادى تمامى زندانيان سياسى در ايران٬ ٢٠ ژوئن بعنوان روز حمايت از زندانيان سياسى تعیین میگردد. اين روز امكانى  فراهم ميكند كه نیرو و فرياد مشترکمان را يكصدا كنيم و با تمام قدرت و توان به دفاع از آزادی زندانیان سیاسی برخیزیم.

ما از همه آزاديخواهان و مدافعان حقوق انسانى دعوت ميكنيم كه در اين روز با هر ابتكار و حركتى كه امكان پذير است دفاع از زندانیان سیاسی را سراسری و بین المللی کنند.

 در بیستم ژوئن امسال يكبار ديگر اعلام ميكنيم:

زندانيان سياسى بايد بلادرنگ و بدون قيد و شرط آزاد گردند.

اعدامها بايد فورا متوقف شوند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

دهم ژوئن ۲۰١۰

_______________________________________________________

روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان زندانيان سياسى ٢٠ ژوئن را روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران اعلام ميكند

از زمان روى كار آمدن رژيم اسلامى در سال ۱۳۵۷ مردم ايران از حقوق انسانى خود از جمله حق آزادى بيان محروم بوده اند.  هزاران نفر در زندان بسر برده و تحت شكنجه قرار گرفته اند. رژيم اسلامى هيچ مخالفتى را برسميت نشناخته  وكوچكترىن اعتراض مردم  به حاكميت  را با  زندان و اعدام جواب داده است.  در طول اين ٣٠ سال در زندانها, مادرانى بوده اند كه كودكانشان را در زندان بدنيا آورده اند, مادران و پدارانى بوده اند كه فرزندانشان جلو چشمانشان شكنجه شده اند, كودكان خردسالى  بوده اند كه روزها و شبها را در آغوش  مادر شكنجه شده شان در زندان سپرى كرده اند. تعداد زيادى از  زندانيان سياسى ماه ها از ديدن خانواده شان محروم بوده اند و ماه ها و سالها در سلولهاى انفرادى نگه داشته شده اند. در اين زندانها  صدها زندانى سياسى جان خود را زير شكنجه از دست داده اند بدون اينكه فرصت اين را داشته باشند كه به دنيا بگويند چه بر سرشان آوردند. بيش از ٣٠ سال است اين وضعيت ادامه دارد.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى اعلام ميكند كه تا آزادى تمامى زندانيان سياسى در ايران هر ساله ٢٠ ژوئن را به عنوان روز حمايت از زندانيان سياسى برگزار ميكند . اين روز امكانى  فراهم ميكند كه نيروهايمان را يكى كنيم, فريادهايمان را يكصدا كنيم و با تمام قدرت و توان صداى  زندانى سياسى را در دنيا منعكس كنيم. ما از همه آزاديخواهان و مدافعان حقوق انسانى دعوت ميكنيم كه در اين روز با هر ابتكار و حركتى كه امكان پذير است شركت كنند.

 

در ٢٠ ژوئن امسال يكبار ديگر اعلام ميكنيم:

زندانيان سياسى بايد بلادرنگ و بدون قيد و شرط آزاد گردند.

اعدامها بايد فورا متوقف شوند.

شما ميتوانيد در  اين روز در اشكال متنوع از زندانيان سياسى در ايران حمايت كنيد:

- برپايى تظاهرات  در مقابل سفارتخانه هاى رژيم اسلامى

- ارسال نامه اعتراضى به رژيم و سازمانهاى بشردوست

- برگزارى شب همبستگى با زندانيان سياسى در ايران

- افشاگرى در رابه با جنايات رژيم  و آگاهگرى در ميان مردم كشور محل اقامتتان

ابتكارات, و فعاليتهاى خود را در اين زمينه, عكس و فيلم فعاليتهايتان در ٢٠  ژوئن را  از طريق ايمل آدرس زير براى ما ارسال كنيد۔

9 ژوئن 2010

لندن

زمان: یکشنبه ۲۰ ژوئن- از ساعت ۱۴ الى ۱۶

مكان: تجمع اولیه در میدان ترافالگار و سپس از ساعت ۱۶ راهپیمایی بطرف سفارت رژيم اسلامى

Charing Crossنزديكترين ايستگاه قطار

_______________________________________________________

روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان زندانيان سياسى ٢٠ ژوئن را روز جهانى حمايت از زندانيان سياسى در ايران اعلام ميكند

از زمان روى كار آمدن رژيم اسلامى در سال ۱۳۵۷ مردم ايران از حقوق انسانى خود از جمله حق آزادى بيان محروم بوده اند.  هزاران نفر در زندان بسر برده و تحت شكنجه قرار گرفته اند. رژيم اسلامى هيچ مخالفتى را برسميت نشناخته  وكوچكترىن اعتراض مردم  به حاكميت  را با  زندان و اعدام جواب داده است.  در طول اين ٣٠ سال در زندانها,  مادرانى بوده اند كه كودكانشان را در زندان بدنيا آورده اند, مادران و پدارانى بوده اند كه فرزندانشان جلو چشمانشان شكنجه شده اند, كودكان خردسالى بوده اند كه روزها و شبها را در آغوش  مادر شكنجه شده شان در زندان سپرى كرده اند. تعداد زيادى از  زندانيان سياسى ماه ها از ديدن خانواده شان محروم بوده اند و ماه ها و سالها در سلولهاى انفرادى نگه داشته شده اند. در اين زندانها  صدها زندانى سياسى جان خود را زير شكنجه از دست داده اند بدون اينكه فرصت اين را داشته باشند كه به دنيا بگويند چه بر سرشان آوردند. بيش از ٣٠ سال است اين وضعيت ادامه دارد.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى اعلام ميكند كه تا آزادى تمامى زندانيان سياسى در ايران هر ساله ٢٠ ژوئن را به عنوان روز حمايت از زندانيان سياسى برگزار ميكند . اين روز امكانى  فراهم ميكند كه نيروهايمان را يكى كنيم, فريادهايمان را يكصدا كنيم و با تمام قدرت و توان صداى  زندانى سياسى را در دنيا منعكس كنيم. ما از همه آزاديخواهان و مدافعان حقوق انسانى دعوت ميكنيم كه در اين روز با هر ابتكار و حركتى كه امكان پذير است شركت كنند.

در ٢٠ ژوئن امسال يكبار ديگر اعلام ميكنيم:

زندانيان سياسى بايد بلادرنگ و بدون قيد و شرط آزاد گردند.

اعدامها بايد فورا متوقف شوند.

شما ميتوانيد در  اين روز در اشكال متنوع از زندانيان سياسى در ايران حمايت كنيد:

- برپايى تظاهرات  در مقابل سفارتخانه هاى رژيم اسلامى

- ارسال نامه اعتراضى به رژيم و سازمانهاى بشردوست

- برگزارى شب همبستگى با زندانيان سياسى در ايران

- افشاگرى در رابه با جنايات رژيم  و آگاهگرى در ميان مردم كشور محل اقامتتان

ابتكارات, و فعاليتهاى خود را در اين زمينه, عكس و فيلم فعاليتهايتان در ٢٠  ژوئن را  از طريق ايمل آدرس زير براى ما ارسال كنيد۔

٩ ژوئن ٢٠١٠

_______________________________________________________

گزارش كوتاه

 

ملاقات با عفو بين الملل شعبه انگلستان

بدنبال تلاش كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  در ايجاد همبستگى جهانى در دفاع از زندانيان سياسى و جلب افكار عمومى, روز جمعه ٧ مى ٢٠١٠ برابر با  ١٧ ارديبهشت شيوا محبوبى مسئول اين كميته ملاقاتى با عفو بين الملل شعبه  انگلستان داشت۔

در اين ملاقات كه با حضور شاين انرايت مسئول كمپينھاى اتحاديه اى  عفو بين الملل و كريستين بنيدك مسئول كمپينهاى عفو بين الملل در انگلستان صورت گرفت ابتدا شيوا محبوبى با معرفى كميته و فعاليتها و اهداف آن در رابطه با بوجود آوردن امكان همكارى عفو بين الملل با اين كميته از جمله حمايت از آزادى زندانيان سياسي در ايران و بطور مشخص كيسهاي كارگران و دانشجويان زنداني, حركتهاي گسترده بين المللي در حمايت از آنها و فشار به جمهوري اسلامي از طريق سازمان جهانى كار صحبت كرد ۔

 شاين انرايت در رابطه با اقدامات عفو بين الملل در رابطه با كارگران زندانى در ايران از جمله منصور اسانلو و كارگران هفت تپه , اقدامات مشترك در همين رابطه  با «تي يو سى» (كنگره اتحاديه هاى كارگرى انگلستان)  و «آى تى اف» (فدراسيون جهانى ترانسپورت)  و كار منظم در اين رابطه در سازمان جهانى كار صحبت كرد۔ وى همچنين اشاره كرد كه به طور  مشخص در رابطه با منصور اسانلو حركتهاى حمايتى صورت گرفته كه تنها در يك مورد آن بيش از شانزده هزار نامه اعتراضى به جمهورى اسلامى فرستاده شده است۔  شاين انرايت همچنين اظهار داشت كه عفو بين الملل به اين امر واقف است كه حركتهاى وسيعترى بايد صورت بگيرد۔

كرسيتين بنيدك در ادامه در مورد محكوم كردن  شكنجه و اعدام  در ايران و بالاخص چهره هاى مشخصي مانند اسانلو, فرزاد كمانگر و تعدادى از روزنامه نگاران كه در خطر اعدام هستند  و كار هاى مشخصى كه در اين رابطه در رسانه هاى گروهى و در روزهاى همبستگى جهانى صورت گرفته توضيح داد۔  آقاى بينديك همچنين گفت كه عفو بين الملل از ١٢ ژوئن امسال , سالگرد اعتراضات تابستان 1388 در ايران , تا ١٢ ژوئن  سال آينده را به عنوان مدت زمانى اعلام كرده اند كه روى هشت كيس مشخص كه در زندان بسر ميبرد  و در خطر اعدام هستند كار خواهد كرد۔

در ادامه ملاقات در رابطه با موارد مختلف همكارى ميان عفو بين الملل و كميته  مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  و چگونگى پيشبرد اين همكارى و ملاقاتهاى بعدى صحبت و تاكيد شد۔

ملاقات با بنياد پزشكى در حمايت از قربانيان شكنجه

در تاريخ ٢٦ مى ٢٠١٠ برابر با  ٦ ارديبهشت شيوا محبوبى مسئول كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  با خانم ليان مك ميلان مسئول امور و سياست خارجى بنياد پزشكى در حمايت از قربانيان شكنجه كه بزرگترين سازمان عليه شكنجه دنيا ميباشد و مركز آن در لندن است ملاقات كرد۔

در اين جلسه شيوا محبوبى ضمن معرفى كميته و اهدافش در رابطه با وضعيت زندانيان سياسى در ايران, شكنجه و اعدامها صحبت كرده و به انتظارات كميته از اين بنياد و همچنين در مورد  مهيا كردن امكان همكارى  مشترك ميان  بنياد  با كميته در حمايت از زندانيان سياسى در ايران اشاره كرد۔

در اين ملاقات در رابطه با اقدامات مشخص از جمله كار مشترك در رابطه با مطرح كردن موضوع شكنجه و زندان در ايران در رسانه هاى عمومى انگلستان جهت جلب توجه افكار عمومى گفتگو شد؛  همچنين  در رابطه با چگونگى  ارائه اسنادى در رابطه با زندانيان سياسي و از اينطريق فشار به دولت انگلستان  براى توجه به موضوع  شكنجه و زندان در ايران و تحت فشار گذاشتن جمهورى اسلامى بحث و تبادل نظر شد۔

 خانم مك ميلان از همكارى  با كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  استقبال كرد و قرار شد در آينده ملاقاتهاى ديگرى در همين رابطه جهت همكارى مشخصتر صورت بگيرد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى 

١٠  آوريل ٢٠١٠

_______________________________________________________

وحشت جمهوری اسلامی در آستانه روز جهانی کارگر!

هر سال با فرا رسیدن اول ماه مه روز همبستگی بین المللی کارگری جمهوری اسلامی جنون آسا به جامعه خون می پاشد٬ سال گذشته در سپیده دم اول ماه مه دلارا دارابی را به قتل رساند تا در سایه برپا کردن چوبه دار٬ وحشت و زبونی خود را پنهان کند. با حمله به فعالین کارگری دهها نفر از آنان را بازداشت کرد. امسال نیز در آستانه اول ماه مه٬ با هجوم به تشکلهای معلمان و کارگران چنگال خونینش را به جامعه نشان میدهد. زبونانه تلاش میکند با ایجاد رعب و وحشت٬ مانع گسترش اعتراضات کارگران٬ معلمان و مردم شود.

طبق اخبار منتشر شده همایون جابری از فعالین سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در شرایطی کاملا غیر انسانی بعد از گذشت قریب به ده ماه از بازداشتش در روز اول ماه مه سال گذشته در بیرون از پارک لاله توسط  ماموربن وزرات اطلاعات٬ در شعبه چهارده دادگاه انقلاب اسلامی توسط محمد تقوی یکی از قضات دست نشانده رژیم اسلامی بجرم واهی اخلال و برهم زدن امنیت کشور به یکسال حبس قطعی و سه سال حبس تعلیقی محکوم گردید!

در آستانه روز معلم شمارى از اعضاى کانون صنفی معلمین در شهرهای تهران، تبريز، همدان و کرمانشاه و برخى ديگر از شهرهاى ايران توسط وزرات اطلاعات احضار و پس از ساعتها بازجویی و فشارهای روانی٬ بازداشت گردیده اند.

روز چهارشنبه ۸ اردیبهشت (۲۸ آوریل) علی اکبر باغانی و محمد بهشتی لنگرودی، دبیرکل وسخنگوی کانون صنفی معلمان٬ با احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات٬ مورد بازجویی قرار گرفتند و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گردیدند.

بهشتى لنگرودى، سخنگوى كانون صنفى معلمان، در اعتراض به فشار و شكنجه جسمى و روحى به معلمان زندانى از جمله هاشم خواستار٬ رسول بداقى و محمد داورى که در اعتراض به شرایط غیر انسانی زندان دست به اعتصاب غذا زدند. نيز به این اعتصاب غذا پیوسته است. در حال حاضر دوهفته از اعتصاب غذاى رسول بداقى در زندان اوين مىگذرد.

از همدان خبر میرسد که سعید جهان آرا٬ علی نجفی و محمد خانی ازاعضای کانون صنفی معلمین به وزرات اطلاعات احضار گردیدند٬ آنان نیز پس از ساعتها فشار روانی و بد رفتاری با آنان در حین بازجویی٬ به بازداشتگاههای انفرادی اداره اطلاعات همدان منتقل گردیدند.

در تبریز روز دوشنبه، ششم ارديبهشت ماه٬ مامورین وزارت اطلاعات، باتفتیش منازل تعدادی از اعضاى هيئت مديره كانون صنفى معلمان٬ كامپيوتر و وسايل شخصى آنها را توقيف كردند. حسن خراطيان، رييس هيئت مديره و توفيق مرتضى پور، عضو هيئت مديره معلمان پس از شركت در جلسه شوراى هماهنگى تشكلهاى صنفى معلمان که در شهر يزد برگزار گردید٬ از سوى اداره اطلاعات و دادگاه انقلاب تبريز احضار و مورد بازجويى قرار گرفته اند.

ادامه  احضار و بازداشتهای معلمین در حالی است که کماکان حكم اعدام براى فرزاد كمانگر و عبدالرضا قنبرى دو معلم زندانی محکوم به اعدام  بقوت خود باقی است و هر آن خطر اجرای حکم جان آنان را تهدید می کند.

مردم٬ کارگران٬ معلمین؛

اول ماه مه روز اتحاد و همبستگی ما علیه این وضعیت ضد انسانی است! باید با گسترش اعتراضات خود این تلاش مذبوحانه حکومت اسلامی را درهم بشکنیم!

این بازداشتها و تهدیدها یک لحظه هم خللی در تصمیم و اراده ما مردم برای تغییر وضعیت اسف باری که توسط جمهوری اسلامی برما تحمیل میشود ندارد.

جمهوری اسلامی رفتنی است. این حکومتی است که به ضرب بگیر و ببند٬ می خواهد خود را سرپا نگهدارد.

اول ماه مه٬ روز حضور قدرتمند ما در صف باشکوه اعتراض و مبارزه برای آزادیكارگران زندانى و تمامى  زندانیان سیاسی است!

کمیته مبارزه براى آزادى  زندانیان سیاسی

۲۹ آوریل ۲۰١۰

_______________________________________________________

در ادامه فعاليتهاى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در جهت انعكاس وضعيت زندانيان سياسى و جلب حمايت مردم, روز   سه شنبه ٢٧ آوريل جلسه سخنراني در دانشگاه گولدسميت در لندن انگلستان برگزارشد۔

اين جلسه توسط عفو بين الملل گولد سميت, دانشجويان براى همبستگى ايران و كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى مشتركا برگزار شد۔

در اين جلسه ابتدا كارل دروت از طرف » دانشجويان براى همبستگى ايران»  صحبت كرد؛ وى  ضمن معرفى گروهشان  به اهميت ضرورت فعاليت در رابطه با ايران  و بلاخص دانشجويان اشاره كرد۔  سپس  شيوا محبوبى سخنگوى كميته به تفصيل در مورد وضعيت زندانيان سياسى و شكنجه هايى كه در زندان اعمال ميشود صحبت كرد۔ در اين بخش شيوا  همچنين به مقاومت و اشكال اعتراضى  زندانيان سياسى در زندان, مبارزات مردم و مشخصا خانواده هاى زندانيان سياسى و گسترش خواست آزادى زندانيان سياسى اشاره كرد۔ وى در رابطه با حمايتهاى بين المللى  و ضرورت تشديد  فشار بر رژيم اسلامى  و اقدامات در اين زمينه صحبت كرد۔ در خاتمه شيوا محبوبى از شركت كنندگان خواست كه به كمپين براى آزادى زندانيان سياسى بپيوندند۔

در ادامه جلسه در رابطه با وضعيت زندانيان سياسى در ايران, اقدامات عملى در حمايت از آنها و برنامه هاى آتى بحث و تبادل نظر شد۔

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

٢٧ آوريل ٢٠١٠

_______________________________________________________

به حمایت از مبارزات زندانیان سیاسی برخیزید!

 

در اعتراض به وضعیت غیر انسانی زندان٬ بد رفتاری غیر قابل توصیف و تحمیل فشارهای روحی و جسمی٬ آزار و اذیت سیستماتیک زندانیان سیاسی٬ گروهی از زندانیان سیاسی اوین با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرده‌اند که از روز اول اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا می‌زنند.

روحیه تحسین برانگیز و مقاومت و ایستادگی دلیرانه زندانیان سیاسی درمقابل شکنجه گران موجب گردیده است که زندانبانان با اعمال وضعیت طاقت فرسا بر زندانیان و اعمال انواع محدویتها تلاش کنند تا این  مقاومت شکسته شود. اما همه این تلاشهای مذبوحانه با مقاومت تحسین برانگیز زندانیان سیاسی یک بعد از دیگری به شکست کشیده میشود. اعمال فشار بر زندانیان سیاسی حد ومرزی ندارد. هر آنچه در توان این حکومت ضد بشری است٬ در زندانها اعمال میکند.

استفاده از سرويسهاى بهداشتى برای زندانیان سیاسی به سه باردر روز کاهش محدود شده است. هر چند هفته يکبار٬ در نوبتهای بسیار کوتاه و تعداد کثیری از زندانیان سیاسی امکان استفاده از حمامهای غیر بهداشتی را دارند.

کيفيت و کميت غذای زندانیان سیاسی چنان پایین است که صرف غذا به یک نوع شکنجه جسمی و روانی بدل شده است.

 امکانات دارویی و درمانى برای زندانیان سیاسی تفریبا قطع شده است٬ نیاز فوری برخی از زندانیان سیاسی به دارو٬ آنها را در سرحد مرگ تدریجی توام با درد و ناراحتی مضمن کشانده است.

محدود کردن و یا قطع کامل ارتباط زندانیان با خانواده هایشان و جهان خارج از زندان یک وسیله مستمر ایجاد فشار و شکنجه روانی علیه زندانیان سیاسی است.

انواع شکنجه زندانيان٬ شلاق٬ کتک کاری وایراد ضرب و جرح و استفاده از با باتونهاى برقى و ساير ادوات شکنجه٬ زدن دست‌بند و پابند به زندانى و رها کردن در سلولهایی که به سگدونی معروف شده اند مداوما صورت میگيرد.

علیرغم این وضعیت غیر انسانی٬ یک لحظه مقاومت شجاعانه زندانیان پایان نمی گیرد. زندانیان سیاسی در اعتراض به این وضعیت و برای جلب توجه افکار عمومی جهانیان بارها وبارها با انتشار اخبار این وحشیگریها کوشیده اند حقایق رفتار فوق خشن ماموران جمهوری اسلامی در زندانها را افشا کنند. انتشار اسامی ماموران و عوامل امنیتی و اطلاعاتی در زندانها٬ فرماندهان گاردهای یورش به زندانیان٬ شکنجه گران و بازجویان وزرات اطلاعات در زندانها از این جمله است.

جمهوری اسلامی زبونانه با اعمال فشارهای طاقت فرسا تلاش میکند زندانیان سیاسی را وادار به اعتصاب غذا کند و مرگ تدریجی آنها را سبب شود.

بسیاری از زندانیان سیاسی شناخته شده که درمقابل این فشارها ایستادگی میکنند٬ ناچارا بارها دست به اعتصاب غذا زده اند٬ بهروز جاويد تهراني٬ رضا جلالى٬ حسين کرمى و محمد رضائى از جمله زندانیان سیاسی شناخته شده ای هستند که در زندانهای اوین و رجایی شهر در اعتراض به رفتارهای خشن و غیر انسانی زندانبانان مجبور به اعتصاب غذا شده اند.

مردم؛

فقط با گسترش مبارزات خود و علنی کردن جنایات بی شمار جمهوری اسلامی میتوانیم فرزندانمان را از چنگال خونین جنایتکارن اسلامی رهایی بخشیم.زندانیان سیاسی٬ فرزندان شجاع و دلیر ما هستند که با ادامه مبارزه در زندان یکدم از تلاش برای احقاق حقوقشان باز نایستاده اند. این مقاوت دلیرانه باید با پشتیبانی بین المللی مواجه شود.

ما باید با اعتراض مداوم و تجمع شبانه روزی در مقابل اسارتگاههای فرزندانمان٬ مانع از اجرای جنایات سازمان یافته    شکنجه گران جمهوری اسلامی در زندانها شویم!

هیچیک از فرزندان ما نباید در زندان بمانند٬ همه زندانیان سیاسی بدون درنگ باید فورا آزاد شوند!

کمیته مبارزه برای  آزادی زندانیان سیاسی درکنار تمامی زندانیان سیاسی و خانواده های آنان این پیکار انسانی را در سطحی بین المللی گسترش خواهد داد. ما از همه نهادها و مجامع حقوق بشری در سطح جهان می خواهیم که فورا نسبت به رفتار فوق خشن با زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی ایران واکنش نشان دهند٬ با محکوم کردن و طرد جمهوری اسلامی از همه مجامع بین المللی به دفاع از مبارزات مردم و زندانانیان سیاسی بر خیزند!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

١۸ آوریل ۲۰١۰

_______________________________________________________

 

منصور اسانلو باید فوری و بیدرنگ آزاد شود!

منصور اسانلو، رییس هیات مدیره سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد٬ فعال کارگری و یکی از زندانیان سیاسی شناخته شده است٬ بدرفتاری سیستماتیک با وی که از انواع بیماریها رنج میبرد بطور روزمره افرایش می یابد.

پزشکي قانوني زندان او را به سبب بيماري‌هاي‌ متعدد از سال گذشته شامل «عدم تحمل کيفر» تشخیص داد٬ اما اجراي اين حکم با فشار وزارت اطلاعات هرگز بمرحله عمل در نیامد.

بی توجهی عامدانه و تحمیل آزار و اذیت و استرس بر زندانی که با ناراحتی قلبی دست و پنجه نرم می کند و بهیچ وجه تغذيه مناسبی ندارد و مداوما با فشارعصبی روبرو است٬ محرومیت از نور خورشید برای بيماری که از ناراحتی جدی پوستي رنج میبرد٬ بیماری که سه بار چشمش مورد عمل جراحی قرار گرفته و از نارحتی عمیق دیسک کمر و مشکلات ریوی رنج میبرد٬ رسما اعمال شکنجه طراحی شده است!

اسانلو در دیماه سال ١٣۸۴ دستگیر و ۸ ماه در زندان ماند. مجددا در آبان ١٣۸٥ دستگیر گردید و یکماه ‌در حبس نگهداشته شد و بقید کفالت آزاد شد. اسانلو در تابستان سال ١٣۸۶ چندی پس از بازگشت از اجلاس سالیانه اتحادیه بین‌المللی کارگران حمل و نقل (ITF)٬ برای سومین بار دستگیر شد. ماموران امنیتی پیش از بازداشت در خیابان او را از اتوبوس پیاده کردند و بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند.

از ۱۹ تير ماه ۱۳۸۶ با قید پنج سال حکم زندان٬ وی بازداشت و به زندان اوين منتقل شد. در تاريخ سوم شهريور ۱۳۸۷ بنا به تصمیم وزارت اطلاعات٬ به بند پنج زندان رجايي‌شهر که محل نگهداري مجرمان خطرناک است منتقل شد.

منصور اسانلو اکنون قریب به  چهل وسه ماه است که در زندان بسر می‌برد. بدون اینکه حتی یکروز توانسته باشد از مرخصی استحقاقی و استعلاجی استفاده کند.

در این بند پنج٬ زندانياني هستند که بعلت مصرف مواد مخدر و انواع داروها دچار روانپریشی و اختلالات رواني و بجرم قتل در زندان هستند دو زندانی خطرناک به نامهای سيدمحمد حسيني و محمد برخي٬  که يکي از آن‌ها سال گذشته هم به آقاي اسانلو با چاقو حمله کرده بود. جزو این زندانیان هستند. یکی از همین افراد در تاريخ سوم اسفند به وی در زندان با چاقو حمله مي‌کند که با وساطت هم بندی هایش از صدمه به وی ممانعت میشود. این عمل چندین بار دیگر هم تکرار میگردد و هر بار با هوشیاری دیگر هم بندی ها٬ او از خطر مرگ رهایی می یابد.

دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای تحت فشار قرار دادن خانواده اسانلو٬ وی را غیابا بعد از بیست و شش سال سابقه کاری٬ با حکم اخراج قطعی ازکار بیکار میکند و با این وسیله موجبات فشار اقتصادی به وی و خانواده اش را تشدید می کند.

در اواخر اسفندماه٬ منصور اسانلو به یورشهای شبانه گارد زندان به بندهای دو٬ چهار و شش٬ که زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان اعتراضات اخیر هستند٬ اعتراض میکند و اینکار سبب میشود که علیرغم وضعیت وخیم جسمی بجای انتقال وی به بیمارستان و رسیدگی اضطراری٬ بمدت یکهفته از ۲۰ تا ۲۷ اسفند ماه به زندان انفرادی منتقل شود.

این رفتار غیر انسانی که با هیچ منطقی٬ جز سبوعیت خوی درنده جمهوری اسلامی قابل توجیه نیست باید هر چه سریعتر خاتمه یاید.

جمهوری اسلامی با گروگان گرفتن فعالین کارگری٬ با فشار و شکنجه و آزار زندانیان سیاسی خود را سرپا نگهداشته است.

ما از همه مراجع بین المللی میخواهیم که با فشار به جمهوری اسلامی٬ موجبات آزای فوری و بی قید وشرط وی فراهم گردد. آقای اسانلو باید فورا آزاد و تحت مراقبتهای ویژه و اضطراری ــ درمانی قرار گیرد. سران جمهوری اسلامی به جرم جنایت علیه بشریت باید د رمراجع صالحه بین المللی محاکمه گردند.

کمیته  مبارزه براى آزادى زندانیان سیاسی

آوریل ۲۰١۰

_______________________________________________________

سخنرانى در كالج گولد سميت در لندن

شرايط زندانيان سياسى در ايران

زمان: سه شنبه ٢٧ آپريل ٢٠١٠

مكان : Goldsmiths College, Lewisham Way, New Cross, London SE14 6NW

اين جلسه توسط «دانشجويان لندن در همبستگى با ايران» , كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران و عفو بين الملل كالج گولدسميت برگزار ميشود.

سخنرانان:

كارل دروت: دانشجويان لندن در همبستگى با ايران

شيوا محبوبى: كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

روزالين وارن: عفو بين الملل كالج گولدسميت

ما از همه دعوت ميكنيم دراين جلسه شركت كرده و اين آفيش را براى  دوستان و آشنايانتان ارسال داريد.

تلفنهاى تماس:

٠٧٨٩٦٩٢٢٦١٧

٠٧٩٨٤٤٤٥٢٧٨

_______________________________________________________

ترجمه نامه شيوا محبوبى به مادران آرژانتينى

 

*************

۱۷ مارس ۲۰۱۰

مادران عزيز

من در رابطه با مادرانى به شما نامه مى نويسم كه مثل شما نوه ها و فرزندانشان تحت حاكميت يك رژيم ديكتاتور ربوده, دستگير و شكنجه و اعدام شده اند۔

من در رابطه با مادرانى به شما نامه مينويسم كه ھر هفته در ساعت و روز معينى گرد ميايند و خواستار آزادى و يافتن فرزندان خود ميشوند۔   درست به مانند شما كه راسخ  و استوار در  «ميدان مايو» (Plaza de Mayo) در دفاع از فرزندانتان اعتراض ميكرديد۔

شما درد اين مادران را درك ميكنيد چرا كه تجربه مشابه اى داشته ايد, تنها تفاوت در اين است كه اينبار اين آدمكشى  نه در آرژانتين بلكه در ايران  كشورى كه ۳۰ سال است  مردمش  تحت حاكميت يكى از وحشيانه ترين ديكتاتوريها زندگى ميكنند اتفاق ميافتد۔

من نيز خودم زمانى كه تنها ۱۶ سال داشتم به زندان افتادم  و مادرم ماهها از ديدن من محروم بود. مادر من و هزاران هزار مادر ديگر سالها در مقابل زندانها بوده اند , با تحقير و اهانت گاردهاى رژيم مواجه شده اند. تنها خواسته اين مادران اين بوده است كه فرزندانشان آزاد شود و يا نشانه قبر فرزند اعدام شده شان را به آنها بدهند. برخى از اين مادران بعد از ۳٠ سال ھنوز نميدانند چه بر سر فرزندانشان آمده است.

در حال حاضر مادران زندانيان سياسى  مرتبا در مقابل زندان اوين اجتماع ميكنند و خواستار آزادى فرزندانشان هستند. مادرانى كه به  مادران عزادار شناخته ميشوند نيز اعتراضشان را به مقابل زندان انتقال داده اند۔

ميدانم كه شما اخيرا از مبارزات اين مادران دفاع كرده ايد۔ از دور شما را  صميمانه در آغوش ميگيرم۔ هدفم از نوشتن اين نامه اينست كه از شما همكارى فراترى را طلب كنم تا به كمك شما و ساير سازمانهاى حقوق بشر جمهورى اسلامى ايران را تحت فشار قرار دهيم كه مادران زندانى و تمامى زندانيان سياسى را آزاد كنند۔

مادران زندانيان سياسى به كمك شما نياز دارند۔ در انتظار پاسخ شما هستم۔

با تشكر

شيوا محبوبى

مسئول كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران

ترجمه اسپانيايى نامه و تعدادى از اخبار مادران عزادار كه به مادران آرژانتينى  ارسال شده است ضميمه ميباشد۔

 

17/03/2010

Queridas madres

Les estoy escribiendo en el nombre de las mujeres cuyos  hijos y nietos han desaparecidos o han sido detenidos, torturados   y asesinados.

Les estoy escribiendo en el nombre de las madres que cada semana se reúnen  una vez a la semana  para pedir la liberación o el hallazgo de sus hijos, igual que vosotros firmes y decididas que protestabais en la plaza de Mayo defendiendo a vuestros hijos.

Las entendéis bien, ya que habéis tenido una experiencia parecida con la diferencia de que esta vez los asesinaron están ocurriendo en Irán, un país cuyo pueblo ha vivido treinta años de dictadura cruel.

Yo misma, con solo 16 años de edad, estuve en cárcel varios meses  y a mi madre no la dejaban visitarme .Mi madre y muchas madres, han estado delante de las cárceles muchos años han recibido  innumerable humillación y insulto de las guardias del régimen.

Algunas, ya  solo quieren que les devuelvan a sus hijos o les  digan donde están la tumbas de sus hijos, hay algunas que después de treinta años todavía no saben que les ha ocurrido  a sus hijos.

Hoy en día, las madres de presos políticos se reúnen frecuentemente delante de la cárcel de Evin, pidiendo la libertad de sus hijos. El grupo de las madres que son conocidas como las madres de luto también ha trasladado sus reuniones a las puertas de esta cárcel donde el régimen guarda la mayoría de los presos políticos.

Sé que las  habéis apoyado en su batalla últimamente. Les abrazo calurosamente desde lejos. Pero mi intención en escribir esta carta es pedirles una colaboración más allá de esto para que con vuestra ayuda  y la ayuda de otras organizaciones de derechos humanos pongamos el régimen de Irán bajo presión para que deje en libertad a las madres detenidas y a todos los presos políticos.

Las madres de los presos políticos os necesitan.

Espero su respuesta

Saludos

Shiva Mahbobi

El responsable de la campaña  para la  libertad de presos políticos en Irán.

***********************************************************

Las madres de luto:

El grupo de las madres de luto  se formó espontáneamente en junio 2009  por un grupo de las madres  después de las manifestaciones  en protesta a fraude en las elecciones en las que unos jóvenes fueron asesinados o encarcelados.

Las madres de luto, se reunieron el primer sábado después de la muerte de Neda en un parque cercano del lugar de su asesinato, llamado parque Laleh  y fueron atacadas por las fuerzas del orden. Neda era una chica de 27 años que murió de un tiro en el pecho durante las manifestaciones  del sábado 20 de junio de 2009 en una de los callejones alrededor de la calle Kargar. Desde aquel entonces este grupo de las madres se reúne todos los sábados a las 7 de la tarde en el parque Laleh en Teherán.

Aquí abajo se puede ver algunas noticias y los ataques  que este grupo han recibido del régimen:

8 de Febrero 2010

El día 8 de febrero un grupo de fuerzas de seguridad atacaron a la casa de un miembro de las madres de luto, la detuvieron, inspeccionaron la casa y retuvieron  sus efectos personales.

Los miembros de la familia de esta persona dicen que  en el orden de detención también  figuraba los nombres de “Leila Seifolahi, Zhila Karam zadeh Makvandi, Fatemeh Rastegar ,Goli Hosieni y Manije Taheri ¨  que todas  son miembros  del grupo de madres de luto.

Todavía no se sabe todos los nombres de las personas detenidas con certeza   pero las fuentes no oficiales dicen que 19 mujeres de este grupo han sido  detenidas .pero para afirmarlos necesitamos documentos más solemnes.

17 de Enero:

Las fuerzas de seguridad habían ocupado el parque Laleh  y no dejaron que el grupo de las madres de luto se reuniera para hacer su ritual semanal .Todavía no se sabe nada de las posibles detenciones.

Algunas de las madres consiguieron encontrar se en las calles alrededor del parque para recordar su juramento  que no van a olvidar esta promesa  y al mismo tiempo otro grupo de las madres en otro punto de la ciudad se reunieron con pancartas y fotos de sus hijos para recordar al gobierno que puede ocupar un parque, pero no puede controlar todo el país. “seguimos vivas todavía”

12 de Enero 2010

Después de 72 horas de resistencia todos los miembros del grupo de las madres de luto fueron puestos en libertad.

El martes a las 7:30 de la tarde al fin las madres de luto salieron de la cárcel después de 72 horas en detención  mezclada con las palizas, hambre e insultos.

Según cuentan, habían metido 7 presos en un espacio de 6 metros sin ninguna facilidad para la higiene y con las luces encendidas 24 horas. No tenían suficiente espacio para poder acostar se  ni les daban comida.

Al fin después de aguantar 72 horas  de estas condiciones inhumanas y medievales, se libraron  14 miembros de este grupo que habían sido detenidos.

Durante todo el tiempo de detención el grupo había resistido contra   los  prisioneros que querían ponerlos en libertad y  solo mantuvieran una de ellas en la detención. El grupo resistió diciendo que o saldrían  todas o no saldría ninguna.

 Al fin  las madres de luto hicieron   retroceder a los prisioneros en su decisión  y poner las a todas en libertad al mismo tiempo.

Cuado se  libraban estas mujeres las familiares  ,las otras miembros  del  grupo  y  sus   partidarios    que les  esperaban en la puerta  les recibieron gritando “ el preso político debe poner se en libertad” y  hicieron temblar  los muros de   las fuerzas de  represión.

Las madres de luto  han sido libradas de ahí pero siguen siendo  muy preocupadas por el destino de muchas chicas jóvenes y mujeres que han visto ahí dentro en las celdas aisladas y privadas de las  primeras facilidades de la vida humana.

Aquellas  mujeres  de las que  hablan las madres de luto son las que habían sido detenidas durante las protestas de  Ashura(aniversario de muerte de Hussein ,un imam de los chiies que fue traicionado y matado en una batalla injusta ,y es símbolo de pureza )  en Teherán ,  la situación de aquellas mujeres les había hecho olvidar de  las situación horrible de la que habían salido y insistieron en que el mundo tiene que reaccionar ya que los responsables de interrogaciones habían amenazado a aquellas  mujeres  con pena de muerte y ejecución.
11 de Enero 2010

Detención de las madres de luto:

Hoy (el 11 de Enero 2010) a las nueve de la mañana las familiares y los miembros del grupo las madres de luto que habían sido detenidas ayer por las fuerzas de seguridad en el parque de Laleh  acudieron a la prisión temporal situada  en la calle Vozara  en Teherán  para preguntar por la situación de estas mujeres detenidas.70 o  80 personas  reunidas delante de la puerta de la prisión eran los esposos , los hijos ,amigos y otros miembros del grupo de las madres de luto  que iban con frecuencia a la guardia para  preguntar pero siempre recibían la misma respuesta “ tenéis que acudir a la oficina de la corte  de la revolución ,aquí no decidimos sobre el futuro de los presos y están solo aquí temporalmente.”

A las 12 de la mañana una ambulancia entró en el edificio, un hecho que provocó muchas inquietudes entre las familias por que de 14 mujeres detenidas, 9 fueron trasladadas  a las urgencias de hospitales de Sayad y  Firoozgar  ya que sufren diabetes, alta presión sanguínea  y otros enfermedades debido a la edad avanzada que tienen .Algunas  han sido devueltas a la prisión por la noche y otras estarán aquí  por la mañana siguiente.

Los familiares y amigos después de no recibir noticia de sus seres queridos que estaban ahí dentro, hicieron una cadena humana en la calle dando eslóganes como” viva la madre” , “libertad para las madres”  y no dejaron pasar a los coches para atraer la atención de la gente que pasaban en coche  y los vecinos hacia lo que estaba pasando .

La carta abierta de grupo  las madres de luto por  el motivo de detención de algunos de los miembros del grupo:

¡Otra vez insulto, otra vez injusticia otra vez detención a las madres en el parque de Laleh!

El eco del silencio de las madres cada día es más potente y los locos violentos  que no saben nada de política no pueden soportar los gritos silenciosos de las madres.

No hay ni un solo sábado que las fuerzas de seguridad, Basij o las fuerzas sin uniforme no se presenten en estado de alerta en el parque .Tienen miedo de que las madres de luto  saboteen la seguridad nacional con su búsqueda sin violencia de la justicia.

Otra vez el 19 de Day (9 de enero 2010) 30 madres de luto fueron detenidas  y trasladadas a la prisión de Vozara  con distintos pretextos  aun antes de que la reunión empiece.

Nosotras condenamos este hecho contra humanidad y contra la ley y exigimos la libertad de nuestras amigas.

Aconsejamos a los responsables del gobierno que si quieren que acabe las reuniones de las madres de luto escuchen a lo que queremos: dejen en libertad a todos los presos políticos y traen los responsables de estas violencias y matanzas ante la justicia y juzgarles en un corte justo y público.

Firma:

Las madres de luto: 10 de enero de 2010

9 de enero de 2010

Ataque violento a las madres de luto y detención de algunas de ellas

A las 16:45 cuando  las madres de luto estaban reuniéndose al lado de lago principal del parque Laleh fueron atacadas violentamente por un grupo de las fuerzas del orden y las fuerzas sin uniforme. Algunas de las madres fueron detenidas durante estos ataque .los testigos dicen que han visto al menos 3 madres detenidas.

.

_______________________________________________________

یورش گارد ویژه زندان گوهردشت به زندانیان بی دفاع همچنان ادامه دارد!

طی چند هفته گذشته یورش گارد ویژه در زندان گوهردشت به بندهای زندانیان سیاسی شدت پیدا کرده است.

پس از یک سلسله حملات وحشیانه به بند چهار و اذیت و آزار سیستماتیک و زخمی و مجروح شدن تعدادی از زندانیان این بند٬ طی روزهای گذشته٬ یورش به بند شش این اسارتگاه نیز آغاز شده است. زندانیان بی دفاع بند شش ساعات نیمه شب مورد حملات وحشیانه گارد زندان قرار میگیرند. این حملات مانند یورش به بند چهار به فرماندهی یکی از شناخته شده ترین دژخیمان این زندان به نام امیریان و نیروی چهل نفری گارد ویژه تحت فرمان وی پس از ساعات نیمه شب آغاز میگردد. زندانیان بدون امکان کوچکترین دفاعی با باتومهای الکتریکی و انواع وسایل مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار میگیرند.

در پی یکی از همین حملات وحشیانه سه نفر از زندانیان بند شش به دستور امیریان در حالیکه بارانی از باتوم برسر و صورتشان میبارید٬ به طرز فجیعی به زیر هشت برده شدند و در آنجا مجددا مورد شکنجه گارد وحشی زندان گوهردشت قرار گرفتند و دچار صدمات جدی گردیدند.

وضعیت وخیم بهداشتی در بندهای زندانیان سیاسی بشدت نگران کننده است. سرویس بهداشتی توالتها و دستشویی ها طبقات بالا دچار نشت شده و بر سر و روی زندانیان در بند همکف میریزد.٬ رفتن به دستشویی و توالت در ساعات شبانه روز تقریبا غیر ممکن شده است. زندانیان برای در امان بودن از ریزش و نشت آب فاضلاب طبقات بالا٬ ناچارا باید پلاستیک بر سر و رویشان بکشند. تعدادی از توالتها به دلایل و بهانه های گوناگون بسته شده است. برای حدود سیصد زندانی این بند فقط پنج دستگاه توالت وجود دارد که سه دستگاه بسته شده٬ و فقط دو دستگاه که بشدت غیر بهداشتی است و قابل استفاده نیست در دسترس است. علیرغم اعتراضات مداوم زندانیان به شرایط غیر انسانی٬ پاسخ دژخیمان زندان گوهردشت این است  که اینجا زندان است و بروید خدا را شکر کنید که  همین امکانات هم در دسترستان هست!

دراقدامات ایذایی دیگری٬ وسایل ابتدایی و حداقل خریداری شده از فروشگاه زندان نیز توسط گارد ویژه ضبط می گردد.

علی حاج کاظم رئیس زندان علی محمدی معاون زندان و کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان با توسل به انواع شیوهای غیر انسانی٬ برای به زانو در  آوردن زندانیان و ضرب و شتم مداوم و انتقال به  سلولهای انفرادی تلاش دارند٬ روحیه بالای زندانیان را بشکنند.

تلاش مذبوحانه نیروی سرکوب جمهوری اسلامی و رفتار وحشیانه با دستگیر شدگان مبارزات اعتراضی اخیر٬ چیزی جز عجز و زبونی این حکومت رو به زوال نیست.

مردم٬ انسانهای شرافتمند !

اولین اقدام ما برای اعتراض به این جانیان این است که در صفوف فشرده ومتحد با تجمع در مقابل زندانها٬ بخصوص زندان گوهردشت٬ خواستار آزادی بی قید و شرط عزیزانمان شویم. با اعلام نام  و  نشان و تاریخ دستگیری و محل اسارت عزیزانمان به مجامع بین المللی و رسانه های بین المللی مانع مخفی کردن آنها توسط حکومت اسلامی شویم. این دستگاه آدم کشی با برپا کردن دهها کهریزک بی نام و نشان٬ در پی نابود کردن نسلی از جسورترین مبارزینی است که نیروهای سرکوب این حکومت را در خیابانها و در هر کجا که علیه مردم قد علم کردند٬ رسما و علنا شکست دادند.

رفتار وحشیانه با مبارزینی که جمهوری اسلامی بعنوان گروگان در اختیار خود گرفته بهیچ وجه توجیه پذیر نیست. ما باید به نیروی اعتراض٬ عزیزانمان را از چنگال این جانیان وحشی بیرون بکشیم! این حکومت به قدرت اعتراض ما مردم در حال زانو زدن است. جمهوری اسلامی رفتنی است٬ این اعمال وحشیانه نشانه عجز و درماندگی و چیزی جز رعشه مرگ بر پیکر درهم فروریخته و روبه زوال این حکومت خونریز نیست!

تجمع و اعتراض علنی در مقابل زندانها یکی ازمهمترین راههای نجات عزیزانمان است.

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

١٦ مارس ۲۰١۰

 _______________________________________________________

 احظار ودستگيرى فعالين كارگرى ودانشجويى همچنان ادامه دارد

رحمان ابراهيم زاده وعيسى ابراهيم زاده بايد آزاد گردند

بنابر گزارش رسيده از سوى جوانان ودانشجويان آزاديخواه وبرابرى طلب روز شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۸۸نيروهاي امنيتي در اقدامي غافلگيرانه به منزل مسكوني فعال كارگرى رحمان ابراهيم زاده در شهرستان اشنويه يورش برده ومنزل مسكوني وي را مورد بازرسي وتفتيش خود قرار دادند.

 رحمان ابراهيم زاده فعال كارگرى به همراه فرزندش عيسي ابراهيم زاده دستگير وروانه زندان مركزى اشنويه ميكنند.  همزمان با دستگيرى اين  دو تن,  دو تن ديگر از فرزندان وى به نامهاى لقمان وبهنام ابراهيم زاده از سوي نيروهاي امنيتي تهديد تلفني شده و  لقمان در تاريخ ۱۸  اسفند به اداره اطلاعات اشنويه احظار ومورد بازجوي قرار ميگيرد.  بهنام ابراهيم زاده وبلاگ نويس وفعال كارگري واز فعالين حقوق كودك عضو جمعيت دفاع از كودكان مي باشد كه در روز جهاني كارگر سال ۱۳۸۸  در پارك لاله دستگير ومدتي در اوين در بازداشت بود. خانواده  رحمان ابراهيم زاده به اداره اطلاعات اشنويه مراجعه كردند وخواهان جا ومكان وآزادي رحمان ابراهيم زاده و  عيسي ابراهيم زاده شدند كه نيروهاي امنيتي جوابي به آنها نداده اند. بنابر اخبار رسيد روز ۱۸ اسفند رحمان و عيسي ابراهيم زاده  و ساير دستگير شده گان را براي دادگاهي از اروميه به اشنويه انتقال داده اند.

همزمان با بازرسي منزل وتهديد  ودستگيري رحمان ابراهيم زاده وعيسي ابراهيم زاده چند فعال كارگري ديگر نيز كه از اعضاي كميته هماهنگي كمك به ايجاد تشكلهاي ازاد كارگري بودند از جمله حسين پيروتي, فتاع سليماني, عباس هاشم پور, صمد  احمدپور, رحمان تنها، در شهر اشنويه دستگير وروانه زندان مركزي اشنويه  مي كنند. . فعالين كودك وحقوق بشر شيوا نظر آهارى سعيد جلالي فر ومريم ضياء همچنان در زندان بسر ميبرند. هنوز از سرنوشت دهها فعال دانشجويي خبرى در دست نيست .

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از تمامى سازمانهاى انساندوست در سراسر دنيا و تمامى انسانهاى آزاديخواه ميخواهد كه از هر طريق ممكن به رژيم اسلامى ايران فشار بياورند و خواستار آزادى زندانيان سياسى شوند.

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

19 اسفند ۱۳۸۸ – ۱۰ مارس ۲۰۱۰

 

_______________________________________________________

اين كميته متعلق به همه كسانى است كه قلبشان براى انسانيت ميطپد!

دوستان گرامى

با سلام و خسته نباشيد

همانطور كه ممكن است مطلع باشيد كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى از ماه ژانويه ۲۰۱۰ دور جديدى از فعاليتهايش را آغاز كرده است. لازم به ذكر است كه اين كميته از سال ۲۰۰۶ در عرصه هاى معينى فعاليت داشته است۔

در همين  دوره كوتاه ,  يعنى از ماه ژانويه ۲۰۱۰, تلاش كرده ايم كه به طور سازمانيافته و منظم  كار كنيم و در رابطه با تماس با سازمانهاى جهانى, رسانه هاى گروهى , خبر رسانى , برنامه هاى تلويزيونى, جمع آورى اسناد در رابطه با وضعيت زندانيان سياسى در ايران, تهيه وب سايت و وبلاگ و غيره كار نسبتا خوبى بكنيم.

طبعا  با براى اين كارها فرد يا افراد استخدام شده نداريم و همه ما با وقت محدودى كه داريم داوطلبانه انرژى ميگذاريم و نيرو جمع ميكنيم.

كار در رابطه با زندانيان سياسى كار بسيار سنگينى است و وقت و انرژى بسيار زيادى ميطلبد اما در عين  حال نقطه قوتش در اين است كه  همكارى با اين كميته , اگر تلاش كنيم,  بسرعت وسيع و همه گير ميشود. هر انسان شريفى (ايرانى يا غير ايرانى) قلبش از شكنجه هاى وحشتناك و شرايط سياه چالهاى رژيم اسلامى به درد ميايد.

از همه شما ميخواهم در هر كشورى كه هستيد نهايت همكارى را با اين كميته داشته باشيد؛ ما احتياج به كمك تك تك شما داريم. ميدانم كلى مشغله هاى ديگر هم داريد؛ همه داريم؛ اما حتى اگر تنها ۳ ساعت در هفته را مايليد براى آزادى زندانيان سياسى بگذاريد كمك بزرگى كرده ايد۔  من مطمئم كه همه شما بدون استثنا اهميت كار در رابطه با زندانيان سياسى را ميدانيد؛ برخى از شما خودتان زنداني بوده ايد و ميدانيد له شدن زير شلاق شكنجه گران رژيم ,  مورد توهين و تحقير قرار گرفتن و از دست دادن دوستان و عزيزانتان چه دردى به جا ميگذارد. اينها را ما همه ميدانيم ؛ اما سئوال من اينست كه به طور عملى چكار ميتوانيم بكنيم؟

دوستان, كارهاى زيادى ميشود كرد. همه شما استعدادها و توانايييها و امكاناتى داريد كه ميتواند در اين راه موثر باشد. اگر تماس بگيريد من با كمال ميل در رابطه با اين كمپين در كشور شما و كارهايى كه عملى است صحبت كرده و هر متريالى كه لازم داشته باشيد در اختيارتان ميگذاريم۔

اين كميته متعلق به همه كسانى است كه قلبشان براى انسانيت ميطپد !

دستتان را به گرمى ميفشارم و منتظر تماس و همكاريتان هستم

شيوا محبوبى

مسئول كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

_______________________________________________________

بنابر اخبار رسيده به كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى, الهام احسنى و برادرش نادر احسنى از فعالين دانشجويى روز سه شنبه ۲۰ بهمن ۱۳۸۸ توسط مزدوران ر۔يم با حمله به منزلشان دستگيرشان كردند-

خانواده الهام و نادر چندين بار به «دادگاه  انقلاب» و  زندان اوين مراجعه كردند اما به آنها  گفته بودند كه اسامى آنها را ندارند و بعد از چندين بار مراجعه م,لع شده بودند كه فرزندانشان در زندان اوين بسر ميبرندظ

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  ضمن ابراز نگرانى در رابطه با وضعيت الهام و نادر احسنى  از تمامى شما مردم آزاديخواه دعوت ميكند كه به دستگيرى اين دو نفر و ساير زندانيان سياسى اعتراض كرده و خوانواده هاى زندانيان سياسى را مورد حمايت قرار بدهند۔

_______________________________________________________

یورش وحشیانه گارد زندان به بندهای زندانیان سیاسی نشانه عجز و درماندگی جمهوری اسلامی است

زبونی و وحشت جمهوری اسلامی درمقابل مبارزات بی امان مردم هر روز در اشکال مختلفی خود را نشان میدهد. همه هارت و پورتها و تهدیدها و می زنیم و می کشیم رژیم را مردم با روحیه بالا و عظم راسخشان یکی بعد از دیگری نقش بر آب کرده اند. جمهوری اسلامی درمانده تراز پیش در میان محاصره مردم به قلعه هایش عقب می نشیند و همه آنچه را می خواسته علیه مردم و حضور وسیعشان در خیابانها علیه آنها بکار گیرد٬ یکجا بر سر گروگانها و اسرای بیدفاعی که در نبردهای خیابانی و یورشهای شبانه به منازل مردم دستگیر کرده است در می آورد و شگفت اینکه در قلعه های خود نیز از همین گروگانها شکست می خورد!

در زندانهای رجایی شهر و ارومیه٬ گارد زندان با یورش وحشیانه به بندهای زندانیان سیاسی و ضرب شتم زندانیان و قطع ملاقات ها و بی خبر گذاردن زندانیان از خانواده ایشان٬ با بکار گیری انواع تهدید و تنبیه وضعیت بشدت ناامنی علیه زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان تظاهراتهای اخبر ایجاد کرده است.

در زندان رجایی شهر کرج نیروهای گارد زندان به سلولهای سالن دوازده جوانان در بند چهار یورش بردند . در این تهاجم وحشیانه نیروهای گارد با ایجاد تونلی از نیروهای سرکوبگر خود زندانیان را مجبور به عبور از این تونل می کنند٬ هنگام عبور از تونل گاردیها از دو طرف زندانیان را آماج بارانی از ضربات باتون بر سر و صورت و سایر نقاط بدنشان می کنند٬ در اثر این رفتار وحشیانه ١٦ نفر از زندانیان دچار خونریزی از ناحیه سر و صورت و بینی شدند.

مجتبی اسدی، رضا مهربان، بهزاد چراغی، منوچهر بابا خانی، محمدرضا گرشاسبی و مهدی محمد جوانمردی از جمله مجروحین این حملات ددمنشانه بودند که به مدت دو ساعت تحت وحشیانه ترین ضربات قرار گرفتند.

طبق خبر دیگری منصور اسانلو رئیس هیات مدیره سندیکای شرکت واحد و اتوبوسرانی تهران که دوران محکومیت خود را در سالن شماره ده زندان رجایی شهر می گذراند در پی یورش گارد زندان به این سالن به ضرب و شتم زندانیان اعتراض نموده و از آن پس به سلول انفرادی بند یک منتقل گردیده است. وى پس از يك هفته به بند برگردانده شد اما در تاريخ ۲۲ فوريه در زندان رجايى شهر مجددا مورد يورش قرار گرفت كه با كمك زندانيان هم بندش جان سالم بدر برد.

این حملات وحشیانه به بندها زندانیان سیاسی٬ چیزی جز عجز و زبونی حکومتی که مداوما در رودررویی با مخالفان خود در خیابانها مفتضحانه شکست می خورد و از سر استیصال از گروگانهایش در اسارتگاه انتقام میگیرد نیست.

در این اواخر یورش گارد زندان و ضرب و شتم زندانیان به امری عادی بدل شده است و در آخرین مورد این درگیری که به شورش شجاعانه  زندانیان تبدیل شد٬ شکنجه گر منفور و شناخته شده٬ به نام «آخریان» رئیس بند یک و تنی چند از نیروهای گارد در زندان رجایی شهر مورد اعتراض شدید زندانیان قرار گرفتند و زخمی شدند.

در موردی دیگر زندانیان سالن جوانان زندان گوهردشت کرج در اعتراض به این رفتارهای ددمنشانه٬ دست به اعتصاب غذا زدند.

در طی سه هفته گذشته بیش از ده بار به سلولهای زندانیان سیاسی در بند چهار یورش برده اند و آنها را در هوای سرد زمستان درساعات نیمه شب٬ در سرمای شدید و گاها در زیر باران به حیات زندان می برند و زندانیان را مجبور میکنند  لباسها ی خود را از تنشان بیرون آورند٬ سپس وحشیانه و برای مدت طولانی زیر ضربات باتوم می گیرند.

این یورشها به فرماندهی افرادی مانند آقایی، امیری، سمیعی نژاد و تحت نظارت کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان و محمد مغنیان و به دستور بازجویان وزارت اطلاعات و علی حاج کاظم رئیس زندان گوهردشت کرج صورت گرفته است. سالنهای ده تا هیجده بارها مورد هجوم وحشیانه قرار گرفته است.

تعداد قابل ملاحظه ای ازندانیان سیاسی دراثر این حملات دچار شکستگی استخوان شده و به بهداری زندان منتقل گردیده اند. زندانیان سیاسی در مقابله با وحشیگری روزانه گارد ویژه دست به مقاومت و دفاع از خود زدند وبا نهاجم متقابل و گوشمالی گارد ویژه کاری کردند که  شکنجه گر معروفی چون آخریان رئیس بند یک  بطور عریان همراه با گارد زندان از بند یک پا به فرار گذاشتند!

درجریان این مقاومتهای دلیرانه٬ سالن شماره یک و طبقه همکف و سالن سه طبقه دوم در کنترل کامل زندانیان در آمد  و دربهای بند به روی گارد و پاسداران بندهای  مذکور بسته شد! دژخیمان شناخته شده ای چون علی حاج کاظم رئیس زندان علی محمدی معاون زندان و کرمانی و فرجی رئیس و معاون اطلاعات زندان زبونانه خواهان مذاکره با زندانیان گردیدند.

در زندان ارومیه نیز٬ گارد ویژه زندان و نیروهای حفاظتی در حضور «فتحی» ریاست زندان و با فرماندهی «بحرینی» مسئول حفاظت به بند ۱۲ که بند زندانیان سیاسی  است٬ یورش برده و با استفاده از باتوم، باتوم برقی و شوک الکتریکی، همچنین تخریب گسترده وسایل زندانیان، آنها را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

 این حملات با پاسخ قاطع زندانیان که هیچ وسیله ای برای دفاع او خود ندارند٬ روبرو گردیده است.

مردم شرافتمند! آزایخواهان٬ خانواده زندانیان سیاسی؛

با اجتماعات وسیع و شبانه روزی در مقابل زندانها٬ هر جا که عزیزان ما را بعنوان گروگان در بند نگه داشته اند٬ با اعتراضات و سیع و گسترده٬ مانع از انجام جنایات بیشتر این جانیان خونخوار شوید. این حکومت در آخرین روزهای حیات خود از هیچ جنایتی روی گردان نیست.

جان عزیزان ما در زندانها و بازداشتگاههای حکومت اسلامی بشدت در خطر است. با تجمع وسیع خود درمقابل این اماکن٬ خواهان آزادی بی قید وشرط عزیزنمان شویم.

ما ضمن محکوم کردن شدید اعمال مافوق جنایتکارانه زندانبانان رژیم اسلامی  قاطعانه می خواهیم که:

همه زندانیان سیاسی بدون هیچ قید و شرطی آزاد گردند.

عزیزان زندانی ما بلافاصله مورد مراقبتهای ویژه پزشکی و روان  درمانی  قرار گیرند.

کلیه آمرین و عاملین این بازداشتها و یورشها در یک دادگاه علنی و صالحه بین المللی محاکمه شوند

كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى

23 فوریه ۲۰١۰

 _______________________________________________________

از تجمعات خانواده هاى زندانيان سياسى حمايت كنيد

تجمع خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل درب اصلی زندان اوین برای آزادی و اطلاع  از وضعیت فرزندانشان که در یورشهای اخبر دستگیر شده اند ٬همچنان با قدرت ادامه دارد.

زندان اوین یادآور و معرفه توحش٬ درنده خویی٬ شقاوت و بیرحمی جمهوری اسلامی است. اوین برای جمهوری اسلامی شمشیری است که از رو بسته است٬ تا به خبال خام خود٬ مردم را مرعوب کند! اما این تجمعات علنی و این روحیه های سرشار از مقاومت و شجاعت تمام محاسبات چند ساله حکومت را بهم زده است. بی باکی بی مانند مردم٬ دستگاه رعب و وحشت جمهوری اسلامی را به چالش کشیده است. تجمع پرشور مردم و خانواده های زندانیان سیاسی٬ اعلام ابطال حکومت زندان و شکنجه است!

گردهم آیی خانواده های زندانیان سیاسی٬ اعلام هم پیمانی و هم سرنوشتی عمیقی است که ریشه در تنفر بی انتهای مردم از حکومتی دارد که به ضرب تازیانه اوین خود را تا به حال سرپا نگهداشته است!

این سنت ارزشمند را باید درهمه جا گسترش داد.

نیروهای سرکوبگر رژیم با یورش به خانواده ها در مقابل زندان اوین قصد دارند این تجمعات را خنثی کنند٬ اما تقابل دلیرانه مردم و سردادن شعارهای اعتراضی٬ مزدوران حکومتی را سرجایشان نشانده است.

مردم با شعار «مزدور چقدر گرفتی٬ جوانها را بگیری» پاسخ هجوم و کتک کاری و باتوم کشی ماموران حفاظت زندان را میدهند.

صحنه های همبستگی بین خانواده ها شورانگیز و وصف نشدنی است. خانواده با پخش میوه و شیرنی در بین جمعیت روحیه بالای خود را نمایش می دهند. مخصوصا خانواه هایی که عزیزان آنها در روزهای قبل آزاد شده اند با پخش شیرینی و میوه کماکان درکنار همرزمان خودباقی میمانند.

استقرار بسیاری از روسای شعبه های امنیتی دادگاه انقلاب در زندان اوین مخصوصا پاسدار عباس جعفری که به شقاوت و بیرحمی شهره است٬ نشان از گسترش بازجوئی و شکنجه و گرفتن اعترافات دروغین جهت پرونده سازیهای جعلی دارد٬  این امر خانواده های زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان را بشدت نگران کرده است.

_______________________________________________________

مردم آزادیخواه! خانواده زندانیان سیاسی!

رژیم جمهوری اسلامی چون هیولا رسما و علنا٬ به صف مبارزات ما مردم یورش میبرد از میان ما٬ مخالفان خود را دستگیر میکند٬ سپس زبونانه٬ گروگانهایش را در سیاهچالها مخفی میکند. در زندانهای بی نام نشان٬ در بدترین وضعیت ممکن نگه میدارد. وجود دستگیرشدگان را انکار می کند٬ تا بتواند هر رفتار وحشیانه ای را که خواست مرتکب شود.

تجمع مردم معترض درمقابل زندان اوین نمونه ای است که باید در مقابل هر زندان دیگری انجام شود.

این صف پرشور مبارزاتی باید هر چه وسیعتر و گسترده تر شود! جمهوری اسلامی در برابر حضور ما چاره ای جز عقب نشینی ندارد. دستاوردهای تا کنونی ما به خوبی این را نشان داده است.

وعده ملاقات ما؛ تجمع درمقابل زندان اوین و همه زندانهایی که در آنجا جمهوری اسلامی عزیزان ما را به گروگان گرفته اند! تا آزادی همه زندانیان سیاسی٬ تا ویران کردن همه زندانهای سیاسی٬ این تجمعات را باید وسیعا گسترش داد.

کمیته مبارزه براى آزادى  اززندانیان سیاسی

21 فوریه ۲۰١۰

_______________________________________________________

 فرزندانمان را از چنگال خونینتان رها خواهیم ساخت!

یازدهم فوریه برابر با ۲۲ بهمن٬ همراه با صف پرشور مبارزه برای رهایی از شر حکومت اسلامی٬ در مقابل سفارتخانه و دفاتر نمایندگی های رژیم اسلامی دست به تجمع میزنیم! برای رهایی همه زندانیان سیاسی٬ برای خراب کردن همه زندانهای سیاسی٬ فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سر می دهیم!

اعدام٬ این قتل عمد دولتي فورا متوقف شود!

سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی حکومت اسلامی در خارج کشور بسته شوند!

روابط دیپلماتیک با حکومت تروریستی جمهوری اسلامی لغو شود!

همه زندانیان سیاسی بلادرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردند!

پنجشنبه ۱۱ فوريه برابر با ۲۲ بهمن  از ساعت ۴ عصر الى ۸ شب

در مقابل سفارت رژيم اسلامى در لندن انگلستان

 16 Prince’s Gate

London, SW7 1PT

تلفن املاعات: 07984445278

 کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

دوم فوریه ۲۰١۰

_______________________________________________________

فرزندانمان را از چنگال خونینتان رها خواهیم ساخت!

هر روز که به سالروز انقلاب بهمن ٥۷ نزدیک تر میشویم٬ صدای فریاد انقلاب رساتر میشود! بیشتر از پیش مردم قهرمانانه درمقابل ماشین آدمکشی جمهوری اسلامی می ایستند!

در داخل کشور زن و مرد و جوان و کارگر و دانشجو دارند برای تسویه حسابی سرنوشت ساز کمربندها را سفت میکنند٬ دستهایشان را در دست یکدیگر می گذارند و با تجمع روزانه در برابر زندان اوین که تنها مقدمه ای است برای درهم شکستن همه قل و زنجیرهایی که جمهوری اسلامی سه دهه است به پای مردم بسته است! قدرت بیکران خود را می سنجند٬ دارند تقلای ژریم را به تمسخر میگیرند! دارند چوبه های دار رژیم را بر سرش خراب میکنند!

سران رژیم صدهزار اعدام٬ زوزه مرگ میکشند٬ میخواهد با برپایی بازهم بیشتر چوبه های دار٬ چند روزی برعمر ننگین خود بیافزاید! اما این خیال باطل را به گور خواهد برد! مردم قهرمانانه فرزندانشان را از دهان اژدها بیرون میکشند! جمهوری اسلامی حلقه طناب را برگردن خود خواهد انداخت!

اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی نه فقط اوج استیصال و ترس و هراس جمهوری اسلامی که نمایش تمام و کمال دم ودستگاه حکومتی است که رعشه مرگ همه تار و پودش را درهم می نوردد!

روزهای «یوم الله» و دهه فجر رژیم را٬ مردم با تجمع وسیع و پر شور خود٬ در مقابل درب زندانها به دهه مبارزه با جمهوری اسلامی بدل کرده اند!

در خارج کشور٬ مردم معترض درب هاى لانه های تروریستی جمهوری اسلامی را قفل میزنند و فریاد رسای جمهوری اسلامی مرگت فرا رسیده سر میدهند! برای تجمع های وسیع و گسترده در مقابل لانه های تروریستی جمهوری اسلامی  خود را آماده میکنند!

یازدهم فوریه برابر با ۲۲ بهمن٬ همراه با صف پرشور مبارزه برای رهایی از شر حکومت اسلامی٬ در مقابل سفارتخانه و دفاتر نمایندگی های رژیم اسلامی دست به تجمع میزنیم! برای رهایی همه زندانیان سیاسی٬ برای خراب کردن همه زندانهای سیاسی٬ فریاد مرگ بر جمهوری اسلامی سر می دهیم!

ما قویا اعلام میداریم؛

اعدام٬ این قتل عمد دولتي فورا متوقف شود!

سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی حکومت اسلامی در خارج کشور بسته شوند!

روابط دیپلماتیک با حکومت تروریستی جمهوری اسلامی لغو شود!

همه زندانیان سیاسی بلادرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردند!

وعده دیدار ما؛

 یازدهم فوریه ٬ مقابل سفارتخانه و دفاتر نمایندگی جمهوری اسلامی و یا میادین اصلی همه شهرها در خارج کشور!

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

دوم فوریه ۲۰١۰

 

_______________________________________________________

 دستگيرى يك فعال حقوق كودكان

بنابر خبر رسيده به دست كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى  صبح روز چهار شنبه ۷ بهمن رضا مهابادی خندان بعد از خارج شدن از خانه خواهرش  توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر وبه نقطه نامعلومی برده شده است .همچنین روز پنجشنبه ۸ بهمن, نیروهای اطلاعات به خانه مادر ایشان هجوم برده و بخشی از وسایل  شخصی و دستنوشته های نامبرده را با خود برده اند.رضا مهابادی نویسنده حوزه ادبیات کودک می باشد  وهمچنین  عضو جمعیت تلاش برای جهانی شایسته کودکان نیز می باشد.طی هفته های گذشته دفتر جمعیت پلمپ وهفته پیش  تعدادی از اعضا آن از جمله:مریم ضیاء،مهدی آمیزش،بیتا صمیمی،سعیده میرزایی،سعید حسن زاده دستگیر ودر بند ۲۰۹ زندان اوین تحت فشارهای جسمی و روحی شدیدی قرار دارند.

ما ضمن اعتراض به دستگيرى رضا مهابادى از تمامی سازمانهای مدافع حقوق بشر و انسانهای آزادیخواه درخواست میكنيم که به هر صورت  ممكن به دستگيرى رضا مهابادی خندان اعتراض نمايند.

 30 ژانویه ۲۰١۰

_______________________________________________________

در ادامه فراخوان كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى,  روز شنبه ۲۳ ژانويه در مقابل پارلمان انگلستان در لندن,  پيكت اعتراضى  با خواسته  آزادى زندانيان سياسى و توقف اعدامها بر پاشد۔

 

در اين حركت  اعتراضى پلاكاردها و بنرهايى در دفاع از مبارزات مردم  و براى آزادى زندانيان سياسى  بر افراشته شده بود كه توجه عابرين تا به خود جلب ميكرد۔ در اين روز همچنين اطلاعيه هايى در رابطه با اعتراضات اخير و زندانيان سياسى در ايران در بين مردم پخش شد۔

 در اين پيكت اعتراضى حزب كمونيست كارگرى ايران و ايران سوليداريتى نيز شركت كرده بودند۔

 

 ما از همه شما ايرانيان مقيم خارج ميخواهيم كه روزهاى شنبه را به يك روز اعتراضى تبديل كنيد۔  بطور وسيع در تجمعات اعتراضی در شهر محل اقامتتان شرکت کنید و از هر طريق ممكن دست به حركات سمبليك در حمايت از مبارزات مردم ايران بزنيد.

 

با صداى بلند اعلام كنيد

اعدام٬این قتل عمد دولتى فورا متوقف شود!

سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی حکومت اسلامی در خارج کشور بسته شوند!

روابط دیپلماتیک با حکومت تروریستی جمهوری اسلامی لغو شود!

 همه زندانیان سیاسی بلادرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردند!

 

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

۲۴ ژانویه ۲۰١۰

_______________________________________________________

ملاقات   با عفو بين الملل در لندن انگلستان

در ادامه تماسهاى كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى با سازمانهاى جهانى ، روز جمعه 22 ژانويه 2010  شيوا محبوبى مسئول اين كميته با نمايندگان عفو بين الملل در شعبه مركزى در لندن ملاقات كرد۰

در اين ملاقات كه با حضور درودى دايك مسئول بخش خاورميانه و شمال آفريقا و سه تن ديگر از اعضاى تيم ايران برگزار شد در رابطه با وضعيت كنونى ايران، دستگيريها و شكنجه زندانيان صحبت شد۰ شيوا محبوبى عنوان كرد كه با توجه به افزايش دستگيريهاى اخير و شرايط ايران از عفو بين الملل انتظار ميرود  دست به اقدامات وسيعترى بزند ، طبعا دادن نامه اعتراضى و دفاع از كيس هاى مشخص بسيار مفيد است اما شرايط ايران اقدامات وسيعترى را ميطلبد،  براى مثال ا اعلام يك روز اعتراض سراسرى در سطح دنيا در اين اوضاع و احوال  از طرف عفو بين الملل توجه ها را به سوى وضعيت زندانيان سياسى در ايران بيشتر جلب خواهد كرد ۰ شيوا محبوبى سئوالات متعددى را در مقابل نمايندگان عفو بين الملل قرار داد از جمله اينكه،  جمهورى اسلامى اجازه  بازديد از زندانها را به عفو بين الملل نميدهد اما آيا امكان اين وجود ندارد كه عفو بين الملل از طريق پارلمان اروپا رژيم اسلامى را براى بازديد از زندانها تحت فشار قرار بدهد؟  در حال حاضر تعداد زيادى در زندانها هستند و روز بروز بر تعداد زندانيان اضافه ميشود، عفو بين الملل چه اقداماتى در دستور كار دارد تا جمهورى اسلامى را تحت فشار گذاشته تا از دستگيريها و بازداشتهاى  بيشتر جلوگيرى كرده و زندانيان كنونى را آزاد كنند؟

درورى دايك در رابطه با اقدامات عفو بين الملل و نامه هاى اعتراضى كه تا حال فرستاده اند صحبت كرد۰ سيما واتلينگ از اعضاى تيم ايران در رابطه با پيشنهاد شيوا محبوبى گفت،  با توجه به اينكه اوضاع ايران با شتاب در حال تغيير است عفو بين الملل نيز  در تلاش است اقداماتى از جمله اعلام يك روز اعتراض سراسرى را در دستور قرار بدهد و در كشورهاى مختلف اقدامات متنوع و موثري را عملى نمايد۰ ان هاريسون يكى ديگر از اعضاى تيم ايران عنوان كرد، عفو بين الملل اخيرا گزارشى در رابطه با نقض حقوق بشر در ايران منتشر كرده است  و در صدد جمع آورى اسناد و اظهارنامه هاى بيشترى از شكنجه شدگان و وضعيت زندانها ميباشد تا گزارشهاى بيشترى را ارائه بدهد۰ وى همچنين گفت كه عفو بين الملل به طور مرتب گزارشات را به كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا ميفرستد۰

در خاتمه در رابطه با همكارى و تبادل اطلاعات در زمينه تلاش براى آزادى زندانيان سياسى صحبت  شد

عفو بين الملل اعلام كرد كه كميته مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى در ايران را در جريان اقدامات آتى خواهد گذاشت۰

کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

 ۲۳ ژانويه ۲۰۱۰

_______________________________________________________

پيكت اعتراضى

مردم شریف وایرانیان آزاده در خارج کشور

جمهوری اسلامی٬ درمانده تر از هروقت٬ با بکار گرفتن تهدید و برپا کردن چوبه های دار٬ در پی ایجاد مفری برای نجات حکومت محتضر خویش است. راههای فرار را بر جمهوری قتل و کشتار باید بست!

این ماییم که باید مردم جهان را از جنایات جمهوری اسلامی مطلع کنیم و حقیقت انقلاب مردم  ایران را به گوش جهانیان برسانیم. این ماییم که باید همدوش صدها خانواده زندانیان سیاسی در ایران٬ فریاد اعتراض آنها را بگوش جهانیان برسانیم. این تجمعات گسترده ماست که پشتیانی و احترام و همراهی جهانی را برای انقلاب رو به پیش مردم ایران میسر و ممکن میکند!

همدوش میلیونها نفری که ماههاست خیابانهای شهرهای ایران را به تسخیر خود در می آورند و فریاد آزادیخواهی مردم ایران را به امری جهانی بدل کرده اند٬ همراه و همدوش معترضین به بقای حکومت اسلامی٬ خارج کشور را به حضور این اعتراض انسانی بدل کنیم!

همه شما را فرامیخوانیم كه روزهاى شنبه بطور وسيع در تجمعات اعتراضی در شهر محل اقامتتان شرکت کنید٬ دست به حركات سمبليك در حمايت از مبارزات مردم ايران بزنيد و با  حضور  خود توجه جهانيان را به وضعيت ايران جلب  کنید.

 ما قویا میخواهیم؛

اعدام٬این قتل عمد دولتي فورا متوقف شود!

سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی حکومت اسلامی در خارج کشور بسته شوند!

روابط دیپلماتیک با حکومت تروریستی جمهوری اسلامی لغو شود!

همه زندانیان سیاسی بلادرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردند!

شنبه ۲۳ ژانويه

ساعت ۱ بعداظهر الى ۳ عصر

لندن٬  ميدان پارلمان٬  مقابل ساختمان پارلمان انگليس

نزديكترين ايستگاه قطار: Westminster

 کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

۱۷ ژانویه ۲۰۱۰

_______________________________________________________

به مردم شریف وایرانیان آزاده در خارج کشور؛

جمهوری اسلامی٬ درمانده تر از هروقت٬ با بکار گرفتن تهدید و برپا کردن چوبه های دار٬ در پی ایجاد مفری برای نجات حکومت محتضر خویش است. راههای فرار را بر جمهوری قتل و کشتار باید بست!

این ماییم که باید مردم جهان را از جنایات جمهوری اسلامی مطلع کنیم و حقیقت انقلاب مردم  ایران را به گوش جهانیان برسانیم. این ماییم که باید همدوش صدها خانواده زندانیان سیاسی در افسا نقاط ایران٬ فریاد اعتراض آنها را بگوش جهانیان برسانیم. این تجمعات گسترده ماست که پشتیانی و احترام و همراهی جهانی را برای انقلاب رو به پیش مردم ایران میسر و ممکن میکند!

همدوش میلیونها نفری که ماههاست خیابانهای شهرهای ایران را به تسخیر خود در می آورند و فریاد آزادیخواهی مردم ایران را به امری جهانی بدل کرده اند٬ همراه و همدوش معترضین به بقای حکومت اسلامی٬ خارج کشور را به حضور این اعتراض انسانی بدل کنیم!

این تصمیم قطعی مردم ایران است! جمهوری اسلامی باید برود! این عزم و اراده را با گسترش اعتراضات در خارج کشور٬ برای سرنگونی حکومت ترور و وحشت٬ اعدام و سنگسار٬ بیعدالتی و نابرابری٬ برای پاپان دادن به سه دهه جنایت و قتل و کشتار٬ باید وسیعا نشان داد.

به نام دفاع از آزادی٬ به نام دفاع از حرمت و کرامت دهها هزار انسانی که در شکنجه گاهها و زندانهای جمهوری اسلامی جان باختند٬ فریاد اعتراض خود را رساتر از هر وقت به گوش جهانیان برسانیم!

فریاد نه به زندان سیاسی٬ نه به سرکوب٬ نه به کشتار٬ دقیقا یعنی نه به جمهوری اسلامی! این فریاد را هر شنبه در مقابل لانه های تروریستی جمهوری اسلامی سر میدهیم! این لانه های جاسوسی و ترور باید فورا برچیده شوند!

هرجا که هستید با گردهم آیی و برپایی تظاهراتها گسترده و منظم دولتهای کشور محل اقامت خود را تحت فشار بگذارید که به رابطه خفت بار سیاسی و دیپلماتیک با حکومت اسلامی ایران  خاتمه دهند!

از شنبه شانزدهم ژانویه٬ هر شنبه مقابل سفارتخانه ها٬ کنسولگری ها و نمایندگی های جمهوری اسلامی و میادین اصلی همه شهرها دست به تجمع اعتراضی و افشاگرانه بزنیم!

همه شما را فرامیخوانیم بطور وسيع در تجمعات اعتراضی شرکت کنید٬ دست به حركات سمبليك در حمايت از مبارزات مردم ايران بزنيد و با  حضور  خود توجه جهانيان را به وضعيت ايران جلب  کنید.

ما قویا میخواهیم؛

اعدام٬این قتل عمد دولتي فورا متوقف شود!

سفارتخانه ها و مراکز نمایندگی حکومت اسلامی در خارج کشور بسته شوند!

روابط دیپلماتیک با حکومت تروریستی جمهوری اسلامی لغو شود!

همه زندانیان سیاسی بلادرنگ و بدون قید و شرط آزاد گردند!

 وعده دیدار ما؛

هر شنبه٬ مقابل سفارتخانه و دفاتر نمایندگی جمهوری اسلامی و یا میادین اصلی همه شهرها در خارج کشور!

 کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

١۲ ژانویه ۲۰١۰

_______________________________________________________

به سازمانهای مدافع حقوق بشر٬ به همه انسانهای آزادیخواه؛

 به همه شما که با دقت و حساسیت و یژه ای مبارزات مردم  ایران علیه سه دهه خون و جنایت دنبال میکنید. همه شما که حضور میلیونی مردم  معترض درشهرهای مختلف ایران را مشاهده کرده اید. از طریق صدها رسانه خبری و دهها فیلم و تصویر شاهد درنده خویی نیروی انتظامی و عوامل دستگاه امنیتی در سرکوب تظاهراتهای مردم و بویژه در روزهای پنجم و ششم دی ماه بوده اید و بحق نگران وضعیت بسیار وخیم صدها نفر از دستگیر شدگان این روزها هستید!

 اخبار وحشتناکی از زندانها و دهها بازداشتگاه ناشناخته بدست ما میرسد که تمامی حاکی از درنده خویی و رفتار وحشیانه با بازداشت شدگان است. هر روز بر تعداد دستگیر شدگان افزوده میگردد٬ محله و خیابانی نیست که در آن خانواده ای درامان مانده باشد. درمیان بازداشت شدگان از کودکان و نوجوانان تا بزرگسالان و سالخوردگان بچشم میخورد. بسیاری از بازداشت شدگان چه در موقع دستگیری و چه در بازداشت و اسارت٬ شدیدا مورد ضرب و شتم و شکنجه و آزار قرار گرفته اند. دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی برای زهرچشم گرفتن از مردم در تدارک خونریزی گسترده ای است. تمامی بازداشت شدگان را به نام «محارب» به مرگ تهدید کرده اند.

دهها مرکز نظامی وامنیتی و پادگانهای نیروهای بسیج و سپاه پاسداران به بازداشتگاه موقت بدل گردیده است.

تعدا بازداشتی ها چنان زیاد است وسلولها چنان انباشته شده است که بسیاری از دستگیرشدگان را به کانتینرها و زیرزمینهای متروکه منتقل کرده اند.

بیدادگاههای جمهوری اسلامی هر روز اسامی تازه ای را منتشر می کند که به مرگ محکوم کرده است  وجرم آنها شرکت در تظاهرات روزهای اخیر بوده است.

صدها نفر از خانواده های دستگیر شدگان روزهای اخیر با اضطراب از زندانی به زندان دیگر و حتی به مراکز پزشکی قانونی مراجعه میکنند تا بلکه خبری از زنده بودن عزیزانشان بدست آورند.

جان هیچکدام از فرزندان ما در زندانهای جمهوری اسلامی در امان نیست. این حکومتی است که ادامه و بقای خود را با کشتار و سرکوب ممکن کرده است. این حربه ای است که سه دهه حکومت قرون وسطایی را به مردم ایران تحمیل کرده است.

جمهوری اسلامی در دوران فروپاشی خود برای نجات خود دست به هر جنایتی خواهد زد. ظرفیت این حکومت در خون پاشیدن به جامعه غیرقابل تصور است. درمقابل این درنده خویی این حکومت رو به مرگ نباید ساکت ماند. این دستگاه سرکوب و این ماشین آدمکشی باید بیدرنگ متوقف گردد. این جز با اعتراض وسیع و جهانی ممکن نیست. ما همه شما انسانهای آزادیخواه و شرافتمند را فرا میخوانیم که برای نجات جان صدها زندانی سیاسی که جرمشان مبارزه با بی عدالتی و مقاومت در مقابل سرکوب رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی است٬ بمیدان بیایید و به این رفتار وحشیانه دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی اعتراض کنید.

از خانواده هاى زندانيان سياسى به هر طريق ممكن حمايت كنيد. اسامى زندانيان سياسى را براى ما ارسال داريد. خواست آزادى زندانيان سياسى را در تمام اعتراضاتتان مطرح كنيد. اگر در كشورهاى خارج از ايران زندگى ميكنيد با اتحاديه ها, سازمانهاى حقوق بشر, همكاران و دوستانتان تماس گرفته و از آنها بخواهيد كه به به رژيم اسلامى نامه اعتراضى ارسال كرده و حركات سمبليك در حمايت از زندانيان سياسى تشكيل دهند. از هر طریق ممکن خواستار آزادی کلیه زندانیان سیاسی شوید.  لطفا ما را در جريان اقداماتتان قرار دهيد.

 کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی

 ۹ ژانویه ۲۰١۰ – ۱۹ ديماه ۱۹۸٨

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

آرشیو ماهانه

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: