//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

کمپین حمایت از زندانیان بیمار( محروم از دارو و درمان) در این روز با اتحاد شما دوستان صدای منصور آروند خواهد بود

منصور آروند زندانی سیاسی ٣٨ ساله محکوم به اعدام است که احتمال اجرای حکم اعدام ضد بشرانه وی توسط جانیان جمهوری اسلامی هر لحظه امکان پذیر است.
منصور آروند دارای دو فرزند دختر می باشد یکی از آنها شش سال دارد و دیگری حدود شانزده سال ماه ها و سالها است که آنها از آغوش گرم پدر دور بوده اند و هر لحظه در انتظار به آغوش کشیدن پدر و دیدار مجدد او هستند تا این خلع نبود پدر را پر کنند.
نگذارید قلب منصور آروند به دست جانیان جمهوری جنایتکار اسلامی از تپش باز ایستد و فرزندان وی در حصرت دیدار پدر بمانند.
طبق اطلاعات به دست آمده توسط کمپین حمایت از زندانیان بیمار( محروم از دارو و درمان) منصور آروند حدود دو ماه را در اطلاعات زندان مهاباد در بدترین شرایط زندانی بوده است.
وی بر اثر ضربات باتوم های متعدد بر بدنش و کبودی و درد شدید حاصل از شکنجه ها در وضعیت بسیار بدی در آن زندان به سر برد.
منصور آروند مدتهای زیادی را در سلولهای انفرادی سپری کرده است و مسئولین زندان با قرار دادن دستگاه تولید صدا در سلول انفرادی وی مانع از خواب وی می شدند ( خوابی که گاها با کابوس روبرو بود)
منصور آروند در اطلاعات زندان مهاباد روزانه به مدت شش تا هفت ساعت مورد بازجویی توام با شکنجه های وحشیانه بسیار قرار می گرفته است.
طبق اطلاعات رسیده به کمپین حمایت از زندانیان بیمار ( محروم از دارو و درمان ) از اسمائیل آروند برادر بزرگ منصور آروند شدت شکنجه ها به حدی بوده است که پای وی توسط درل در اطلاعات زندان سوراخ شده است و همچنین کلیه های وی بر اثر شکنجه ها عفونی شده بوده است که به علت جلوگیری مسئولین ار اعزام وی به بیمارستان وی یک کلیه خود را بر اثر این شکنجه ها از دست داده است همچنین یکی از همبندیان وی پس از آزادی اش ذکر کرده است که ناخونهای پای منصور از ته در این شکنجه ها کشیده شده است و چند دندان وی نیز شکسته و کشیده شده است.
شکسته شدن دندانها در فیلمی که پرس تی‌وی (شبکه جمهوری ننگین اسلامی) نشان داده است به روشنی دیده می شود
منصور آرونددر حال حاضر در زندانی با نام دریا در شهر ارومیه در بدترین شرایط زندانی می باشد.
منصور آروند در ۲۴خرداد ماه سال ۱۳۹۰ در منزل مسکونی خود بازداشت شد.
او در شعبه یک دادگاه ننگین انقلاب مهاباد به ریاست قاضی جوادی کیا به اتهام محاربه از طریق همکاری مؤثر با گروه‌های معاند نظام و… در شهریور ماه ۱۳۹۱ به اعدام محکوم شد.
حکم اعدام این زندانی به او در تاریخ ۲۳ شهریور ماه ۱۳۹۱ در زندان ابلاغ شد و دادگاه تجدید نظر نیز این حکم را تایید کرد و در نهایت حکم به دایره اجرای احکام فرستاده شد
با تلاشهای متعدد برای لغو این حکم غیر بشرانه متاسفانه در اوایل ماه نوامبر (٨ آبان) برای سومین بار حکم قطعی اعدام وی تایید شد و این حکم در دیوان عالی کشور به پدر وی داده شد و شفاها در زندان نیز به وی ابلاغ شد.
منصور از حق داشتن وکیل محروم بوده است و دادگاه وی منصفانه برگزار نشده است.
وی در بدترین شرایط روحی و جسمی در زندان می باشد و خطر حکم اعدام وی هر لحظه امکان پذیر است
در تاریخ ١٢ آبان ماه ٩٢ سوران آروند برادر زندانی سیاسی منصور آروند که در کشور سوئد در حال زندگی می باشد به کمپین گفت: «هم بندی‌های برادرم با خانواده ام تماس گرفتند و خبر انتقال برادرم را به سلول انفرادی دادند.
برادرم هر روز تقریبا با خانواده ام می توانست از زندان تماس تلفنی بگیرد اما از هشتم آبان ماه هیچ تماسی نگرفته است.
به پدر ۶۷ ساله ام فشار آورده اند که به من و برادرم که در خارج از ایران زندگی می کنیم بگوید که ما حق مصاحبه با رسانه ها در مورد وضعیت برادرم را نداریم و حتی خودشان هم با من و برادرم تلفنی تماس می گیرند و تهدیدمان می کنند.»
سوران آروند که مدعی است برادرش منصور یک فعال مدنی بوده است و در مورد فعالیت های او در کردستان اینگونه می گوید:
«در کردستان مواد مخدر و هروئین بسیار راحت و با قیمت ارزان یافت می شود و چون اکثر جوان‌ها از بی کاری و کمبود شغل رنج میبرند متاسفنه سریعا برای کسب درآمدبه سمت مواد مخدر روی می آورند و گاها خود نیز آلوده آن می شوند.
منصور برادرم تلاش فراوانی می کرد تا با تشویق جوانان به ورزش آنها را از اعتیاد دور کند و درصدد یافتن کار برای آنها و دور کردن آنها از این منجلاب بود اما رژٓیم جمهوری اسلامی نمی خواهد که جوانان سرحال باشند و ترجیح می دهد آنها بیشتر خمار و گرفته باشند وکسی که بر علیه آن تلاش می کند سریعا راهی را برای برچسب زدن دروغین به وی و اتهام زدن به وب درست می کند تا از دستش راحت شود. به برادر من هم چنین اتهاماتی زدند تا از دستش راحت شوند.»
همچنین سوران آروند ذکر می کند در مغازه برادرش اسلحه یافت شده است و یکی از موارد اتهام وی نیز همین وجود سلاح بوده است.
منصور برادرم یک مغازه لوازم ورزشی در مهاباد داشت و مربی بدنسازی بود.
برادرم از کشتی گیران و بدن سازان معروف درکردستان است. اما یک روز ماموران اطلاعات به مغازه برادرم حمله کرده و او را دستگیر کردند و در انبار مغازه اش دو گونی حاوی مدارک حزبی و تعدادی اسلحه از جمله کلاشینکف و آرپی‌جی پیدا کردند اما آنها متعلق به برادرم نبودند و از وجودشان در انبار مغازه اش بی اطلاع بوده است.»
تحت هیچ شرایطی برادرم اتهاماتش را نپدیرفته است.
آنها حتی منصور را به شبکه پرس.تی.وی تلویزیون رژِیم بردند و در مصاحبه ای از او در مورد گونی مدارک و سلاح پرسیدند که او در همان مصاحبه گفت من حتی روحم هم خبر نداشته که آنها در زیر زمین مغازه ام هستند و گفت آنها متعلق به او نیست و نمی داند از کجا وارد انبار شده است.
برادرم در طول هفت ماه اول دستگیریش توسط ماموران اطلاعات مهاباد و زندان اوین زیر بدترین شکنجه شد. پس از اینکه نتوانسته بودند از او در زندان مهاباد اعتراف بگیرند او را به اوین فرستادند که در آنجا زیر شکنجه به بیمارستان تهران منتقل شد با این حال هیچ وقت اتهاماتش را نپذیرفت.»او در حال حاضر در زندان دریا در ارومیه در بدتربن شرایط می باشد.

1460206_630367960354094_353319665_n

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: