//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

احمد رحمانی: ارزش جان ١٨ انسان، از دو سیلی و یک گازگرفتن کمتر بود

روز شنبه چهارم آبان ماه ١٣٩٢، روز خونین نام گرفت و مردم ایران اولین روز هفته را با شنیدن خبر اعدام ١٨ زندانی سیاسی آغاز کردند. خبری که دل هر انسانی را به درد آورد، خبری که نشان از بی فرزند کردن یا بی پدر کردن یک خانواده بود. روز شنبه زندانیان سیاسی حبیب اله گلپری پور و رضا اسماعيلی توسط آدمکشان جمهوری اسلامی در زندان ارومیه و سلماس اعدام شدند.

همزمان تعداد ١٦ زندانی دیگر نیز در این روز در شهر زاهدان به دار آویخته شدند که به گفته دادستان عمومی و انقلاب زاهدان این افراد صبح شنبه، «در پاسخ» به کشته شدن ۱۴ عضو نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی که دیشب صورت گرفت، اعدام شدند. رسانه‌های ایران از وقوع یک درگیری مسلحانه در شب گذشته در منطقه مرزی شهرستان سراوان در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان خبر داده و نوشته‌اند که در این درگیری، ۱۴ نفر کشته، ۶ نفر مجروح، ۳ نفر نیز از سوی مخالفان جمهوری اسلامی به گروگان گرفته شدند.

دولت ايران، به انتقام ترور سربازان مرزبان، این ١٦ زندانی را به قتل مي رساند. كاری كه كاملا خلاف اصل شخصي بودن جرائم و مجازاتها است که به عنوان يك اصل پذیرفته شده، دنيای متمدن را از دنيای قبيله ای جدا مي كند. براساس اصل شخصی بودن مجازاتها، هركس را مي توان فقط به دليل اعمالي كه خود انجام داده مجازات كرد. ١٦ نفری كه توسط مقامات قضايي جمهوري اسلامي به قتل رسيده اند، اتهامشان هرچه بوده، دخالتي در قتل مرزبانان نداشته اند زيرا در زمان قتل در زندان بوده اند. اما اصول حاكم بر قبيله مي گويد به ازاي افرادي كه از تو كشته شده اند، از قبيله دشمن بكش. تاسف بار است كه در قرن بيست و يك دولتي پيدا مي شود كه قواعد قبيله ای پيشاتمدن را اجرا و به آن افتخار مي كند.

در عین حال، در شرایطی که سیلی به گوش دختر میرحسین موسوی، انعکاس وسیع خبری و رسانه ای داشت و بسیاری از مدعیان دفاع از حقوق بشر را به تکاپو انداخته بود، اعدام حبیب اله گلپری پور و ١٧ زندانی سیاسی دیگر بازتاب چندانی نداشت و اعتراض کسی را به دنبال نداشت. حتی برخی پا را از این فراتر نهاده و به بهانه کشته شدن ١٤ سرباز مرزبان، بطور ضمنی از اعدام ١٦ زندانی سیاسی در زاهدان دفاع کردند.

حکومت اسلامی با روی کار آوردن نمایشی روحانی و دولتش، همان رسالت همیشگی کشتار مخالفین سیاسی را به جا می آورد و اسم پر طمطراق » کلیدار» و یا «دولت تدبیر و امید» زیر هموار سازی مناسبات با آمریکا و غرب در واقع پوششی است برای تداوم سرکوب و به دوش کشیدن جنازه متعفن حکومت جمهوری اسلامی، تا باز چند صباحی برای منافع سرمایه، چک و چانه بزند و از روند رو به رشد جنبش مطالباتی و چپ جامعه در حال انفجار ایران ممانعت بعمل آورد. رسانه های غربی هم با لانسه کردن این شعار ها و عملکردهای عوام فریبانه سعی در نشان دادن یک جمهوری اسلامی رام شده و دلسوز را دارند که در راستای صلح و امنیت قدم بر می دارد. اما واقعیت چیزی دیگری است، جمهوری اسلامی و دولت جدید ادامه همان کشتارها و دیکتاتوری سه دهه و اندی حکومت ننگین اسلامی است.

اعدام های جمعی در زندان های ایران یکی از اعمال کثیف و شرطی جمهوری اسلامی است که هروزه با سبعیت بیشتری تداوم دارد. این کشتارها در زندان و به حداقل رساندن امدادهای پزشکی برای زندانیان و دستگیری فعالین کارگری معترض و بستن فضای جامعه یکی از پلان های جمهوری اسلامی است برای بقا. هر انسانی که خواهان زندگی انسانی است، خواهان جامعه ای عاری از اعدام، شکنجه، تجاوزو سانسور است، هرکسی که رفاه جامعه انسانی را از بدیهی ترین حقوق انسان ها میداند، باید به صف معترضین به این شرایط بپیوندد. جامعه ای عاری از خشونت واعدام و تجاوز وسنگسار و خرافه پرستی و بر پایی دنیایی شیرین برای کودکان و آینده گان ایران بدون سرنگونی رژیم اسلامی میسر نیست.

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: