//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

ریحانه گلی: بی توجهی به وضعیت حسین رونقی و قتل خاموش وی!

این مطلب در نشریه زندانی سیاسی شماره ١٦ منتشر شد.
خیلی از ما نام بابک خرمدین را در فضای مجازی به یاد داریم. فردی که نارضایتی های خودر را در وبلاگ شخصی خود با نام بابک خرمدین منتشر میکرد اما بعد از چند وقت یعنی درست بعد از دستگیری وی در ٢٢ آذر ٨٨ نام اصلی او را شنیدم. آری حسین رونقی ملکی، فردی که بعد از گذشت ٤ سال هنوز درزندان های سرد جمهوری اسلامی اسیر است. فردی که بعد از وقوع زلزله آذربایجان و دست گیری اش بعنوان یک فرد امداد رسان باعث شد کسانی که هم که وی را نمی شناختند او را به خاطر بسپارند و پیگیر اخبار او بشوند.
حسین رونقی ملکی مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران (ایران پروکسی) و هم چنین وبلاگ نویس با نام مستعار بابک خرمدین است. او در تاریخ ٢٢ آذر سال ٨٨ به همراه برادرش حسن رونقی در خانه پدری اش واقع در شهر ملکان آذربایجان شرقی توسط اطلاعات سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او و برادرش در مدت زمان بازداشت تحت بدترین شکنجه های روحی و جسمی قرار گرفته تا جایی که مهره های پشت گردن حسن آسیب جدی به خود دید. حسن رونقی یک ماه پس از بازداشت با صدور وثیقه ٨٠ میلیونی از زندان آزاد شد اما خود حسین همچنان در زندان های انفرادی جمهوری اسلامی اسیر بود. در تاریخ سوم خرداد سال ٨٩ به دلیل فشارهای وارده بر وی از طریق جمهوری اسلامی مبنی بر اعترافات تلویزیونی دست به اعتصاب غذا زد و این کار وی باعث شد بار دیگر به سلول انفرادی منتقل شود. مادر وی نیز از روز ششم اعتصاب غذای حسین دست به اعتصاب غذا زد و ٨ روز در اعتصاب به سر میبرد تا نهایتا حسین بعد از ٢ هفته اعتصاب غذای خود را شکست.
وی ١١ ماه در انفرادی به سر میبرد و این در حالی بود که نه تنها هیچگونه مرخصی نداشت بلکه هنوز اتهامات وی نیز مشخص نشده بود اما سرانجام وی به ١٥ سال حبس تعزیری محکوم و به زندان اوین منتقل شد. او به دلیل مشکلات حادی که در قسمت کلیه، معده و دستگاه گوارشش وجود داشت در ١٩ تیر ٩٠ نامه ای به دادستان تهران نوشت و از وی درخواست مرخصی استعلاجی نمود اما نه تنها به درخواست وی توجهی نشد بلکه او را مورد ضرب وشتم شدید قرار داند تا جایی که یک کلیه خود را از دست داد(حسین به طور مادرزاد دچار ناراحتی کلیه بوده است اما عدم رسیدگی جمهوری اسلامی به وضعیت حسین مشکل کلیوی حسین به شدت در زندان حاد شده بود).
حسین رونقی نهایتا بعد از تحمل ٩٥٠ روز بازداشت برای اولین بار در تاریخ ١٢ تیر سال ١٣٩١ به مرخصی آمد آن هم مرخصی استعلاجی و درمانی، اما درست ٢ ماه بعد یعنی در دوم شهریور همان سال حسین بار دیگر به جرم امداد رسانی به زلزله زدگان استان آذربایجان شرقی به همراه بردار خود حسن رونقی بازداشت شد! و چندی بعد یعنی بعد از ٧٨ روز برای درمان کلیه های خود بار دیگر به مرخصی آمد اما درست چند روز قبل از انتصابات ریاست جمهوری سال ٩٢ بار دیگر به زندان فراخوانده شد آن هم تنها به یک جرم! دفاع از کسی که جان خود را در سلول های زندان این حکومت از دست داد. ستار بهشتی وبلاگ نویسی که چندی پیش به دست پلیس فتا جان خود را از دست داد آن هم تنها به جرم نوشتن دردهای این جامعه، بعد از مرگ ستار بهشتی و بی توجهی مسئولین به پرونده وی حسین رونقی تصمیم گرفت تا در مورد اتفاقاتی که بر ستار گذشته بود شهادت بدهد اما جمهوری اسلامی به او همچین اجازه ایی را نداد و بار دیگر حسین به زندان برگشت آن هم درست چند روز مانده به انتصابات ٩٢. حسین بار دیگر از تاریخ ١٨ مرداد ٩٢ در اعتراض به شرایطش دست به اعتصاب غذا زده است و روز ششم شهریور ماه با وخیم شدن حالش به بخش اورژانس بیمارستان شهید مدرس منتقل شد اما به گفته پدر وی آنجا هم حاضر به شکستن اعتصاب غذای خود نشد و تا به امروز اعتصاب غذای وی ادامه دارد.در میان نیز مادر حسین رونقی نیز به نشانه اعتراض نسبت به فرزندش نیز دست به اعتصاب غذا زده است و به گفته نزدیکان این دو عزیز حال هر دو به شدت نگران کننده است.
شرح حال حسین رونقی ملکی را همه ما می دانیم وشاید به نظر بعضی افراد بازگو کردن این موارد در این مقاله کاری بود دوباره، اما این ها را نوشتم تا بار دیگر یادآور کنم به کسانی که چشمشان را بر رنج ها این جوان بسته اند و تنها به یک چیز فکر میکنند، قدرت! اینها را بازگو کرده ام تا بگویم حسین رونقی با شرایط وخیمش بخاطر خواسته طبیعی اش یعنی مرخصی استعلاجی و درمانش دست به اعتصاب غذا زده است. خواستم یک بار دیگر بازگو کنم مادر حسین با بیماری قلبی نگران سلامتی فرزند خود است و به نشانه اعتراض دست به اعتصاب غذا زده است. خواستم بازگو کنم مسئول این قتل خاموش کسی نیست جز جمهوری اسلامی!
حکومتی که سی و چند سال است به صورت واضح و پنهان جان هزاران نفر را گرفته است و اکنون نیز کمر به کشتن فردی بسته اند که جز بیان حقیقت کاری نکرده است.جمهوری اسلامی این را باید به خوبی بداند که در صورت بروز اتفاقی برای حسین رونقی ملکی و مادرش او مسئول است و باید روزی جوابگو باشد.
Reyhaneh Goli

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: