//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

علی رضا سربازی: فعال حقوق بشری و نقد مذهب

اگر این فرض که ترجیح زیست مسلمانی در کشوری مذهب زده مانند ایران از طرف عامه مردم ترجیحی غالب است را بپذیریم، آنگاه به دلایل موفقیت آیت الله خمینی در توانایی برای استفاده از پتانسیل های نهفته در کف جامعه و بکارگیری این نیرو در راستای براندازی نظام سلطنتی و برقراری یک حاکمیت به معنی واقعی کلمه استبدادی – تا آنجایی که به مکانیزم های داخلی انقلاب مربوط است- را بهتر درک خواهیم کرد. چنین درکی از واقعیت های روز جامعه می تواند بسان ابزاری در دست فعالین حقوق بشری برای تبیین راه کارهایی در خنثی سازی میدان مین دینی که جامعه مدنی ایران را در میان خود زمین گیر کرده است به کار گرفته شود.
یکی از نقاط ضعف بارز فعالین حقوق بشری و مبارزین سیاسی در برون مرز عدم آشنایی به ماهیت تلاش هایی است که از طرف جامعه به اصطلاح روشنفکری مذهبی و به نام پر از تعارض «روحانیت مدرن» در راستای مصادره کنوانسیون های حقوق بشری بین المللی و ارائه شکلی استحاله شده از آن که بر معیارها و رفرنس های مذهبی منطبق باشد، صورت می گیرد.
نقطه ضعف دیگر تلاش برای هدف قرار دادن دگم های دینی و زنجیرهای مذهبی است که مخاطب عام در ایران مایل به رهایی از آن نیست.
همه اینها در حالیست که مجازات های خشن اسلامی نظیر اعدام با طناب دار، قطع دست، بریدن سر، پرت کردن از کوه و … مجازات هایی است که بر مبنای فقه اسلامی و بر اساس متون مقدس و آیات و احادیث استنباط شده و در تمام موارد در تعارض با مبانی و پایه های حقوق بشری قرار دارند.
تلاش های مصلحین مذهبی برای گرفتن زهر حاکمیت دینی عموما بر معادلات درون تشیعی تکیه کرده است، که از مصادیق آن می توان حمله به نحوه اجرای حدود اسلامی و یا عدم لزوم جاری کردن حدود در عصر غیبت اشاره کرد. چنین رویکردی همواره سعی دارد تا چهره ای انسانی از دین به نمایش بگذارد. استفاده از عباراتی نظیر «لا اکراه فی الدین» با تکیه بر جنبه هایی که به نظر ایشان کرامت انسانی افراد را از دیدگاه دین ارج می نهد، از جمله ادبیات غالب مصلحین مذهبی است.
و اما در برابر آن و در عرصه حاکمیت، تکیه ی بیشتر همواره بر اساس ارزش گذاری نص صریح دستورات و حدود مذهبی بوده است. طبیعتا بر سر این نکته اختلاف نظری وجود ندارد که در فقه مجازات اسلامی اصل کرامت انسان به هیج وجه مراعات نشده است. به زبان دیگر مساله حفظ شان و کرامت انسانی مساله ای است که قطعا در بدو پیدایش دین بعنوان معضل و مشکل مطرح نبوده است بلکه موضوعی است که به مرور زمان و به موازات پیشرفت و پیچیده تر شدن جامعه بشری و در برابر آن انجماد و ایستایی فقه، تبدیل به چالشی امروزه گشته است.
و این نقطه شروع تعارض دین با انگاره های حقوق بشری است. زیرا در چنین تفسیری از دین، ابزار تعقلی و استدلالی به شدت تحقیر می شوند. به عبارت دیگر عقل فاقد کفایت لازم برای عبور از دین انگاشته شده و در نتیجه با تکیه بر آن نمی توان مبانی فقهی را به شکلی تبیین کرد که معیارهای حقوق بشری جهانی به نوعی جایگزین مجازات های خشنِ مذهبی گردد و در صورت تلاش برای اعمال چنین حرکت های اصلاحی، این بن مایه و خمیره ذاتی دین است که مورد حمله قرار می گیرد.
به عقیده نگارنده این همان نقطه آسیب پذیری دین است. معرفی تفاسیر متفاوت از متون مقدس نه به شکل استحاله یافته و مدرن شده آن و طبیعتا نه به شکل منابع ازلی و جامع و مخاطب محور، بلکه به عنوان منابعی که بایستگی حضور آنها نفی نمی شوند ولی به دلیل ثابت و غیر قابل تغییر بودن فاقد پتانسیل لازم برای بکار گرفته شدن به عنوان رفرنس کشف همه معارف هستند.
با چنین رویکردی است که عبور از پوسته درونی و قشر سخت میانی دین از عهده یک فعال حقوق بشری ساقط می شود زیرا به هر حال تلاش برای عبور از چنین پوسته محافظی علاوه بر اینکه انرژی و وقت بسیاری را تلف می کند، همیشه باعث غنی شدن جبهه دین از سربازان عوام الناس و به تبع آن تضعیف جبهه فعالین مدنی و حقوق بشری خواهد شد.
مطلبی که عیان است، آنست که خود متون مقدس با پذیرفتن ناسخ و منسوخ و متقدم و متاخر و عباراتی از این دست، کمتر از تشکیلات روحانیت بر روی اصالت خود پافشاری میکند. برای مقابله با روحانیتی که از خوان رنگین حاکمیت دینی ارتزاق می کند، نیازی به نفی کلی دین نیست. کافیست مخاطب درک کند که بر اساس مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر «هر فرد در انتخاب دین خود آزاد است.» کافیست مطمئن باشد که بین فقه تدریسی در حوزه علمیه سال نود و دو و علم فقه در سیصد سال پیش از آن تفاوتی وجود ندارد. می توان با مثال های تاریخی به مخاطب عام نشان داد که حتی خود آیت الله خمینی پیش از قرار گرفتن در مسند قدرت در مقایسه با سایر ارباب دین از جمله آیت الله شریعتمداری و… به مراتب چهره امروزی تر و مدرن تری داشت. و هم او بود که با نوعی نوآوری و بدعت مصلحت را در قالب اجتهاد جایگزین استنباط فقهی کرد. دین علیه دین اهرمی است قدرتمند. این اهرم می تواند بمثابه یک ابزار مهم توسط فعالین سیاسی و حقوق بشری در جامعه امروز ایران بکار گرفته شود.

Advertisements

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: