//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

سوگند علیخواه: انفعال یا مبارزه (٣)

منتشر شده در نشریه شماره ١٢ زندانی سیاسی

چپ دانشگاه مازندران و در کل طیف چپ دانشگاهی پس از سرکوب ١٦ آذر ٨٦ منزوی شد و کمر خم کرد اما در انزوای خود مشغول پوست اندازی بود. چپ دانشگاهی هیچ گاه برابر با طیف دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب(داب) نبود، لذا ضربه کاری که بر این تشکل وارد آمد نیز اگرچه همه بخش های چپ دانشجویی را تحت الشعاع قرار داد و موجب گردید که دستاوردهای عمومی چپ در دانشگاه ها از دست برود و عموم فعالین چپ زیر ضرب و ذره بین قرار بگیرند، اما تنها به دوره کوتاهی از رخوت منجر گردید.
همانطور که گفتم چپ دانشگاهی در حال بازیابی خود بود واز هر منفذی برای نفس کشیدن استفاده میکرد چپ پس از سرکوب ٨٦ در دانشگاهها پراکنده شده بود حالا باید اتفاقی می افتاد تا این چپ پراکنده کمی منسجم شوند با ریشه ی عمیقی که چپ در دانشگاهها داشت با سر بریده دوباره جوانه زد گرچه امکانات بسیار محدود بود اما این اتفاق رخ داد با این تفاوت که ترس از سرکوب پیشین باعث شده بود علنیت جایش را به سیالیت بدهد و چپ آنگونه که بود نشان نمیداد. آنگونه که در خرداد ٨٨ ظاهر شد! خیلی ها به عمد یا به سهو حضور و نقش فعال چپ ها در وقایع ٨٨ را انکار میکنند یا کمرنگ جلوه میدهند، اما واقعیت این است که حداقل در دانشگاه مازندران که من در آنجا ترم های آخر تحصیلم را میگذارندم نقش نیروهای چپ انکار ناشدنی بود اما باید اینجا اشاره کنم که چپ دانشگاهی در جریان وقایع سال ٨٨ به دو شق کاملا متفاوت تقسیم شد یکی دسته ای از چپها بودند که معتقد بودند جنگ بر سر قدرت است و میان حکومتیان و به مردم و دانشجویان ربطی ندارد، پس باید موضع انفعال پیش گرفت و نظاره گر بود شق دوم نیز دسته ای بودند که معتقد بودند تو ده ای و خلقی ترین حرکتی که طی سالهای پس از جمهوری اسلامی اتفاق افتاده امروز است و باید با تمام قوا و فعالانه وارد عمل شد و حرکت مردمی را روی ریل انقلاب انداخت و خواسته ها را حداکثری کرد. من اما دل در گرو ی این گرایش داشتم.
باری سال ٨٨ شد و حادثه ی انتصابات حکومتی. به رسم گذشته ما نیز سیستم انتخابات حکومتی را تحریم کردیم و رای ندادیم اما تحریم انتخابات به معنای تحریم مردم و مبارزه نبود.
یکی از کاندیداهای انتخابات ٨٨ یعنی میرحسین موسوی در ادامه ی سفرهای تبلیغاتی اش راهی دانشگاه مازندران شد! جنب و جوش عجیبی بین دانشجویان چپ دانشگاه ایجاد شد و چلنج ها بر سر این موضوع که چه باید کرد؟ آیا باید در میتینگ حاضر بود و تریبون خواست یا باید از کنارش گذشت. تصمیم بر حضور فعالانه شد! از آنجایی که من در دانشگاه عهده دار اجرای برنامه ها و میتینگهای زیادی بودم و بازهم از انجایی که بر صحبت کردن و تمرکز داشتن در جمع های شلوغ تسلط داشتم (همه ی اینها به اضافه ی اینکه کمتر کسی در دانشگاه به خط فکری من آگاه بود) پیشنهاد شد که من اجرای برنامه ی میتینگ میرحسین موسوی را به عهده بگیرم……
ادامه دارد
943148_659625944054470_895616514_n

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: