//
مطالب شما

«مسوليت اين نوشته ها به عهده نويسندگان اين مطالب ميباشد»

نقش بهزاد كاظمى در شکل گیری چندین کارزار سراسری برای حمایت از فعالین کارگری زندانی و دیگر زندانیان سیاسی

دوسال پیش، در 22 آوریل 2011، بهزاد کاظمی از میان ما رفت؛ جان سرکشی که ادای سهم در تغییر جهان کنونی را مهمترین وظیفه و هدف خود در زندگی می دانست و نزدیک به چهل سال بطور خستگی ناپذیر در راه آرمان های سوسیالسیتی مبارزه کرده بود، در بیمارستانی در لندن، در تبعید، خاموش شد.

بهزاد کاظمی – نامی که علیرضا به یاد یکی از جان باختگان «گرایش سوسیالیسم انقلابی» بر گزیده بود- در پیش از انقلاب برای تحصیل به انگلستان آمد. او مانند بسیاری از دانشجویان ایرانی در خارج از کشور با اندیشه های چپ و انقلابی آشنا شد و به صفوف مبارزه انقلابی علیه حکومت استبدادی شاه پیوست. بهزاد در جریان انقلاب 1357 به تهران، شهر زادگاهش باز گشت و در مبارزات انقلابی مردم علیه رژیم استبدادی سلطنت، شرکت کرد. لحظات توفانی و خاطرات آن انقلاب، به ویژه در روزهای پر تلاطم سیاسی که سرانجام منتهی به قیام بهمن در تهران شد، تا پایان عمر در ذهن او نقش بسته بود. او از وقایع و نتایج آن انقلاب، درس ها آموخته بود و از آن به عنوان بزرگترین تجربه زندگی خود یاد می کرد .

با شکست انقلاب و سرکوب آزادی های بر آمده از انقلاب توسط رژیم جمهموری اسلامی، بهزاد نیز مانند هزاران فعال سیاسی و انقلابی، مجبور به ترک کشور شد. او به انگلستان باز گشت و همچون یک سوسیالیست و انترناسیونالیست به فعالیت های خود ادامه داد. آشنایی او با جریان های سوسیالیستی و چپ بین المللی به او امکان می داد که در سطوح معین با جریان های سوسیالیستی و کارگری در انگلستان ارتباط بر قرار سازد و همکاری کند . او در همان حال عضو و از فعالین پیگیر گروهی از سوسیالیست های ایرانی بود که با عنوان گرایش سوسیالیسم و انقلاب فعالیت می کردند. بهزاد علاوه بر فعالیت های عملی و کمپینی، از دست اندرکاران نشریه ای بود که با نام «سوسیالیسم و انقلاب» انتشار می یافت و به مباحث نظری و پژوهش های سوسیالیستی می پرداخت. بهزاد همچنین به همراه تعدادی از فعالین سوسیالیست ایرانی و غیر ایرانی عضو کارزاری بود که تحت عنوان» کمپین علیه سرکوب در ایران» ( کاری) از اواخر دهه هشتاد تا اوایل دهه نود میلادی، فعالیت داشت. هدف کمپین، جلب حمایت جنبش کارگری و سوسیالیستی و جریان ها و شخصیت های مترقی بریتانیا علیه سرکوب و اختناق در ایران بود . در همان حال بهزاد از بنیان گذاران «انجمن ایرانیان سوسیالیست» بود که بطور مرتب، جلسات عمومی سخنرانی و بحث پیرامون مباحث نظری سوسیالیستی بر گزار می کرد. بهزاد پای ثابت، فعال و دخالت گر این نشست ها بود.

در سال 1999 کتاب » ملی گرایان و افسانه دموکراسی» که حاصل چند سال کار پژوهشی بهزاد بود، در خارج از کشور منتشر شد. کتاب، همان طور که در عنوان کوچک تر آن نیز آمده است، به واکاوی و بررسی » کارنامه مصدق در پرتو جنبش کارگری و دموکراسی سوسیالیستی». می پردازد. استدلال و تز اصلی بهزاد در کتاب این است که مبارزه برای دمکراسی و سوسیالیسم ، نه دو مبارزه مجزا ، بلکه اساسا مبارزه ای واحد است؛ زیرا مبارزه واقعی برای دمرکراسی همانا مبارزه برای اهداف سوسیالیستی است. کتاب بر مبنای همین تز و با تحلیل تاریخی وقایع سالهای بین 1320 تا کودتای ننگین 28 مرداد 1932 ، نشان می دهد که ادعای مبارزه برای دمکراسی از سوی ملی گرایان، بی اساس و غیر واقعی است. کتاب از منظر دیگر، کارنامه حزب توده در این دوران و نقش این حزب را به ویژه در جنبش کارگری مورد بر رسی قرار می دهد و استدلال می کند که رویکرد حزب توده به مبارزات و جنبش کارگری نه به منظور تقویت این جنبش برای دست یابی به خواست ها و اهداف واقعی آن، بلکه اساسا استفاده ابزاری از جنبش کارگری برای رسیدن به مقاصد سیاسی بوده است. بهزاد ، کتاب را » به رفقای گرایش سوسیالیسم انقلابی سازمان چریک های فدایی خلق که در ضربه های سال 1360 به دست مزدوران سرمایه جان باختند» تقدیم کرده بود.

در نخستین دهه هزاره سوم، که متاسفانه آخرین دهه زندگی بهزاد بود، او بطور همزمان در سه عرصه متفاوت اما مرتبط با هم فعالیت می کرد: بهزاد از پایه گذران و اداره کنندگان اتاق اینترنتی «اتحاد سوسیالیست ها» بود. سازماندهی منظم جلسات سخنرانی و بحث و گفتگو در مورد مباحث مبرم نظری، بویژه در مورد مسایل جنبش سوسیالیستی و کارگری ، زنان و دانشجویان، از ویژگی های این اتاق بود. کار اتاق اتحاد سوسیالیست ها اما تنها به مباحث نظری محدود نمی شد، بلکه فعالیت در عرصه عمل را نیز تسهیل می کرد؛ برای نمونه تعدادی از فعالین کارگری از ایران، برای نخستین بار از طریق این اتاق توانستند با دیگر فعالین کارگری و اجتماعی در داخل و خارج از کشور به گفتگو بنشینند و تبادل نظر کنند. اتاق اتحاد سوسیالیست ها همچنین در زمینه شکل گیری چندین کارزار سراسری برای حمایت از فعالین کارگری زندانی و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم کرد. نقش بهزاد در فعالیت های این اتاق بسیار بر جسته بود.

بهزاد از فعالین پیگیر، قدیمی و ثابت قدم «اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران ایران» بود. آشنایی او با تاریخ جنبش کارگری انگلستان و ارتباط او با فعالین و تشکل های کارگری، جریان ها ی سوسیالیستی و شخصیت مترقی در انگلستان، این امکان را فراهم کرده بود که او بتواند نقش مهمی در کارزارهای بین المللی در پشتیبانی از مبارزات کارگری در ایران ایفا کند . بهزاد در کنار زنده یاد یداله خسرو شاهی و دیگر فعالین کارگری ، سهم بسیار ارزنده ای در شناساندن مبارزات کارگری و تاریخ جنبش کارگری ایران به جنبش کارگری بریتانیا و فعالین این جنبش داشت. بهزاد بطور مشخص در بر پایی تعدادی از کمپین های حمایتی نهادی های کارگری و شخصیت های مترقی از فعالین کارگری زندانی در ایران، نقش فعال و بسیار ارزنده ای ایفا کرد. او چند روز پیش از آنکه در بیمارستان بستری شود، در نشست عمومی که در مورد خیزش مردم مصر بر گزار شد ه بود شرکت کرد و با اشاره به جنبش کارگری ایران بر لزوم همبستگی کارگری در منطقه خاور میانه و حمایت جنبش کارگری بین ا لمللی از مبارزات کارگری منطقه تاکید نمود . این آخرین حضور بهزاد در یک مراسم عمومی بود.

بهزاد کاظمی همچنین از بنیان گذران نشریه پژوهش های سوسیالیستی «سامان نو» بود که نخستین شماره آن در سال 2007 انتشار یافت. سیزدهمین شماره نشریه، بلافاصله بعد از خاموشی بهزاد منتشرشد. طبق روال همیشه، او آخرین کارهای آماده سازی این شماره را نیز بر عهده داشت. هنگام کار بر روی این شماره نشریه بود که بهزاد در پشت کامپیوتر از حال رفت و سپس به بیمارستانی در لندن منتقل شد؛ جایی که دیگر زنده از آن باز نگشت.

زندگی مبارزاتی بهزاد، نمونه و تجسمی از تلفیق کار نظری با پراتیک و عمل بود. او به مباحث نظری بسیار اهمیت می داد. اما نظریه و تئوری در نزد او اهمیت در خود نداشت، بلکه نظریه، پرتوی بود که بر عمل می تابید تا عمل، اگاهانه باشد. او هم پژوهش می کرد و هم به آنچه از لحاظ فکری و نظری رسیده بود و باور داشت، عمل می کرد.

بهزاد همچون یک سوسیالیست انقلابی، نابرابری حقوقی و اجتماعی بین زنان و مردان را برنمی تابید. تا آنجا که می توانست از مبارزات و کمپین های برابری طلبانه حمایت می کرد؛ در تظاهرات های اعتراضی علیه بی حقوقی زنان، در نشست ها و سمینار های مربوط به مسایل جنبش زنان حضور داشت و فعالانه در بحث ها شرکت می کرد. او با بسیاری از فعالین جنبش زنان ارتباط داشت و سعی می کرد که از تجارب آنان بیاموزد و به سهم خویش آنان را در مبارزه یاری دهد.

در دهه های 1990 و 2000 که ایده برابری طلبی، چپ و سوسیالیستی –کارگری مورد هجوم تبلیغات گسترده ی نظریه پردازان سرمایه داری قرار گرفته بود، و پایان تاریخ و دوران آرمان خواهی را اعلام کرده بودند، بهزاد، استوار بر سر آرمانهای انسانی و سوسیالیستی خویش ایستاد و به سهم خویش تلاش کرد که نیروهای پراکنده جنبش کارگری و سوسیالیستی سامان یابی بهتری یابند. آشنایی و ارتباط گسترده او با نیروها و افراد و جریان های مختلف سویالیستی- کارگری و مترقی پشتوانه تلاش هایش بود. بهزاد کاظمی به ویژه در دهه پایانی عمر خود، چراغ رابطه ای بود در جدال با خاموشی، یاس و تاریکی.

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: