//
هم‌اکنون می‌خوانید...
وبلاگ

خالد زارعی: آرزوی آزادیشان، شادی به دل ما می بخشد.

صداي ما را به گوش جهان برسانيد ………………!
صداي زانيار و لقمان مرادي
loghman_v_zanyar_b0c4d
چندي پيش دو جوان ديگر كرد به نامهاي زانيار و لقمان مرادي در مرداد و مهرماه سال 88 ، بعنوان عاملين گروهكهاي تروريستي معرفي و به جرم ترور فرزند امام جمعه شهرستان مريوان بعنوان محارب مجازات وخبر اعدام آنها در سال 89 درملاعام به همه جا پخش شد . بازهم دو نفر ديگردر سناريوي كثيف رژيم جمهوري اسلامي گرفتار شدند . آنها بعد از 9 ماه شكنجه در اداره اطلاعات سنندج و بار ديگر با اقرار تحت شكنجه، جرم نكرده را به گردن اين جوانان سرزمين مادريم انداختند و آنها را در باتلاق كثيف خود گرفتاركردند ، مگر اينان آينده ساز اين مملكت نيستند چرا بايد اين جوانان بخاطر صداي حق طلبانه خود به گوشه زندان افتاده و با تهمت نابجا و حكمهاي ساختگي ، هرلحظه در انتظار اعدام باشند
اي كاش مي شد كه حقوق انساني انسانها را دست مايه افكار سياسي خود قرارنمي دادند وهر جا سخن از آزادي زندانيان سياسي به ميان مي آمد آرزوي آزاديشان به دل ما شادي مي بخشيد . كاش مي شد معناي زنداني سياسي را در ذهن خود مرورمي كرديم وهيچگاه نام آنها را از ياد نمي برديم . اي كاش مي شد خود را در جايگاه آنها قرارداده و اندكي از دردهايي كه بر قلبان يخ زده آنها وارد شده را درك ميكرديم ولي افسوس و صد افسوس تا كسي در زندان و اسير در بند نگردد نمي تواند آن شرايط را حس نمايد ولي مي دانيم و چقدر سخت گذشته بر آنها و خانواده هاي آنها .
كاش مي شد احساس پدران و مادراني كه بچه هايشان در انتظار اعدام هستند و هرشب با چشماني گريان و نااميد از همه جا شب را به صبح رسانده به اميد آنكه تلاشي دگر كنند كه شايد بخششي در دل ولي دم افتاده و دست از قصاص حكم بچه هايشان بردارد ، چقدر باور كردن آن سخت است ………………!
و هميشه با خود مي گفتند ، هرگزمادر نمي گشتم ، بجاي اومي بودم ، همه اين سختي را ، درزندان من ميديدم ، او تازه اول راه است ، هزاران آرزو دارد ،اميد در زندگي دارد ، ولي افسوس كه ياراي كاري نيست ……………!
كسي راهي نشان ميداد ، ببوسم پايشان را من ، كه شايد او ببخشايد………………! نميدانم ، چكار كردم ، در حق كي ظلم كردم ، من روزها را نمي بينم، چوگويي سالها بگذشته ، نميدانيد چقدر سخت است ،دگراز چشم من اشكي نمي آيد ، دگر ياراي كاري نيست ، مگر آسان مي باشد ، فقط اعدامي در كار است . نه ،خانواده من متلاشي ميگردد، صداي آه ما را به گوش همه برسانيد………………! كه شايد اميدي باز گردد ، دل ما را التيام بخشد
مگر مادر چكار كردم ، به جرم كدامين كار ناكرده ، ببوسي پاي نامردي ، بگير بالا سرت را كه فرزندت جوانمرد است ، نكش منت كه فرزندت اميدوار است ، اگر روزي افتادم ، بگو كه فرزند من به جرم كاري ناكرده ،به دست نا انساني ، به حكمي بي اساس ، سرش بر خاك افتاده ، اگر شانس يار ما باشد ، نبايد نااميد گردي ، نبوسي پاي نامردي ،

دراز كن دستانت ، به سمت انساني ،كه برساند صداي من ، به گوش همه ي دنيا ، كه شايد اميدي باز گردد ، دل من التيام گيرد
اي مردم آزادي خواه ،من از شما ميخواهم ،كه برسانيد صداي من ، به گوش همه ي دنيا …………….! چرا بايد با سن كم ،به زير خاك رفته ، حق زندگي كردن را ،از من و لقمان بستانند ،اي همدردم دردي دارم ، همه جانم وا رفته ، من و ياراي كاري نيست ، بكن كاري ، اي آزاده ،ما اسير در بنديم ، چشم به راه شما بستيم ، كه شايد با كاري ، ازاين زندان لاكردار،نجات يابيم ……………..!
به اميد آزادي تمام همبندانم،اميد دارم،اميد دارم
به اميد آزادي تمام زندانيان سياسي افتاده به بند رژيم فاسد جمهوري اسلامي

گفت‌و‌گو‌ها

هنوز دیدگاهی داده نشده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

كمك مالى خود را براى ما ارسال داريد

طومار حمايت از زندانيان سياسي, لطفا امضا كنيد

ما را در تویتر دنبال کنید!

خطا: توییتر پاسخ نداد. خواهشمندیم چند دقیقه صبر کنید و این صفحه را بازآوری نمایید.

آرشیو ماهانه

مدیران وبلاگ

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: