//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

علی رضا سربازی: در کارکرد زندانی سیاسی و رسانه جایگزین

منتشر شده در شماره ١٢ زندانی سیاسی
مساله زندانی سیاسی چه پیش و چه پس از رژیم اسلامی همیشه از مسائل مهم و قابل توجه در عرصه اجتماعی ایران بوده است. در طول سه دهه گذشته نیز جمهوری اسلامی همواره یکی از حکومت های پیشرو و صاحب مقام در زمینه تعداد زندانیان سیاسی بوده، و بارها هدف محکومیت سازمان ها و نهادهای حقوق بشری قرار گرفته است. هر چند پدیده زندانی سیاسی و عقیدتی در قرن گذشته جزو مشکلات دست و پا گیر بسیاری از کشورهای دنیا حتی کشورهای اروپایی بوده است، اما پرسش مطرح این است که چرا مساله زندانیان سیاسی هیچگاه حتی در سده بیستم در کشور ما حل نشده است.
گذشته از استبداد حکومتی که قطعا مسوولترین عنصر در به وجود آمدن معضل زندانیان سیاسی است، آیا جامعه مسکوت نیز نقشی در پدید آوردن یا حداقل مزمن کردن این مشکل دارد یا خیر؟
آیا بی تفاوتی اعضای نظام اجتماعی نسبت به معضل زندانی سیاسی را می توان به عنوان نقطه پایانی بر مقاومت های مدنی جامعه شناسایی کرد؟
اگر عقیده داریم که در ایران امروز درصد افرادی که با عملکرد و ادبیات حاکمیت همراهی نکرده و مشروعیت نظام را به چالش می کشند در همه لایه های اجتماعی از همراهان نظام بیشتر است، پس مساله عدم توجه به مساله زندانیان سیاسی در سطوح گسترده را چگونه می توان توضیح داد؟
با شدت یافتن سرکوب ها چگونه می توان کارکرد اجتماعی زندانی سیاسی را از زیر تاثیر ایزولاسیون هدفمند استبداد نجات داد؟ این ها همه سوال هایی است که همواره باید در یافتن پاسخ های آن کوشید و با توجه به موقعیت های زمانی متفاوت پاسخ هایی برای آنها یافت.
اگر بپذیریم که هدف اصلی رژیم های سیاسی تمامیت خواه حفظ قدرت مطلق و مصادره تمام شبکه های اجتماعی و اقتصادی موجود است، شاید بتوان گفت که اصل وجود زندانی سیاسی در یک کشور خود می تواند نماد و نشانه ای باشد از پویایی و درک سیاسی صحیح فعالینی که بطور صحیح بنگاه های تثبیت قدرت مطلقه را شناسایی کرده و مورد هدف قرار داده اند. به زبان دیگر وجود زندانی سیاسی خود گذشته از اینکه نشان دهنده ماهیت استبدادی دیکتاتور و نحوه عمل وی در پاک کردن صورت خواست های مورد مطالبه جامعه است، نمایی است از میزان مقبولیت یا عدم مقبولیت سامانه سیاسی.
اما واقعیت اینست که در بین اعضای نظام اجتماعی تعداد افرادی که حاضر باشند بیرون از یک جنبش اجتماعی تعریف شده و فاقد رهبری بصورت خودجوش حاضر به پرداخت هزینه های بسیار گزاف حمایت از زندانی سیاسی باشند، چندان پر شمار نیست. بخصوص در کشوری مانند ایران که سرکوب های کشنده و بی حد و مرز اجازه شکل گیری اشکال مبارزات فعال را نمی دهد، این مساله بیشتر نمود پیدا می کند.
اما مساله مهمتر اینست که هر چند افزایش هزینه ی تحمیلی از سوی دیکتاتورها بر روی فعالین سیاسی ممکن است بطور بالقوه از تعداد و انرژی حامیان آنها کم کند و یا حتی بسیاری را از قدم نهادن در این وادی پر دردسر منصرف نماید، اما نکته در اینجاست که اثر زندانی سیاسی حتی در بدبینانه ترین حالت در راستای به چالش کشیدن مشروعیت دیکتاتور هیچگاه زیر سایه انفعال او قرار نمی گیرد.
نکته دیگری هم در مورد زندانی سیاسی وجود دارد که نباید آن را از قلم انداخت. نکته ای که متاسفانه جمهوری اسلامی تا حدود زیادی در پرداختنِ آن موفق بوده است. و آن نکته همانا خنثی کردن توانمندی های فعال سیاسی در زمینه تحلیل اوضاع اجتماعی و عدم اجازه سمت دهی در بیانِ خواسته ها مردمی و بطور خلاصه کاهش برد تاثیر گذاری او بر روی جامعه است. برای روشن شدن مطلب و تفاوتِ مورد اشاره می توان به اهمیت نقش «نلسون ماندلا» در تضعیف رژیم آپارتاید و ایفای نقش سمبولیک وی در جهت دهی به مقاومت ها و مبارزات مدنی مردم آفریقای جنوبی حتی از درون زندان اشاره کرد.
اما گذشته از این نقطه ضعف، یک نقطه قوت اساسی نیز در روند سیاسی شدن گروه های اجتماعی در ایران به چشم می خورد. و آن اینست که برآیند بردارِ سیاسی شدن که پیشتر به سمت گروه های خاص اجتماعی از جمله تحصیلکردگان و اشرافیت فرنگ دیده و این اواخر روحانیت اروپا رفته متمایل بود، امروزه چنان بزرگ شده است که در بندهای «زندان رجایی شهر» در سلول های «دو الف اوین» و حتی در منازل مسکونی زندانیان مشروط ردِپای همه گونه فعال سیاسی از هر طبقه و دسته اجتماعی را می توان جست.
به نظر من این نقطه قوت که میتوان آن ها را معلول تغییرات مشهود اجتماعی نظیر بالاتر رفتن سطح عمومی سواد و معلومات و یا نحوه بکارگیری صحیح ابزارهای ارتباطی نوین در جامعه ایران دانست تا حدود زیادی تلاش های دیکتاتور را در ایزوله کردن زندانی سیاسی و قطع پیوندهای وی با جامعه اطراف جبران می کند.
کانال های ارتباطی جایگزینی نظیر نشریه «زندانی سیاسی» امروزه نه بعنوان تنها یک عضو اطلاع رسان و حاشیه ای بلکه بعنوان یک اِلِمان مبارزاتی می توانند در مرکز مبارزات مدنی مردم ایران ایفای نقش کنند. رسانه های جایگزین امروزه تنها بازتاب بخشی از صدای دموکراسی خواهی مردم در جامعه فاقد رسانه ای مانند ایران نیستند. بلکه خود بخشی از خواست های دموکراتیک جامعه ای ست که به برقراری ارتباط با کنشگران سیاسی خود نیازمند است.
549484_3717382928061_1734357595_n

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: