//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

سوگند علیخواه: روز تجمع

این مطلب در نشریه زندانی سیاسی شماره ١٧منتشر شد
خرداد بود و فصل امتحانات. وقتی قرار بر تجمع در اعتراض به بازداشت یکی از دانشجویان دانشگاهمان شد گمان میکردیم استقبال دانشجویان به دلیل امتحانات کم باشد اما در روز تجمع دریافتیم که بیش از پیش باید به پتانسیل اعتراضی دانشجو امیدوار بود، استقبال بسیار خوب بود تجمع ابتدا از دانشکده ی علوم انسانی و اجتماعی آغاز شد. اولین خواسته این بود که تا آزادی همکلاسیمان امتحانات باید لغو شود در غیر این صورت خود دانشجویان هستند که امتحانات را تحریم میکنند پیشنهاد تحریم امتحانات از سوی رفقا مطرح شد و مورد استقبال طیفهای لیبرال دانشگاه قرار گرفت. خبرهای رسیده از تهران حاکی از التهاب و اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران و امیرکبیر وشهرهای دیگر بود و این خبرها امیدوارمان میکرد، اما خبرهای بازداشتهای و بگیر و ببندهای فله ای به قولی خوف به این رجا میافکند. حین سخنرانی دبیر انجمن اسلامی در تجمع، من طی تماسی که با مدیر گروه علوم سیاسی داشتم وی گفت: که از تجمع دانشجویان حمایت میکند و گفت که به دانشجویان از طرف وی بگویم که » برگزاری امتحانات در این اوضاع نهایت بی شرمیست » نقل حرفهای استادمان در تجمع شور عجیبی بین دانشجویان ایجاد کرد شوری آمیخته با عصیان که باعث شد دانشجویان با فریادها و شعارهای اعتراضی به سوی دانشکده های دیگر حرکت کنند، به سوی دانشکده ی علوم پایه رفتیم که هجوم حراستی ها در صف دانشجویان باعث عصبیانت دانشجوها شد و همین باعث شد که اعتراض بدون خشونت و مسالمت آمیز به جایی برسد که دانشجویان به سمت کلاسهایی که در حال برگزاری امتحان بودند و دانشجویانی سر جلسه ی امتحان بودند هجوم ببرند و حوزه ی امتحانی را به هم بریزند. برگه ی سوالات را از دست دانشجویان گرفتند و آنها را به اعتراض و تحریم فراخواندند. این فراخوان با استقبال اکثر دانشجویان و البته اعتراض عده ای با شکل و شمایل «بسیجی» مواجه شد اما صدایشان به جایی نمیرسید. درگیری بین حراست دانشگاه و دانشجویان شدت گرفت اما ناگهان اطرافمان از تیم حراست خالی شد و این کمی نگران کننده بود. با همراه کردن دانشجویان علوم پایه به سمت دانشکده ی علوم سیاسی رفتیم در واقع این دانشکده دوپاره بود، سمت راست ساختمان دانشکده ازان گروه علوم سیاسی و حقوق بود و سمت چپ دانشکده ازان گروه معماری و شهرسازی. این دو گروه از دانشجویان همیشه جزء رادیکالترین دانشجویان در اعتراضات دانشگاه بودند. چرایی این مساله در مجال این یادداشتها نمیگنجد. باری رفتن به سوی دانشکده ی علوم سیاسی تغییری در آرایش تجمع ایجاد نکرد چراکه از پیش اکثر دانشجویان این دانشکده ها در تجمع حاضر بودند از جمله خودم. با این همه یکی از اساتید گروه حقوق به سردر دانشکده آمد تا ماموریتی که به وی واگذار شده بود را انجام دهد. وی شروع کرد بند و ماده ی قانونی ردیف کردن برای دانشجویان که این کارهای شما خلاف قانون است و قانون میتواند شما رو مجازات کند و… هنوز حرفهایش منعقد نشده بود که سنگی به شیشه ی پشت سرش پرتاب شد و دانشجویان شروع به هو کردن استاد بیچاره کردند. کارمان در دانشکده ی علوم سیاسی تمام شد حالا آماده میشدیم تا به مقصد نهایی که سر در دانشگاه بود برویم. سرود خوان به سمت سردر دانشگاه راه افتادیم فریاد یار دبستانی لحظه ای قطع نمیشد به سر در دانشگاه رسیدیم اما در کمال تعجب حراست هیچ واکنشی نشان نمیداد گویی منتظر چیزی یا دستوری بودند یکی از رفقا خود را به صف اول اعتراض رساند و از همه خواست که روی زمین بنشینند. آفتاب به شدت سوزان بود و هوای شرجی بابلسر حسابس کلافه کننده بود. رفیقمان خطاب به همه دانشجویان از هر طیفی به نمایندگی از همه علت این تجمع و خواستهای فوری را مطرح کرد. اولی خواست آزادی همکلاسیمان بود خواست فوری، دوم لغو امتحانات تا اطلاع ثانوی بود.
هنوز صحبتهایش تمام نشده بود که چراغ گرادن ماشین های پلیس در پشت درب دانشگاه توجه همه را جلب کرد، ون های سبز رنگ سبز تیره با پنجره های آهنی ماشین های پلاک سیاسی و پیکانهای سفید بی نام و نشان. در چشم برهم زدنی بیرون دانشگاه پر شد از مردهای خوفناک! حالا گل از گل حراست شکفت. ترس را در چشم دانشجویان میشد دید مخصوصا آنهایی که دفعه ی اولشان بود همراه این موج شده بودند فضا را نگران کننده یافتم و فورا شروع به فریاد زدن کردم تا کمی ترس را دور کنم …حراست حمایت…حراست حمایت…حراست حمایت…. دانشجویان کمی به خوشان آمدند یکی از رفقایی که حقوق میخواند فریاد زد که طبق قانون هیچ نیروی نظامی ای حق مداخله در دانشگاه را ندارد نگران نباشید اما خاطره ی ١٨ تیر هنوز برای بسیاری پررنگ بود….
Sogand Alikhah

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: