//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

مسعود امینی(م.روان‌شید): نامه‌ی سرگشاده به آقای حسن روحانی – رئیسِ جمهوری اسلامی ایران

آقای روحانی گفت که در هفته‌های گذشته بر پیام صندوق‌های رأی تأمل کرده است و تأکید کرد که حتی کسانی که به او رأی نداده یا در انتخابات شرکت نکرده‌اند، شهروندان ایرانی هستند و دولتش خود را مکلف می‌داند که حقوق همه این شهروندان را دنبال کند.
بی‌بی‌سی بخش فارسی.
رگِ ساربان می‌زنم به دندانِ خشم
سلام جنابِ حسن روحانی!
بی مقدمه می‌خواهم تکالیف‌تان را برایتان سرمشق کنم، یادآوری کنم، اسمش را بگذارید بدهی به کسی که رای‌ نداد.
و اما بعد:
گفته‌اید دولتِ خود را مکلف می‌دانید تا حقوقِ همه‌ی شهروندان را دنبال کند…
من به عنوان یک نویسنده که از سرِ اتفاق خبرنگار و روزنامه‌نگار هم هست، می‌خواهم بخشی از تکالیف‌تان را یادآوری کنم، و بگویم تا گفته باشم، و نیاید آن روز که فراموشی گریبان‌تان را و گریبان‌مان را بگیرد و ببینیم که یادگارهای‌مان را بر یخ نوشته‌ایم و یادها و یادگارهای‌مان چون آبِ روان، رفت تا رفته باشد.
آقای حسن روحانی!
پیش از این – چهار سالِ پیش – گفته بودم؛ اکنون گفته‌ام را یادآور می‌شوم برای شما که با شکل و شمایلی دیگر آمده‌اید: قشنگ می‌گویی، قشنگ می‌مانی؟
من پیشاپیش می‌گویم نه!
گوش کن تا بگویمت:
به من بگو در نظامی که یک نفر آن بالا تحتِ عنوانِ رهبر، شاه، یا هر چیزِ دیگری که خود را مافوقِ قانون و مردم و دولت و شرع و اخلاق می‌داند، چگونه می‌شود حقوقِ شهروندان‌اش را دنبال کرد؟
به من بگو آنجا که شاهی بر منبرِ ویرایش نشسته و به ذوقِ خود ویرایش می‌کند بود و نبودِ مردم را، تو چه در چنته داری که چنین به قدرت و جربزه وعده‌ای می‌دهی که انجام‌اش رهبرت را به زیر می‌کشد، نظام‌ات را تکان می‌دهد و خودت را از دورِ گردونِ سی و چند ساله‌ای که تنیده‌اید بیرون می‌کند؟
به من بگو چه می‌کنی با زخمِ به سوفار نشسته‌ی مردمی که سال‌هاست شخمِ جان‌شان از شیارِ مزارعِ خشکیده‌ی مازندران و بلوچستان و خوزستان سوزنده‌تر می‌سوزاند تاریخِ معاصرِ ما را؟
بگو چه می‌کنی با چشم‌های بازمانده‌ی «ندا»؟
به من بگو چه می‌کنی با شرفنامه‌ی جوانمرگیِ «سهراب اعرابی»؟
بگو به آن‌ها که زیرِ غلتکِ ارابه‌های نظامِ اسلامیِ تو رفتند چه باید کرد؟
به آن‌ها که آواره‌ی کوی و برزن که هیچ، آواره‌ی دریاها و سرزمین‌های مرگ شدند، به «هستیِ» بازمانده از «فاطمه‌ دهقانی» چه می‌گویی؟ بگو با داغِ «محمد مختاری»‌ها و «پوینده»‌ها و صدها اندیشمندِ دیگری که نظامِ فکری تو به خون کشیدشان چه باید کرد؟
با مرگِ رها شده در کوچه پس‌کوچه‌های این خاکِ سراسر زخم …
آقای حسن روحانی
رئیسِ جمهوری اسلامی ایران!
وقتی از بازستانیِ حقوقِ شهروندانم می‌گویی، من‌ام که به ریشخند و تلخ‌جانی زیرِ لب زمزمه می‌کنم: چه سود آن دهانی که دندان ندارد…
آقای حسن روحانی، رئیسِ قوه‌ی مجریه!
(کدام مجری؟ مجریِ کدام قانونِ به جا مانده از انسان و انسانیت؟ مجریِ چی؟ مجریِ کی…؟)
به قولِ بزرگ مردی که به نام مانده در تاریخ ما؛ احمد شاملو:
اکنون به دو راهه‌ی تفریق رسیده‌ایم
آقای حسن روحانی!
اما من می‌گویم: از هم‌اکنون به دوراهه‌ی تفریق رسیده‌ایم
چرا که خود زنی را به گونه‌ای آغاز کرده‌ای که بی هیچ تکبیر و تدبیری هم تو می‌دانی هم من و هم اویی که با رقصِ سرنگشت، به منتِ مقداردارش تاییدِ حضورت را از بالایی که خود نشسته، به نقاشی اعطای‌ات کرد که: تو حکم بر بریدنِ تنه‌ی خود داده‌ای ، که می‌دانی و می‌دانم بودن دیگر است و شدن دیگر…
آقای حسن روحانی!
باز هم نانِ صبوری مردمِ ایران در سفره‌ی شما نشسته است، نانِ صبرشان را دیگر بار در خونشان فرو نکنید ، که این لوکِ مست رگِ ساربان می‌زند به دندانِ خشم…*
…………………………………………………
*) اشاره به شعرِ : و نگاه کن به شتر … – سیمین بهبهانی:
و نگاه کن به شتر، آری

که چگونه ساخته شد، باری

نه ز آب و گل که سرشتندش

ز سراب و حوصله پنداری

و سراب را همه میدانی

که چگونه دیده فریب آمد

و سراب هیچ نمیداند

که چگونه حوصله میآری

و چگونه حوصله میآری

به عطش، به شن، به نمکزاران

و حضورِ گستره را دیدن

به نگاهی از سرِ بیزاری

و نگاه کن که نگاه اینجا

ز شیار شوره نشان دارد

چو خطوطِ خشکِ پس از اشکی

که به گونه هات شود جاری

و به اشک بین که تهی کردت

ز هرآنچه مایة آگاهی

و تو این تهی شده را باید

ز کدام هیچ بینباری

و در این تهی شده میبینی

هَیَمانِ اُشترِ عَطشان را

که جنون برآمده با صبرش

نرود سبک به گرانباری

و جنون دو نیشة رخشان شد

به صف خشونت دندانها

که ز صبر، کینه به بار آید

که ز کینه زخم شود کاری

و نگاه کن به کین توزی

رگ ساربان زده با دندان

ز سراب حوصله تنگ آمد

و نگاه کن به شتر، آری…

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: