//
نگذاريد قلبشان از تپش باز ايستد

كارزار حمايت از زندانيان سياسي محروم از دارو و درمان

993479_638016576255899_1502670255_n

سعید عابدینی مهرماه ۱۳۹۱ در ایران بازداشت و پس از آن به اتهام «تشکیل و راه‌اندازی کلیساهای خانگی به قصد بر هم زدن امنیت ملی»، از سوی دستگاه قضایی ایران به هشت سال حبس محکوم شد.
کمپین برای حمایت از زندانیان بیمار (محروم از دارو و درمان) در اینجا از وی می گوید و صدای وی خواهد بود
شما نیز می توانید صدای او باشید.
گزارش‌ها حاکی است وضعیت سلامت سعید عابدینی که در زندان رجایی‌شهر کرج زندانی است رو به وخامت می باشد و مقامات زندان از رساندن مواد غذایی و دارویی لازم به او خودداری می‌کنند.
این مطلب را «مرکز آمریکایی قانون و عدالت» که برای آزادی سعید عابدینی تلاش می‌کند روز سه‌شنبه، ۱۲ آذر۱۳۹۲ ، به خبرگزاری رویترز گفت و اضافه کرد که پدر سعید عابدینی موفق شده روز دوشنبه ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۲ با پسرش ملاقات کند.
پدر آقای عابدینی به مرکز یادشده گفته‌ است که «وضعیت سعید عابدینی بدتر شده و او به‌شدت کاهش وزن داشته است».
وی افزوده است که «فقدان بهداشت اولیه باعث شده تا سر تا پای او را شپش بگیرد و برای زخم‌های داخلی که در شروع حبس دچار آن شد نیز به او دارو نمی‌دهند».
سعید عابدینی یک ماه پیش به زندان رجایی‌شهر و بندی که در آن «قاتلان» نگهداری می‌شوند منتقل شده و این دومین بار است که به پدر او اجازه ملاقات با او در این زندان را داشته است.
خانواده او تاکید دارند که آقای عابدینی به قصد «دیدار با خانواده و تاسیس یک پرورشگاه» به ایران رفته بود، نه مسئله دیگری.
نغمه عابدینی، همسر سعید عابدینی، روز چهارم آذر در گفت‌وگویی با رادیو فاکس نیوز گفت که او و خانواده‌اش وقتی متوجه شدند دولت باراک اوباما در جریان مذاکرات هسته‌ای با ایران «هیچ تلاشی» برای تضمین آزادی شوهر او نکرده است، به‌شدت ناراحت شده‌اند.
وی در این گفت‌وگو افزود: «ایران هیچ انگیزه‌ای برای آزادی سعید ندارد. به نظرم دیگر اهرم فشاری در دست نداریم.»
وی تأکید کرد: «حالا ما مجبوریم راه‌های دیگری را در نظر بگیریم و از کشورهای دیگری بخواهیم اعلام موضع کنند، چرا که کشور ما زمانی که می‌توانستیم از این اهرم فشار استفاده کنیم، ترجیح داد ساکت بماند.»
به گفته همسر سعید عابدینی وضعیت سلامتی همسرش به سرعت رو به وخامت است و به داروهایی که برای درمان وی نیاز است، دسترسی ندارد وی نسبت به زنده ماندن همسرش سعید عابدینی با شرایط کنونی ابراز نگرانی کرده و افزود: «کار سختی است که وقتی بچه‌هایمان می‌پرسند آیا بابا برای کریسمس به خانه می‌آید، به چشم‌هایشان نگاه کنم.»
به گفته خانم عابدینی دو فرزند وی «هر روز گریه می‌کنند و می‌گویند لطفا بابا را زنده نگه دارید.»
شهریور امسال نیز یک دادگاه تجدیدنظر در تهران بی‌توجه به درخواست‌های متعدد برای بازنگری در حکم صادر شده٬ هشت سال حبس برای آقای عابدینی را تایید کرد.
دولت آمریکا رسما به این حکم اعتراض کرد.
همسر سعید عابدینی ( نغمه عابدینی ) با دو فرزند ۷ و ۵ ساله در ایالت آیداهوی آمریکا به سر می‌برد.
سعید عابدینی همچنین به خانواده‌اش گفته است ، هم‌بندهایش که به نظر می‌رسد با پلیس اطلاعات ایران ارتباط دارند او را تهدید کرده‌اند که شبانه خفه‌اش می‌کنند و مرگش را تصادفی جلوه می‌دهند. عابدینی در چندین نامه خود از زندان می نویسد :نمی‌توانم خود را پس از تمام شکنجه‌ها بشناسم «موهایم تراشیده شده، زیر چشمهایم سه برابر باد کرده، صورتم هم باد کرده، ریشم بلند شده.
سعید عابدینی بر اثر شکنجه ها در زندان از خونریزی معده و مثانه رنج شدید می برد و هیچگونه کمگ دارویی یا درمانی به وی داده نمی شود
مسئولین مربوطه سعی به مرگ تدریجی وی یا اعدام خاموش وی در زندان دارند
متحد و یکصدا مانع از اینکار شویم
ما خواهان بازگشت سعید عابدینی به آغوش گرم خانواده اش هستیم
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی بر سعید عابدینی خواهان آزادی وی و تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشد
با امضای این طومار و ارسال آن به دوستان خود سهم عظیمی را در نجات جان زندانیان سیاسی بیمار و محروم از دارو ایفا کنید.
http://www.change.org/en-GB/petitions/don-t-let-their-heartbeats-stop

1454940_638045309586359_1302988299_n

سید محمد ابراهیمی زندانی سیاسی  بند 350 زندان اوین است که در 22/09/1389 بازداشت و به اتهام ( توهین به رهبری؛ اقدام علیه امنیت ملی ؛جنگ نرم ) به پنج سال زندان محکوم شد.

صدای این زندانی سیاسی گمنام باشیم.
وی ازفعالین جنبش مردمی در اعتراضات سال 88 است وی همچنین از حامیان مادران پارک لاله نیز می باشد
دوره حبس سید محمد ابراهیمی در پی عفو روز عید فطر و بخشش یکسال حبس بدلیل توهین به رهبری به پایان رسیده است.
از وی خواسته شده تا با واریز ٢٠٠ میلیون تومان به حساب وزارت اطلاعات شرایط آزادی خود را فراهم سازد.
معلوم نیست واریز ٢٠٠ میلیون تومان به حساب وزارت اطلاعات با چه توجیهی صورت گرفته است.
ابراهیمی تابستان ٩٠ در حالیکه ماهها تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی و روانی در بند ٢٠٩ و ٢٤٠ اوین و آسایشگاه روانی امین آباد قرار داشت به بند ٣٥٠ اوین منتقل شد
این زندانی سیاسی بسیار بیمار است و نیاز به مراقبت های ویژه ای از جمله اکسیژن دارد که دستگاه شخصی اکسیژن وی هنوز به وی داده نشده است.

وی از ناراحتی دیسک کمر و تنفسی شدید رنج میبرد.

او در ٢٣ آبان ماه به علت خونریزی کلیوی حاصله از شکنجه های مسئولین به بیمارستان مدرس منتقل شد که بعد از آزمایشات سونوگرافی از کلیه ساعت شش بعد از ظهر همان روز به زندان و بند 350 برگردانده شد.
طبق اخبار رسیده به کمپین حمایت از زندانیان بیمار ( محروم از درمان و دارو ) سید محمد ابراهیمی زندانی سیاسی روز گذشته 14 آذر ماه ممنوع البهداری شد.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی بر سید محمد ابراهیمی خواهان آزادی وی و تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشد
با امضای این طومار و ارسال آن به دوستان خود سهم عظیمی را در نجات جان زندانیان سیاسی بیمار و محروم از دارو ایفا کنید.
http://www.change.org/en-GB/petitions/don-t-let-their-heartbeats-stop

1424412_636550939735796_1115841196_n

جان ۶ زندانی اهل سنت در بيست و نهمين روز اعتصاب غذا در معرض خطر جدی قرار گرفته است

روز دوشنبه ۱۱ آذر ماه ۶ زندانی وارد ۲۹ـمین روز اعتصاب غذای خود شدند وضعیت جسمی آنها بسیار وخیم می باشد.
دو نفر از آنها دچار خونریزی معده می باشند و تا به حال چند بار بیهوش شده اند. آنها به سختی قادر به حرکت هستند و از عوارضی مانند سرگیجه، دردهای عضلانی سردرد،خونریزی معده، افت شدید فشار خون بیهوش شدن و عوارض متعدد دیگر مواجه هستند.
روز یکشنبه ۱۰ آذرماه وضعیت جسمی آنها به حدی وخیم شد که بصورت اورژانس آنها را به بهداری زندان منتقل کردند و بعد از معاینه سطحی به سلول خود بازگردانده شدند.
وضعیت جسمی حامد احمدی و جمشید دهقانی بسیار خطرناک می باشد آنها دچار خونریزی معده می باشند و تا به حال چند بار دچار بیهوشی شده اند.
پزشک زندان دکتر رجبی به مسئولین زندان هشدار داده است که در وضعیت بسیار خطرناکی بسر می برندو باید هر چه زودتر در بیمارستان بستری شوند.
بازجویان وزارت اطلاعات قصد مرگ تدریجی و یا اعدام خاموش آنها را دارند و این را علی حسینی رئیس زندان قزل حصار کرج، آخوندی به نام رجب علی آژیر مسئول فرهنگی دار القران و احمد مهرانی رئیس واحد ۳ زندان قزل حصار کرج در حال اجرای دستوران بازجویان وزارت اطلاعات می باشند.
در طی روزهای گذشته خانواده های آنها به ارکانهای مختلف ولی فقیه مراجعه کردند که با توهین و رفتارهای غیر انسانی آنها مواجه شدند و به این خانواده ها پاسخی داده نمی شود.
روز گذشته در آخرین مراجعه ای که خانواده ها با فردی به نام نصیری پور قاضی ناظر بر زندانهای تهران داشتند او به آنها گفت که دستور بازجویان وزارت اطلاعات که آنها باید در چنین شرایطی قرار گیرند.
اسامی ۶ زندانی عقیدتی اهل سنت در سالن ۱ واحد ۳ زندان قزل حصار کرج که در۲۹ـ مین روز اعتصاب غذای خود بسر می برند به قرار زیر می باشد:حامد احمدی، جمشید دهقانی ، کمال ملایی،جهانگیر احمدی ، هادی حسینی و صدیق محمدی می باشند.
خواسته های این زندانیان عبارتند از:
۱ـ لغو بی قید و شرط حکم ظالمانه اعدام
۲ بازگرداندن آنها به زندان گوهودشت کرج (رجایی شهر ) پیش دوستانشان
کمپین حمایت از زندانیان بیمار (محروم از دارو و درمان ) نسبت به خطری که جان ۶ زندانی اعتصاب غذا کننده را تهدید می کند هشدار می دهد و تن ندادن به خواسته های منطقی و حداقلی آنها را محکوم می کند

صدای بهنام ابراهیم زاده باشیم.

بهنام (اسعد) ابراهیم زاده فعال کارگری و فعال حقوق کودکان است که در روز شنبه بیست و دوم خرداد ماه سال ٨٩ در یورش مامورین اطلاعات و ضرب شتم بازداشت شد و به بند مخوف ٢٠٩ زندان اوین منتقل شد.
وی نزدیک به چهار ماه را در بند مخوف ٢٠٩ زندان اوین مورد بازجویی بازجویان وزارات اطلاعات قرار گرفت و به بدترین نحو تحت شکنجه های جسمی و روحی شدید قرار گرفت.
بهنام ابراهیم زاده بر اثر این شکنجه های وحشیانه بازجویان هفتاد در صد از شنوایی سمت چپ گوش خودش را در زندان از دست داد و از آرتروز گردن در عذاب است و طبق تایید پزشک اوین مهره های ٥ و ٦ وی از هم فاصله گرفته اند ؛ وی همچنین از ناحیه درد در قسمت قفس سینه خود و پایش بر اثر شکنجه ها به شدت رنج می برد.
وی بعد از بازجویایی وحشیانه و اعتصاب غذای پانزده روزه اش به اعتراض به بلاتکلیفی و شکنجه های پی در پی در زندان توسط بازجویان وزارت اطلاعات به بند٣٥٠ زندان اوین منتقل شد
و پس از ماه ها بلاتکلیفی در شعبه پانزده بیدادگاه انقلاب توسط جلاد معروف مرگ صلواتی به بیست سال حبس تعزیری محکوم شد.اتهامات وی فعال کارگری ،فعال حقوق کودکان و عضویت در کمیته پیگیری برای تشکلهای کارگری است.
پرونده وی ابتدا به دادگاه تجدید نظر و سپس به دادگاه دیوان عالی کشور ارجاع داده شد و سپس پس از برسی مجددا آن را به شعبه ٢٨ بیدادگاه انقلاب جهت برسی و حکم مجدد ارجاع دادند.
این حکم در این شعبه به پنج سال کاهش یافت اما پس از اعتراض وکلا این حکم قطعیت نیافت و به دادگاه دیگری موکول گردید.
دادگاه بعدی با عدم حضور محمد مقیسه ( از اعضای کمیسیون قتل عام زندانیان سیاسی در سال ٦٠ ) در دادگاه به زمان نامعین دیگری موکول گردید.
نیما ابراهیم زاده فرزند وی از بیماری سرطان خون رنج می برد و در بیمارستان محک بارها و بارها تحت درمان قرار گرفته است.
جان فرزند این زندانی سیاسی در خطر می باشد جسم مجروح بهنام توان لازم برای نجات فرزندش را ندارد .
خانواده ابراهیم زاده و فرزند ١٣ ساله اش نیاز به حمایت دارند .
بهنام ابراهیم زاده در کلیپ ویدیویی که بعد از بازگشتش به زندان در مرخصی چند روزه ای که از زندان برای درمان فرزندش گرفته بود.
اتهامات خودش را اینگونه بیان می کند:
جرم من دفاع از حرمت انسانها و انسانیت است.
جرم من دفاع از کارگرانی بوده است که هم سرنوشت من بوده اند. کارگرانی که ماه ها کارفماها و پیمانکارها دستمزدشان را بالا کشیدند و نداده اند.
جرم من دفاع از کودکانی بوده که گوشه کنار کوچه ها و خیابانها سقفی بر سر نداشته اند.
جرم من دفاع از زنانی بوده است که می خواستند زندگی انسانی داشته باشند. تبعیض نباشد در حالی که در جامعه های دیگر چنین انسانهایی مورد تقدیر و قدردانی قرار می گیرندو حتی تحت ساپورت و حمایت همان دولتها قرار می گیرند و قدر نامه برای آنها می نویسند.
در صورتی که من در ایران برای همین کارها ی انسان دوستانه باید سالها پشت میله های زندان باشم و مورد بدترین اذیت و آزارها قرار گیرم.
……………….
بهنام ابراهیم زاده در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین به سر می برد وی بر اثر شکنجه های وحشیانه بازجویان وزارت اطلاعات از درد گوش ، آرتوروز گردن ، کلیه ، پا و لثه اش رنج می برد و مسئولین برای درمان هیچ اقدامی را انجام نمی دهند.
فرزند بهنام (نیما) با وجود بیماری سرطان خون از دوری پدر در این شرایط بحرانی رنج می برد .
برای آزادی بهنام بازگشش به آغوش گرم خانواده متحدانه بکوشیم.

41

صدای امید کوکبی دانشجوی زندانی باشیم.

امید کوکبی (متولد ۱۳۶۱ در گنبد کاووس)، برگزیده المپیاد و دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی با گرایش لیزر در دانشگاه تگزاس آمریکا که در بهمن ماه سال ۱۳۸۹ به ایران سفر کرد ودر هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت و به زندان منتقل شد.
امید کوکبی در دوران تحصیل خود چندین بار برای دیدار با خانواده اش به ایران سفر کرد اما در آخرین سفر در تاریخ ۱۰بهمن ماه ۱۳۸۹، هنگام برگشت به آمریکا در فرودگاه امام خمینی بازداشت شد.
او را به بازداشتگاه اوین بند ۲۰۹ منتقل کردند پس از بازداشت مدت ۳۶روز را در سلول انفرادی به سر برد و پس از ۲۴روز امکان تماس تلفنی با خانواده و اطلاع رسانی نسبت به وضعیت خود را پیدا کرد.
طی دوران بازجویی و بعد از عدم موافقت امید کوکبی برای همکاری در پروژه‌های اتمی، فشار‌ها و تهدید‌های بسیاری از سوی بازجو‌ها به منظور کسب اعتراف‌های غیر واقعی صورت گرفت.
می توان یک مورد از آن را وضعیت وخیم و امکان فوت پدر وی گزارش داد که آن را بدون مقدمه به ایشان اطلاع دادند.
در ‌‌نهایت در بهمن ماه سال ۱۳۹۰ بود که طی دو جلسه در شعبه ۱۵دادگاه انقلاب ننگین اسلامی به ریاست جلاد معروف قاضی صلواتی، امید کوکبی از اتهامات اجتماع و تبانی، جاسوسی و کسب مال نامشروع) مبلغ دریافتی از محل بورس دانشگاهی (تبرئه و به اتهام ارتباط با دولت متخاصم آمریکا به ده سال حبس تعزیری محکوم شد.
این در حالی بود که وی در دادگاه بارها اعلام کرده بود تمامی اعتراف‌ها طی دوران بازجویی تحت فشارهای روحی و روانی و تهدید به آزار و اذیت خانواده وی توسط بازجویان صورت گرفته است.
پس از صدور حکم و انتقال وی به بند ۳۵۰ و سپری کردن دوران حبس در بند بار‌ها از سوی مقامات امنیتی به صورت مستقیم به ایشان و یا از طریق دوستان پیگیر در خارج از زندان پیغام داده شد که در صورت همکاری در پروژه‌های اتمی بلافاصله حکم صادره نقض و او آزاد خواهد شد.
امید کوکبی به غیر ار مبتلا بودن به بیماری‌های گوارشی، سنگ کلیه و فک و لثه که در اثر بی توجهی مسئولین زندان شدت یافته‌است، در بند ۳۵۰اقدام به برگزاری کلاسهای آموزشی زبانهای فرانسه ، انگلیسی، اسپانیایی و فیزیک برای همبندیان خود کرد.
لازم به ذکراست که علیرغم ابتلا وی به بیمارهای ذکر شده وی از رفتن به مرخصی درمانی محروم بوده است.
امید کوکبی طی ماههای اخیر کاهش وزن زیادی داشته است و همچنان در مقابل این فشارهای وحشیانه بازجویان مقاومت می‌کند.
او نه تنها در این مدت یک روز هم مرخصی نداشته بلکه از ملاقات با وکیل خود نیز محروم است.
وی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین در بدترین شرایط روحی و جسمی مشغول گذراندن دوران محکومیت خود می باشد
وی هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی نداشته است.

omid

صدای زینب جلالیان باشیم.
زینب جلالیان ۲٧ ساله بود که درسال ۱۳۸۶ در کرمانشاه دستگیر شد.
پس از بازداشت، به مدت ۴ ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اطلاعات به سر برد.
او در این مدت جهت اعتراف به شدت مورد شکنجه های وحشیانه قرار گرفت به طوریکه از ناحیه سر دچار جراحت شدید شد .
حکم اعدام او در آذرماه ۸۸ به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک صادر شد و در دیوان عالی کشور تأیید شد.
دادگاه رسیدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکیل مدافع برگزار شد و تنها چند دقیقه به طول انجامید.
او درحالی که حکم اعدام خود را دریافت کرده بود و در انتظار
تجدیدنظرخواهی خود از دیوان عالی کشور بود، در روندی غیرقانونی در جریان انتخابات ننگین ریاست جمهوری سال ۸۸ به مدت ۳ ماه به سلول انفرادی منتقل شد.
او که در اعتراض به انتقال غیرقانونی و بی‌دلیل خود به سلول انفرادی، دست به اعتصاب غذا زده بود، پس از وخامت اوضاع جسمانی‌اش، بار دیگر به بند عمومی زندان کرمانشاه منتقل شد.
در طی مدت انتقال وی به سلول انفرادی و بی‌خبری از شرایط او، بسیاری گمان می‌کردند که این فعال سیاسی، جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شده است.
زینب جلالیان سپس در اسفندماه ۸۸ از زندان کرمانشاه به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.
جلالیان که خود نیز دلیل این جابجایی‌های نامعلومش را نمی‌دانست.
بارها در مورد شرایط خودش اعتراض کرد و نگهداری‌اش را در بازداشتگاه با توجه به اتمام بازجویی‌ها و صدور حکم، غیرقانونی دانست.
او در مدت حضور در بند ۲۰۹، چندین‌بار از سوی بازجویان در مورد مصاحبه تلویزیونی تحت فشار قرار گرفت.
مأموران وحشی اطلاعات به او وعده داده بودند، در صورت انجام مصاحبه تلویزیونی، حکم اعدام او را لغو خواهند کرد.
این فشارها به خصوص پس از اجرای حکم اعدام ۵ فعال سیاسی در اسفندماه سال ٨٨، افزایش یافت.
جلالیان پس از ۵ ماه حضورش در بند ۲۰۹، و پس از ملاقات با دادستان تهران، به زندان کرمانشاه منتقل شد وی در حال حاضر در زندان دیزل آباد در بدترین شرایط روحی و جسمی قرار دارد
در آذر ماه سال ١٣٩٠ بود که حکم اعدام زینب جلالیان، زندانی سیاسی ، از سوی دیوان عالی نقض و وی به اتهام » محاربه» به حبس ابد محکوم شد.
وی با وجود مشکلات شدید جسمی از امکانات درمانی یا مرخصی استعلاجی محروم است و در آستانه نابینایی قرار دارد.
این زندانی سیاسی از مدت‌ها پیش از مشکلات بینایی شدیدی رنج می‌برده است و بتازگی دیگر قادر به دیدن نمی باشد.زینب علاوه بر مشکلات بینا یی اش از مشکلاتی در ناحیه روده رنج می برد
وی در سالهای گذشته به شدت تحت فشار قرار داشته است و بار‌ها در اعتراض به وضعیت خود دست به اعتصاب غذا زده است.
مسئولین زندان دیزل آباد کرمانشاه با مرخصی درمانی زینب جلالیان مخالفت می کنند و وی را از درمان و دارو محروم نگاه داشته اندو به نحوی در صدد اعدام خاموش و بی سر و صدای این زندانی سیاسی و دیگران زندانیان در بند با این شیوه می باشند.

زینب جلالیان

صدای منصور آروند باشید.

منصور آروند زندانی سیاسی ٣٨ ساله محکوم به اعدام است که احتمال اجرای حکم اعدام ضد بشرانه وی توسط جانیان جمهوری اسلامی هر لحظه امکان پذیر است.

منصور آروند دارای دو فرزند دختر می باشد یکی از آنها شش سال دارد و دیگری حدود شانزده سال ماه ها و سالها است که آنها از آغوش گرم پدر دور بوده اند و هر لحظه در انتظار به آغوش کشیدن پدر و دیدار مجدد او هستند تا این خلع نبود پدر را پر کنند.
نگذارید قلب منصور آروند به دست جانیان جمهوری جنایتکار اسلامی از تپش باز ایستد و فرزندان وی در حصرت دیدار پدر بمانند.

منصور

صدای علی معزی باشیم.

علی معزی زندانی سیاسی سالخورده زندان ندامتگاه مرکزی کرج از مشکلات کلیه و مثانه بشدت رنج می‌برد و از امکانات پزشکی محروم است.
علی معزی با وجود تشخیص پزشکان مبنی بر بستری شدن در بیمارستان مجهز خارج از زندان کماکان از درمان مناسب محروم است.
«علی معزی به بیماری هیدرونفروز کلیه مبتلا شده که در این بیماری ادرار از کلیه‌ها پایین نمی‌رود.»
زمانی که علی معزی برای درمان به بهداری زندان مراجعه می‌کند از وی عکس برداری می‌شود و دکتر ارولوژ برای‌اش آزمایش و بستری شدن در بیمارستان مجهز خارج از زندان را تجویز می‌کند. با این وجود تا کنون نه آزمایشی از علی معزی به عمل آمده و نه وی را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.»
وی تقاضای مرخصی درمانی خود را به مسئولین ارائه داده است و پزشکی قانونی نیز تایید کرده که وی نیاز به مرخصی درمانی دارد. اما تا این لحظه به ما خبر نداده‌اند که آیا قاضی ناظر بر زندان با مرخصی استعلاجی موافقت کرده است یا نه.»
علی معزی که سابقه بازداشت و زندان در دهه ۶۰ را نیز دارد در پاییز ۸۷ دستگیر و به دو سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که پس از تحمل دو سال حبس در زندان رجایی شهر و آزادی از زندان، مجددا در ۲۲ خرداد ماه سال ۹۰ به دلیل شرکت در مراسم علی صارمی از زندانیان سیاسی اعدام شده بازداشت شد.
نامبرده سپس بصورت غیابی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که با حساب محکومیت ۳ سال حبس تعلیقی پرونده قبلی، وی باید مدت ۴ سال را در زندان بسر برد.

1426413_628678157189741_62284909_n

صدای امیر خرم باشیم.

امیر خرم زندانی سیاسی متولد سال ۱۳۴۱ در تهران است و فارغ التحصیل دانشگاه شیراز در رشته ماشین آلات کشاورزی تیز می باشد.
امیر خرم در سال ۱۳۸۰ به همراه اعضای نهضت آزادی به صورت موقت بازداشت شد و بعد از محاکمه غیر علنی به چهار سال و نیم زندان تعزیری محکوم شد.
او همچنین پس از تظاهرات جنبش مردمی در تاسوعا و عاشورای ننگین ۱۳۸۸ بازداشت شد و حدود دو ماه را در زندان به سر برد.
او در دادگاه بدوی به خاطر حضور در تظاهرات روز ننگین عاشورا و عضویت در نهضت آزادی به هفت سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
در دادگاه تجدید نظر این حکم به شش سال زندان تبدیل شد. او پس از ابلاغ حکم قطعی به صورت تلفنی این ابلاغ را بی اعتبار دانست. روز ۲۰ شهریور ۱۳۹۰ ماموران دادستانی به بازداشت او اقدام و برای تحمل شش سال زندان به زندان اوین منتقل کردند.
وی در حال حاضر درزندان اوین مشغول گذراندن دوران محکومیت خود می باشد وی به اتهام عضویت در نهضت آزادی-تبانی و اجتماع علیه امنیت کشور به شش سال زندان محکوم شد.
وی از ناراحتی فک و لثه در داخل زندان رنح می برد و این مشکل به علت بی توجهی مسئولین بیشتر خواهد شد.

33

صدای محمد داوری زندانی سیاسی در بند باشیم.

محمد داوری روزنامه نگار، زندانی سیاسی و سردبیر سایت سحام نیوز (سایت رسمی حزب اعتماد ملی) است.
او متولد ۹ اردیبهشت ۱۳۵۱ در بجنورد است و دارای تحصیلات کارشناسی ارشد در رشته مدیریت آموزشی می باشد.
وی اولین بار در تجمع های اعتراضی معلمان در ۲۳ اسفند سال ۱۳۸۵ بازداشت و محاکمه شده بود. پس از اعتراضات مردم به نتایج مضحکه انتخابات ننگین ریاست جمهوری ) در سال ۱۳۸۸ دستگیر شد.
محمد داوری ابتدا به ۵ سال حبس متهم شد، اما پس از یک سال زندان به دلیل شرکت در تجمع های اعتراضی معلمان در اردیبهشت سال ۱۳۸۵، به یک سال حبس دیگر هم محکوم شد و میزان حبس او به ۶ سال افزایش یافت
افزایش محکومیت آقای داوری اقدامی تلافی جویانه بود.
اتهام این زندانی سیاسی اقدام علیه امنیت ملی، مصاحبه با قربانیان بازداشتگاه کهریزک و تهیه فیلم از آن برای ارائه به دستگاه قضایی است؛ اقدامی که با نظارت شخصی مهدی کروبی صورت گرفت.
محمد داوری در حال حاضر در حال گذراندن دوران محکومیت خود که ۶ سال می باشد در بند ٣٥٠ زندان اوین می باشد.
وی در زندان از درد شدید در مفاصل زانوو کمرش و همچنین از مشکلات در دهان ودندان خود رنج می برد و مسئولین هیچگونه رسیدگی برای درمان وی انجام نمی دهند.

32

صدای نصور نقی‌پور باشیم.

نصور نقی‌پور از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه ننگین انقلاب تهران به ریاست قاضی پیر عباس، به اتهام «عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران» و «تبلیغ علیه نظام» به تحمل ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد و این حکم عیناً در دادگاه تجدید نظر استان نیز تائید شد.
نصور نقی‌پور دانشجوی رشته‌ی فناوری اطلاعات و پژوهشگر آزاد فلسفه و اندیشه‌ی سیاسی است که مدیریت یک وب‌سایت آرشیو مقاله‌ی فارسی در زمینه‌های علوم انسانی را نیز بر عهده داشته است.
او در پی بازداشت‌های جمعی فعالان حقوق بشر در ۱۱ اسفندماه ۸۸ و در منزل پدری‌اش در قزوین بازداشت شد و مدتی را در سلول‌های انفرادی بند ۲ الف گذراند.
وی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد.
وی از ناراحتی فک و لثه رنج می برد و بر اثر بی توجهی مسئولین مشگل جسمی بیشتر می شود.

31

صدای باتیر محمداف باشیم

باتیر شاه محمداف زندانی ۳۶ ساله، متولد روسیه و شهروند ترکمنستان است.

وی به اتهام جمع آوری اطلاعات برای کشورهای متخاصم (ترکمنستان) در خرداد ماه ۱۳۸۸ بازداشت و به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد که حکم وی نیز تایید شده است.
وی مدت ۶ ماه را در سلول های انفرادی به سر برده است نیز گاهی به بند ۲۰۹ منتقل شده است اما وی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین مشغول سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد
شاه محمداف که حدود پنج سال است در زندان اوین زندانی است،
وی هیچ گونه تماسی با خانواده خود نداشته و طی مدت بازداشت و حبس از ملاقات با اعضای خانواده، همسر و دو فرزندش محروم بوده است.
باید در نظر داشت که محکوم شدن در دادگاه های بدوی و بدون حضور وکلای متخصص در امور مربوطه و صدور حکم های غیر عادلانه، دلیل بر واقع شدن عمل جاسوسی نبوده و در اکثر موارد محکومین اسیر نمایش های دستگاه های امنیتی می شوند.
باتیر شاه محمداف که خود را بیگناه می‌داند، او نماینده یک شرکت روسی است که قصد تاسیس نمایندگی شرکتش را در ایران داشته است تا در چهارچوب قوانین ایران بتواند فلزات مورد احتیاج دولت ایران را تهیه و به ایران صادر نماید.
اتهامی که شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران طی آن وی را به ۲۰ سال زندان محکوم نمود جاسوسی عنوان شده است
وی از مشکلات روحی شدید و شوکهای عصبی و همچنیم سردردهای طاقت فرسا رنج می برد.
باتیر شاه محمداف از بند ٣٥٠ اوین به رئیس جمهور روسیه و ترکمنستان نامه ای جدید نگاشته است که متن آن در اختیار کمپین برای آزادی زندانیان بیمار ( محروم از دارو و درمان) قرار گرفته است متن آن به شرح زیر است:
من باتیر شاه محد اف فرزند امان محمد شهروند روسیه و ترکمنستان از ١٨ تیر ٨٨ به جرم جاسوسی برای دولت روسیه و ترکمنستان در شعبه ٢٦ دادگاه انقلا ب محکوم به ٢٠ سال حبس تعزیری شده ام.
ادعایی برای تکذیب جرم خود یا تایید آن شاید نداشته باشم، یاجایی بحث داشته باشم.
اما بعد از گذشت ٤ سال و ٤ ماه که در زندان بسر میبرم نه از امکانات تلفنی بهره برده ام و نه ملاقاتی داشته ام.
با وجود داشتن همسر و فرزند همه جوانب تحمل حبس برایم دشوار است.
هیچیک از حقوق مربوط به یک زندانی در خصوص من رعایت نمیشود.
تنها خواهشی که دارم اینست که پرونده من را پیگیری کنید. یا به آزادی برسم و یا به کشور خود برگردانده شوم.
جناب رئیس جمهور بنده از ابتدای سال ٢٠١٤ در صورتیکه به وضعیتم رسیدگی نشود و از سوی دولت روسیه و ترکمنستان پاسخی دریافت نکنم اعتصاب غذای خودرا شروع میکنم.
باتیر شاه محمد اف، بند ٣٥٠ اوین

1395978_626055907451966_554289812_n

صدای علیرضا احمدی باشیم.

این زندانی کسی نیست جز علیرضا احمدی وی حدود ٣٠ سال سن دارد و در بند ٣٥٠زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خود می باشد.
وی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه ننگین انقلاب تهران به ۴ سال زندان محکوم شده است، در تاریخ ۸ مهر ماه ۱۳۹۱ جهت تحمل محکومیت خود به زندان اوین فراخوانده شد.
او در وضعیت جسمی بسیار بدی در زندان به سر می برد و مسئولین زندان از انتقال وی به بیمارستانی خارج از زندان جهت درمان ودارو خودداری به عمل می آورند.
دلیل مشکل دررفتگی لگن پا که از کودکی دچار آن بوده است و عدم رسیدگی پزشکی توسط بهداری زندان اوین و متعاقبا حاد شدن بیماری وی، در آستانه معلولیت از ناحیه پا قرار دارد.
بهداری زندان اوین برای تسکین درد علیرضا احمدی از داروی متادون و مصرف به صورت روزانه استفاده نموده که مصرف بیش از اندازه آن در ١ سال گذشته تاثیر بدی روی وی داشته است به طوری که او دچار اختلالات شدید روانی ناشی از مصرف متادون شده و پیگیری برای اعزام این زندانی به بیمارستان جهت عمل جراحی بی نتیجه مانده است.
علی رضا احمدی نیاز به جراحی زانو دارد.

1460012_626033037454253_863168464_n

صدای حسن فرجی موسوی باشیم.

وی در اعتراضات سال ٧٨ مقابل کوی دانشگاه تهران توسط عوامل وزارت اطلاعات بازداشت و پس از آزار و اذیت به زندان منتقل شد و پس از مدتی با قرار وثیقه از زندان آزاد ودر دادگاه انقلاب تبرعه شد.
وی باردیگر پس از حوادث ننگین عاشورای ٨٨ در مغازه کفش فروشی خود توسط هجوم مامورین لباس شخصی بازداشت و به منزل شخصی اش بردiه شد و در مقابل چشمان فرزندانش و همچنین همسرش تمامی منزل وی را تفتیش نمودند.
سپس وی را در بی دادگاه های جمهوری ننگین اسلامی به اتهام جاسوسی به ١٠ سال زندان محکوم کردند که با تلاش خانواده وی این حکم به ٧ سال حبس تعزیری کاهش یافت.
حسن فرجی از مشکلات زیادی در زندان رنج می برد،وی بیماری قلبی دارد و تا کنون یکبار در دوران گذراندن حبس برای عمل قلب به مرخصی آمده است.
وی همچنین از درد شدید در قسمت ستون فقراتش رنج می برد و علاوه بر این مشکلش از بیماری روده نیز رنج بسیاری می برد و پزشکان زندان به او هشدار داده اند که ادامه بیماری ممکن است منجر به سرطان روده وی گردد
مسئولین و جانیان جمهوری اسلامی از هر گونه درمان و دارو برای بهبودی حال وی جلوگیری به عمل می آورند و به این صورت وضعیت جسمی و روحی او رو به وخامت است و جان وی در خطر جدی می باشد.

29

صدای محسن دانش پور باشیم.

محسن دانش پور مقدم زندانی سیاسی ۶۷ ساله که دارای سه فرزند پسر است. همسر وی مطهره (سیمین) بهرامی حقیقی و نام دو پسرش احمد و میثم است و یک پسرش در عراق است.
وی به اتهام : ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، محاربه و اقدام علیه نظام به اعدام محکوم گردیده است و در حال حاضر در زندان اوین می باشد
محسن دانش پور پدر خانواده‌ای است که در(عاشورا ٨٨ ) بازداشت شدند و همه آنها حکم اعدام دریافت کردند.
در گزارشی که در تاریخ ۲۹ فروردین منتشر شد، خبر از صدور حکم اعدام برای اعضای خانواده دانش‌پور مقدم داد.
بنا بر این گزارش مطهره (سیمین) بهرامی حقیقی به اتفاق همسرش، محسن دانش پور مقدم و پسرش، احمد دانش پور مقدم، در روز عاشورا ٨٨ و به همراه یکی از اقوام خود، به نام ریحانه حاج ابراهیم، بازداشت شدند.
هادی قائمی، یکی از دوستان محسن دانش پور، نیز روز عاشورا٨٨ بازداشت و او نیز به اتهام محاربه، به اعدام محکوم شد.
در ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹به گفته دادستان تهران جعفری دولت آبادی، احکام اعدام محسن و احمد دانش پور (پدر و پسر) را تاییدکرد و آنها درخواست عفو خود راارائه داده‌اند.
حکم اعدام ۳ نفر دیگر (مطهره بهرامی حقیقی، ریحانه حاج ابراهیم، هادی قائمی) به حبس کاهش یافت.
هادی قائمی (که همزمان با این خانواده بازداشت شد) از دوستان نزدیک این خانواده و ۶۲ سال سن دارد. او که شغل آزاد دارد.
محسن دانشپور مقدم به دلیل ناراحتی های قلبی، آرتروز زانو و ناراحتی اعصاب و همچنین پروستات در شرایط ناگوار جسمی به سر می برد.
نامبرده توسط دادگاه اسلامی رژیم در تهران به اتهام هواداری از یکی از احزاب مخالف رژیم (مجاهدین) به اعدام محکوم شده و حکم وی نیز در دادگاه تجدید نظر به تائید رسیده است.

28

صدای سینا عظیمی باشیم.

سینا عظیمی را به اتهام جاسوسی بازداشت نمودند و وی را دریک دادگاه نمایشی و چند دقیقه ای به پنج سال زندان محکوم نمودند.
وی یکی از زندانیان گمنامی است که در زندان اوین در حال حاضر در حال گذراندن دوران محکومیت خود می باشد.
او در زندان با مشکل تنفسی بسیار شدید مواجه شده است. متاسفانه مسئولین از درمان این زندانی خودداری می کنند و برای همین تحمل دوران زندان برای وی با این وضعیت بد روحی و جسمی دشوار می باشد.

960069_622765477781009_1536104825_n

صدای کامیار ثابتی باشیم.

کامیار ثابتی صنعت را به اتهام جاسوسی بازداشت نمودند و وی را در یک دادگاه نمایشی و چند دقیقه ای به پنج سال زندان محکوم نمودند.

وی در حال حاضر در زندان اوین مشغول گذراندن دوران محکومیت خود می باشد.

او در زندان با مشکل تنفسی بسیار شدید مواجه شده است و همچنین از بیماری قلبی بسیار شدید رنج می برد. متاسفانه مسئولین از درمان این زندانی خودداری می کنند و برای همین تحمل دوران زندان برای وی با این وضعیت بد روحی و جسمی دشوار می باشد.

996964_621636137893943_468397497_n

صدای محمد صدیق کبودوند زندانی سیاسی باشیم

محمد صدیق كبودوند زندانی سیاسی كه به اتهام تشکیل گروه غیر قانونی حقوق بشری-تبانی و تبلیغ علیه امنیت ملی از سال ١٣٨٦ به ١١ سال زندان محكوم شد.
محمد صدیق كبودوند در مورد علت محكومیت و حكم صادره در مورد خودش می گوید:
من از سال ١٣٨٦ به جرم راه‌اندازی و فعالیت در قالب سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان به ١٠ سال زندان محكوم شدم كه سازمان ما مجوز نداشته و غیرقانونی بوده است، یكسال هم به دلیل انتشار (مطالبی كه دادگاه آنها را نشر اكاذیب تشخیص داده بود) نشریه‌پیام كردستان نیز به آن اضافه شده بود كه مجموعاً ١١ سال می‌شود.
وی بارها نسبت به وضعیت موجودش در زندان و بی توجهی مسئولین نسبت به درخواست مرخصی اش دست به اعتصاب غذا و اعتصابهای گاها خشک و تر زده بوده است.
وی درحال حاضر در زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خود می باشد و از بیماری پروستات نیز رنج می برد.

25

صدای زندانی سیاسی محمد صائمی باشیم.

محمد صائمی زندانی سیاسی ٦٤ ساله از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ می‌باشد که پنج سال را در آن دوران در زندان گذرانده است، وی در ۱۹ بهمن ۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه و هواداری از سازمان مجاهدین خلق بازداشت و به تحمل ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد.
محمد صائمی از بیماری‌های حاد قلبی، سیاتیک، ستون فقرات و کلیه رنج می برد هم چنین وی در زندان به بیماری آرتروز گردن و کم شنوایی نیز مبتلا شده است،
این زندانی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خود می باشد.
محمد صائمی چندی پیش در آخرهای مهر ماه ٩٢ جهت انجام معاینات پزشکی به بیمارستان مدرس تهران منتقل شد واز سوی ماموران اعزامی مورد بدرفتاری قرارگرفت.
وی به علت خونریزی شدید معده در مهر ماه و شرایط وخیمی که قرار داشت با دستبند و پابند به بیمارستان مدرس منتقل شد و به تخت بیمارستان بسته شد.
علی رغم اعتراض وی به وضعیت موجو دوی هشت روز را به تخت بیمارستان مدرس بسته شده بود و بدون اتمام معالجات مجددا به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
وی تا کنون چندین بار به دلیل امتناع از لباس زندان از حق استفاده از خدمات پزشکی در خارج زندان محروم شده است.
تاکنون درمان وی در داخل زندان در حد تزریق مسکن های قوی ادامه یافته است و هیچ درمان موثری برای او اعمال نشده است.

1378340_620433824680841_956507371_n

صدای زندانی سیاسی اصغر قطان باشیم.

اصغر قطان زندانی مسن بند ۳۵۰ زندان اوین است که در دهه ۶۰ نیز به مدت ۶ سال در زندان به سر می برد و در سال ۱۳۷۰ آزاد شد.
وی، به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق مجددا بازداشت و به تحمل ۵ سال نیم حبس تعزیری محکوم شد و از سال ۱۳۸۹ در زندان اوین به سر می‌‌برد.
به تشخیص پزشکان زندان وی در زندان به بیماری سرطان مبتلا گشته بوده است و وی چندی پیش در روز دوشنبه ۲۸ مرداد ماه ١٣٩٢ با وثیقه ۴۰۰ میلیونی برای مدت چند روز به مرخصی درمانی اعزام شد.
وی جدای از سرطان از بیماری‌های متعددی از جمله دیابت، چربی‌ خون، نارسایی قلبی و کلیوی رنج می‌‌برد و بار‌ها در زندان در وضعیت وخیم جسمی‌ قرار گرفته است.
وی در حال حاضر از لحاظ جسمي در وضعيت وخيمي به سر مي برد.
به دليل ممانعت ماموران زندان از رسيدگيهاي پزشكي به وي، وی اغلب اوقات قادر به انجام امور شخصي خودش نيست.

734353_619805828076974_261732830_n

صدای زندانی سیاسی اسدالله هادی باشیم.

اسد اله هادی زندانی سیاسی ۵۷ ساله یکی از زندانیان دهه ٦٠ می باشد همچنین وی در سال ۸۸ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی و رابطه با سازمان مجاهدین بازداشت و به پنج سال حبس محکوم شد.
وی در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین مشغول گذرندان دوران محکومیت خودش می باشد.
وی از بیماری حاد قلبی و مشکلات می‌نیکس زانو به شدت رنج می برد اما به‌دلیل تاخیر در رسیدگی پزشکی مناسب دچار مشکلات کلیوی (سنگ سازی کلیه) و هم چنین بیماری دستگاه گوارشی (از ناحیه روده بزرگ) نیز شده است و باید در بیمارستانی خارج از زندان تحت درمان قرار گیرد اما بار‌ها بدلیل خودداری از به تن کردن لباس فرم زندان که بصورت گزینشی به تن زندانیان سیاسی می‌شود، با ممانعت مسئولین برای اعزام وی به بیمارستان روبرو شد.
وی چندی پیش در روز دوشنبه ١١ شهریور ١٣٩٢ به مدت ۷ روز به مرخصی استعلاجی اعزام شده بود همچنین وی در زمستان گذشته (١٣٩١) پس از مدت‌ها انتظار و چندین بار ممانعت از اعزام به بیمارستان فلب تهران اعزام و مورد عمل جراحی قلب باز قرار گرفت
این زندانی سیاسی بارها در اعتراض به برخوردهای بد مسئولین با زندانیان از رفتن به ملاقات خودکاری کرده است.
به طور مثال وی چندی پیش در اعتراض به برخوردهای رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب با دو تن از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ بنامهای علی معزی و وحید اصغری که منجر به انتقال ایشان به سلول انفرادی و ممنوعیتشان از ملاقات شده بود، اسداله هادی نیز با وجود حضور خانواده اش در سالن ملاقات از انجام ملاقات خودداری کرد.
اسداله هادی با توجه به بیماری‌های متعدد جسمی قادر به تحمل حبس نیست و پرونده پزشکی جهت بررسی توان تحمل کیفر می‌بایست در کمیسیون پزشکی بررسی شود.

22

صدای زندانی سیاسی رضا انتصاری باشیم.

رضا انتصاری زندانی سیاسی از مدیران سایت مجذوبان نور، خبرنگار و عکاس خبری است که سال‌ها در زمینه تصویر برداری و تهیه و تولید برنامه‌های خبری و مستند با شبکه‌های مختلف برون مرزی و شبکه خبر و نیز گروه‌های تولیدی همکاری کرده است.
وی از سال ۸۸ به دلایل گوناگون از ادامه کار در صدا و سیما ممنوع شد.
پس از فشارهای بسیار و سخت گیری‌ها ممتد بر دراویش گنابادی و تضییع حقوق اولیه آنان در اجتماع، وی به همراه گروهی از همفکرانش در سایت مجذوبان نور پایگاه خبری دراویش گنابادی، به انتشار اخبار و پیگری حقوق آنان می‌پرداخت تا اینکه در پی حمله نیروهای امنیتی در شهریور سال ٩٠ دستگیر و به زندان اوین تهران منتقل شد.
وی تقریبا۱۶ ماه را بدون دریافت هیچ حکمی و بدون برگزاری دادگاه به همراه شش وکیل و فعال حقوق دراویش دیگر، در بند ۳۵۰ زندان سپری کرد.
وی در حال حاضر از مشکل در ناحیه دست چپ خودش رنج می برد،در تاریخ ۱۳ شهریور سال ۹۰بود که در اثر هجوم نیروهای اطلاعات و لباس شخصی به دفتر سایت مجذوبان نور وی بازداشت شد که در جریان این هجوم، از ناحیه دست دچار آسیب جدی شد و انگشت وی با اینکه یک بار در بیمارستان بقیه الله مورد عمل جراحی قرار گرفت اما به علت عدم همکاری مسئولین زندان، فیزوتراپی‌های تجویز شده صورت نگرفت و هم اکنون انگشت وی از ناحیه مفصل خم نمی‌شود و به تایید پزشک بهداری زندان نیاز به عمل جراحی مجدد دارد.
خانواده این درویش وزارت اطلاعات و نیروهای امنیتی را مسئول این آسیب و نقض عضو دانسته و خواهان پیگری این قضیه هستند.

21

صدای مصطفی دانشجو زندانی سیاسی باشیم

مصطفی دانشجو زندانی سیاسی و از دروایش گنابادی می باشد.
وی بارها به علت وخامت جسمی اش به بهداری زندان یا بیمارستان منتقل شده است.
چندی پیش در شامگاه چهارشنبه یکم آبان ماه وی در حال استحمام، بیهوش و به بهداری زندان منتقل شد اما مسئولین از اعزام وی به بیمارستان خودداری کردند.
این چهارمین باری بوده است که وی در پی تشدید بیماری تنفسی و نوسانات فشار خونش به بهداری اوین منتقل می شود اما هر بار با مخالفت بهداری و مسئولین برای انتقال به بیمارستان مواجه شده است.
لازم به ذکر است که بهداری زندان اوین از اعزام سایر دراویش گنابادی زندانی بند ۳۵۰ که به بیماری‌های حاد قلبی و عروقی مبتلا می‌باشند به مراکز درمانی تخصصی خودداری می‌نمایند و این امر وخامت حال برخی از آن‌ها را در پی داشته است.
این زندانی از بیماری آسم و مشکلات نفسی بسیار شدید رنج می‌برد به طوری که در ماه‌های گذشته بار‌ها در اثر حمله تنفسی به صورت اورژانسی به بیمارستان منتقل شده است.
طبق گواهی پزشکی قانونی ۴۰ درصد از ریه وی از کارافتاده است و به گفته پزشک وی نباید در محیط سر بسته و آلوده قرار گیرد.
مصطفی دانشجو در حال حاضر از بیماری شدید تنفسی و آریتمی قلبی رنج می‌برد و در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود.
وی در تاریخ ۱۷ تیر ماه۹۲ نیز در اثر حلمه تنفسی به صورت اورژانسی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شدو در روز شنبه ۲۲ تیر ماه۹۲ بدون طی دوره درمان کامل به زندان اوین بازگردانده شد.
این زندانی سیاسی در دی ماه سال گذشته نیز به بیمارستان میلاد اعزام شد، اما بلافاصله به دستور قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران بدون طی کردن دوره درمان، شبانه به زندان اوین عودت شد.

وی پس از اینکه در شامگاه روز چهارشنبه یکم آبان ماه در حال استحمام، بیهوش و به بهداری زندان منتقل شد مسئولین از اعزام وی به بیمارستان خودداری کردنداما حال وی رو به وخامت رفت و مسئولین ناچار وی را بصورت اورژانسی در پنجم آبان ماه به بیمارستان تجریش منتقل کردند و پس از معاینه و اسکن مغری زیر نظر پزشک متخصص مغز و اعصاب در این بیمارستان بستری شد.
انتقال این زندانی سیاسی با تاخیر و پس از کارشکنی و مخالفت مسئولین زندان اوین در حالی صورت گرفته که پیش از این آقای دانشجو در طول هفتهٔ اخیر به دلیل بیماری تنفسی و نوسانات فشار خون، دچار بیهوشی‌های مکرری می‌شده‌ است
مسئولین زندان بارها برای اعزام وی با دستور مقامات امنیتی و قضایی فقط با وجود دستبند و پابند و پوشش لباس زندان صورت می‌گرفته است که به دلیل غیر قانونی بودن این دستور، این زندانی سیاسی بارها به خواستهٔ مامورین امنیتی تن نداده و از انتقال این زندانی عقیدتی به خارج از زندان جلوگیری می‌شده‌ است.
لازم به ذکر است مصطفی دانشجو پس از باطل کردن پروانه وکالتش در جریان پرونده‌ای در دفاع از دراویش به ۷ ماه زندان محکوم شد کخ پس از گذراندان دوران محکومیت ۷ ماهه خودش که در زندان ساری بود باری دیگر با تشکیل پروندهٔ جدیدی بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل شد.
وی پس از ماه‌ها بازداشت غیرقانونی به صورت غیابی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اتهام‌های تشکیل گروه غیرقانونی مجذوبان نور به قصد بر هم زدن امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری و معاونت در اخلال در نظم عمومی محاکمه و به ۷ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی بر وی حواهان آزادی وی و تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشد.
با امضای این طومار و ارسال آن به دوستان خود سهم عظیمی را در نجات جان زندانیان سیاسی بیمار و محروم از دارو ایفا کنید.

20

صدای علی علایی باشیم

کمترکسی از وی چیزی می داند، طبق اخبار موثقی که از زندان اوین به کمپین حمایت از زندانیان بیمار (محروم از دارو و درمان) و کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی رسیده است در حال حاضر علی علایی در بند ٣٥٠ زندان اوین می باشد.

وی به اتهام همکاری با دولت متخاصم در یک دادگاه چند دقیقه ای به هفت سال زندان محکوم شد.

وی مبتلا به بیماری قلبی می باشد و همچنین بر اثر شکنجه های بسیار در زندان از ناحیه ستون فقرات دجار مشکل می باشد

کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی بر وی حواهان آزادی وی و تمامی زندانیان سیاسی در بند می باشد.

1380838_617889341601956_1274527183_n

صدای حمید نوید زندانی گمنام محکوم به اعدام باشیم.

طبق اخبار موثقی که از زندان اوین به کمپین حمایت از زندانیان بیمار (محروم از دارو و درمان) و کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی رسیده است در حال حاضر حمید نوید از سال ١٣٨٩ تا به حال در زندان به سر می برد و در حال حاضر در بند ٣٥٠ می باشد. وی گوشهایش به دلیل شکنجه های بسیار شدید درزمان بازداشت و همچنین زندان سنگین شده است و با کمتر کسی درزندان همکلام می باشد. همچنین حمید نوید (مشکوک به سرطان غدد لنفاوی) نیز می باشد، تنها اطلاعات به دست آمده از وی این است که وی نظامی بوده است و به دلیل دیدارهایی که درسفرش به سوریه داشته دستگیر شده است و اکنون حکم اعدام دارد. دیگر زندانیان درباره گذشته وی اطلاعاتی ندارند تنها تاثیرات بازجویی و شکنجه دربدن وی به جای مانده است.

کمپین حمایت از زندانیان بیمار (محروم از دارو و درمان) و کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی در صدد راه حلی برای کسب اطلا عات بیشتر از وضعیت این زندانی محکوم به اعدام می باشد.

همچنین نسبت به وضعیت جسمی وی در زندان و فشارهای روحی وارد شده بر وی خواستار لغو حکم اعدام وی و آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.

برای نجات جان وی و بازگشتش به آغوش خانواده مخصوصا فزرندانش و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.

941281_617357681655122_91713492_n

صدای محمدعلی طاهری زندانی سیاسی در بند باشیم.

محمد علی طاهری، ۵۴ ساله ؛ بنیانگزار عرفان حلقه و دو طب مکمل فرادرمانی و سایمنتولوژی میباشد که هم اکنون در ایران به جرم دگر اندیشی از ۴ می ۲۰۱۱ ( ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰) در زندان جمهوری اسلامی به سر میبرد. وی به اتهام ارتداد, اقدام عليه امنيت ملى, تاسيس عرفان حلقه به هفت سال زندان، ٩٠٠ میلیون تومان جریمه نقدی و ۶۴ ضربه شلاق محکوم شده است.
در حال حاضر وی در بند٢٠۹ زندان اوين در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد.
وی در زندان به عفونت فك و دهان دچار شده است و تا کنون ۹ بار دست به اعتصاب غذا زده است .
وی چندی پیش در ماه رمضان دست به اعتصاب غذا زده بود و این حرکت صورت گرفته، در اعتراض به کارشکنی‌‌های پی‌در‌پی بازجویان و بازپرس پرونده و نیز به موازات تشدید فشارهای روانی از طریق تهدید و ارعاب خانواده‌ی ایشان بوده است.
بیشترین علت تمام اعتصاب غذاهای ایشان در این مدت اعتراض به بیعدالتی انجام شده از سوی قوه قضائیه و در خواست آزادی است.آقای طاهری به دلیل اعتصاب غذا های پیاپی ، شکنجه های جسمی و روحی مکرر و مداوم، عفونت گسترده درناحیه فک و دندان ،در وضعیت بسیار وخیم و نگران کننده ای از نظر جسمی بسر میبرند.
چندی پیش در یک نشت خبری با دادستان کل کشور و سخنگوی قوه ی قضاییه، آقای محسنی‌اژه‌ای، که در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۲صورت گرفت خبر نگاری از آقای محسنی اژه ای نسبت به وضیت جسمی و اعتصاب غذای آقای طاهری درخواست کسب اطلاع کرد.
در پاسخ، اژه ای اعلام بی اطلاعی کرد و احتمال شایعه بودن این خبر را مانند انکار خبر آرش صادقی در زندان بالا دانست.
دادستان کل کشور میبایسی نسبت به وضعیت وخیم زندانیانی که در شرایط وخیم هستند و به وضعیت خود در زندان معترض هستند، مطلع باشد.
اژه ای نسبت به مسئولیت خود در حقیقت بی تفاوت است و وضعیت زندانیان در ایران را مورد توجه قرار نمیدهد

17

صدای محمد جراحی زندانی سیاسی و فعال کارگری در بند باشیم.
محمد جراحی کارگر زندانی و عضوکمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری است که اکنون در زندان تبریز در حال گذارندن دوران محکومیت خود می باشد.
محمد جراحی بیش از دو سال است كه به بهانه های مختلف، كه در واقع به علت فعالیتهای وی برای ایجاد تشكل‌های كارگری بوده است ، در زندان و در بدترین شرایط روحی و جسمی به سر می برد.
وی محکوم به پنج سال زندان می باشد و اتهام وی عضویت در کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل های کارگری و فعالیتهایش در این زمینه می باشد.
وضعیت جسمی محمد جراحی در حال حاضر رو به وخامت است و جان وی به علت بی توجهی مسئولین در معرض خطر جدی قرار دارد.
وی در زندان دچار بیماری غده تیروئید شده است که سرطانی شده و روز به روز وضعیت جسمی وی را در خطر قرار می دهد.
بنا به نتایج قطعی آزمایش ها و طبق تشخیص کمیسیون پزشکی، ضروری است که محمد جراحی هر چه زودتر در بیمارستانی در خارج از زندان بستری و تحت درمان قرار گیرد.
اما به رغم تشخیص پزشکان معالج و پیگیری خانوده محمد جراحی، مقامات زندان و مراجع قضایی جمهوری اسلامی در تبریز اجازه بستری شدن و درمان کامل او در خارج از زندان را صادر نمی کنند.
محافظت از جان این زندانی و فعال سر شناس کارگری و درمان او در صورت بیماری به عهده زندان است.
با این حال خانواده محمد جراحی هزینه درمان او را خود تقبل کرده اند و وقت درمان برای معالجه او را نیز گرفته اند. محمد جراحی در خرداد سال۱۹۹۰ به همراه شاهرخ زمانی دیگر فعال کارگری و تعدادی از فعالین دانشجویی دستگیر شد و به خاطر فعالیت های کارگری به پنج سال زندان محکوم گردید.
در حال حاضر کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) اعلام زنگ خطر جدی نسبت به وضعیت این زندانی سیاسی و فعال کارگری می نماید.
جمهوری ننگین اسلامی خواهان راه حلی برای مرگ خاموش این زندانیان سیاسی در زندان می باشد و با بی توجهی به وضعیت درمان و داروی آنها در صدد شکنجه آنان و گاه مرگ آنان مانند افشین اسانلو فعال کارگری می باشد باید متحد و یکصدا در مقابل این حرکتهای شوم و ضد بشری این جانیان اسلامی باییستیم.
محمد جراحی چندی پیش طی نامه ای از زندان به كارگران ایران وكارگران دنیا به سازمان های كارگری و اتحادیه های سراسر دنیا شرح حال خودش را اینگونه بیان نمود:
من محمد جراحی، كارگر زندانی و عضو كمیته پیگیری ایجاد تشكل های كارگری هستم.
من بیش از دو سال است در زندان تبریز به سر می برم. درزندان دچار بیماری غده خوش خیم تیرویید شدم. هنگام مراجعه به بیمارستان با دستبد و زنجیر به پا چنان از توهین و بد رفتاری زندانبان و ماموران همراه اذیت و آزار شدم كه دیگر راضی به مراجعه به بیمارستان نیستم.
من هم اكنون به اطلاع می رسانم كه مرا به دلایل واهی به پنج سال زندان محكوم كردند. من یک كارگرم و كلیه فعالیتم در جهت تشكیل سندیكا و دیگر تشكل های كارگری بوده است.
تشكیل تشكل های كارگری و سندیكا طبق مقاوله نامه سازمان جهانی كار آزاد است. دولت جمهوری اسلامی ایران هم عضو این سازمان جهانی است و متعهد به انجام این مقاوله نامه های جهانی می باشد. ایجاد سندیكا و دیگر تشكل های واقعی از ابتدایی ترین حقوق ما كارگران است.
من یك كارگرم و تا ایجاد تشكل ها و سندیكا فعالیت خواهم كرد.
من در اعتراض به دولت كه از تشكیل تشكل ها و سندیكاهای كارگری جلوگیری به عمل می آورد، به زندانی بودنم ادامه خواهم داد. هم اكنون تشكیل سندیكا مطالبه بر حق من است. و شرط آزادیم از زندان تشكیل سندیكا ست.
محمد جراحی زندان تبریز
16

صدای رضا شهابی زندانی سیاسی و فعال کارگری در بند باشیم.
رضا شهابی متولد ١٣٥٢ در شبستر است.
او در زمستان سال ۸۳ به همراه چند تن دیگر از کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه را تأسیس کرد.
شهابی در خرداد ۱۳۸۴ به عضویت هیئت مدیره ی سندیکا انتخاب شد.
بازگشایی سندیکای شرکت واحد که اولین تلاش موفق کارگران پس از سرکوب های دهه شصت درایجاد تشکل مستقل کارگری محسوب می شد، از ابتدا با مخالفت حکومت ننگین اسلامی و اعضای تشکل غیر دولتی خانه کارگر، مواجه شد ودر مقابل، کارگران به دفاع از تشکل خود برخاستند.
در این میان می توان به اعتصاب کارگران شرکت واحد در زمستان ۱۳۸۴ اشاره کرد که به دنبال دستگیری منصور اسانلو رییس هیات مدیره سندیکا اتفاق افتاد.
در پی این اعتصاب، نیروهای امنیتی به منازل برخی از کارگران زحمتکش شرکت واحد هجوم برده و علاوه بر کارگران تعداد ی از اعضای خانواده های آن هارا نیز بازداشت کردند.
مدت کوتاهی پس از این اعتراض کارگری تعدادی از اعضای سندیکا ی واحد از جمله رضا شهابی از کار اخراج شدند.
شهابی روز ۲۲ خرداد سال ۸۹ توسط ماموران امنيتی بازداشت شد و زندانی شد.
دادگاه ننگین انقلاب اسلامی تهران، رضا شهابی، عضو هيات مديره سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه را در دادگاه ننگین انقلاب اسلامی تهران که به رياست قاضی صلواتی برگزار شد، به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به يک سال و به اتهام «تبانی به قصد اقدام عليه امنيت ملی» به پنج سال زندان محکوم کرد.
رضا شهابی همچنين محکوم به بازگرداندن هفت ميليون تومان به دولت شد. اين در حالی است که اين مبلغ از سوی تعداد زيادی کارگر جمع آوری شد و شهابی آن را به خانواده کارگران زندانی پرداخت کرده بود.
رضا شهابی در حالی به اتهام های امنيتی به زندان و محروميت از فعاليت های سنديکايی متهم شد که به گفته خانواده اش، فعاليت او محدود به اقدامات صنفی بود.
اين فعال کارگری همچنين از بيماری های جسمی متعددی رنج می برد و امکان فلج شدن نيمی از بدن او وجود دارد.
رضا شهابی در اوايل آذرماه ١٣٩٠ به بيمارستان منتقل شد تا تحت عمل جراحی قرار گيرد، اما پس از چند روز به زندان بازگردانده شد.
وضعیت جسمی رضا شهابی در حال حاضر رو به وخامت است.
چندی پیش در اوایل مهر ماه ٩٢ بود که وی بر اثر آسیب دیدگی تار‌های صوتی و بر اثر سرماخوردگی شدید با سختی بسیار صحبت می کرد.
لازم به ذکر است که وی از درد شدید کمر و پای چپ و بیماری‌های دیگر رنج می‌برد و چندی پیش به دلیل ویروس آنفلانزا قادر به بلند شدن و حرف زدن نبود و مراجعات پی‌ در پی‌ به بهداری زندان اوین و تزریق آمپول‌های نیزکورتون بی‌ نتیجه بود.
فضای کوچک اتاق و تعداد زیاد زندانیان در ۳۲ متری که گاها به ۲۲ نفر هم میرسد در فصل پائیز مشکلات تنفسی وی را تشدیدکرده است و از طرفی نبود غذای مناسب و نبود سبزی جات و میوه‌جات باعث تقلیل رفتن قوای جسمی وی و دیگر زندانیان شده که استقامت بدن آنها را در مقابل بیماری و ویروس‌ها کم کرده است.
به علت تشدید درد كمر و بی حسی پای چپ بود که رضا شهابی را در مورخ ٢٧/٠٧/١٣٩٢ در صبح ساعت ١٠ به بیمارستان امام خمینی اعزام کردند، بعد از معاینات انجام شده بر وی پزشكان مجدداً تاكید كردند برای ادامه درمان شهابی، او باید از امكانات فیزیوتراپی و آب درمانی در محیطی خارج از زندان استفاده كند و نامبرده با این شرایط قادر به تحمل كیفر نمی باشد و كوتاهی در این موارد می تواند باعث بروز مشكلات جسمی حادی از جمله احتمال بی حسی سمت چپ بدن گردد، كه به مرور زمان به فلج شدن نامبرده می انجامد.
طبق دستورات پزشكان معالج قرار شده تا هر چه زودتر جهت MRI مجدداً به بیمارستان اعزام گردد.
شهابی حدود یک ماه پیش هم برای عكسبرداری به بیمارستان شهدای تجریش اعزام شده بود، وی ساعت ١٢ ظهر به زندان اوین بند ٣٥٠ برگردانده شد.
لازم به یادآوری است كه حفظ جان زندانی به عهده زندانبان می باشد ومسئولیت هر گونه كوتاهی در مورد درمان و رسیدگی به این فعال كارگری بر عهده مسئولین قضائی می باشد.
رضا شهابی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین در بدترین شرایط جسمی و روحی به سر می برد و جان وی در خطر می باشد.
رضا شهابی سالهاست با چنین شیوه هایی وحشیانه ای شكنجه می شود، بر اساس نظر پزشکان در صورت عدم معالجه، وی بمرور زمان با فلج بخشی از بدنش مواجه خواه شد.
واضح است كه جمهوری ننگین اسلامی به عمد دارد رضا شهابی و دیگر فعالین كارگری را این چنین زیر فشار می گذارد که در بدترین شرایط دوران محکومیت خود در زندان سپری کنند.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن اعلام خطر از وضعیت جسمی رضا شهابی در زندان و فشارهای روحی وارد شده بر وی و بی تو جهی مسئولین به وضعیت وی و دیگر زندانیان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
15
 

صدای رسول بداقی زندانی سیاسی در بند باشیم
رسول بداقی (متولد کوهدشت لرستان ) فعال حقوق بشر، فعال صنفی معلمان و از زندانیان سیاسی پس از انتخابات ننگین ریاست جمهوری سال (۱۳۸۸) می باشد،وی دارای تحصیلات کارشناسی در رشته مدیریت آموزشی است.
وی نزدیک به ۳۰ سال سابقه‌ی کار در آموزش و پرورش به عنوان دبیر دبیرستان‌ به وِیژه در اسلام شهر را داشته است، که پس از اعتراضات مردم ایران به نتایج انتخابات ننگین ریاست جمهوری (۱۳۸۸)، از آموزش و پرورش اخراج و حقوق معلمی او قطع شد.
از دیگر سوابق او عضویت در مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران و عضویت هیات مدیرهٔ کانون صنفی معلمان ایران است.
رسول بداقی در دهم شهریور ماه ۱۳۸۸ پس از احضار به اداره آموزش و پرورش اسلامشهر بازداشت و بعدتر در دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی و به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تبانی و تجمع به قصد برهم زدن امنیت ملی» به ۶ سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.
او ابتدا به بند ۴ زندان گوهردشت کرج وسپس بند ۲۰۹ زندان اوین و بعد از آن به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شد و در مدت دوران محکومیت خود اجازه مرخصی نیافت.
او چندین بار اعتصاب غذا کرد و به دلیل انتشار نامه‌ای از درون زندان در خصوص اعتصاب غذای خود به سلول انفرادی بند ۱ زندان رجایی‌شهر منتقل شد
وی به علت وخامت جسمی اش در روز شنبه ۲۲ تیر ماه ۱۳۹۲به بیمارستان «سینا» منتقل شد.
وی با تشخیص «دکتر قینی» پزشک متخصص (جراح مغز و اعصاب) باید سریعا بستری می‌گردید. با این وجود رسول بداقی‌‌ همان روز به زندان رجایی شهر کرج برگردانده شد و تا به امروز نیز از اعزام به بیمارستان و درمان مناسب محروم بوده است.
رسول بداقی در حال حاضر مدت چهار سال است که در زندان دوران محکومیت خود را سپری می کند.
وی در دوران قبل از زندان به همراه سایرمعلمان و اعضای تشکل‌های صنفی سراسر کشور، به شیوه‌های گوناگون اعتراضات خود را به گوش جهانیان رسانده است.
رسول بداقی در زندان علاوه بر مشکلات جسمی از سر دردهای بسیار شدید رنج می برد،کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر رسول بداقی در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
برای نجات جان وی و بازگشتش به آغوش خانواده مخصوصا فزرندانش (شبنم ، شکیبا ؛ ستایش ) و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.
14

صدای محمد حسین کاظمینی بروجردی زندانی سیاسی در بند باشیم.
محمد حسین کاظمینی بروجردی متولد ۱۰ مرداد ۱۳۳۷ در بروجرداست.
این زندانی سیاسی ٥٤ ساله از روحانیون مخالف تئوری ولایت فقیه می باشد.
وی مخالف دخالت دین در سیاست و طرفدار جدایی دین از دولت است که در مهرماه سال ۱۳۸۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان محکوم شد
پدر او، سید محمد علی کاظمینی بروجردی در سال ۱۳۸۱ توسط ماموران امنیتی به قتل رسید.
پس از قتل پدرش فعالیت‌های سیاسی او علیه جمهوری اسلامی ایران شدت گرفت
وی در سال ۱۳۸۵ به حکم دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شد.
دستگیری وی در مقابل منزل وی با حمله مزدوران رژِیم و نیروی انتظامی در صورتی انجام گرفت که هواداران بروجردی که برای جلوگیری از حمله عوامل نیروی انتظامی به وی، بصورت شبانه روزی از منزل او حفاظت می‌نمودند. در پی بستن خیابانهای اطراف، نیروهای انتظامی و اطلاعاتی با هزاران تن از محافظان خانه وی درگیر شده و نهایتا در روز شنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۵ با بالا گرفتن درگیریها تعداد بسیار زیادی از محافظان وی دستگیر شدند.
وی در پیامی به هوادارانش در خیابان محل اقامتش گفت:»در لحظاتی به سر می‌برم که شمارش معکوس وزارت اطلاعات و بیدادگاه ویژه روحانیت برای قتل و انهدام من و تمامی کسانی که مخالفت خود را با دین سیاسی اعلام کرده‌اند آغاز شده است.
نهایتا در نیمه شب یک شنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵ نیروهای اطلاعاتی و تیم کماندوهای نیروهای ویژه به خانه بروجردی حمله‌ای چند جانبه را آغاز کردند و محافظان خانه بروجردی را به همراه خود وی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کردند.
کاظمینی بروجردی در سالهای ۱۳۷۴، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۴ دستگیر و زندانی شده بود. وی بار دیگر در سال ۱۳۸۵ بازداشت و به ۱۱ سال زندان، به انضمام مصادره اموال محکوم شد.
وی در روز جمعه ٢٠١٢/٠٣/٠٩ نیز مورد سوقصدی در زندان اوین قرار گرفته بود طبق اخبار به دست آمده «ظاهرا غذای ایشان توسط دو زندانی دیگر به سم آغشته شده بوده که هر دوی آن ها در آن زمان در مرخصی به سر می برند و در حال حاضر از آن ها اطلاعی در دست نیست.»
طی چند وقت گذشته این دومین سوء قصد به جان این زندانی سیاسی در زندان اوین است.
پیشتر مادر آیت الله کاظمینی بروجردی که به همراه او بازداشت شده بود به همین صورت درزندان مسموم و سپس آزاد شد که درنهایت با مشکلات عدیده دستگاه هاضمه مواجه شد و جان خود را از دست داد.
پیشتر خبرهایی از ضرب و شتم این زندانی سیاسی توسط ماموران زندان به گوش رسیده است.
گفتنی ست وی در طول دوران محکومیت خود از حق مرخصی استعلاجی هم محروم مانده است
وی از بیماریهای متعددی چون نارسائی قلبی، پارکینسون، دیابت، دردهای مفرط مفاصل، نارسائی کلیوی و ضعف بینائی و درد بسیار شدید در پاها و زانوهایش و سنگ کلیه رنج می برد
چندی پیش در ۲۵ تیرماه ١٣٩٢ قدیانی دادستان ویژه روحانیت شخصا به سلول آقای کاظمینی بروجردی رفت و او را دعوت به سکوت و سازش با رژیم کرد که با مخالفت آقای بروجردی مواجه شد.
قدیانی که نتوانست وی را وادار به سازش نماید، طی تهدید خود گفت که «ما هر وقت بخواهیم تو را خواهیم کشت، بدون این که کسی مطلع شود»
آقای بروجردی ساعت ها تحت شکنجه و فشارهای روحی قرار گرفته است تا توبه نامه بنویسد، ولی وی هزگزتسلیم خواسته حکومت نشده و از انجام این کار خودداری نموده است و اعلام کرده که هرگز تسلیم نخواهند شد.
روز دوشنبه ۱۸ شهریور ماه ١٣٩٢ بود که خانم اکرم ولی دوستی همسر آقای کاظمینی بروجردی (زندانی سیاسی ) به دادگاه ویژه روحانیت ولی فقیه آخوند علی خامنه ای احضار شد و ساعتها مورد بازجویی، تهدید و فشارهای روحی آنها قرار گرفت.
هدف از این اعمال وحشیانه و غیر انسانی علیه خانواده آقای کاظمینی بروجردی ایجاد فشارهای روانی علیه ایشان می باشد.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر محمد حسین کاظمینی بروجردی در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
13

صدای احمد دانشپور مقدم زندانی سیاسی در بند باشیم.
احمد دانشپورمقدم از بازداشت شدگان وقایع ۶ دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) می‌باشد که در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «هواداری از سازمان مجاهدین خلق و شرکت در تجمعات» به اعدام محکوم شد و حکم وی نیز در شعبه ۳۶ تجدید نظر به تایید رسیده است.این حکم هیچ‌گاه به ایشان ابلاغ نشد و تنها به وکیل تسخیری وی ابلاغ گردید که از هویت این وکیل هیچ‌گونه اطلاعی در دست نیست.وی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین می باشد و از شرایط بسیار بد جسمی رنج می برد.

وی از بیماری «کولیت اولسروز روده» رنج می‌برد، به دلیل عدم رسیدگی پزشکی مسئولین بهداری زندان اوین و عدم موافقت دادستان تهران جهت اعزام وی به بیمارستان، در آستانه‌ی سرطان دستگاه گوارش و مرگ قرار گرفته است.
وی چندین بار با تشدید بیماری کولون دچار خونریزی روده بزرگ شده است .
مسئولین تا کنون از اعزام وی به بیمارستان خارج از زندان جهت معالجه طفره رفته و علت این کار خود را امتناع این زندانی سیاسی از پوشیدن لباس فرم زندان که بصورت گزینشی به تن برخی از زندانیان می‌شود عنوان نموده‌اند.
گفتنی است، زندانیان سیاسی گزینش شده این لباسهای فرم را آلوده و توهین آمیز عنوان میکنند و از پوشیدن آن سرباز میزنند.
احمد دانشپورمقدم به همراه پدر ۶۸ ساله‌اش محسن دانشپورمقدم و مادر ۵۸ ساله‌اش مطهره بهرامی و دو تن از نزدیکان به نام ریحانه حاج ابراهیم دباغ و هادی قائمی روز دی ماه ۱۳۸۸ (عاشورا) در منزلشان بازداشت شدند و در یک پروسه قضایی مغشوش و پنهانی محسن و احمد به اعدام و مطهره بهرامی حقیقی به ۱۰ سال زندان همراه با تبعید به زندان رجایی‌شهر کرج، ریحانه حاج ابراهیم دباغ به ۱۵ سال زندان با تبعید به زندان رجایی شهرکرج و هادی قائمی به ۱۵ سال زندان با تبعید به زندان گنبدکاووس محکوم شدند.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر احمد دانشپورمقدم در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
برای نجات جان وی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.
12

صدای سعید متین پور زندانی سیاسی در بند باشیم
سعید متین پور فعال حقوق بشر ؛ نویسنده و روزنامه نگار می باشد او متولد ۱۳۵۴ شهر زنجان است.
متین پور فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های «یارپاق»، «موج بیداری» و وبلاگ نویس است.
وی هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت هشت ساله خود در زندان اوین می باشد. او به علت فعالیت هایش چندین بار توسط وزارت ننگین اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده‌است.
سعید متین پور شب چهارم خرداد ۱۳۸۶-ماه مه ۲۰۰۷ در حالیکه به همراه همسر خود عطیه طاهری از یکی از خیابانهای زنجان عبور می‌کرد، دستگیر شد.
مأموران بعد از دستگیری همسر او را به خانه برده، آنجا را گشتند و سپس متین پور را به بازداشتگاه منتقل کردند.
آنها کامپیوتر شخصی متین پور و کتابها و دیگر اشیا شخصی آنها را ضبط کردندهمچنین آنها خط تلفن را قطع کرده و به عطیه طاهری گفته بودند نباید به کسی خبر بدهد
وی در تاریخ ۸ اسفند ۱۳۸۶ که با وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد، تحت شکنجه و آزار اذیت روانی در بازداشتگاهای اداره اطلاعات زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می‌شد.
سعید متین پور در فوریه سال ۲۰۰۷ نیز، به علت شرکت در تظاهرات صلح آمیز ترک زبانهای آذربایجان به مناسبت «روز جهانی زبان مادری» که از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته می‌شود، به مدت ۱۰ روز در بازداشت به سر برده بود.
سعید متین پور روز بیستم تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شد و پس از حضور در دادگاه٬ ماموران او را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کردند.
این روزنامه‌نگار طی جلسه‌ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به ۷ سال و به اتهام تبلیغ علیه نظام جمهوری ننگین اسلامی به یکسال و مجموعا به ٨ سال حبس تعزیری محکوم شد.
او هم اکنون دوران محکومیت خود را در بند ٣٥٠ زندان اوین می‌گذراند
وی بیشتر مدت زمان بازداشتش را در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تهران و تحت شکنجه ها و فشار‌های شدید جسمی و روحی گذرانده است
او در حال حاضر بر در اثر شکنجه های وحشیانه ای که در زندان متحمل شده است از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد بسیار شدید رنج می برد.
وی از شدت درد پاهایش بی حس می شود. اگرچه داخل زندان فیزیوتراپی برای او تجویز شده است اما او باید حتما خارج از بیمارستان تحت نظر متخصص قرار گیرد. تا علت اصلی این درد شدید کمر که بر اثر شکنجه ها بوده است را تشخیص دهند.
بعضی اوقات چنان این درد شدید است که حتی قادر به حرکت نیست. او ناراحتی قلب هم دارد و به علت عدم رسیدگی پزشکی روز بروز بر مشکلات او افزوده می شود.
سعید متین پور در دوران سپری کردن دوران محکومیت خود مدتهای زیادی را در سلولهای انفرادی گذارنده است.
چندی پیش در تاریخ ٢٧ تیر ماه ١٣٩٢ شش زندانی سیاسی در زندان اوین با نامهای (( رضا شهابی زکریا، فریدون صیدی راد، سروش ثابت، سعید حائری، وحید علی قلی‌پور و سعید جلالی فر )) در اعتراض به انتقال غیر منتظره سعید متین پور به سلولهای انفرادی دست به اعتصاب غذا زده بودند
سعید متین پور از بیستم تیرماه سال ۸۸ تاکنون در زندان اوین نگهداری می‌شود و از حق مرخصی نیز محروم بوده است.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر سعید متین پور در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
11

صدای یاشار دارالشفا باشیم.
یاشار دارالشفا از فعالین طیف چپ می باشد. وی فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد برنامه‌ریزی اجتماعی دانشگاه تهران است.
او با رتبه چهارم کنکور کارشناسی ارشد وارد دانشگاه تهران شد
وی ابتدا در اعتراضات ۱۳ آبان ۱۳۸۸ بازداشت و بعد از ۲۰ روز آزاد شد و مجددا روز ۲۱ بهمن ۸۸ به همراه مادرش (توران کبیری) و برادرش ( کاوه دارالشفا )، زن‌عمو، عمو و دو دخترعمویش بازداشت شد و پس از تحمل ۳۲ روز با وثیقه۷۰ میلیون تومانی در ۱۷ اسفند همان سال (۱۳۸۸) آزاد شد.
وی در دادگاه بدوی به ریاست قاضی صلواتی به جرم اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی، و توهین به رئیس‌جمهور به ۷ سال حبس تعزیری محکوم شد که حکم وی در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان به پنج سال و شش ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.
یاشار دارالشفاء دبیر سابق تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین و دانشجوی کارشناسی ارشد رشته برنامه ریزی دانشگاه تهران است .
او یکی از هفت عضو خانواده دارالشفائی است که پیش از این در دو ماه آخر سال ۱۳۸۸ بازداشت و همگی به زندان اوین منتقل شدند.
وی در حال حاضر در بند۳۵۰ زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیت خود می باشد درحالی که وی از درد شدید در ستون فقرات و مهره هایش رنج می برد و مسئولین از هرگونه کمک درمانی و دارویی به وی ممانعت می کنند.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر یاشار دارالشفا در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگر زندانیان سیاسی در بند می باشد.
10

متحد و یکصدا صدای زانیار ولقمان مرادی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام باشیم.
زانیار مرادی ۲۳ ساله و پسر عموی وی لقمان مرادی در مورخه ۱۴ مردادماه سال ۸۸ خورشيدی توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت شدند و به مدت ۹ ماه در بازداشتگاه ستاد خبری اداره اطلاعات شهر سنندج برای اخذ اعترافات ساختگی تحت فشار و شکنجه شدید روحی و جسمی قرار گرفته‌اند.
آن‌ها در روز چهارشنبه يکم دی‌ماه همان سال، به اتهام محاربه از طريق عضويت در يکی از احزاب کردی “کومله” و دست داشتن در قتل پسر امام جمعه مريوان در شامگاه ۱۴ تير ۱۳۸۸، به اعدام محکوم شدند. اين حکم در دادگاه تجديدنظر و ديوان عالی کشور تأييد شد.
در این سناریویی که وزارت اطلاعات برای زانیار ولقمان مرادی درست کرده بودند امام جمعه نقش اساسی را بر عهده داشت بر اساس آخرین نامه‌ای که زانیار و لقمان مرادی در زندان نوشته‌اند امام جمعه در جلسه‌ای که با آنها داشت گفته بود : «بیایید به خاطر مصلحت قتل رابه عهده بگیرید. قول شرف می‌دهم که در عرض ۲۴ ساعت آزادتان کنم.»
آنها نیز به علت آنکه در وضعیت شکنجه بسیار شدید تهدید به تجاوز جنسی ( استعمال بطری نوشابه و مشابه آن ) قرار داشتند به ناچار مجبور به اعتراف ساختگی شدند درصورتی که بنا به صحبتهای پدر زانیار مردای زانبار و پسر عمویش لقمان مردای هرگز نه با اسلحه سر و کار داشتند و نه بینش سیاسی داشتند.
زانیار و لقمان مرادی به دنبال پخش اعترافاتشان از سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شدند و پس از گذشت سه روز در تماسی با فعالین حقوق بشر در بیرون اعترافات پخش شده را مردود دانستند و اعلام داشتند که تحت شکنجه های شدید و تهدید به تجاوز جنسی مجبور به اعتراف بر علیه خود شده‌اند.
وزارت اطلاعات ایران نیز در خبری از بازداشت چهار نفر در استان کردستان خبر داد و اینبار آن‌ها را وابسته به بریتانیا اعلام نمود.
بدنبال این گزارش شبکه پرس تی وی، شبکه تلویزیونی انگلیسی زبان متعلق به دولت آخوندی و ننگین اسلامی ایران، به نقل از وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی خبر داد که «چهار تروریست مرتبط با بریتانیا» در شهر مریوان، در استان کردستان در غرب ایران، بازداشت شده‌اند.
این شبکه دروغ پرداز اسلامی و آخوندی اسامی بازداشت شدگان را مجید بختیاری، هژیر ابراهیمی، لقمان مرادی و زانیار مرادی از اعضای کومله – گروه چپگرای مخالف جمهوری ننگین اسلامی – معرفی کرده و گفته است که آنان طی دو سال گذشته، مرتکب پنج فقره ترور افراد شده‌اند.
در پی پخش خبر بازداشت این افراد، وزارت امور خارجه بریتانیا ادعای وزارت اطلاعات جمهوری ننگین اسلامی در مورد ارتباط آن‌ها با بریتانیا را مردود دانست و آن را «جدید‌ترین ماجرا در تاریخ طولانی اتهامات بی‌اساس» از این دست توصیف کرد.
زانیار و لقمان مرادی در حال حاضر در زندان رجایی شهر به سر می برند و هر دو محکوم به اعدام می باشند.
زانیار مرادی بر اثر شکنجه های فراوان در زندان از شکستگی قسمتی ار ستون فقراتش و دردهای ناشی از آن رنج می برد همچنین لقمان مرادی نیز بر اثر شکنجه های طاقت فرسا از درد شدید در ناحیه کمر و ستون فقراتش بسیار رنج می برد.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر زانیار مردای و لقمان مرادی در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر آنان و لغو حکم اعدام آنها می باشد همچنین این کمپین خواستار آزادی دیگر زندانیان سیاسی در بند نیز می باشد.
zanyar

صدای مهدی خدایی باشیم.
مهدی خدایی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهرری و فعال حقوق بشر برای اولین بار در تیرماه سال ۸۷ از سوی مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد و مدت ۳۸ روز را در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد، برای این پرونده از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی حکم ۴ سال حبس تعزیری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق برپایی تجمعات دریافت کرد.
وی هم چنین در ۱۱ اسفند سال ۸۸ توسط ماموران و مزدوران وزارت اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری ننگین اسلامی بازداشت شد و بیش از۱۰ ماه را در بند ۲ الف زندان اوین سپری کرد.
دادگاه او در ۳۱ مرداد ۸۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد و به اتهامات عضویت و فعالیت در تشکیلات مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران با هدف اخلال در امنیت کشور و فعالیت تبلیغی بر علیه نظام جمهوری ننگین اسلامی به ۳ سال حبس تعزیری محکوم شد که دادگاه تجدید نظر تهران حکم ۷ سال حبس تعزیری او را تایید کرد.
مهدی خدایی در حال حاضر در زندان اوین در بند 350 در حال سپری کردن دوران محکومیت خود می باشد وی در زندان با مشکلات بیماری در ناحیه فک و لثه روبرو است و مسئولان از درمان وی سر باز می زنند.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر مهدی خدایی در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگران زندانیان سیاسی در بند می باشد.
برای نجات جان وی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.
1376542_612404318817125_1256449162_n

صدای پژمان عبدالحسین زاده باشیم.
پژمان عبدالحسین زاده از فعالین جنبش مردمی و اعتراضی سال ۸۸ است وی در تاریخ هفتم خرداد ماه سال ٩٢ با یورش وحشیانه ارازل حکومتی به محل کارش بازداشت و به بند ٣٥٠ زندان اوین منتقل شد.
در زمان بازداشت ماموران به طرز وحشیانه ای وی را مورد ضرب و شتم قرار میدهند به صورتی که وی از ناحیه دست دچار شکستگی می شود و مسئولین زندان هیچگونه رسیدگی به وضعیت وی نکرده اند . وی از درد زیاد در ناحیه کتف و آرنج دستش رنج زیادی می برد.
پژمان عبدالحسین زاده از معترضان پس از انتخابات ننگین ۸۸ است که در راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه سال ۸۸ شرکت می کند.
وی در همان روز توسط مزدوران سپاه پاسداران بازداشت و پس از بازجویی اولیه در پایگاه مقداد واقع در خیابان آزادی، به بند دو الف سپاه در زندان اوین منتقل می شود.
این زندانی سیاسی، پس از سه ماه با قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی آزاد و به صورت غیابی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شده و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یکسال حبس تعزیری محکوم می شود. وی درحال حاضر در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان می باشد.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر پژمان عبدالحسین زاده در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگران زندانیان سیاسی در بند می باشد. برای نجات جان وی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.
بیمار

صدای هانی یازلو باشیم.
هانی یازلو ۵۹ سال سن دارد و در حال حاضر در بند ۳۵۰زندان اوین می باشد.
هانی یازرلو که اردیبهشت سال ٩٠ طی یورش مامورین به منزلش بازداشت شده بود، ابتدا به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری ننگین اسلامی» در دادگاه بدوی (شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی یحیی پیرعباسی) به ۱ سال زندان در ایرانشهر و ۱۵ سال تبعید به همین شهرستان واقع در جنوب ایران، محکوم شده بود، نهایتا در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر به ریاست قاضی زرگر به ۱ سال زندان در مشهد و ۱۵ سال نفی بلد به این شهر محکوم گردید.
اتهامی که هانی یازرلو بابت آن محاکمه و به این مجازات سنگین محکوم شده، «تبلیغ علیه نظام جمهوری ننگین اسلامی» می‌باشد
وی تاکنون دوبار عمل جراحی قلب باز انجام داده، نیاز به مراقبت‌های پزشکی در مراکز درمانی مجهز خارج از زندان دارد.
وی قرار بود برای تکمیل آزمایش‌های پزشکی و پیگیری درمان خودش در روز ۲۳ شهریور ماه به بیمارستان اعزام شود اما پس از آنکه با اصرار زندانبانان اوین برای پوشیدن لباس زندان و دستبند و پابند مواجه شد، از ادامهٔ درمان خودش انصراف داد.
هانی یازرلو آخرین عمل جراحی قلب باز خودش را، ۱۰ سال پیش انجام داده است. با توجه به اینکه عمر رگ‌های پیوند شده ۱۰ سال است، به همین دلیل وی باید تحت مراقبت پزشک متخصص قلب قرار گیرد و در صورت لزوم مجددا جراحی قلب باز روی وی صورت گیرد.”
به گفته یکی از نزدیکان وی هانی یازلو قبل از بازداشت در منزل شخصیشان همیشه دستگاه فشار خون در کناراشان بوده است ولی مسئولین بند ۳۵۰ در بدو ورود هانی یازرلو دستگاه فشار خون را از وی گرفتند و حاضر به تحویل آن نشدند. این درحالی است که فشار خون ایشان در نوسان است و نیاز مبرمی به این دستگاه دارد.“این زندانی سیاسی نیاز به مراقبت ویژه در بیمارستان‌های مجهز دارد و باید در بیمارستان بستری شده و یا به مرخصی درمانی اعزام شود
وی در مرداد ماه سال جاری سه مرتبه جهت آزمایشات پزشکی به بیمارستان مدرس تهران منتقل شد.
هانی یازرلو از زندانیان سیاسی قبل از انقلاب بهمن ۵۷ و همچنین دهه ۶۰ می‌باشد و زمانی که در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد، دوفرزندش بنامهای حامد یازرلو و هود یازرلو و همچنین همسرش بنام نازیلا دشتی در زندان دوران محکومیت خود را سپری می‌کردند.
5

صدای وحید روحبخش باشیم.
وحید روحبخش از معترضان مضحكه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ است که به دلیل شرکت در راهپیمایی های اعتراضی پس از انتخابات بازداشت شده بود. وی به اتهام اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به زندان محکوم شد. حکم وی هجده ماه حبس تعزیری بود وی پس از آزادی در تاریخ هفتم مهر ماه سال ۸۹ به کشور دانمارک مهاجرت نمود. اما مجددا هنگام ورود به ایران در تاریخ بیست و یکم تیرماه امسال در فرودگاه بین المللی امام خمینی بازداشت و به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد.
وی بر اثر ضرب و شتم شدید از ناحیه گوش دچار آسیب دیدگی شد و به همین دلیل قدرت شنوایی هر دو گوش را تا حدود هفتاد درصد از دست داد و بعد از آن برای بهبود شنوایی خود مجبور به استفاده از سمعک شده است.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر وحید روحبخش در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگران زندانیان سیاسی در بند می باشد. برای نجات جان وی و آزادی تمامی زندانیان سیاسی با هر نوع عقیده فکری متحدانه بکوشیم.
4

صدای نادر بابائی باشیم.
نادر بابایی از فعالین مدنى پس از حوادث عاشورا و در پى کمک به یکى از شاگردانش ( امید دانا) دستگیر و روانه زندان شد . بازداشت وی در تاریخ ١٣٩٢/٠٥/٢٢ انجام گرفته است.
وی از سوى قاضى پیر عباس به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «اخلال در نظم عمومی» از طریق شرکت در تظاهرات به شش سال و نیم حبس تعزیرى و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
وی در حال حاضر در بند ٣٥٠ زندان اوین می باشد.ایشان با بیماری دیسک حاد کمر و مشکلات قلبی دست و پنجه نرم می کند و نیز وی چندین بار دچار خونریزی داخلی شده است و همچنین گاه دچار تشنج می شود لازم به ذکر است که وی دوبار سکته خفیف قلبی نیز داشته است.
کمپین حمايت از زندانيان بیمار (محروم از دارو و درمان) ضمن محکوم کردن فشارهای روحی و جسمی وارده بر دکتر نادر بابایی در زندان خواهان آزادی هر چه سریعتر وی و دیگران زندانیان سیاسی در بند می باشد.
3

صدای سعید مدنی باشیم.
سعيد مدنى فعال و پژوهشگر اجتماعی که در حال حاضر در ندامتگاه مرکزی بندر عباس زندانی می یاشد به شش سال زندان محکوم می باشد . وی در تاریخ ١٣٩٠/١١/١٩ بازداشت شد و در دادگاه به اتهام اقدام علیه امنیت ملی محکوم گردید وی از مبتلا مشکل کیسه صفرادارد و از این بيمارى رنج می برد. برای نجات جان وی و آزادی وی متحدانه بکوشیم.
2

صدای محمد رضا پورشجرى باشیم.
محمد رضا پورشجرى، ٥٣ ساله، به اتهام اقدام علیه امنیت کشور، توهین به مقدسات و توهین به خامنه ای به چهارسال زندان محکوم شده است وی در تاریخ ١٣٨٩/٠٦/٢١ بازداشت شده است وی در حال جاضر درندامتگاه مرکزی كرج می باشد، وی از سنگ کلیه و ورم پروستات و قند رنج می برد و همچنین ایشان سابقه سکته قلبی نیز دارند. نگذاريد قلبش از تپش باز ايستد.
1

گفت‌و‌گو‌ها

4 thoughts on “نگذاريد قلبشان از تپش باز ايستد

  1. ای کاش فقط یک لحظه خودمان را جای این عزیزان میگذاشتیم وبعد احساس و توقعمان را با دیگران درمیان میگذاشتیم اما افسوس

    Posted by هرمین | اکتبر 18, 2013, 00:10
  2. بیاییدهمه باهم صدای عزیزانمان دربیرون زندانها باشیم بیاییدبا این کارزاراین جنایتکاران را شکست دهیم بیاییدنگداریم شکستمان بدهند بیایید با تجمع درمقابل زندانها صدای این عزیزان دربیرون زندانهاباشیم بیایید طومارها را امضا کنیم واعتراضمان را به گوش جهان برسانیم

    Posted by هرمین | اکتبر 18, 2013, 11:53

Trackbacks/Pingbacks

  1. بازتاب: نگذارید قلب شان از تپش باز ایستد | کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی - اکتبر 11, 2013

  2. بازتاب: cases: Don’t let his heartbeats stop | Be the voice of political prisoners in Iran - اکتبر 20, 2013

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: