//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

مصطفی از ایران: زندانی سیاسی، نگاهی به یک تاریخچه

درمدت ٣٤ سال حکومت ننگین سرمایه داری با مشخصه اسلام سیاسی، دربیش ازسی مرکز شهرهای بزرگ ویا مرکز استانها، در فاصله بیش از١٥ سال یعنی از سال ١٣٦٠ تا ١٣٧٥ بصورت مستمر، این جو را حاکم کرده بود وهرکسی پاش به زندان باز می شد، انتظار بیرون آمدنش کم بود. جامعه وخانواده زندانیان سیاسی هنوز داغ عزیزانشان را در دو نوبت سالهای ٦٠ و٦٧ فراموش نکرده بودند. این وضع مردم را نگران کرده بود وترس از تکرارقتل عام دیگراز زندانیان به شدت نگران کننده بود. رعب و وحشت سراپای جامعه را فراگرفته و زندانها کانون اجرای این جنایت بودند. اما در سالهای ٧٣ تا ٧٥ برخلاف این همه اعدامها، از یک طرف مقاومت ومبارزات سیاسی در درون زندانها بالاگرفت و ازطرف دیگر اختلافات سیاسی درون حکومت برسر نحوه سرکوب واعدامها به نهایت اوج خود رسیده بود. زندانیان بیشتر از هردوره ای خبر درون جامعه را دریافت میکردند وخود نیز درارتباط مستقیم وضع بحرانی حکومت بودند. در این شرایط حاد سیاسی، خیزش های مبارزاتی وشکل گیری جنبشها ی اعتراضی ومبارزات کارگری در تقویت روحیه زندانیان، به نسبت هر دوره ای گسترش پیداکرد. حکومت هار ودرنده، دیگر از این طریق، بیشتر ازاین نمی توانست سرکوب کند وبه عمر ننگینش ادامه بدهد. شرایط حساسی بود، کسی مطمئن نبود در پس این کشمکشها، اوضاع به چپ می چرخد ویا به دیکتاتوری مطلق دهه ی ٦٠ برخواهد گشت! زندانیان سیاسی درچنین وضعیت روحی و روانی قرارداشتند وهرلحظه انتظارمحاکمه ی مجدد وانتقال این زندان به آن زندان بودند ویا احتمال اینکه درکدام لیست احکام تبعید، حبس ابد ویا اعدام قراربگیریند و یا درلابلای جنگ قدرت باندها وجناح بندی های حکومتی وتغییرکرسی وکسب موقعیت کدام دسته ازاین جنایتکاران سرنوشت نامعلومت رقم می خورد. شرایط فوق العاده نگران کننده ای بود وهرآن لحظه شماری می شد که چگونه و چه وقت قربانی پیروزی مسابقه آدم کش یو درعزل و یا قبول مسئولیت چند مهره ازقضات و زندانبان و وزیر و رئیس این تشکیلات می شوید. سیاست مشترک وسرکوب هیئت حاکمه به منظور پاک کردن جامعه از تفکر آ زادی خواهی وچپ وسوسیالیستی وتحکیم قدرت خود، درمورد سرکوب آزادی های فردی واجتماعی، کل ارگانها ونهادهای جمهوری اسلامی از مجلس شورای اسلامی وشورای نگهبان و خبره گان رهبری تا مصلحت نظام، قانون تراشی نموده وزمینه ی هرنوع برخورد وحکمی را فرموله می کرد، البته با هماهنگی واختیار تمام به وزارت اطلاعات تکمیل و در اختیار قوه ی قضائیه قرا داده می شد. خارج از اینکه عده ای نظرشان این هست که بخشی از حاکمیت مخالف این نوع شکنجه واعدامها هستند، ولی واقعیت چیزدیگری است که کل رژیم در رابطه با سرکوب همیشه یک بنی ومتحدانه عمل کرده است. اما با این تفاوت که از سر بی تشخیصی وبه موقع سرکوب واعدام نکردن اختلاف داشته اند. وازاین بابت که اگر به موقع سرکوب نکنند کنترل ازدست شا ن خارج می شود، تردید ی نداشته ودر این باره هم یک بار ریسک نکردند. خلاصه چکیده وجوهره ی بنیادی این بختک واین وصله ی ناجور، در تمام طول عمر ننگینش تنها حفظ نظام بوده وبس! برمبنای چنین فلسفه وصفات غیر انسانی است که گاها زندانی در شرایط غیرقابل تحمل جسمی وروحی قرارمیگیرد واز خود واکنش نشان میدهد وگاها دست به ابزاری مانند اعتصاب غذا، لب دوختن و خود زنی واز این نوع اعتراضات. هر چند این ابزار نیز راه حل های مناسبی هم نباشند.
بهرحال در موارد دیگر و بطور ناخواسته و بنا به مجموعه ای از فشارهای جسمی و روانی، از قبیل بی امکاناتی، عدم تغذیه وکمبود انواع ویتامینها و پروتئین بدن و یا ممنوع ملاقات وهواخوری و…، زندانی دچارانواع مریضی های حاد وازاین گونه مشکلات دردناک، هیچگاه برای مقامات حکومتی وسلاخان زندان اهمیتی نداشت. اگر ازطریق عده ای از بچه ها در بند های عمومی و یا توسط پاسداران وبسیجی های خدماتی داخل بند ها به مسئولین زندان خبر می رسید، نه اینکه در جهت رسیدگی به چنین اتفاقات وحوادثی بی تفاوت بوده اند، بلکه خیلی از مواقع سعی در رواج دادن آن بودند و به صراحت اعلام می کردند، دشمنی کمتر. این شیوه برخورد را به کرات ودر کل زندان ها شاهد بوده ایم. البته بیشتر در١٥ سال اول که رسانه ای کردن وسند خوردن این جنایتها کمتر بود. اگرچه درآغاز پانزده ساله دوم رژیم از ترس انعکاس این جنایت روش شکنجه، ترور واعدامش را نسبتا تغیر داده، از یک طرف مسئله ی نافرمانی از رده های پائینی شروع شده واز طرف دیگر به علت اوج گرفتن مبارزات سیاسی، اجتماعی وهمه گیر شدن بحث مقوله ی زندانی سیاسی، هجوم ابزارهای تکنولوژیکی وارتباط جمعی ومجموعه ایی از این مسائل ومضافا بن بستهای سیاسی واقتصادی هم باعث گشته است تا دیگر مثل ١٥ سال اول نتواند کشتار کند، در حقیقت نشان از یک زره تغییر در سیاست این جانیان نیست.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: