//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

مصطفی: زندانی سیاسی، بر آمد از یک جنبش کاملا چپ وانقلابی است (٣)

این مطلب در نشریه زندانی سیاسی شماره ١٨ منتشرشد:
جایگاه زندانی سیاسی را نباید به تعبیر، تصویر، میدیا وتحلیل گران بورژوایی واز طریق تریبونهای آمریکا و بی بی سی دید. بلکه آن را در قامت یک جنبش انقلابی وفلش افقهای آگاهان جامعه باید نگاه کرد!
برمبنای این ارزیابی سیاسی وشناخت دنیای واقعی مقوله ی زندانی سیاسی، بر آمد از یک جنبش کاملآ چپ وانقلابی است. باتوجه به چنین جایگاه وتاریخ درخشان مبارزاتی آن، این جنبش اعتراضی وآگاهانه، بطور اتفاقی شکل نیفتاده وهدفش تنها اصلاحات و کسب پاره ی ازمطالبات روزمره وخنثی کردنش در لابه لای جنگ جناحی و یا نسخه پیچیده ی از طرف سرمایه داری جهانی وغیره ممکن نیست. ریشه ی آن دریک جنگ وجدال طبقاتی وجنب وجوش مبارزاتی درذات سرمایه ودولت آدم کشی مثل جمهوری اسلامی دارد. این جنبش عظیم اعتراضی وسرنگونی طلب قبل از هر چیزی برای به گورسپردن این رژیم جنایتکارومناسبات ضد انسانی واستثمارگران شکل گرفته است. قدمت این جنبش برابری طلبانه ومطالبات سیاسی وصنفی ش بیشتر ازعمراین باند های جنایتکار است. به همین دلیل نسبت به هرنوع سرکوب، مانع و تعرضی که برسر جامعه آورده شود این جنبش سیاسی بطور سازمان یافته وهمزمان با وجود احزاب چپ وکمونیست، خود را برای دخالتگری در اشکال گوناگون وبا نیروی مادی میلیونیش، تعطیل ناپذیردرهرفرجه ای که برایش امکان پذیر باشد پا پیش خواهد گذاشت و بدون هیچ توهم وتاخیری با مطرح نمودن مبرم ترین خواست و مطالبات روزخود در این نبرد سیاسی سازمان میابد.
بخشآ شکل این مبارزات برای باز پس گرفتن سنگر های تسخیر شده اش، از قبیل سرکوب وکشتن آزادی های فردی واجتماعی از جانب رژیم ضد انقلاب در طی این چند دهه ازمردم سلب شده، شروع می شود ویا استفاده از اختلافات جناحی ودرونی حکومت وهرشکل ممکن دیگر مثلا بخش قابل ملاحظه ای بحث و مقوله زندانی سیاسی، خود ازدرون همین مبارزات شکل میگیرد. چنین سیمای ریشه دار وطبیعی از مبارزات گوناگون مردم، نه تنها جدا ازاین واقعیت های درون جامعه نیست، بلکه برگرفته وماحصل آن جدال وکشمکش سیاسی ومادی است. ازدرون این کشمکش ها، تک و پاتک های مادی وطبقاتی را به محور در صحنه ی سیاسی ماندن فضای جامعه برده ودر مقابل دستگاه سرکوب برای بقاء خود، مردم سیاسی را دستگیر و روانه زندان میکند. جنبش عظیمی هم چون زندانی سیاسی که همان مبارزین قبلی درون جامعه باشد، از درونش بیرون می آید! تاریخ این جدال سیاسی را ازهمان اوایل سال ٥٨ چند ماه بعد ازانقلاب سرکوب شده، یعنی دربهمن ٥٧ شروع و تاکنون ادامه دارد. در فاصله این سه دهه، صدها هزار زندانی با ازجان گذشتگی، مقاومت در برابر هجمه سرکوب وبی حقوقی، تقبل و تحمل سالها شکنجه وزندان، پذیرفتن محرومیت اجتماعی، تبعید ودربه دری، اخراج وتحت تعقیب و تحمل درد ناشی ازآثار شکنجه ی جسمی و روانی و در کل به قیمت پرداختن جسم و جان خود ومصمم بودن برباورهایشان، مجموعه ی از این واقعیت ها ی تلخ و شیرین وآگاهانه ومستمر صدها هزار زندانی سیاسی به صورت همه جانبه، باعث گشته است تا فضای رعب وکشتار یکی ازهارترین ومتوحش ترین رژیم های دنیا را به عقب رانده و روند تاریخ این جنایت را به ضد خود حکومت جنایتکاران تبدیل کند.
سازمان دادن جنبشهای زنان ودانشجویان، کارگران و تشکلهای کارگری درسطح سراسری وبه روی صحنه آمدن هزاران فعال وشخصیت درمیان این جنبشها در درون جامعه، هرکدام علیه این رژیم متوحش درقالب وکیس خود به منزله ی یک انقلاب بوده است، چرا که رژیم بارها در پشت پرده به اربابانش پیام سرکوب مخالفین سیاسی خود را با اطمینان خاطر اعلام کرده، در این تعهد دوجانبه، منظورهردوطرف هم غرب وهم جمهوری اسلامی، سرکوب قطعی انقلاب مد نظر بوده است.اما رژیم نه اینکه به این آرزوهایش نرسید، بلکه نزد سرمایه داران غرب، که منظور ونظر شان سرمایه گذاری کلان وآوردن شرکتهای چند ملیتی در جهت غارت و چپاول نیروی کار وسرمایه مردم بود ونتیجه ی این پروژه ها ازجانب مبارزات مردم به بی کفایتی سیاسی درقواره ی مزدوری پاسخ می گرفتند ومنجر به شکست می شدند. دراین پروسه ی مبارزاتی، سازمان داد ن اعتراض سیاسی ومطالباتی به نسبت هر دوره ای از نظر فنی وامنیتی وهمچنین شکل وساختارش در خنثی کردن ابزار سرکوب متنوع ومتفاوت تر می شدند. مثلآ دریک دوره، بطور باور نکردنی، فراهم نمودن امکانات مصاحبه های از درون زندانها با احزاب سیاسی ویا تریبون های از نوع حقوق بشر وغیره، سازمان دادن شرکت ودخالت فعالین جنبشها وعموم مردم درهرفرجه ای که رژیم وجناحهایش به هر منظور ونظری که بخواهند پروژه ی ضد انقلابی خود را با آرامش خاطر پیش ببرند ویا تصویب کند، چه در داخل کشور وچه درکشورهای غربی واز جمله کنفرانس برلین، برهم زدن هرنوع آکسیونهای ارتجاعی ازجمله بر پایی روز جهانی کارگر در( سالن ١٢٠٠٠ نفری ورزشگاه آزادی سنندج )، ورزشگاه امجدیه و راهپیمایی هفت تیر، راهپیمایی در خیابان تخت جمشید، فراهم نمودن امکانات مصاحبه ها واز جمله فعالین وخانواده های کارگران زندانی شرکت واحد ودهها مورد دیگر، تلاش در برقرار نمودن پیوند بین جنبشها ی کارگری، دانشجویی وزنان وکودکان درمتحد نمودن مبارزات انقلابی، سازمان دادن اعتراضات وتجمعات سیاسی ومطالباتی درمراکزهای مانند جلوی دفترریاست جمهوری، وزارت آموزش وپرورش، بهداشت ودرمان، وزارت کار وامور اجتماعی، مجلس وغیره وعلی الخصوص شرکت درتظاهرات بیش از 3 میلیونی به بهانه مضحکه انتخابات سال ٨٨ که منجر به یک تحول سیاسی وبه چالش کشاندن دستگاه سرکوب واز طرف دیگر رشد چشمگیر سیاسی وزندانی کردن دهها هزار نفرکه تاکنون پاشون به زندانهای جمهوری اسلامی باز نشده بود ومطرح شدن آنان وافزون به لیست زندانیان سیاسی، پایه های حکومت را لرزاند.
ادامه دارد…

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: